در مفهوم ولایت، رهایی از استبداد و تفرعن و برخورداری از آزادی و تحقق آزادگی تضمین می شود. پیامبر(ص) می دانست چه کسی را جانشین خود می سازد و رابطه او با مردمی که به دنبال حقیقت و صداقت و شفافیت هستند، چگونه خواهد بود. / در مفهوم ولایت رابطه ای دو طرفه نهفته است که براساس عقل و شعور و اراده شکل می گیرد و اساس آن صداقت و شفافیت است. چنانچه هر عنصری غیر از صداقت و حقیقت در آن وارد شود، سبب آسیب و خدشه خواهد بود. در این رابطه دو طرفه قوه قهریه هیچ نقشی ندارد.
» گفتار
چرا شما به من ثناء ميكنيد؟ من چيزي ندارم كه به من ثناء كنيد! من در مقابل شما حقّي ندارم؛ من بر شما منّتي ندارم!… با من اينطور نباشيد! راست و مستقيم باشيد! هيچ حال انفعال در شما پيدا نشود؛ بمناسبت ولايت من از خود تنازل نكنيد؛ حال انفعال بخود نگيريد؛ هر چه من ميگويم نديده و نفهميده قبول نكنيد! من از اين كارها خوشم نميآيد؛ با من مصانعه نكنيد، بازي نكنيد؛ به تعارفات مطلب را خلط نكنيد و نگذرانيد!
علی(ع) دنبال تحمیل خود و حکومت به زور نبود
امیرالمومنین (ع) در نامه مبسوطی، اشاره به پاسخی میكند كه در گذشته، پس از قضیه سقیفه در پاسخ به افراد خاصی چون ابوذر و عمار و سلمان و مقداد كه اعلام آمادگی برای كمك به حضرت كرده بودند، داده است و آن اینكه پیامبر (ص) به او دستور داده و با او عهدی كرده است كه به رغم اینكه ولایت امت از آن اوست، اما تنها در صورتی كه با عافیت و بدون درگیری و كشمكش، فرصت اِعمال ولایت و حكومت حضرت را فراهم ساختند و همه به آن رضایت دادند، عهدهدار كار آنان شود، وگرنه رهایشان كند. / آیا به مصلحت بود و اساساً حضرت امیر (ع) مجاز بود به رغم خواست عمومی جامعه و مخالفت آنان، كه تردیدی نیز در حرمت چنین خواست و مخالفتی وجود ندارد، از راه «تغلّب» یعنی «غلبه» یافتن از طریق زور و اعمال قدرت، زمام امور را به دست گیرد و با همین وضع امامت كند؟
متأسفانه در سالهای پس از انقلاب، راهكارهاى آموزشى و تبلیغى نه تنها مضمون جدیدی در بر نداشته، كه با همان شیوه هاى كهنه به ذهن مخاطبان القا گردیده است. اگر هدف از آموزش دین در مراكز آموزشى تلنبار كردن اطلاعات دینى بوده بحثى نیست، اما اگر غرض شناخت كافى براى جذب و انجذاب و اعتقاد در سطح جوانان و نوجوانان بوده، بى گمان نتیجه مطلوبى به دست نیامده است.
ویژگیهای حکومت دینی از دیدگاه قرآن و نهجالبلاغه
تحقق حکومت عادلانه و ثبات واستقرار آن به انتخاب مردم و پذیرش آنان وابسته است. حتی پیغمبر اکرم (ص) با اینکه نبوتش از طرف خداست ولی حاکمیتش بر اثر بیعت با مردم عملی شد. حضرت علی(ع) هم با اینکه در مراحل مختلف توسط رسول الله به جانشینی انتخاب شده بودند ولی پس از رسول خدا عملاً دیگران تصدی امور را به دست گرفتند و پس از گذشت 25 سال یعنی بعد از قتل عثمان طبقات مختلف مردم به سوی آن حضرت شتافته و به اختیار خود مشتاقانه با آن حضرت بیعت کردند و حاکمیت آن حضرت را پذیرفتند. امام حسن(ع) هم در نامه ای به معاویه می نویسند: مسلمانان مرا ولی امر قرار دادند و بعد از پدرم با من بیعت کردند.
یاعلی یا اباالائمه و یا اباالاحرار یا اباالشهداء!، ای که سرّ خدایی و جز پیامبر خدا کسی را یارای درک فضائل و مناقب تو نبوده و نیست ،دست یداللهی ات را به آسمان بلند کن و ما شیعیان تو و پیروان فرزندت امام را بیش از این در خذلان و خواری تفرقه و کینه و عداوت با یکدیگر و شادسازی دشمنان این انقلاب الهی و این آب و خاک علوی و مهدوی مپسند.
امام باقر(ع) در حدیثی، هر گونه بیان غیر منطقی از ولایت را رد میكند. این حدیث به این امر می پردازد كه كسانی که ولایت را به این معنا می گیرند كه انسان به صرف اینكه ادعای ولایت داشته باشد هرچند عمل صالح انجام ندهند نجات مییابند، در خطا هستند. اما انحراف دیگر این است كه كسی گمان كند پذیرش ولایت به معنای تعطیلی عقل و اطاعت كوركورانه است. آنچه انبیاء انسانها را به آن دعوت میكردهاند اطاعت و تبعیت كوركورانه نبوده است. از آیات متعددی از قرآن مجید بر میآید كه انبیاء مردم را به شنیدن سخنان آنان و تعقل درباره آن دعوت میكردهاند. اطاعت محض و کورکورانه حتی نسبت به ولی معصوم ناروا است تا چه رسد به غیر معصوم. اطاعت از ولی فقیه در همان حد و اندازه ای است که در قانون اساسی آمده است.
استقلال بانک مرکزی از دولت، به شکلی که این روزها بعضاً درباره آن تبلیغ و تمجید میشود، توهمی بیش نیست. اگر ریشه مشکل تورم و رشد نقدینگی در وابستگی بانک مرکزی به دولت است، پس چرا درست از سال 1350 به بعد یکباره نرخ رشد نقدینگی در ایران حالت انفجاری پیدا کرد و تا پیش از آن هم این نرخ بهشدت تحت کنترل بود و هم – به تبع آن – نرخ تورم؟ اگر مجلس واقعاً در پی کنترل کردن دولت است، باید به جای پافشاری بر استقلال غیرممکن بانک مرکزی، در برابر میل دولت به افزایش هزینههای خود ایستادگی کند.
جناح حاكم كاملاً حق دارد كه رژيم محمدرضا شاهي را به برپايي انتخابات نمايشي و تشكيل مجالس فرمايشي، سانسور گسترده مطبوعات، انحلال احزاب، سركوب هر گونه تظاهرات مردمي، تعطيلي اتحاديهها و سنديكاها، ايجاد محدوديت در حوزه و دانشگاه، اعمال شكنجه در زندانها، تيراندازي به سوي معترض بيسلاح و بيپناه، حاكميت تكصدايي و تكحزبي، توسعه فساد در درون حكومت و بيرون آن، گسترش بيبند و باري در جامعه به ويژه نسل جوان و غير قابل نقد و انتقاد دانستن مقام سلطنت كه همه قدرت را قبضه كرده بود و در عين حال پاسخگوي هيچ كس نبود، متهم كند. ولي از خود آنان ميپرسم كه در سال 1388 كدام يك از اعمال و سياستهاي فوق را خودشان اجرا نكردند؟ آيا مردم ايران انقلاب كردند تا آدمها تغيير كنند، اما سياستها، روشها و مناسبات همچنان ثابت بماند و حقوق آنها نقض نشود؟
اگر کسی شرایطی را فتنه بداند به هیچکدام از طرفین نباید خدمت کند. یعنی نمی تواند برای یک طرف ماجرا سینه بزند، بلکه باید کنار بکشد و یا تقیه کند. همچنین بر این اساس، يك طرف نمي تواند خود را پيروز ميدان و طرف ديگر را شكست خورده بداند. / دوران فتنه، دوران تاريكيست. فضا خاكستري و مه آلود است. ظالم و مظلوم برای خیلی ها نامعلومند. به باطل لباس حق می پوشانند و حق را باطل جلوه می دهند. در این گرگ و میش فقط بايد از قرآن كمك گرفت و نه از هیچ چيز ديگري. تنها راه نجات، آگاهي منبعث از قرآن، عزت منبعث از قرآن، بصيرت نشات گرفته از قرآن، تفكر متکی بر قرآن، تلاش و كوشش الهام گرفته از قرآن و به کارگیری صبر و استقامت توصیه شده در قرآن است.
عدم تعریف جرم سیاسی، یعنی نقض حقوق شهروندان
اگر عدم تعریف مانع تعقیب، محاکمه و مجازات متهمان سیاسی میگردید امری مطلوب بود، اما متأسفانه این روش تنها به حقوق شهروندان لطمه وارد کرده است و اصحاب قدرت که موظف به رعایت حقوق شهروندان هستند در این زمینه کوتاهی کردهاند. به نظر میرسد فقدان تعریف جامع و مانع حقوقی برای جرم سیاسی که بهانه عدم تدوین قانون در این زمینه است، بهانهای است که اصحاب قدرت برای حفظ منافع خود به آن متوسل میشوند والا می توان با ارائه یک تعریف که نسبتا” جامع ومانع باشد و با پیش بینی سازوکارهای هیأتمنصفه مردمی می توان در جهت حفظ حقوق این قشر از متهمان اقدام کرد. نتیجه آن علاوه بر رعایت حقوق متهمان، ایجاد آرامش در روند تحولات سیاسی و دگرگونی قدرت به شکل مسالمتآمیز است.
راهکارهای جدید مشارکت در جنبش سبز
اگر تخیل و خلاقیتِ فعلان جنبش به مواردی از این دست مشغول شود، میتوان با تکیه بر نمادها، سمبلها، آئینها و ارزشهای موجود در فرهنگ ایرانی- اسلامی، نمونههای ممتازی را برای مشارکت مثبت در جنبش ارائه داد؛ نمونههایی که بتواند «امید» را در جنبش زنده نگه دارد، پیام «صبر و استقامتِ همراهان» جنبش را مخابره کند، «احساس مشارکت» را در دیگران بیدار کند، از «خشونت های کلامی و عملی» دوری کند، از «قطبی کردن فضای مبارزه» بپرهیزد، در چشم رسانهها «تازه و بدیع» باشد، و در کنار اینها به «راهبردهای اصلی» جنبش وفادار بماند.
ضرورت تصویب سریع قانون جرم سیاسی
جرم سیاسی فقط شامل رفتارهایی است که در قانون بر آنها مجازات یا اقدام تأمینی و تربیتی تعیین گردیده است؛ لذا استفاده از عناوین کلّی و نامفهومی از قبیل اقدام علیه امنیت ملی یا اخلال در نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی، برای تبیین و تفهیم اتهام افراد درست نیست. / الزامات قانونی مهّم ناظر به نحوه رسیدگی به جرایم سیاسی و محاکمۀ متهمان اینگونه جرایم، به این دلیل است که نظامهای سیاسی حاکم نتوانند تحت عناوین مختلف و در قالب پوششهای گوناگون حقوقی و قضایی به مخالف ستیزی بپردازند. عمل به الزامات قانونی مذکور، مستلزم تعریف شفّاف و تعیین دقیق مصادیق جرم سیاسی است. در صورت عدم تعریف جرم سیاسی از سوی قانونگذار، امکان نادیده گرفتن الزامات و تضمینات قانونی ناشی از آن از سوی دولتها وجود خواهد داشت. / با توجه به اهمیت جرم سیاسی و آثار مهمی که بر ارتکاب این جرم و نحوه برخورد با مرتکبان آن مترتّب است، اقدام عاجل قانونگذار در ارائه تعریف دقیق و شفّاف جرم سیاسی، ضروری به نظر میرسد.
از گفتههای پیامبر و امامان، تا نمازجمعههای ما
حکومت بر قلب ها با خشونت و بی رحمی سنخیتی ندارد بلکه با عشق و محبت و نرمش ممکن می شود. امام جمعه ما توصیه به بی رحمی می کند و از مرخصی و عفو زندانیان نگران است، در حالی که پیامبر خدا می فرماید: چون به امارت رسیدید، زیر دستان را ببخشایید، و امام هادی(ع) می فرماید: ستیزه کردن دوستی دیرین را از بین می برد و پیوند استوار را از هم می گسلد، و امام علی (ع) میفرماید: دل خود را آکنده از مهر و محبت و لطف نسبت به مردم گردان و مبادا برای آنان چون جانور درنده ای باشی که خوردنشان را غنیمت می دانی.
تفکر و نقد عالمانه، به جای عقیده و تعصب جاهلی
براي پويا شدن امر نظريهپردازي و توسعه پژوهش در حوزه علم، نخستين گام اجتناب از «عقيده» مندي و بهجاي آن تقويت «تفكر» وانديشمندي است. بزرگترين خطر و آفت براي پيشرفت و توسعه علم «معتقد» شدن عالمان به يافتههاي خويش به گونه مسلم و بيچون و چراست. حتي در حوزه الهيات نيز چنين است. امتياز مهمي كه الهيات اسلامي با الهيات مسيحي دارد همين امر است. در الهيات اسلامي به پيروي از تعليمات قرآن مجيد ايمان مبتني بر تعقل، تفكر و معرفت است. به نظر محي الدين ابن عربي آگاهي ودانايي، وجودي «ني هنوز» دارد يعني هموار.
نظر اسلام درباره ورود بیاجازه به خانه مردم
از نظر اسلام، ورود به خانه دیگران بدون اطلاع دادن و اجازه گرفتن، حرام است. این حكم كه مورد اتفاق نظر بین مسلمانان است، مستند به نصّ قرآنی است كه مؤمنان را از چنین كاری نهی كرده است. مسأله، مسأله نگاه به نامحرم نیست، لذا خداوند از مسلمانان خواسته است حتّی اگر در خانه كسی نیست، تا وقتی كه اجازه نداده اند، وارد نشوید. در نابسامانیهای اجتماعی و سیاسی، نباید انگشت “اتهام” را به سوی “فقه” گرفت، بلكه “فقه”، مدّعی است، نه متّهم. موازین فقهی، مانع ظلم و تعدی است، البته اگر به درستی اجرا شود. / محدود شدن موارد خاص و استثنایی به صدور حكم قضائی، برای جلوگیری از اقدامات خودسرانهای است كه ممكن است از سوی مأموران اتفاق بیافتد. از این رو تصمیم گیری در هر مورد، مستقیماً بر عهده “قاضی صاحب صلاحیت” است تا كسی كه از صلاحیت اخلاقی و علمی مورد اطمینانی برخوردار است و از هیجانات سیاسی و اجتماعی فاصله دارد، در این باره تصمیم بگیرد، ولی اگر مقام قضائی، به صدور “حكم كلی” اقدام نموده و تصمیم گیری در “موارد” و نسبت به “اشخاص” را به مأموران واگذار كند، در حقیقت، “فلسفه نیاز به حكم قضائی” نقض شده است.
آزادی معنوی، لازمه آزادی اجتماعی
آیا ممكن است بشر آزادى اجتماعى داشته باشد ولى آزادى معنوى نداشته باشد؟ صاحبان قدرت که خود را پاسخگوی مردم خود نمی دانند، نمى توانند حامى و مدافع حقوق مردم باشند و شأن انسانی دیگران را محترم بشمارند. بشر برده حرص و آز و شهوت و خشم، چگونه مى تواند آزادى اجتماعى را پاس بدارد و به حريم ديگران تجاوز نكند و چگونه مى توان تضمين كرد كه بلطائف الحيل حقوق مردم را پايمال نكند. گاهى در لباس دين، و گاهى در لباس علم و حقوق بشر مردم را اسير خود مى سازد و اسم آن را دفاع از آزادى مى گذارد.
اگر ابزار رسانه ای انحصاری شد و رسانه های عمومی و ملی در انحصار و اختیار فرد یا گروهی خاص و یا حتی دولت قرار گرفت ، نمی توان آن جامعه را عادلانه تلقی کرد . انحصاری کردن رسانه های عمومی چیزی است که به عدالت اقتصادی و عدالت در بخش قدرت آسیب می رساند . اگر ابزار اطلاع رسانی را عمومی نماییم و از انحصار به در آوریم ، علاوه بر این که کار عادلانه ای کرده ایم ، آزادی را محقق ساخته ایم . اما اگر از عدالت اجتماعی داد سخن داده شود و از عدالت در زمینه اطلاعات سخنی به میان نیاید ، در این صورت آزادی به پای عدالت قربانی می شود و در نتیجه عدالتی نیز در حوزه اقتصاد و سیاست در کار نخواهد بود و دگر بار تمرکز ثروت و قدرت به جامعه باز خواهد گشت .
فردا عرفه است؛ روز آگاهی و «آگاهی» عنصری سرنوشت ساز است که همواره در طول تاریخ از ناحیه برخی تفکرات مورد بی مهری و مقابله قرار گرفته است. باید برای آگاهی تلاش کرد. باید خواند، باید گفت، باید نوشت، حتی اگر گفته ها و نوشته ها فیلتر شوند …
اقتصاد غیراخلاقی و بنبست عدالت
به تعبیر شهید بهشتی عدل اخلاقی زیربنای انواع دیگر عدل است و برای تحقق فضیلت عدالت اجتماعی ابزارهای رذیلانه و غیراخلاقی مناسب و کارآمد نیستند و پایداری آن را تضمین نمیکنند. لذا کسانی میتوانند سمتگیریهای مربوط به عدالت را پیش گیرند که حداقلی از التزام به ملاحظات اخلاقی را داشته باشند.
بر صاحبان اندیشه پوشیده نیست که یکی شدن دولت و ملت، مغالطه ی مشهوری است که بنیاد نظام های توتالیتر بر آن استوار است و نظام های توتالیتر بر اساس آن، تلاش می کنند باورها، خواسته ها، تاریخ و حافظه ی ملت را بر سیاست های دولت تطبیق دهند تا با شکل گیری «مردمِ دولتی»، ملت و دولت یکی شود . نیچه ، فیلسوف آلمانی این مغالطه ی مشهور را دروغ بزرگِ دولت نامیده است.
من با نقد منصفانه ، به موقع و سنجیده دوستان و هم فکران مشکلی ندارم که بسیار هم لازم است، ولی این فرق می کند با اینکه ما جبهه مقابل را که تا بن دندان مجهز به تخریب کننده های گوناگون و ابزار پیشرفته سرکوب است فراموش کنیم و تمام انرژی را صرف نقادی همراهانمان نماییم . این اسمش غفلت و افراطی گری است .
اقتصاد ویران ایران در آینه آمار
با مطالعه گزارش بانک مرکزی تحت عنوان «خلاصه تحولات اقتصادي كشور در سال 1388» که به تازگی منتشر شده، به خوبی میتوان وضعیت رکودی و اسفبار و زمینگیری اقتصادی ایران را در سال 88 دریافت، از جمله در بخش صنعت و معدن که به رشد کند اشاره شده و یا بخش ساختمان و مسکن که به رکود نسبی در آن تصریح شده است. / برای اینکه دریابیم چه فاجعه اقتصادی در دوره دولتی که قرار بود درآمد نفت را به سر سفره های مردم به ویژه محرومان و بیکاران ببرد، اتفاق افتاده، کافی است ترکیب کالاهای وارداتی به کشور را با ترکیب کالاهای وارداتی در سال آخر دولت خاتمی (سال 83) مقایسه کنیم که نشان میدهد سهم کالاهای سرمایهای، واسطهای و مصرفی در ترکیب واردات به کشور که نشاندهنده روند افزایشی جریان سرمایه گذاری و تولید و اشتغال در دوره دولت اصلاحات بود، از سال 84 نه تنها برهم خورد، بلکه معکوس شد.
نمیتوان با دروغ به اهداف متعالی رسید
نمیتوان با ابزارهای غیر الهی به مقاصد الهی رسید. نمیتوان با روشهای باطل، به اهداف حق دست یافت. نمیتوان با دروغ و فریب و نیرنگ و خیانت، به راستی و درستی و یکرنگی و سلامت رسید. نمیتوان با خشونت و قساوت، به لطافت و انسانیت نزدیک شد. نمیتوان با خودکامگی و زورگویی، آزادگی و کمالطلبی ایجاد کرد.
امام مخالف یکدست شدن جامعه بود
اگر کسی در این نظام در فکر حذف و یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد حتما پیش از آن که به رقیب یا رقبای خود ضرر بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است. / ایشان معتقد هستند که نمی توان جامعه را یک دست کرد و یک دست کردن جامعه را در مدیریت کشور مطلوب نیز نمی دانند؛ یعنی نه در باورشان هست و نه مطلوب تشخیص می دهند و نه آن را امکان پذیر می دانند. / متاسفانه تا آن جایی که ذهنم یاری می دهد هیچ گاه شاهد این تبادل افکار و اندیشه بین گروههای مختلف نبوده ایم و فکر می کنم که اگر ما به این فرمایش امام در منشور برادری توجه می کردیم حال و روزی بهتری می داشتیم
خوارج تقاضای گفتگو نداشتند و امام علی (ع) نیز الزامی برای اقدام به چنین کاری نداشت، و یا حداقل می توانست چنین کاری را به برخی از اصحاب خود محوّل نموده و شأن خود را در دوری از مباحثه با آن ها و دهان به دهان شدن با ایشان دیده و اعتنائی به ایشان نکند. امام حتی در شرائطی بر گفتگو اصرار می ورزید، که خوارج با شورش، سر به طغیان برداشته و عبداله بن خبّات و همسرش را به قتل رسانده بودند، ولی از نظر حضرت، حتّی آن خشونت ها هم راه احتجاج را مسدود نمی ساخت و امام بجای آن که یک طرفه به نقد آن ها پرداخته و غیاباً آن ها را محکوم کند، حضوراً به گفتگوی دو جانبه می پرداخت و گاه ابن عباس را مأمور احتجاج با آنها می کرد.
انحلال مشارکت از دو زاویه حقوقی و سیاسی
عباس عبدی انحلال جبهه مشاركت را از دو حيث حقوقي و سياسي ميتوان تحليل و بررسي كرد. چنين انحلالي و مطابق آنچه كه گفته شده است، قاعدتاً از حيث حقوقي پذيرفته شده نيست. زيرا انحلال يك حزب بايد مبتني بر حكم دادگاه باشد و چون کنش سياسی محور اصلي فعاليت احزاب است، بنابراين بايد رسيدگي […]
نشانههای انحطاط دولتها از نگاه علی (ع)
استبداد و بی عدالتی و ستم در جامعه آثاری برجای می گذارد و جامعه منحط را نمایان می سازد. عقب ماندگی و بی فرهنگی و خرابی و روزمرگی یکی از نشانه های چنین جوامعی است. ظاهر گرایی و بی توجهی به اخلاق از دیگر مشخصات چنین جوامعی است. استبداد و نظامی گری و قلدر مآبی از دیگر ویژگی های آن است است.
این روزها همه از «دشمن» حرف میزنند: «دشمن» در کمین است. مترصد فرصت است. نمیخواهد ما «ما» باشیم. از خواریمان شاد است و از عزتمان ناشاد. باید گفتهها و ناگفتههای خود را با دماسنج او تنظیم کنیم. میزان شده است رای و نظر «دشمن».
احمدی نژاد و بحران افتخار و اعتبار
محمود احمدی نژاد در انتخابات موفق به کسب رای 24 میلیون تن از ایرانیان شده است. این ادعای وزیر کشور او بوده و کسی هم حق تردید در آن را نداشته است. اما او و حامیانش هر روز دنبال کسب افتخارات جدید و مصادره افتخارات این و آن هستند، حتی اگر پاس گل یک ملیپوش، برد یک بازی نمایشی فوتبال، مدال یک قهرمان و یا بازوبند یک پهلوان باشد؛ اما در عین حال آنها طوری رفتار میکنند که گویی در اینهمه افتخار، ذرهای اعتبار نمییابند.









