سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از گفته‌های پیامبر و امامان، تا نمازجمعه‌های ما...
» توصیه امام هادی (ع) حکومت بر قلب‌ها و توصیه خطیب جمعه تهران بی‌رحمی است

از گفته‌های پیامبر و امامان، تا نمازجمعه‌های ما

چکیده :حکومت بر قلب ها با خشونت و بی رحمی سنخیتی ندارد بلکه با عشق و محبت و نرمش ممکن می شود. امام جمعه ما توصیه به بی رحمی می کند و از مرخصی و عفو زندانیان نگران است، در حالی که پیامبر خدا می فرماید: چون به امارت رسیدید، زیر دستان را ببخشایید، و امام هادی(ع) می فرماید: ستیزه کردن دوستی دیرین را از بین می برد و پیوند استوار را از هم می گسلد، و امام علی (ع) می‌فرماید: دل خود را آکنده از مهر و محبت و لطف نسبت به مردم گردان و مبادا برای آنان چون جانور درنده ای باشی که خوردنشان را غنیمت می...


عبدالرحیم سلیمانی اردستانی *

با توجه به سه ساحت بدن، عقل و قلب در وجود انسان، سه مرتبه و درجه از تسلیم را می توان در نظر گرفت: تسلیم بدن، تسلیم عقل و تسلیم قلب. با زور و تهدید بدن انسان ها را می توان تسلیم کرد، اما عقل و قلب آنان را نمی توان. با استدلال و برهان، یا برهان نما و مغالطه، عقل انسانها را می توان تسلیم کرد اما دل و قلب آنان را نمی توان. تسلیم قلب و دل به معنای تسلیم همه وجود آدمی است که همان حقیقت ایمان است(مطهری، مرتضی، عدل الهی، ص315-316).

کسانی که در پی حکومت بر مردم بوده اند روشن است که تسلیم و پیروی مردم را نیاز داشته اند. اما نکته قابل توجه در اینجا این است که اینان با توجه به هدفی که در سر داشته اند به مراتبی از تسلیم مردم محتاج بوده اند و همین می تواند معیاری برای تشخیص حکومت حق از باطل باشد. حکومت باطل حکومت را برای حکومت می خواهد و در پی اقتدار دنیوی خویشتن است. برای او تسلیم بدن مردم کافی است و به همین جهت برای تسلیم بدن ها به زور و داغ و درفش و زندان و شکنجه و اعدام و یا به زر و وعده پست و مقام روی می آورد. این نوع حکومت یزیدی است. اما گاهی همین حکومت ها مصلحت و ماندگاری و راحتی خود را در این می بینند که به گونه ای عقول انسان ها را نیز تسلیم سازند. اینان از استدلال و برهان نما نیز استفاده می کنند. فرق معاویه و یزید همین است و به همین جهت در حکومت معاویه نیرنگ های عمرو بن عاص نقش بالاتری دارد و در حکومت یزید شمشیر عبید الله و عمر سعد.هر چند به هر حال هر دو از ترکیبی از زور و زر و تزویر استفاده می کنند.

اما حاکم حق هدفی بالاتر و برتر دارد. از آنجا که او حکومت را برای حکومت نمی خواهد و حکومت برای او تنها ابزاری است برای احقاق حق، پس او در پی تسلیم قلوب انسان هاست.روش تسلیم کردن قلوب انسان ها متفاوت است. دل انسان ها را با زر و زور و تزویر نمی توان تسلیم کرد. حکومت نبوی و علوی در پی این است که درون انسان ها را منقلب سازد تا جامعه ای ایمانی و حق پرست به وجود آورد، جامعه ای که آرمانش پاکی و عدالت باشد. به همین جهت پیامبر(ص) و علی(ع) در پی فتح دل های انسان ها هستند و با زر و زور و تزویر کاری ندارند.

اما چگونه می توان دل و قلب انسان ها را فتح کرد؟ امام دهم حضرت هادی(ع) در سخنانی گوشه هایی از این امر را آشکار می سازد. آن حضرت در دو سخن شریف دو عامل اصلی تسلیم دل ها را بیان می فرماید. آن حضرت در این دو سخن به دو نوع رابطه اشاره می کند که در تسلیم و اطاعت مردم تعیین کننده است، یکی رابطه با خدا و دیگری رابطه با مردم. درباره رابطه اول می فرماید:

«من اتقی الله یُتّقی و من اطاع الله یُِطاع» کسی که از خدا پروا داشته باشد از او پروا دارند و کسی که از خدا اطاعت کند از او اطاعت کنند(تحف العقول، ص375). پس مردم اطاعت و پیروی خود را نسبت به کسی روا می دارند که او را مرد خدا بدانند و تقوا و پرهیزگاری را در اعمال و کردار او بیابند و هواپرستی و قدرت پرستی را در او نبینند.

آن حضرت رابطه دوم یا رابطه با مردم را اینگونه بیان می فرماید:

«من جمع لک وُدَه و رأیه فاجمع له طاعتک» هر کس دوستی واندیشه اش را در اختیار تو گذاشت تو نیز اطاعت و فرمانبری خود را در اختیار او بگذار(همان، ص358؛ بحار الانوار، ج78، ص365).

پس از کسی باید اطاعت کرد که خالصانه به مردم عشق بورزد و مردم را با جان و دل دوست داشته باشد. و نیز باید از کسی اطاعت کرد که صادقانه فکر و اندیشه خود را در اختیار مردم می گذارد. کسی که مردم را فریب می دهد در واقع اندیشه خود را پنهان می کند و خلاف آن را به مردم می گوید.

کسی که به مردم عشق می ورزد با آنان متواضعانه برخورد می کند و به صورتی ساده و بی پیرایه نزد آنان حاضر می شود. حضرت عیسی(ع) در پی تسخیر دل هاست که متواضعانه سوار بر الاغی می شود و در میان جمع حاضر می شود.هم چنین وقتی محمد مصطفی(ص) و علی مرتضی(ع) که با فقرا روی خاک می نشینند و با آنان خاضعانه نشست و برخاست می کنند نتیجه اش تسخیر دل ها است. شکوه و جلال ظاهر ممکن است بدن ها را بترساند و تسلیم کند، اما دل ها را می گریزاند. امام هادی(ع) می فرماید:«من رضی عن نفسه کثر الساخطون علیه» کسی که خود پسند باشد ناراضیان او و کسانی که از او خشمگین هستند، زیاد خواهند شد(بحار الانوار، ج69، ص316).همچنین حکومت بر دل ها را با خشونت نمی توان به دست آورد، چرا که دل در صورتی تسلیم می شود که در آن عشق و محبت ایجاد شود و خشونت محبت را از بین می برد. امام هادی(ع) می فرماید:«ستیزه کردن دوستی دیرین را از بین می برد و پیوند استوار را از هم می گسلد»(گزیده میزان الحکمه، ص708).

آری، حکومت بر قلب ها با خشونت و بی رحمی سنخیتی ندارد بلکه با عشق و محبت و نرمش ممکن می شود. خداوند تعالی به زیبایی به این نکته اشاره می کند که چرا پیامبر بر قلوب مردم حکومت می کند:

«فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفظوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر» پس به برکت رحمت الهی با آنان نرم خو و مهربان شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعا از پیرامون تو پراکنده می شدند. پس از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه، و در کارها با آنان مشورت کن(ال عمران، 159).

نرمش و مهربانی همراه با دلسوزی و احترام به مردم باعث شده است که مردم نسبت به پیامبر عشق بورزند و پروانه وار گرد او بچرخند. و چه دورند از روش و سیره پیامبر و ائمه کسانی که کلید موفقیت یک حکومت را خشونت و بی رحمی می دانند و چه آزار دهنده است وقتی که در ظهر جمعه، که وقت عبادت و یاد خداست، انسان از زبان کسی که خود را امام جمعه می داند توصیه به بی رحمی می شنود. امام جمعه می گوید با مخالفان بی رحمانه برخورد کنید. نگرانی آقای امام جمعه این است که چرا به زندانیان سیاسی مرخصی داده شده است. توصیه امام جمعه این است که نکند فردی را که متهم است و از خارج قرار است به کشور باز گردد در فرودگاه دستگیر نکنند؛ البته قاعدتا نگرانی آقای امام جمعه این است که نکند تبعیضی در کار باشد؛ چرا که همه مخالفان یا متهمان در همان فرودگاه دستگیر می شوند. آری، این عدالت مورد توصیه امام جمعه عادل است و این همان نماز جمعه ای است که خداوند فرموده است:«ای کسانی که ایمان آورده اید، چون برای نماز جمعه ندا در داده شد به سوی یاد خدا شتابید»(جمعه،9). نماز جمعه یاد خداست و با یاد خدا دلها آرام می گیرد! این همان نماز جمعه است که در آن امام جمعه خود و مردم را به تقوای الهی توصیه می کند!

امام جمعه از مرخصی و عفو زندانیان نگران است و پیامبر خدا می فرماید:«چون به امارت رسیدید، زیر دستان را ببخشایید(نهج الفصاحه،ص51). وامام علی(ع) خطاب به مالک اشتر می فرماید:«گاه از آنان [مردم] لغزش و خطا سر میزند، ناراحتی هایی به آنان عارض می گردد، به دست آنان عمدا یا سهوا کارهایی انجام می شود(در این موارد) از عفو و گذشت خود آن مقدار به آنان عطا کن که دوست داری خداوند از عفوش به تو عنایت کند…و از عفو و رحمت او بی نیاز نیستی. هرگز از عفو و بخششی که نموده ای پشیمان مباش. و هیچ گاه از کیفری که نموده ای به خود مبال»(نهج البلاغه، نامه43).

امام جمعه توصیه به بی رحمی می کند و پیامبر خدا می فرماید:«حاکمی که به زیر دستان رحم نمی کند خداوند بهشت را بر او حرام می کند»(نهج الفصاحه،ص51) و امام علی(ع) خطاب به مالک اشتر می فرماید:«دل خود را آکنده از مهر و محبت و لطف نسبت به مردم گردان و مبادا برای آنان چون جانور درنده ای باشی که خوردنشان را غنیمت می دانی؛ زیرا که مردم دو دسته اند، یا برادر دینی تو هستند و یا هم نوع تو»(نهج الفصاحه، نامه 53)

چقدر سخنان امام جمعه ما با سخنان پیامبر(ص) و علی(ع) منطبق است! چقدر خطبه های او تقوا و پرهیزگاری ایجاد می کند! چقدر نماز جمعه او به یاد خدا می اندازد و آرامش ایجاد می کند! چقدر گفتار او مردم را به دین و اسلام دعوت می کند!

* عضو هیات علمی دانشگاه مفید، عضو شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

منبع: وبلاگ شخصی نویسنده


22 پاسخ به “از گفته‌های پیامبر و امامان، تا نمازجمعه‌های ما”

  1. ناشناس گفت:

    سلام.
    لطفا به اطلاع برادران نظامی سر گذر و چهارراه‏ها که با هر چه در توان داشتند، به مردم یورش کردند برسانید:

    امام علی (ع) خطاب به مالک: “مبادا برای آنان چون جانور درنده ای باشی که خوردنشان را غنیمت می دانی؛ زیرا که مردم دو دسته اند، یا برادر دینی تو هستند و یا هم نوع تو”

  2. hasan گفت:

    این حرفها مال وقتی است که دین فروشان بر مسند قدرت نباشند ،

  3. يار گفت:

    خيلي عالي بود

  4. ناشناس گفت:

    قبلا هم گفتم كه شما فقط قائل به گفتمان هستيد و چيزي جز حكم گفتمان برايتان ارزش ندارد حتي آن حكم ، حكم خدا باشد
    مقايسه اي بين كلام حضرات معصومين و علماء موجود در مقاله شما ديده شد كه ناشي از خشم و نفرت بود و نشانه اي از شكست و بي خود شدن است .
    مگر مي شود كه حضرات معصومين فقط قائل به صلح و آشتي بودند پس اين جنگهايي كه در صدر اسلام اتفاق مي افتد چيست.
    اگر شما صلح امام حسن عليه السلام را مي بينيد بايد جنگ امام حسين نيز را ديد.
    و شما خود خوب مي دانيد كه حكم بعضي از اين اشخاص كه در زندان هستند اگر در زمان خلافت امام علي عليه السلام و يا پيغمبر اكرم ص بود كمتر از اعدام نبود ولي چون به حكم رهبر عزيزتر از جانمان جذب حداكثري و دفع حداقلي در امور باشد ، تا به حال اين حكم جاري نشده است.
    واي به حالتان اگر علي زمان حكم به عدم رأفت بدهد و ان زمان شمائيد و ….

    • آنتی مواجب بگیر گفت:

      آن جذب حداکثری را رحمت للعالمین (ص) میشناسد که صاحب مکارم اخلاق است نه کسی که با توهین و فحاشی اعلام موضع مینماید اولا.!!!!
      ثانیا سیاست کاری مراد خود را اگر نمیدانستی بدان بر مبنای یک بام و دو هواست(جذب حداکثری و دفع حداقلی—خودی و غیر خودی)!!!!
      ثالثا زمامداری که کل خلافتش بیشتر شبیه صلح بوده(از فرط عافیت گزینی) تنها به لشگر فرهیختگان غل و زنجیر شده میتواند اعلام جنگ بدهد(از فرط نقدپذیری)!!!!

    • Rezvan گفت:

      اصلا خودت فهميدي كه چه گفته اي و چه اعتراف جالبي كرده ايد؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
      “حکم بعضی از این اشخاص که در زندان هستند اگر در زمان خلافت امام علی علیه السلام و یا پیغمبر اکرم ص بود کمتر از اعدام نبود ولی چون به حکم رهبر عزیزتر از جانمان جذب حداکثری و دفع حداقلی در امور باشد ، تا به حال این حکم جاری نشده است.”

      اين يعني رهبر شما نعوذ بالله خود را بالاتر از رسول خدا و مولا علي(ع) مي داند و احكام الهي را بر اساس استنباط خود و نه حقيقت دين مبين اسلام اجرا مي كند. برو اول درست حرف زدن را ياد بگير بعد نظر بده اخوي!

    • علی گفت:

      آخ نگو که ترسیدم. وووووووووووووووووووووووووووووی

    • ناشناس مسلمان گفت:

      تعجب مى‌كنم از شما برادر بسيجى و از شما دوستان كه فقط نظرات خود را ميگذاريد و هيچكس جواب اين دو ناشناس را نداده.
      بنده از شما سوال مى‌كنم، نامه‌ى حضرت على به مالك را كه در باب فرماندارى بوده، خوانده‌ايد؟
      از نوشته‌هاى شما معلوم است كه نه .
      آيا ميخواهيد حقايقى را به شما بگويم كه چشمانتان از حدقه بيرون بپرد؟
      – شما مى‌دانيد كه در زمان پيامبر، عرق فروشى ها كماكان به فعاليت خود ادامه مى‌داده‌اند؟
      – شما مى‌دانيد كه در زمان پيامبر، فاحشه‌ها علنا به كار خود ادامه مى‌داده‌اند؟
      – مى‌دانيد كه در زمان پيامبر، حجاب اجبار نبوده ؟
      همه‌ى اينهايى كه گفته شد، حقيقت دارد و فقط در اين 30 سال اخير جلويشان گرفته شده. پس معلوم مى‌شود يك سرى از قوانين در اسلام نيست و پس از انقلاب به اسلام اضافه شده، مثل همين نمونه‌هايى كه در بالا برايتان ذكر شد.
      سركوب كردن دشمنان نيز از همين گونه موارد است.
      شمايى كه ميگوييد حسن و حسين (ع) را باهم ببينيم، لازم است بدانيد كه در همان زمان مولا على، ايشان را صب ميكردند، به وى تهمت مى‌زدند و … اما اخلاق على اجازه‌ى واكنش به وى را نمى‌داد.
      من از شما مى‌پرسم، اگر جنگ حسين را مى‌بينيد، بى‌انصاف نباشيد و صلح 11 امام ديگر را هم ببينيد. كه هيچكدام از روى ترس يا فقدان نيرو نبوده.
      لصفا قبل از حرف زدن بيشتر فكر كنيد.

  5. ناشناس گفت:

    اگه جرات داريد و قائل به گفتمان هستيد نظرات را علني كنيد….

    • ناشناس مسلمان گفت:

      عجب !!!!!!!!
      كه شما ردشو بزنين و بريزين تو خونشون و ببرين اونجايى كه عرب نى انداخت ….
      ما كه نظراتمون علنيه، شماها مخفى كارى ميكنين.

  6. هادی گفت:

    می‌دانم که باورش برای همه مسلمانان سخت است اما واقعییت این است که این طایفه برای ماندن در حکومت، اسلام را برای خود میخواهند نه خود را برای اسلام. همه معصومین همه توان و زندگی‌ خود را صرف گسترش اسلام و تربیت مردم کردند تا با فدای خود در راه اسلام و تربیت مردم آینده‌ای را بسازند که انسان برای آن خلق شد. آنچه امروز از این طایفه قدرت طلب شاهدیم نابود کردن همه چیز ماست و آنچه که معصومین برای هدایت ما داشته اند. مستبدین چنان به باورهای شیعی ما میتازند که گوئی دوران حکومت فرعون از یک طرف و پیامبر اکرم و امام علی‌ از طرف دیگر جابجا شده است.

  7. محمد گفت:

    سلام
    ناگفته پیداست انکه بر طبل خشونت میکوبد رفتارش با عدل و مهر الهی در منافات است.خداوند در همه سوره های قران با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کرده است.تنها در یک سوره از این ایه مبارک استفاده نکرده (منافقون)که سوره ای دیگر دوبار تکرار کرده است (نمل)تا جبران شود بعبارتی خداوند صفت رحمن و رحیم خود را به رخ بندگان خویش میکشد.پیامبر خدا حتی هند جگر خوار و وحشی را که گرامیترین عمویش را به شهادت رسانیده بودند بخشید.در حکومت پیامبر یا علی(ع)هرگز دیده نشده با اسیر برخورد نامناسب شده باشد.
    …اما…
    اما در حکومتی که ادعای جانشینی پیامبر را دارد و نام اسلامی را یدک میکشد رهبرش مخالفین را میکروب مینامد.رییس دولتش انها را خس وخاشاک خطاب میکند.فرمانده نیروی انتظامیش به دروغ میگوید نیروهای ما کتک خوردند که مردم اسیب نبینند گویی هیچکس ان صحنه ها را ندیده یا امکان دسترسی به فیلمهای ان وجود ندارد.بازجویش برای گرفتن اعتراف سر متهم را در کاسه توالت میکند.وزارت اطلاعاتی که ریگی را از افغانستان تعقیب میکند ودر اسمان دستگیر از پیدا کردن قاتل چند پزشک عاجز میماند.سپاهش بجای حفظ حرمت مردم و مرزها فعالیت اقتصادی میکند.رییس سپاهش به گوش فرمانده جبهه رفته میکوبد.عزیزان دوران بنیانگذار حکومت در حصر می افتند.قوه قضاییه اش به بیدادگاه تبدیل میشود و در حالی که توزیع کنندگان مواد مخدر در خیابانها راست راست میگردند و فواحش به ازادی مشغول کار خویشند انتقاد از حکومت جرم است و لبها را میدوزند و خطیب سالخورده ی نماز جمعه اش بر طبل خشونت و دروغ میکوبد.
    چه اسلامی مانده از این حکومت جز نام اسلامش؟حتی گاهی بوی انسانیت نیز از رفتار عمال و مدیران حکومت هم بر نمی اید تا چه رسد به اسلامیتش.
    این را به ترکستان ختم میشود.کاش بازگردند که اگر ادامه دهند نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاکنشان.
    کاش باز گردند وگرنه بغض فروخفته این ملت طومارشان را در هم خواهد پیچید و انگاه دیگر دیر است.
    اگر سیل خروشان این ملت بغضش شکست هیچ سدی در مقابل ان دوام نخواهد اورد.
    هنوز دیر نیست برای عذر خواهی و بازگشت.
    کاش بازگردند که این ملت ملت پیامبر است وبخشش او بخشش پیامبر گونه

  8. ali گفت:

    اگه قرآن خونده بودی این حرفای ……… پس اهل بغی چه کسانی هستند؟؟؟؟!!!!!!!!!

    در آیه ۵۴ سوره مائده به صراحت بیان شده که اهل بغی به سبب و آشوب هایی که درجامعه اسلامی ایجاد می کنند، از امت اسلام بیرون رفته و قوانین شهروندی و ایمانی درباره آنان اعمال نمی شود و اموری که برای دیگران حلال است بر ایشان حرام بوده و به شدت در دنیا و آخرت مواخذه و مجازات خواهند شد.

    بغی که به معنای ظلم و ستم (ترتیب العین، ج۱، ص ۱۸۱) و طلب تجاوز از حد میانه در اموری است که حد وسط در آن مطلوب می باشد (مفردات راغب اصفهانی ذیل واژه) در اصطلاح شرعی و فرهنگ قرآنی درمورد کسی گفته می شود که از امام و رهبری امت نافرمانی کرده و از اطاعت امام عادل (القاموس الفقهی) و یا امام معصوم (ع) بیرون رود. کسی که بر امام عادلی خروج کند، اهل بغی و آشوبگری است که می بایست قانون خاصی را درباره او اجرا کرد که یکی از این امور، عدم اجرای قوانین عادی و جاری درحق اوست. به سخن دیگر، خروج از اطاعت امام و نافرمانی نسبت به رهبری و دولت اسلامی عادل موجب می شود تا شخص از حقوق شهروندی خود بیرون رود و قوانین عادی جاری درحق وی اجرا نشود، بلکه قوانین خاص بر او جاری و اعمال گردد. از این رو چیزهایی که برای دیگران حتی در شرایط غیر عادی حلال می باشد و شخص به عنوان مضطر می تواند از آن بهره گیرد، آشوبگر و اهل بغی نمی تواند از آن استفاده کند.

    فکر کن بعد………………

    تا بعد.

    • alireza گفت:

      نکته فرمودید فقیه عادل .کدوم عادل کدوم عدالت .اسلام و عدالت پوستین وارونه شده.مفسد فی الارض یا آزاد شده یا سالیان ساله بلا تکلیفه.در عوض یه منتقد سریع به شکنجه گاه روانه میشه.
      امام عادل به امام خمینی میگن که حکم اعدام رشدی را صادر میکنه
      امام عادل به کسی نمیگن که کاریکاتوریست دانمارکی را فقط محکوم میکنه و حتی با دانمارک قطع رابطه نمیکنه
      عدالت یه مقام و نشان نیست که به کسی اعطا کنند .

    • علی گفت:

      خوبه که شما خودت فرمودی “رهبری و دولت اسلامی عادل”!!!!!! می شه بفرمایید شما دقیقا به چی می گی عدالت؟

    • محمد گفت:

      دوست عزيز، لطفا قبل از نوشتن نظراتتون، كمى روش تامل كنيد كه كسى نتونه بهش ايراد بگيره.
      شما رو بايد متوجه چندتا نكته بكنم:
      1 – نوشته‌هاى شما، دقيقا عكس خواسته‌هاى شماست كه ميخواهيد …خودتون رو با آيات قرآن توجيه كنيد.
      2 – بايد آيات رو از ابتدا تا انتهاى سوره خوند تا بفهميم قرآن عزيز چه چيزى رو ميخواد به ما بفهمونه . با يك قسمت از يك آيه نميشه يه حكم كلى داد.
      3 – اين آيه قطعا به يه رويداد تاريخى اشاره داره كه اونم بايد مورد بحث و تفسير قرار بگيره و بعد ازش نتيجه‌گيرى كرد.
      4 – در جامعه‌ى امروز ما با تكيه بر موازين قرآنى و احاديث، امام عادل و معصوم در غيبت قرار دارند و در حال حاضر هيچ امام عادلى بر مردم حكومت نمى‌كند. امام خمينى و آقاى خامنه‌اى، نايب عام هستند. پس اگر كسى در كشور، به قول شما آشوب كند، از اطاعت امام عادل خروج نكرده، چون اصلا امامى نداريم.
      5 – اين خروش يكباره‌ى مردم، نتيجه‌ى …بى عدالتى است ! شما چگونه دم از حكومت اسلامى ميزنيد ؟
      لطفا براى تنوير فكرتون، سرى به كتاب عدالت على (عليه ‌السلام ) بزنيد.
      ««««« اول فكر كن بعد ……….. »»»»»»»»»

    • محمد گفت:

      سلام بر تو هموطنم
      فرض کن من قران نخوانده ام.اصلا فرض کن من یک مسلمان نیستم.جنابعالی از اهل بغی میگویی و من از اصل عدالت و جامعه عاری از دروغ و تهمت و نیرنگ و ریا.من دوست دارم واضح بحث کنیم.ایا جنابعالی سیره پیامبر و ائمه را مطابق با این حکومت میبینی؟اگر میبینی انگاه حق داری در مورد چیزی که در زمان پیامبر اتفاق افتاده و ایاتی نازل شده استفاده کنی و مثلا بگویی موسوی و خاتمی و کروبی و همه انهایی که حرفهای انها را قبول دارند اهل بغی هستند و اگر نه که قیاس مع الفارق فرموده اید.من فرض را میگذارم بر اینکه این شیوه حکومت را منطبق بر رفتار نبوی میبینی و میخواهم خلاف ان را ثابت کنم.البته امیدوارم جنابعالی از افرادی که خود را به خواب زده اند نباشید و تفکر کنید که یک ساعت تفکر برتر از هفتاد سال عبادت است.
      -رهبری پیامبر مستقیما از طرف خدا بود و نه از طرف خبرگانی که امروز بخش عظیمی از همانها که رهبر را انتخاب کرده اند خود به دلیل دیدگاههایشان مغضوب رهبر هستند.
      -پیامبر مردم را به اسلام دعوت کرد و هیچ جبری نه برای اسلام اوردن مردم داشت و نه برای قبول پیامبر
      -حکومتی که توسط پیامبر بنا نهاده شد و رهبری پیامبر به جبر نبود بلکه امت اسلام این حکومت و فرد حاکم را که پیامبر بود پذیرفتند و در ادامه با وجودی که پیامبر بلا واسطه جانشین خود را انتخاب کرد اما علی(ع) به دلیل عدم پذیرش مردم 25 سال حکومت نکرد و در این 25 سال هرگز ادعای حاکم بودن نداشت.
      -قلمرو اسلام به دلیل رفتار عقلانی و منطبق با دین مبین اسلام و فطرت روز به روز گسترش یافت و مردم فوج فوج به اسلام گرویدند.
      -در هیچ مقطع تاریخی که پیامبر و ائمه در حیات بودند یافت نمیشود که ایشان با دشمن بدزبانی کنند-اسیر را کتک بزنند-اسیران را شکنجه کنند و یا انها را بکشند
      -در هیچ مقطعی از تاریخ حضور ایشان نمی یابی که پیامبر یا ائمه خود را برتر تز مردم ببینند کما اینکه خداوند میفرماید قل انا بشر مثلکم یعنی خداوند از پیامبرش میخواهد که مردم را روشن کند که او هم بشری است مثل دیگران.
      -در مقابل معصومین هیچ کس به لکنت زبان نمی افتاد.شما که اهل عبادت هستید را به داستان جوان یهودی در زمان پیامبر و داستان مردی که امام باقر(ع) را مورد ازار قرار داد اشارت میکنم.ایا در مقابل ان رفتارها رفتار مقابله ای از سوی این عزیزان شد؟
      -ایا دروغهای این حکومت که روز به روز بیشتر میشود با سیره پیامبر مطابقت دارد؟باز هم اشارت میکنم به ماجرای قتل ندا اقا سلطان و تناقض گویی های مکرر ناشی از دروغ بافی-ماجرای کهریزک و قتل و تجاوز به زندانیان-ماجرای ارسال اسلحه و مواد مخدر به نیجریه
      و….
      ایا در این حکومت عدالت و برابری وجود دارد؟ایا مسئله ی قومیتها-ادیان-فرق اسلامی-ولایت فقیه و ولایت مطلقه ی فقیه این کشور را پاره پاره نکرده؟
      ایا دروغ وتزویر و نیرنگ و تملق و چاپلوسی و ربا و فساد و فحشا و اعتیاد دامن این کشور را الوده نکرده؟علی میفرماید مردم در رفتار بیش از اینکه شبیه پدرانشان باشند شبیه حاکمانشان هستند.امیدوارم نظر علی را قبول داشته باشی
      ایا ثروت ملی ایران در حال چپاول نیست؟ایا در حالی که فقر دامن مردم ایران را به الودگی کشانده سیل ارسال این ثروتها به لبنان و غزه و ارمنستان و افریقای جنوبی و سودان و تانزانیا و کشورهای امریکای جنوبی که نه مسلمان هستند و نه از ما فقیرتر سزاوار است؟
      ایا علی خود را به مردم تحمیل کرد؟ایا معصومین ابروی کسی را بردند؟
      نه برادر
      نه
      این حکومت هیچ وجه تشابهی با اسلام محمدی ندارد که هیچ کاملا بر خلاف ان گام برمیدارد و متاسفانه در این وادی شخص اول مملکت بیشترین تقصیر را دارد چرا که دروغگویان و چاپلوسان و سالوسان در نزد ایشان عزیز شده اند و انها که در زندان میکشند و میکشند و میکشند به دادگاه راهی نمی یابند تا مبادا درس عبرتی برای دیگران شود تا بیرحمانه به مردم نتازند.
      در پایان به اطلاع میرسانم دیدگاهی که در پایان و در جواب شما به همنام من است نسبتی با من ندارد و از هموطن دیگری است که در جایگاه خود عزیز است و نظرش محترم.
      به امید کشوری ازاد-اباد و عاری از ظلو و ستم و دروغ و ریا

  9. ناشناس گفت:

    خدا يا ما را به راه راست هدايت فرما

  10. vojdan گفت:

    علي آقاي عزيز که در مورد بغي در قرآن صحبت کردند؛ لازم است بار ديگر نوشته خودتان را مرور کنيد؛
    حرفتان کاملا صحيح است بايد با اهل بغي همان گونه که فرموده بوديد رفتار شود ولي در اين بين اين سوال مطرح مي شود که آيا شخص اول اين حکومت اسلامي واقعا عادل است؟؟؟؟؟؟؟
    و نکته ديگر اين که در حديث از معصوم عليه السلام است که در روز قيامت هنگامي که خداوند عزيز به حساب همه ي خلق رسيدگي فرمودند در انتها نوبت به حسابرسي از حاکمان عادل مي رسد!!!!!!!!!!!!! (لطفا توجه کنيد حاکمان عادل, پس واي به حال حاکمان,زمامداران و واليان ظالم و فاجر)
    و در حديث ديگر آمده است که اگر انسان به فعل و عمل فردي يا قومي راضي باشد همانند آن است که خودش آن عمل را انجام داده است. پس متوجه باشيم که خواسته يا ناخواسته راضي و خشنود از هر عملي نباشيم.
    البته اگر لازم شد نمونه هايي از اعمالي که از برخي افراد سرشناس سر زده و تقريبا همگان در جريان هستند, و سبب اثبات عدم عدالت در ايشان مي باشد را عرض خواهم کرد.

  11. سعيد گفت:

    من به اسلام امثال جنتي كافرم

  12. علی آقا گفت:

    این را باید به طرفداران خشونت حکومتی تفهیم کرد که مردم عادی و رعیتی که مثلا به یک موضوع اعتراض دارند، اهل بغی و دشمن و کافر و منافق نیستند. آیا ممکن نیست که فرد مسلمان دلسوزی مثلا به نتایج انتخابات شبهه داشته باشد؟ متاسفانه حاکمان و امامان جمعه و عده ای از مردم مثل همین آقای ناشناس و آقای ali و … هر کسی را که کوچک ترین رفتار خلاف میلی داشته باشد اهل بغی می دانند و برای شما کامنت می گذارند! به یاد ایشان بیاورید کسانی را که زباله به سر و صورت معصومین پرتاب می کردند ولی چون رعیت جامعه بودند نه اهل بغی حساب می شدند و نه کافر و منافق.

  13. امین گفت:

    عدالت یعنی کسانی که به دروغ تهمت تقلب در حکومت ولی عام امام زمان را زدند به دادگاه کشیده شوند که هنوز رخ نداده
    ما منتظر ریشه کنی این منافقین از امت اسلام هستیم