دین بیاخلاق؛ دینداری زمانه ی ما
امروزه ایرانیان بیش از هر چیز نیازمند یک نهضت و دگرگونی اخلاقی هستند که نخبگان و فرهیختگان و دردمندان جامعه میبایست زمینهساز آن باشند.
صفحه اصلی
دین بیاخلاق؛ دینداری زمانه ی ما
امروزه ایرانیان بیش از هر چیز نیازمند یک نهضت و دگرگونی اخلاقی هستند که نخبگان و فرهیختگان و دردمندان جامعه میبایست زمینهساز آن باشند.
اگر احمدی نژاد به آن قهــــر ۱۱ روزه نمی رفت
براستی اگر احمدینژاد به این قهر ۱۱ روزه نمیرفت، دیگر کشور از چه برکاتی محروم میشد؟ چند نفر از مفسدان اقتصادی دستگیر نمیشدند و کدام خیل منحرفان قصر در میرفتند. راستی مسئولِ دولتی که غیبت ۱۱ روزهاش این گونه توانسته است، مبنای مبارزه وشناخت انحرافات شود آیا غیبت بیشتر و چندسالهاش بهتر نمینمود؟
لااقل دم از حكومت عدل علی نزنیم
این حرف مال مانیست كه همیشه از حكومت اسلامی حرف زده ایم و مردم را به آرمانهای عدالت علوی سرخوش و دلگرم ساخته ایم . باید تكلیفمان را مشخص كنیم ، اگر ادعای حركت در مسیر الگوی آرمانی اسلام را داریم باید پای آن بایستیم و اگر قرار است مثل ” همه جای دنیا ” باشیم دیگر سزاوار نیست این قدر از دین و عقیده مردم هزینه كنیم و دائم از حكومت عدل علی علیه السلام حرف بزنیم.
به راستی کدام فرقه خطرناک تر است؟!
کدامیک از این دو تفکر بدعت آمیز تر و به حال انقلاب و نظام خطرناک تر است،فرقه ای که به بهانه رابطه با امام معصوم ولایت فقیه و روحانیت را بی اعتبار میکند یا فرقه ای که به بهانه ولایت فقیه مرجعیت و روحانیت را نفی و بی اعتبار می کند. فرقه ای که ادعای رابطه با امام زمان می کند یا فرقه ای که یک انسان را مقدس می کند و به جای امام زمان و بلکه به جای خدا می نشاند؟ بهتر است برای یافتن پاسخ این سئوال ها در انتظار توضیح آقای ذوالنور بمانیم.
نوشته ضیا نبوی در باب زبان و گفتار از زندان اهواز
آنچه که در بالا آوردم، تنها نگرانی های من در موقع نوشتن هستند و باز هم این بدین مفهوم نیست که این نگرانی ها رو خودم رعایت کرده یا می کنم. اتفاقا” دلیل اصلی شکل گیری چنین نگرانی هایی در من اینه که پیش تر رعایت شون نکردم! من نمی دونم این متن دقیقا” می تونه به چه کاری برای مخاطب بیاد اما امیدوارم که مخاطب با این متن مواجهه ای فعال داشته باشه و در صورت امکان سعی کنه که در مورد این موضوع بنویسه.
روز داوری نزدیک است و مردم قضاوت میکنند
آن روز که احتمالا این دعواها به نقطهی تصمیم برسد و کشمکشها کار را به حذف جریان موسوم به انحرافی بکشاند و ماری که در آستین پرورده شده، عاقبت بیرون کشیده شود، آن روز که احتمالا دور هم نیست، مردم این آستین را رها نخواهند کرد؛ آن را خواهند کشید و خواهند پرسید: به چه بهایی؟ و به چه قیمتی خواستید این بساط قدرت مستدام بماند؟ چقدر خون، چقدر انسان، چقدر ایمان، چقدر از داشتههای ایران و چه میزان از سرمایههای معنوی و مادی این ملت به هدر رفت تا شما به حقانیت تاریخی ِ آنچه مردم در 22 خرداد و پس از آن خواستند، تن دهید؟ آیا میارزید …
اگر به جامعه خود برگردیم، طی این 32 سالی که از انقلاب میگذرد مثلث ثروت و قدرتی بهوجود آمده که یک ضلع آن تفسیرهای تحریفگونه از قانوناساسی است و ضلع دوم آن فضای امنیتی ـ نظامی با تمامی ابعاد آن است و ضلع سوم آن را مؤسسههای اقتصادی مبتنی بر نازکی کار و کلفتی پول و درآمدهای بادآورده رانتیر تشکیل میدهد. مسلم است که این مثلث مانع اجرای کامل قانوناساسی شده و میشود، بنابراین چگونه باید کار کرد؟ روشن است که در چنین شرایطی تجدیدنظر در قانوناساسی به نفع ملت نخواهد بود.
با میراث شهید بهشتی چه کردهایم؟!
پس از بهشتی، قانون اساسی، با سه چالش اساسی مواجه گردید و عملاً برخی از آرمان های اساسی او، متروک شده و منزوی گردید: یکی چالش در «تفسیر قانون اساسی»، دیگری چالش در «تغییر قانون اساسی» و سوم چالش در «تعطیل قانون اساسی»، و در هر یک از این سه مرحله، به بخشی از تفکر بهشتی که پشتوانه قانون اساسی بود آسیب وارد شد.
زندانیان شناخته یا نا شناخته، فرزندان این مردمند، بانگ آزادیخواهیشان پیام همه ی مردم، و میله های زندانشان چوبهایی است که بر پیکر آزادی و جان ملت نواخته میشود. حاکمیّت باید بداند که نه دروازه ی پولادین زندان پشتوان مطمئن و همیشگی خواهد ماند، نه زبان خونریز نیزه، ستایشگر راستین خواهد بود، سخن دلنواز، بانگ نیاز مردم است، که تنها از مام آزادی خیزد و بس!
وصیت های امام زندانی، امام کاظم
ای هشام! از تکبّر بپرهیز، زیرا وارد بهشت نمی شود کسی که به اندازه یک دانه تکبّر دردل او باشد، کبر، جامه خداوند است، هرکس با خدا در جامۀ(صفت اختصاصی) او نزاع کند با روی اورا به آتش اندازد.
متحجران به او می گفتند «آيتالله اروپا زده»
بهشتي عزيز!
من بعد از شما همواره ديدم كه چگونه هر دو سوي تحجرگرايي افراطي و بيباوران به اسلام و انقلاب ملت ايران، دست به دست هم دادند و بارها و بارها، ناجوانمردانه همهچيز را به قربانگاه مظلوميت بردند. امروز ميخواهم بر مزارت بخوانم كه چگونه هر دو جريان فوقالذكر از ناكارآمدي دين ميگويند. يكي «دين» و «آزادي» را جداي از هم ميپندارد و ديگري دين را در تعارض با آزادي، آن يكي در تئوري، دين را فاقد كارآمدي در حوزه حكومت ميداند و ديگري در رفتار و عمل، دين را مظلومانه قرباني تنگنظريها و تعصبهاي خود ميكند.
اگر قرار باشد آزادی فعالان سبز و زندانیان سیاسی در کسی ایجاد تردید و احساس ضعف کند باید در میان طرفداران حاکمیت استبداد چنین احساسی ایجاد شود و نه در میان سبزها.
چگونه از اعتصاب کنندگان حمایت کنیم؟
پیشنهاد میکنم هفتهی جاری را برای حمایت از زندانیانی که شجاعانه جانشان را در دست گرفتهاند تا این مملکت گامی بلند به سوی آزادی بردارد، هفتهی «روزهی سیاسی» باشد. هرکداممان، به قدر توانمان، هر چند روز را که میتوانیم روزه بگیریم و روزهبودنمان را نشان دهیم. در خارج از کشور سفرهی افطارمان را روبهروی سفارت جمهوری اسلامی پهن کنیم، عکس و فیلمش را به دنیا مخابره کنیم. در داخل، در اماکن عمومی -قهوهخانه، کافیشاپ- افطار کنیم، به کافهچی بگوییم برای لحظهای نوای اذان را پخش کند و بگوییم چرا این خواسته را داریم. سفرهها را به پارکها ببریم، به همه بگوییم دلیرترین مردان این مُلک، دارند برای شما با جانشان بازی میکنند. ما باید کنارشان بایستیم.
راه بازگشت به مردم از کوچه اختر میگذرد
آن هایی که به هر دلیل خواه به واسطه کینه هایی که از دوران نخست وزیری این مرد خدوم و فرزند رشید ملت در سینه انباشته کرده بودند وخواه کسانی که به واسطه پایمردی او بر منافع عمومی و باج ندادن به اشخاص، از وی دل چرکین بودند و خواه کسانی که تحت تاثیر بمباران های دروغ حاکمیت نسبت به صلاحیت و توانمندی و افق دید وسیع این مرد بزرگ تاریخ معاصر ایران به تردید افتاده بودند، هرگز فکر نمی کردند که گذشت زمان به این سرعت و با این گستردگی یک به یک تحلیل های میر حسین موسوی را در قالب واقعیت های عینی جلو چشمان انها قرار دهد.آشفتگی و بهم ریختگی روح و روان و فکر و جسم همه کسانی که الان در حاکمیت قرار دارند ویا در دزدیدن ارای مردم و شکنجه و قتل و تجاوز وحبس های ظالمانه دو ساله اخیر مستقیم دست داشته ا ند و یا حداقل با سکوت خودبه این جنایت هاوظلم ها رضایت داده بودند به دلیل همه تحولاتی است که یک به یک گواهی به صداقت و درایت و فهم عمیق میر حسین موسوی در باره امروز اینده ایران زمین است.
دولت در این مسیر وادار شده نه به مانند یک دولت رفتارکرده بلکه مانند یک گروه شبه نظامی مانند «فارک» و «ببرهای تامیل» یا در آبرومندانهترین لفظ آن، مانند یک «ارتش آزادیبخش» رفتار کند و مجبور به در پیشگرفتن رفتار یک ملیشیا در مقابل کشورهای «شمال» شده و دست به «دیپلماسی گروگانگیری» زده است:«در برابر گروگانی که ما از شما داریم؛ شما چه امتیازی به ما میدهید؟»
لغو دستور سکوت و آغاز رسوایی قانونگریزترین دولت
این روزها به دلیل برخی از مسائل پیش آمده در پیرامون مناسبات احمدینژاد و رهبری، قرار است که رئیس جمهوری مغضوب شود و به همین دلیل، دستور سکوت و همراهی با دولت لغو شده است و هر کسی از راه برسد یک لگدی به دولت میزند که البته این لگدها هم حق این دولت است و هم باید از بسیار قبلتر زده میشد تا این همه تخلف و قانونگریزی و خودمحوری در کشور ایجاد نشود.
آقای مصلحی! دور نیست روزی که به انحرافات بیست ساله هم اعتراف کنید
سخت نیست اعتراف به اینکه این دولت و رئیس آن از اول هم انحرافی بوده و آنها هم که نابجا حمایتش کردهاند یا از پول مردم به جیبش پول ریختهاند یا برایش از راه غیرقانونی رای خریده یا نوشتهاند و یا لااقل در مقابل همه این انحرافات صدر تا ذیل سکوت کردهاند، همه در گناه انحراف نظام از مسیر اصلی خود شریکاند
اعتصاب غذا، پیکار لحظه به لحظه با مرگ
باید به درستی فهمید اینکه گفته می شود اعتصاب کنندگان جان خود را برای رسیدن به خواسته هایشان در معرض خطر قرار داده اند ، یک شعار سیاسی نیست. چرا که از منظر پزشکی اعتصاب غذا عوارض بسیار جدی بر سلامت اعتصاب کنندگان خواهد گذاشت.
قرار دادن راه حل سبز در مقابل و در رقابت با راه حلهایی که به بازسازی اقتدارگرایی بینجامد پیش از هر چیز تأکید و تبلیغ این امر است که زندگی تحت اقتدارگرایی در شأن و منزلت ما ملت ایران نیست.
دولت دموکراتیک دینداران در ترکیه
ادامه روند دمکراتیک در ترکیه، که هم زندگی مردم را رونق بخشیده و هم دینداری مردم را ژرفا و گسترش داده، کاری به غایت دشوار است. دولت ترکیه به میزانی که در سطح ملی کامیابی و موفق شده، در قلمرو منطقهای و جهانی آبرومندانه حضور پررنگ و موثر یافته است. به اسرائیل نگاه انتقادی دارد، از حقوق و خواستههای مردم فلسطین با پایمردی دفاع میکند و اکنون مرز خویش را پناهگاه هزاران نفر از مردم سوریه قرار داده که از ظلم و جور حاکمیت بعثی سوریه به خاک ترکیه پناه آوردهاند.
نظام ما تا کی می خواهد به غلط هزینه اقدامات غیر قانونی بعضیها را بپردازد؟ چرا بعضیها از قانون محترمتر هستند؟ چرا حرمت خون و حرمت شهروندان این آب وخاک اینقدر در نظر بعضی ها بی ارزش شده است؟ در کجای قانون اساسی این مملکت آمده است که ما از آن بی خبر هستیم که بعضیها پیش از قانون و بیش از آن صاحب حرمت هستند. و بعضی ها به صرف اینکه مخالف یا منتقد نظام هستند باید به چیزی گرفته نشوند؟
جنبشی با گفتمانی نو در دو سالگی
قطعا برای همه آنانی که در عمر دوساله جنبش در هرسطحی حضورفعالانه داشته اند این دوسال سخت و دشوار و بقولی عمری بوده، و ممکن است برخی از به نتیجه نرسیدن جنبش خسته و ناامید شده باشند اما باید دانست در پهنه تاریخ این دوسال همچون چشم برهم زدنی بوده است و برای پخته شدن و به نتیجه رسیدن جنبش هنوز نیاز به زمان است.
اگر چه شریعتی متعلق به دیروز است اما برای فهم امروز می توان به کلامش رجوع کرد؛ می توان به روشنی دید که اندیشه اش به دلیل معنویتی آگاهانه از یک سو و نگاهی واقع بینانه و مردم شناسانه از سوی دیگر همچنان جاریست.
هدی صابر از زمره انسانهای این جهانی نبود، از آنانی بود که به عنوان «نشانه های مسیر هدایت» با «رضامندی و صبر» لختی زیر سایه دنیازندگی می کند و چراغ عمر خود را به خاطر دیگران می افروزند و در آسایش دیگران خاطرآسوده می کنند.
هدی صابر؛ غمخوار خانواده زندانیان سیاسی
اگرچه در این حادثۀ تلخ و جانگداز، تنها تو مجرم و مقصر نیستی و اگرچه شاید در این زمان و شرایط فعلی، دادگاهی برای رسیدگی به عوامل اصلی همۀ این فجایع و مصائب، تشکیل نگردد، اما اگر خدایی هست که می دانیم هست، و اگر معاد و قیامتی بر پا شود که یقین داریم می شود، و اگر در محکمه ای به نام عدل الهی به تمام ظلم ها رسیدگی می شود که به آن نیز ایمان داریم، پس منتظر می مانیم تا چنانچه ظالمین و بدکاران به مسیر هدایت بازنگردند، شاهد رسوائی و عذابشان باشیم.
مسئول قتل هاله سحابی و هدی صابر کیست؟
مسؤل اصلی جنایات کهریزک به استناد طرح تحقیق و تفحص مجلس اکنون معاون رئیس جمهوراست. ده ها دوربین مأموران امنیتی که مراسم تشییع پیکر مرحوم سحابی را ضبط کرده اند، ضارب هاله سحابی و برخورد های سبعانه مأموران را با حاضران در مراسم نشان می دهند. مأموران زندان و بهداری بند 350 به نام کاملاً مشخص هستند و شهادت بیش از شصت زندانی نیز در اختیار ایشان است. حال اگر با عاملان و آمران این جنایات هیچ برخوردی نمی شود که نمی شود، و اگر هیچ واکنشی در محکومیت این جنایات از جانب عالی ترین مقامات صورت نمی گیرد که نگرفته است، آیا ما می توانیم به پیروی از همان منطق، حاکمیت جمهوری اسلامی و عالیترین مقامات آن را مسئول بدانیم؟
غم آسيبهاي اجتماعي و سياسي لحظهاي او را از اقدام دور نميساخت. ملت ايران زحمات وتلاش او را در گسترش آموزههاي قرآني ـ تاريخي، و كارآفريني را فراموش نميكند. همگان ميدانند انس با قرآن و عشقش به انسانيت در او موتور حركت دائمي براي سالمسازي جامعه در ايران زمين ايجاد كرده بود . مشغلههاي كاري فراوان او را از حركت باز نميداشت.
باربارا تاکمن در بخش مربوط به “پاپ های رنسانس” می گوید: سوء حکومت ، وقتی بی خردی است که در سیاستی آشکارا غیر عملی یا بی ثمر ، احمقانه لجاجت ورزیم … بالاترین خطر برای هر پاپ این است که انبوه چاپلوسان چنان او را در میان گیرند که حقایق درباره خود به گوشش نرسد تا کار سرانجام به جایی برسد که او حتی نخواهد حقیقت را بشنود ….. جاه طلبی عنصر اصلی بی خردی است …..وقتی اموردینوی روحانیت را به خود مشغول دارد ، ریشه هر گونه معنویتی می خشکد
این روزها عدهاي چنان در موضوع مهدويّت به افراط گرفتار شدهاند كه در تصور آنان اسلام جز موضوع مهدویت چيز ديگري ندارد. گويا يك مسلمان هيچ مسئوليتي ندارد و حل همه مشكلات را نه از خدا بلكه بايد از امام زمان خواست. بسياري دچار توهم ارتباط با امام زمان شدهاند، طوري كه برخی از مسئولین رده بالای کشور ادعاهایی طرح کردهاند که در طول تاریخ تشیع جز از شیخیه سابقه نداشته است: «امام زمان مديريت كشور را بر عهده دارد»؛ «اگر از قبل به این اعتقاد بودم که امام عصر در مسائل کلی همراه و کمک ما هستند، اما امروز اعتقادم بر این است که امام عصر حتی در جزءجزء کارها به کمک ما آمدهاند.». «من يقين دارم حضرت ولي عصر (عج) اجراي موفق طرح هدفمند كردن يارانهها را مديريت كرده و هدايت ميكنند.»
مگه چند روز باقی مونده؟! چشم روی هم بگذاری، ” صبح روز ۲۲ خرداده “!
وای که دلم شور می زنه – مهنس توی این مدت خیلی بی خوابی کشیده ، ولی حاضر نیس پلک روی هم بذاره-
راستی! شال سبز یادت نره. فقط توی خیابون.