شریعتی جاودانه
چکیده :اگر چه شریعتی متعلق به دیروز است اما برای فهم امروز می توان به کلامش رجوع کرد؛ می توان به روشنی دید که اندیشه اش به دلیل معنویتی آگاهانه از یک سو و نگاهی واقع بینانه و مردم شناسانه از سوی دیگر همچنان...
معصومه ابتکار:
نمی توانیم به دلیل زشتی ها و فرومایگی های این روزها که اعماق وجودمان را به آتش می کشد، زیبایی و عظمت دیروز را به فراموشی بسپاریم؛ مگر نه اینکه گذشته چراغ راه آینده است و درس ها و عبرت های این روزگار پرتلاطم سیره ای برای راه دشوار و بسی پر خطر فرداهاست؟
در اینکه ظهور و پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 پدیده ای بزرگ وشگفت انگیز بود، کمتر انسان منصفی تردید به خود راه می دهد و نیز در اینکه عواملی فرهنگی سبب آن خیزش عظیم اجتماعی و سیاسی در ایران شد هم شکی نیست. اگر سال ها امام خمینی و دکتر علی شریعتی با هم می نشستند و بر سر محتوای ضروری برای جامعه آن روز، مباحث مورد نیاز انقلاب، شیوه طرح موضوعات و چگونگی پرداختن و اثر گذاری آنها برنامه ریزی و هماهنگی می کردند باز هم اینگونه که شد، شاید نمی شد.
در واقع آن روزها بدون هیچ طرح از پیش پرداخته ای، تحول عظیمی در قلب میلیون ها ایرانی پدید آمد و انگار دکتر آمده بود تا با ماموریتی ماورایی زمینه ای فراهم کند که به دنبال آن انقلاب عظیمی سر برسد و سال ها استبداد و خود کامگی را در هم شکند.
دکتر علی شریعتی آمد؛ با اسلام شناسی، با تشیع علوی و نه صفوی و با کویریات؛ او آمد تا جان جوان های خسته از سال ها مبارزه فرسایشی و نفس گیر را با دینی روشنگر و متعهد شستشو دهد و اذهان غبار گرفته و نیز مذهبی که افیون توده ها شده بود و ندای حق طلبانه ای از آن بر نمی خواست و جز سکون و رضایت به ظلم حاکم هیچ در بر نداشت، متحول سازد. شریعتی آمد تا دین را یک بار دیگر از نو باز تعریف کند؛ تا بدانیم حسین وارث آدم بود و اینکه شهید قلب تاریخ است و بدانیم که پدر، مادر ما متهمیم.
عجیب این که گفته های شریعتی نسل ما را با نوعی امید و انرژی عجین ساخت و تا امروز نیز این سلسله ادامه دارد. او گفت: «برای دیدن برخی رنگ ها و فهمیدن بعضی حرف ها از نگریستن و اندیشیدن کاری ساخته نیست، باید از آنجا که نشسته ایم برخیزیم، قرارگاهمان را در جهان عوض کنیم/ هبوط در کویر».
اندیشه شریعتی در این روزگار نیز امتداد دارد و او کماکان یکی از اثرگذارترین متفکران معاصر به شمار می رود. اگر چه 33 سال از درگذشت علی شریعتی می گذرد، او هنوز ارتباط گسترده و مستحکمی با نسل جوان جامعه ایرانی دارد؛ نسلی که سرگشته و سردرگم است و آنچه را می بیند باور ندارد. این نسل متاسفانه در بسیاری از بزنگاهها با دینی نامانوس در لباسی از خرافه و تحجر و قدرت روبرو شده است. برای چنین نسلی، شریعتی همچنان حرف های فراوانی دارد و توشه ای از همذات پنداری های فرازمانی، مانند این سخنش:
«آنها که گستاخی آن را داشتند که تقدیری را بشکنند و خود بر پیشانی خود بنویسند، درخت های لجوجی بودند که در کویر روییده اند و در آتش برگ و بار افشانده اند».
اگر چه شریعتی متعلق به دیروز است اما برای فهم امروز می توان به کلامش رجوع کرد؛ می توان به روشنی دید که اندیشه اش به دلیل معنویتی آگاهانه از یک سو و نگاهی واقع بینانه و مردم شناسانه از سوی دیگر همچنان جاریست.
شاید در این سالروز شنیدن شریعتی از کلام شهید مصطفی چمران خالی از لطف نباشد که:
ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته و ناگفته خود را در آن یافتم …
ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی …
ای علی! همراه تو به کویر میروم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفانهای سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بیانتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما میتازد …
ای علی! همراه تو به حج میروم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو میشوم، اندامم میلرزد و خدا را از دریچه چشم تو میبینم و همراه روح بلند تو به پرواز در میآیم و با خدا به درجه وحدت میرسم …
ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه میروم؛ اتاقی که با همه کوچکیاش، از دنیا و همه تاریخ بزرگتر است …
ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بیامانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنین اراده را چه زیبا تصویر کردی …
ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطانها و طاغوتها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانینمایان، با دشمنی غربزدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبهرو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برّندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی.
ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» مینامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانتها کردند. رژیم شاه نیز که نمیتوانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود میدید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره …
*منبع: وبلاگ ابتکار سبز














خیلی مقاله ی خوب و با محتوایی بود و مگر میشود از علی شریعتی گفت و متنی خالی و بی محتوا بشود!انسانی از آنگونه که باید باشد و نیست. تو در روح و جان و قلب ملت ایرانی .ای بزرگوار !
آنان که آزادی را فدای امنیت می کنند، نه شایستگی آزادی را دارند و نه لیاقت امنیت را.
«بنیامین فرانکلین»
Faghat dar in fekram
Agar Dr Shariati,,, dar in nezame nezami zende bod,,, CHE MIGOOFT
an zaman ke rohaniat, che maghami dar dele moslemin dasht
va dar mahe mobarake ramezan, azan dar delha che JAEI dasht
bar mosabebine ghodrat parast lanate khod
bar DIN forushan lanate khoda
YADE Dr SHARIATI,,, gerami bad
تو که نزد خدا ارج و غرب داری شفاءت مردم ایران و بکن
مخلص تمام طرفدارای شریعتی این شهید بزرگ که قرنها بود زمین آدمی مثه اونو کم داشت
و الانم کم داره و هم چنین دکتر چمران
ای کاش کسانی که هنوز برای افکار شریعتی ارزش قائل هستند یک بار بدون تعصب و پیشداوری نوشتههای ایشان را باز خوانی میکردند تا ببینند در نوشتهها و گفتههای ایشان بجز سخنان احساسی و تحریک کننده چه مقدار تعقل و تفکّر وجود دارد که میتوانست راه گشا باشد. نتیجه ایدئولوژی کردن دین، آنچه دکتر شریعتی در پی آن بود یعنی وضع امروز ایران. کسانیکه از وضع امروز راضی هستند میتوانند گفتهها و نوشتههای شریعتی را سودمند بدانند.
شریعتی با توجه به شناختی که ازعلوم اجتماعی و زمان خود داشت .چند پیش بینی کرد که صد در صد درست از اب درامد .یک مگفت اولین
انقلاب علیه سوسیالیزم شوروی از لهستان اغاز میشود و شد دوم میگفت که انقلاب در نهایت پس از فراز و نشیب زیاد به دست دو عده گرفتار میشود .1- تهی مغزان پاک 2- تیز مغزان نا پاک .که انقلاب ما هم اکنون گرفتار این دو شده است
باید یک روزی از شریعتی بدلیل مواضعش انتقاد کرد البته نه انتقادی از جنس انتقاد سنت گرا ها که در زمان حیاتش اور تکفیر هم کردند .اما براستی تفکرات شریعتی ضامن ازادی و دمکراسی بود ؟بعقیده من بازرگان چند قدم جلوتر بود .شریعتی را باید بی تعصب نقد کرد بعقیده من اشتباهات او کم نبود .نباید از او اسطوره ای ساخت که نبود.من خود بواسطه کتابهای او جذبش شدم ولی وقتی بسنین میانسالی رسیدم اورا در بروز شرایط امروز مقصر دیدم زیرا برداشت او از دین اگرچه نو بود ولی در زیر پوستش کهنه بود .بهرحال امروز خوشبختانه تفکراتش مانند دهه پنجاه جوانان را جذب نمی کند .شاید اگر خود او هم زنده بود در تفکرات ومواضع خود تجدید نظر میکرد .سرکار خانم ابتکار هم می بایست بدانند که اینده اینه گذشته نیست وخود نیز بهتر است درخلوت به مواضع خود بی اندیشند .نمی توان مانند اونگ بود باید تکلیف را لااقل با خود مشخص نمود .
معلم انقلاب بود مقلد روح خدا خمینی بود همچنانکه اشاره کرده بود انچه را امام علنا در رد استعمار و برافراشتن پرچم اسلام بعنوان استقلال مقابل دیگر تمدنها گفت او با رمز و راز و شکافتن همه خصوصیات دیگر فرهنگها و حکومتهای متاثر یا ناشی از ان فرهنگها بیان کرد و حسین شهید و زینب صبر را و ابوذر فریاد را زنده کرد و یاد و ذکرشان را احیا نمود و معنی بخشید هنرمندی که خوابیده ها را بیدار و بیداران را صاحب شعور و شعور داران را به قله خود آگاهی رساند و سپس به تقوی و ایثار و شهادت و شهود تاریخ فراخواند. از سه عکس و سمبل انقلاب یعنی امام رهبر و طالقانی اخلاق سومی عکس شریعتی بود ان شهید شاهد که تمام تاریخ گذشته و اینده را بشهود خود نوشت و بازنویسی کرد و شهید را از یک کشته بدرجه شهود ارتقاء داد که با رؤیت تاریخ بشریت زنده و حی است. ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء.
تفکر واندیشه ی شریعتی یعنی قرایت مخلصانه و دردمندانه و درعین حال عالمانه و واقع گرایانه ی او از اسلام علوی، باعث گرایش فوج فوج مردم بویژه جوانان به اسلام وانقلاب شد من کمتر آدم انقلابی قبل از انقلاب از روحانی گرفته تا داشگاهی وداشجو، معلم ودانش آموز وکاسب وکارگر و…رادیدم که تحت تاپیر اندیشه و افکار شریعتی نباشد و به نظرم یکی از عوامل اصلی انحراف انقلاب ،جدا کردن آنقلاب ازتغذیه کننده ی عمده ی فکری آن یعنی اندیشه های معلمش ، مرحوم شهید شریعتی بود باز خوانی آن اندیشه های ناب و به دور از منفعت طلبی ها وغرض ورزی ها و قدرت طلبی ها و کج فهمی ها وعوام فریبی ها می تواند ما را و بویژه جوانان عزیز ما را بامعنویت دینی وآزادی خواهی ودموکراسی امروزی و برابری وعدالت طلبی واقعی آشنا تر سازد. اومعتقد بود که نزدیک ترین شیوه ی حکومت به حکومت اسلامی ، حکومت مبتنی بر دموکراسی می باشد.
خوب بود
خدايا زندگي همچون شريعتي براي همه مان روزي كن
روحش شاد
راهش پررهرو
ياحسين