پایان بهار و آغاز فصل توبه
چکیده :نظام ما تا کی می خواهد به غلط هزینه اقدامات غیر قانونی بعضیها را بپردازد؟ چرا بعضیها از قانون محترمتر هستند؟ چرا حرمت خون و حرمت شهروندان این آب وخاک اینقدر در نظر بعضی ها بی ارزش شده است؟ در کجای قانون اساسی این مملکت آمده است که ما از آن بی خبر هستیم که بعضیها پیش از قانون و بیش از آن صاحب حرمت هستند. و بعضی ها به صرف اینکه مخالف یا منتقد نظام هستند باید به چیزی گرفته...
غلامعلی رجایی
امروز سه شنبه در آخرین روز فصل بهار در بهارستان در اتفاق عجیبی افتاد که در عمر سی و دو ساله مجلس نظیر آن را نمی توان یافت. هنگامی که آقای احمدی نژاد در دفاع از وزیر پیشنهادی اش برای وزارت تازه تاسیس ورزش از نمایندگان خواست به آقای سجادی رای بدهند با زمزمه دو، دو نمایندگان – که به معنای مخالفت وبه تعبیری تقریبا هو کردنی محترمانه است – روبرو شد و در جواب آنها با لبخند تلخی گفت: من هم به شما می گویم دو! بعد برای اثر زدایی این مخالفت مساله رابه شوخی کشاند که اختیار دست شماست ، دو، سه، چهار و …
من با دیدن این صحنه بیشتراز قبل مطمئن شدم که روزهای خوش احمدی نژاد- که نقطه آغاز آن قهر ده روزه اش بود انگار سریعتر دارد به روزهای پایانی اش نزدیک می شود.
امروز وقتی این صحنه را دیدم به یاد صحنه ای دیگر افتادم که او در گذشته ای نه چندان دور بدون اطلاع و دعوت قبلی سر زده به مجلس رفت و خود را به برنامه مجلس تحمیل کرد و با استفاده از رودر بایستی رییس مجلس که از حضور ناگهانی رییس دولت در مجلس غافلگیر شده و جا خورده بود پس از دقایقی به پشت تریبون رفت و به ایراد سخن پرداخت! .امری که جز در دوره پهلوی اول شاید نتوان نمونه ای برای آن یافت.
امروز با استعفای ملک زاده که دراثر فشار به جای نمایندگان مجلس مجبور به استعفا شد وعدم رای به صلاحیت سجادی این معنا به ذهن بعضیها متبادر شد که نه این آن احمدی نژاد قبل است و نه این مجلس آن مجلس گذشته. مجلس امروز – البته هر چند دیر – نشان داد که کم کم دارد نقش و هویت اصلی خود را باز می یابد.
می گویند توبه به معنای آن است که فرد توبه کار از راهی که به اشتباه رفته بر گردد و کوتاهیهایی را که کرده جبران کند. من این حرکت بجای مجلس را در برابر مواضع رییس دولت نوعی توبه و البته مقدمه آن می دانم.
مجلس باید خیلی سریعتر از این دست از ملاحظه کاریهایی که گذشت زمان نشان داد بیجا بوده اند بردارد به خود بیاید و در برابر بی قانونیها بایستد. و جبران مافات کند.
چندی پیش که در روضه یکی از حضرات روحانی که برای روی کار آمدن احمدی نژاد خیلی کار کرد وبنا بود به او پست وزارتی داده شود که نشد شرکت کردم با اشاره به مصاحبه انتقادی که او درباره بعضی مواضع رییس دولت کرده بود به او گفتم هر چند مصاحبه ات خوب بود اما با کارهایی که برای روی کار آمدن احمدی نژاد کرده اید بیشتر از اینها باید کار بکنید و با خنده به او گفتم شما توبه بزرگی به این مردم بدهکار هستید.
دیروز در سایت آینده اظهارات مثلا افشاگرانه حجت الاسلام ذوالنور جانشین نماینده رهبری در سپاه در ارتباط با رابطه احمدی نژاد و جریان انحرافی و… آمده بود که آدم از شنیدن بعضی از آنها نمی داندبخندد یاگریه کند.آقای ذوالنور به خیال خود با اینگونه افشاگری درباره مشایی و… کارمهمی کرده است!
به امثال جناب ذوالنور باید گفت: آن روزها که بر خلاف نص صریح توصیه های امام که در وصیت نامه ایشان وجود دارد شما و دوستانتان درسپاه به میدان آمدید و تمام حیثیت سپاه و خود را برای رای آوردن احمدی نژاد و رای نیاوردن رقیبان او فدا کردید باید فکر چنین روزی را هم می کردید.
دوستی سپاهی برای من از تمام دخالتهای کسانی مانند سردار جوانی و..در انتخابات ریاست جمهوری در بسیج نیروهای دفتر سیاسی سپاه سراسر کشور در حمایت از احمدی نژاد سخن گفت و گفت که در نهایت آش اینقدر شور شد که سر و صدای نماینده رهبری در سپاه – موحدی کرمانی -را هم در آورد که چرا بدون هماهنگی با او این کارها می شود!
شما خیال می کنید مردم ایران همینهایی هستند که در اینگونه مجامع به هر دلیل در مجالس شما حاضر می شوند و به سخنانتان گوش می دهند؟ اگر نمی دانید بدانید اینگونه تاختن ها و افشاگریها،هرگز ذره ای از جرم شما و کسانی که سپاه را در این خطای بزرگ شرکت دادند سبک نمی کند.
اگر نمی دانید بدانید شما و امثال شما توبه بزرگی به مردم ایران و به امام که به سیره نورانی او پشت کردید بدهکارهستید. اگر بنا باشد حساب و کتابی در کار باشد که نیست! امثال این برادر سپاهی برای شهادت دادن در باره دخالت شما و دوستانتان که لابد مامور بودند ومعذور در سپاه فراوانند . افسوس که چه چیزی را فدای چه کسی کردید.
به قول مرحوم بیهقی به اصل سخن باز گردم. به نظر می رسد نقش آفرینی مجلس نباید تنها به ایستادگی آن در برابر بعضی مواضع رییس دولت یا وزرا در جاهایی که اقداماتشان را بر نمی تابد و نمی پسندد منحصر شود.
این روزها و هفته ها اخبار و حواد ث تکان دهند ه ای در کشور شاهد بودیم که از مجلس توقع می رود باهمین حساسیت به آنها بپردازد و از خود عکس العمل نشان دهد.حوادثی که در مقایسه با حساسیت مجلس در برابر مسولیت ملک زاده در سمت معاونت وزارت خارجه قطعا از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و هستند
نحوه درگذشت تلخ مرحومه هاله سحابی در مراسم تشییع مرحوم پدرش با وجود دهها شاهد عملی و فیلمبردارها ومخبرین دستگاه اطلاعات و امنیت کشور، – با آن همه دروغی که از بعضیها دراین رابطه شنیده شد – و مرگ اسفبار مرحوم هدی صابر، و فجایع کشنده خمینی شهر و کاشمر و… که با آبروی نظام گره خورده اند مسائلی نیستند که مجلس بخواهد یا حق داشته باشد با توجه به مسولیتی که قانون و رای مردم برعهده اش گذاشته اند از کنار آنها به سادگی عبورکند و یا بعضی از نمایندگان بخواهند وزن این حوادث را به چیزی نگیرند و این وقایع رابا مسائل جناحی یا محلی گره بزنند.
من نمی دانم اگر هاله سحابی خواهر رییس قوه قضاییه یا مقننه یا هدی صابر برادر وزیر اطلاعات، ،برادر فرمانده ناجا یا برادر رییس دولت بود باز دستگاههای مسول نظام به همین آسانی از کنارفاجعه تلخ مرگشان می گذشتند؟
نظام ما تا کی می خواهد به غلط هزینه اقدامات غیر قانونی بعضیها را بپردازد؟ چرا بعضیها از قانون محترمتر هستند؟ چرا حرمت خون و حرمت شهروندان این آب وخاک اینقدر در نظر بعضی ها بی ارزش شده است؟
در کجای قانون اساسی این مملکت آمده است که ما از آن بی خبر هستیم که بعضیها پیش از قانون و بیش از آن صاحب حرمت هستند. و بعضی ها به صرف اینکه مخالف یا منتقد نظام هستند باید به چیزی گرفته نشوند؟
چه کسی می گوید بعضیها خود نظام هستند و حرمت نداشته شان !حرمت نظام است و لذا نباید در برابر خطاهای مسلم شان انگشت سوال و اتهام را به سوی آنها نشانه گرفت؟ آیا هنوز زمان آن فرا نرسیده است که در این کشور حاشیه های امن بعضی از خطاکاران برچیده شود؟
با کمال تاسف باید گفت عملکرد بعضی از مسولین نظام در قبال اتفاقات تلخ وتکان دهنده ای که افتاده و می افتد – و در هر حال به پای نظام گذاشته می شود نمایانگر این واقعیت تلخ است که آنها بر مبنای محاسبات و معیارهای غلط ذهنی خاصی که دارند تنها به زمان حال می نگرند و گمان می کنند آنچه آنها می کنند و می گویند و می خواهند تاریخ خواهدشد در حالی که اینگونه نیست آینها از سکون و سکوت معنادار مردم زمان خود ونگاه دقیق موجودی به نام تاریخ و آنچه در محضر خداوند بر علیه آنها می نگارد و از این حقیقت مسلم که سنتهای الهی – نظیر استدراج – در باره آنها همانند پیشینیانشان جاری خواهد شد غافل هستند.
منبع: وبلاگ نویسنده














نوش دارو پس مرگ سهراب چه سود اینهای که می بینید همش به خاطر انتخاباته وگرنه شغال برادر گرگه
این نوشته حاکی از اخلاص و حسن ظن نویسنده آن به فرجام امور است ولی من گمان نمیکنم مسئولین ارشد نظام امکان بازگشت به دامان ملت را داشته باشند . توالی و ترتب توام با سرعت حوادث و رخدادها بوضوح نشانگر بریده شدن یا بریدن ترمز نظام توسط مسئولین است .واینکه سوال کرده اید: (نظام ما تا کی می خواهد به غلط هزینه اقدامات غیر قانونی بعضیها را بپردازد؟)در پاسخ باید گفت تا زمانی که در یکی از این پیچهای پیش رو به صخره ای محکم کوبیده شود. فقط باید مراقب باشیم در جای مناسبی بنشینیم تا حتی الامکان در این حادثه نمیریم.غبار فتنه ای که در این کشور برخاست ناشی از تنگ نظری ،سوءتدبیر واگر نگوئیم از جاه طلبی حداقل میتوان گفت از یک روحیه استکباری و خود برتر بینی بود. روحیه ای که موسوی را با آنهمه فضایل وسخنان روشن مادون فردی دانست که بوضوح بلاهتش بر هر انسان معتدلی آشکار بود.
احسنت بر شما برادر مسلمان و وای به حال این از خدا بی خبران !!!!
آقای رجایی ظاهرا فقط حافظه کوتاه مدت شما کار می کند و از گذشته و جریانات دولت هاشمی و خاتمی خبری نمی دهید.
ظاهرا آنها معصوم بوده و اتفاقات این چنینی در آن زمان نبوده است.
ای کاش به انتخابات ختم شود .وای از روزی که دیگه توبه هم دردی را درمان نکند.