متحجران به او می گفتند «آيتالله اروپا زده»
چکیده :بهشتي عزيز!من بعد از شما همواره ديدم كه چگونه هر دو سوي تحجرگرايي افراطي و بيباوران به اسلام و انقلاب ملت ايران، دست به دست هم دادند و بارها و بارها، ناجوانمردانه همهچيز را به قربانگاه مظلوميت بردند. امروز ميخواهم بر مزارت بخوانم كه چگونه هر دو جريان فوقالذكر از ناكارآمدي دين ميگويند. يكي «دين» و «آزادي» را جداي از هم ميپندارد و ديگري دين را در تعارض با آزادي، آن يكي در تئوري، دين را فاقد كارآمدي در حوزه حكومت ميداند و ديگري در رفتار و عمل، دين را مظلومانه قرباني تنگنظريها و تعصبهاي خود ميكند....
علی ربیعی
این روزها، نه اين روزها، اين سالها مدام گذشته را مرور ميكنم تا با سختيها و شيرينيهاي پر از اميد و عشق و فداكاري آن روزها، تلخيها را به نسيان سپارم، سيل حوادث و وقايع هركدام مرا با ياد شهيدي گره زده، اگرچه آن روزها شانههايمان زير تابوت دوستان شهيدمان خسته نميشد ولي امروز شادمانگي دشمنان انقلاب و ملت از يكسو آزارم ميدهد و نااميدي نسل سوم و چهارم انقلاب از ديگر سو. خرداد و تير برايم پر از غمها و شاديها و اميد و آرزوهاست و تو در اين ميان يادي و يادآور، طنين صداي پر اميدت يادآور صلابت و اقتدار راهمان بود ولي متانت و تحمل و مدارايت امروز برايم بسيار راهگشاست. شرايطي را به ياد ميآورم كه صف طويلي از دشمنان انقلاب هر كدام از موضعي و به دليلي كه به شخصيت متنوع و جذاب شما برميگشت، شما را دشمن خود ميدانستند. بدخواهان انقلاب با اتهامزنيهاي فراوان سعي در حذف شما داشتند، چرا كه از قدرت كادرسازي، توان مديريتي و عمق انديشه و تفكر كارآمد شما در هراس بودند و چرا كه آنها از آزادانديشي ميترسند و اين مشخصه همه دشمنان يك ملت و بدخواهان روزگار است. متحجران به شما القابي چون «آيتالله اروپا زده» نسبت ميدادند چرا كه شما با هوش و ذكاوت فقهي و اجتماعي اسلام را با نيازهاي روز تئوريزه ميكرديد و چهرهاي كارآمد و مهربان از دين براي نسل جوان و انقلابي تصوير ميكرديد.
بهشتي عزيز!
من بعد از شما همواره ديدم كه چگونه هر دو سوي تحجرگرايي افراطي و بيباوران به اسلام و انقلاب ملت ايران، دست به دست هم دادند و بارها و بارها، ناجوانمردانه همهچيز را به قربانگاه مظلوميت بردند. امروز ميخواهم بر مزارت بخوانم كه چگونه هر دو جريان فوقالذكر از ناكارآمدي دين ميگويند. يكي «دين» و «آزادي» را جداي از هم ميپندارد و ديگري دين را در تعارض با آزادي، آن يكي در تئوري، دين را فاقد كارآمدي در حوزه حكومت ميداند و ديگري در رفتار و عمل، دين را مظلومانه قرباني تنگنظريها و تعصبهاي خود ميكند.
بهشتي عزيز!
تو هميشه مظلومي، مظلوميت تو همين بس كه امروز نيز با «شبيهسازي» از زمان تو، انديشههاي روشن و بلندت را به مسلخ مظلوميتتر ببرند. ما درس دين و اخلاق را از تو آموختيم و در عمل تو به آن ايمان آورديم. به ياد ميآورم آن روز را كه خاضعانه به يك كارگر عضو شوراي يك كارخانه در حياط حزب جمهوري اقتدا كردي و پشتسر او به نماز ايستادي، آن روز را فراموش نميكنم كه قد رعناي تو در مقام اقتدا به يك كارگر به ركوع و سجود رفت. چگونه ميتوانم اين رفتار انسانساز تو را فراموش كنم.
بهشتي عزيز!
راستي «دفتر كوچكت» كجاست، دفترچهاي كه درون آن نام همه افرادي را كه احساس ميكردي حتي لحظهاي براي مملكت و دولت و انقلاب مفيد باشند در آن ثبت شده بود. آخر امروز اسامي را خيلي زود خط ميزنند و با اتهامهاي مختلف از صحنه به دور ميكنند! ايكاش دفترچه كوچكت را داشتم و براي تنگنظران ميخواندم تا ببينند كه بهشتي چه طيف وسيعي از افراد مختلف با سليقههاي متفاوت را در آن جاي داده بود و برايم يادآور شود كه اين انقلاب و نظام اسلامي به چه وسعت نظرها و تحملها مانده و به امروز رسيده است. آري دفتري كوچك به بزرگي همه انسانهاي ايران. پيدرپي با تو آمدم و با تو در حزب نشستم. پشت ميزهاي رنگ و رو رفته! با چند نفر از دوستانت ناهار را كه نان و پنير و هندوانه بود، صرف كرديد. آن روزها بنا بر مسووليتي كه داشتم نواري در مورد يك اعتصاب كارگري كه عدهاي در دفتر رييسجمهور وقت و يك سازمان تروريستي آن را به راه انداخته بودند تا بتوانند دولت شهيد رجايي را ناكارآمد جلوه دهندبه دست ام رسيد. همچنين نوار مملو بود از تخريبها و ناسزاهايي كه آنان و روسايشان به شما نثار كرده بودند. خوشحال از اينكه خدمتي را كردهام، نوار ضبط شده را برايتان آوردم. وقتي دستم را براي تحويل نوار به سوي شما دراز كردم، دستم در هوا ماند و صورتتان گل انداخت. قدري به من اخم كرديد، اخمي كه هنوز سنگيني آن را به خود حس ميكنم. گفتيد تمايلي به شنيدن نوار در مورد بحثي كه پيرامون خودتان است را نداريد و نوار را نگرفتيد. گفتيد كه نوار را به آقاي قدوسي بدهم و تاكيد كنم كه فقط بخش اعتصاب مورد استناد واقع شود. و ايكاش هيچكس نخواهد چنين نوارهايي بسازد و بشنود ولي چه بگويم كه امروز بازار نوار و
سي دي داغ است. چگونه ميتوانم ماجراي آن نوار را فراموش كنم وقتي در اين زمانه ميبينم كه عدهاي تنها در پي «سنديابي» و «سندسازي» براي ثابت كردن جرم ديگري هستند. اينان از «هيچ» نوار ميسازند و چگونه نگويم كه بهشتي جاي تو خالي است!
بهشتي عزيز!
فراموش نكردهام كه در مسجد «فرددانش» جواديه وقتي نوجواني تحريك شده به شما پرخاش كرد و توهين نمود، چگونه صورتت شكفت و او را «فرزندم» خطاب كرديد و اشتباه تحليل او را برايش بازشناختيد و همان روز جوانان را اميد خود و امام (ره) خوانديد، راستي به ياد دارم آن روز خيليها از آن مسجد درس ادب آموختند و همان ادب و تواضع شما را در ميزگرد تلويزيونيتان با ماركسيستها و گروههاي التقاطي نيز ديدند. در آن زمانه اگرچه هجوم افكار مختلف زياد بود و هر گروه كوچك و بزرگ سياسي موافق و مخالف روزنامه و نشريهاي براي خود داشت و به طور كلي هر كس مخالف انقلاب بود، براي خود دكه و ارگاني داشت اما شما با آنها در تلويزيون به مناظره نشستيد و در هر محفلي دعوت به مناظره كرديد و اين همان زماني بود كه سفارت آمريكا در تهران داير بود و همه وابستههاي فرهنگي فعال بودند و برنامهريزي ميكردند. اما شما با اعتقاد به اصول انقلاب به پاسخ آنها نشستيد و از تبادل آرا و افكار خرسند بوديد.
آن روزها البته احتمال حمله نظامي آمريكا ميرفت، دشمن بعثي به طبل جنگ ميكوبيد و ترور فضاي كشور را گرفته بود و هر روز خوني از زنان و مردان اين مرز و بوم در خيابان يا در جبهههاي نبرد با دشمن متجاوز بعثي بر زمين ميريخت. آن روز از ماديات چيزي نداشتيم، با پاي پياده در پي انقلاب و امام بوديم اما نميدانم چرا آن روزها اينقدر شاد بوديم و نميدانم چرا امروز اينقدر تلخ كامم. ما را چه شده است، بهشتي عزيز!
منبع: شرق














دیروز بمناسبت هفته قوه قضاییه خانواده های معظم شهدای تیر با مقام رهبری دیار داشتند ولی انچه من ندیم در ان مجلس ان خانواده ها بودند .خانوادهای چون شهیدان بهشتی .منتظری .ناطق .پاکنزاد . ……
in beheshti aya kare eshtebah ham anjam dad, shoma ham osture dorost konid manande unvariha.
ضمن احترام به آقای ربیعی، اگر عده ای از مردم “دین را فاقد کارآمدی در حوزه حکومت میداند” شما نباید ناراحت شوید. بهترین راه این است که از مردم مجدد سوال شود که “حکومت دینی آری یا خیر؟” اونوقت همه به نظر اکثریت تن دهیم ولی خب همه می دانیم که دوستان چه اصلاح طلب و چه اصولگرا در این نقطه اشتراک دارن که باید حکومت دینی داشت!! جنبش نجیب سبز اما دنبال رای و نظر مردم است و از پیش برای مردم تعیین تکلیف نمی کند بپذیریم داوری مردم را و بپذیریم جملات اولیه آیت الله خمینی را که هر نسلی برای سرنوشت خودش باید تصمیم بگیرد.
“از زماني كه صداي خرد شدن ستخوان
هايم را زيربارتهمت وناروا ميشنوم
اميدوار شده ام واقعا بهشتي شده ام.”
واقعاحيف ميشداكرامروز بهشتي ها
درحيات و همنشين امثال جنتي ميشدند.
نامزد ایران برای دبیركلی فائو از مجموع 180 رای تنها 2رای كسب كرد
در انتخابات روز گذشته دبیركل جدید فائو (سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل متحد ) نامزد ایران در رقابت با نامزدهای اسپانیا، برزیل، اتریش، اندونزی و عراق تنها توانست 2 رای از مجموع 180 رای را كسب كند.
به گزارش فارس به نقل از جاكارتا پست، نامزد اندونزی برای دبیركلی سازمان جهانی خواروبار و كشاورزی، فائو، علی رغم تلاشهای دیپلماتیك خود تنها توانست 12 رای از مجموع 180 رای اعضای این سازمان را كسب كند.
ایندرویونو سوسیلو در انتخابات روز گذشته در شهر رم برای انتخاب دبیركل جدید فائو تنها موفق به كسب 12 رای شد.
خوزه گرازیانو داسیلوا از برزیل 77 رای و نیگوئل آنخل موراتینوس از اسپانیا 72 رای كسب كردند. به این ترتیب نامزد برزیلی احراز این پست رسما به عنوان رییس جدید فائو انتخاب شد.
گرازیانو پیش تر نماینده فائو در امور آمریكای لاتین و دریای كاراییب بوده است. گرازیانو در مرحله دوم رای گیری نیز توانست 92 رای از مجموع 180 رای را كسب كند و نامزد اسپانیایی نیز 88 رای را كسب كرده است.
گرازیانو قرار است جانشین ژاك دیوف شود كه از سال 1993 میلادی تا كنون دبیركلی فائو را بر عهده داشته است.
عجب پس علی ربیعی هم با کلمه اس
بهشتی یک ملت بود ازبرای این ملت. ازفرمایشات آقای خمینی ره
دوست عزیز آقای کوروش سبز
با کمال احترام به نظر شما و تاکید بر اینکه نظر درستی هست، اگر مردم دوباره به جمهوری اسلامی رای دادند چی؟ یعنی این دوستانی که در 30 سال گذشته هر توهینی که توانسته اند به خدا و پیغمبر و دین و مردم ایران کرده اند و هیچ حیثتی از فرهنگ ایران و اسلام در انظار جهانی نگذاشته اند، چه کار میکنند؟ متعهد می شوند که مثلا حجاب را به عنوان نماد اکثریت مورد قبول مردم ایران و به جهانیان معرفی کنند یا حد اقل به آن توهین نکنند و آنرا نشانه عرب زدگی و عقب افتادگی به مردم جهان معرفی نکنند. اساسا دوره های این رای گیریها چقدر وقته باید باشه؟ یعنی اگه نظری بین مردم رای آورد که مثلا سلطنت طلب ها برگردند سر حکومت چند سال بعدش دوباره باید انتخابات بشه برای تعیین مدل حکومت جدید؟ من روی صحبتم با ایرانیان نجیب و محترمی که در گوشه گوشه خارج از میهن زندگی میکنند و هنوز قلبشان برای ایران می تپد نیست که اتفاقن اینان خیلی هم ساکت و آروم هستند، روی صحبت با کسانی است که ده ها شبکه را اداره میکنند و ادعا میکنند که صدای همه ملت هستند. سوال دیگه اینکه اساسا این دوستان حد اقل انقلاب 57 را به عنوان نظر اکثریت مردم آن زمان قبول میکنند و به آن احترام میگذارند. و قبول دارند که به احترام آن مردم (چه صحیح و چه غلط) محصول آن انقلاب را با نمادهایش قبول کنند؟
با احترام به آقای ربیعی ، ضمن ادراک دغدغه جنابعالی و دلسوزیتان ، پس از مطالعه این مطلب یاد اولین افشاگر (!)ی افتادم که به صورت بی ملاک و عوام فریبانه بدون در نظر گرفتن جنبه های شرعی و عقلی وعرفی اقدام به طرح موضوع مجعول “آقازاده ها “کرد و اذهان عمومی را به سمت تشویش و طغیان علیه یک طبقه شریف فرا خواند ! شاید جوابی برای این سوالتان که “مارا چه شده است ” در مرور این نوع تهور های پر خسارت یافت گردد.
یک همکار سابق.