روز داوری نزدیک است و مردم قضاوت میکنند
چکیده :آن روز که احتمالا این دعواها به نقطهی تصمیم برسد و کشمکشها کار را به حذف جریان موسوم به انحرافی بکشاند و ماری که در آستین پرورده شده، عاقبت بیرون کشیده شود، آن روز که احتمالا دور هم نیست، مردم این آستین را رها نخواهند کرد؛ آن را خواهند کشید و خواهند پرسید: به چه بهایی؟ و به چه قیمتی خواستید این بساط قدرت مستدام بماند؟ چقدر خون، چقدر انسان، چقدر ایمان، چقدر از داشتههای ایران و چه میزان از سرمایههای معنوی و مادی این ملت به هدر رفت تا شما به حقانیت تاریخی ِ آنچه مردم در 22 خرداد و پس از آن خواستند، تن دهید؟ آیا میارزید ......
کلمه – حسین ناصری نیا: در روزهای قبل خبری مبهم درباره تشکیل کمیتهای خودجوش برای صیانت از آرای مستضعفین منتشر شد که برای بسیاری از علاقهمندان به مسائل سیاسی، خاطرهی حملات آتشین دو سال قبل علیه کمیته صیانت از آرای ستاد مهندس موسوی را زنده میکرد. این البته اولین تلاش برای تشکیل کمیته صیانت از آرا علیه احتمال تقلب دولت در انتخابات آتی مجلس نبود؛ چنان که دو ماه قبل هم اسدالله بادامچیان از حرکتی مشابه در مجلس خبر داده بود و به تازگی هم نمایندگان فعلی تلاشهای تازهای برای جلوگیری از دخالت مقامات دولتی در انتخابات آغاز کردهاند. اینگونه رخدادها را میتوان طلیعهی دعوایی دانست که بین جناحهای مدعی اصول برای تصاحب قدرت در آینده درگرفته و میرود که کشور را به صحنهای تازه از منازعات قدرت، آن هم در بین جریانهای غالبا جدا از مردم، تبدیل کند.
صد البته که در میان این دعواها، بسیاری از سرمایههای ملی نیز از بین میروند و مردم گوشت قربانی بسیاری از این کشاکشها هستند. اما در توصیف این منظره، علاوه بر رنجهایی که بر ملت و میهن عارض شده و میشود، نمیتوان به ذکر بر لب آحاد مردم در این روزها نیز بیتوجه بود که در واکنش به چنین نزاعهایی، بیاختیار زیر لب میگویند: اللهم اشغل الظالمین بالظالمین …
ماجرا شاید همان باشد که در آموزههای دینی آموختهایم، و آنچه امروز از دهان مردمان میشنویم و ذکر لب آنها میبینیم، داوری الهی باشد که بر زبان مردم جاری شده؛ صدای خداست که از گلوی مردم میشنویم، و البته آن هم جز نتیجهی بدکاری حاکمان نیست.
اما فراتر از این اشتغال مشهود ظالمان به ظالمان در ایران امروزمان، از زاویهای دیگر نیز میتوان به اتفاقات اخیر نگریست؛ همان زاویهای که امام علی (ع) در عهدنامهی مالک اشتر به او یادآور میشود و تاکید میکند که مردم همانگونه که دربارهی حاکمان پیشین قضاوت میکنند، دربارهی تو هم قضاوت خواهند کرد. اگر نبود سنگینی و تلخی این عنصر «مقایسه» چه بسا که لاقید حکومت کردن و خود را جانشین خدا پنداشتن و خودکامگی با مردم ورزیدن و به روال ستمگران پیشین ستمگری کردن، بسیار سادهتر بود؛ نه تاریخ قضاوت میکرد، نه مردم چیزی از بدیهای گذشته به خاطر میآوردند و نه اعتراضی به تکرار و بلکه تشدید جفاها و ناملایمات پیشین وجود داشت.
آری، تلخ است، اما ناگزیر. مردم مقایسه میکنند، و مردم قضاوت میکنند. یک نمونه، همین داستان صیانت از آرای مردم است. تازه از دومین سالگرد انتخاباتی گذشتهایم که ستاد یکی از نامزدهای آن، با نگرانی از یکدستی دولت و شورای نگهبان و احتمال دستکاری آرا، کمیتهای برای صیانت از آرا تشکیل داد؛ کمیتهای که در تشکیل آن، تمام موارد قانونی رعایت شد. اما جریان حامی رئیس دولت فعلی، از هیچ ابزاری برای فشل کردن و ناکام گذاشتن آن کمیته فروگذار نکرد؛ از قطع سراسری پیامکها و قطع صدها خط تلفن ثابت گرفته تا بازداشت ناظران و حمله مسلحانه به ستادها و …
هنوز دو سال نگذشته از برگزاری دادگاههای نمایشی که در کیفرخواستهای آنها صیانت از آرا به عنوان یک جرم نابخشودنی، جزئی از توطئه براندازی! و زمینهساز وارد کردن اتهام تقلب به نظام مطرح شد. حال آنکه این کمیته تشکیل میشد تا از تقلب جلوگیری کند، اما نتوانست چون نگذاشتند.
امروز که افکار عمومی با اخباری از نوع تشکیل کمیته صیانت از آرای جدید منتشر میشود یا معاون اول قوه قضاییه از دخالت دولت در انتخابات ابراز نگرانی میکند یا چهرههای دیگر روحانی، نظامی و سیاسی درباره تقلب سازمانیافته جریان انحرافی حامی احمدینژاد در انتخابات مجلس هشدار میدهند و یا رهبری درباره ورود افراد وابسته به مرکز ثروت و قدرت (دولت) به مجلس ابراز نگرانی میکند و درباره دخالت مسئولان قوا در انتخابات هشدار میدهد، مردم قضاوت میکنند و میگویند اگر صیانت از آرا خوب است، چرا دیروز کسانی به نام آن متهم شدند و حاکمیت از تحقق آن جلوگیری کرد، و اگر بد است، چرا حال که دعوای قدرت بالا گرفته، رای مردم مهم شده و صیانت از آرا مجاز شمرده میشود.
مقایسه و داوری مردم، به موضوع صیانت از آرا محدود نیست. آنها دربارهی اصل ادعای امکان وقوع تقلب دولتی در انتخابات نیز سخنان و مواضع امروز جناح حامی رهبری را با سخنان دیروز او مقایسه میکنند که به کلی هرگونه امکان وقوع تقلب در ساختار جمهوری اسلامی را رد میکرد. شبیه همین مقایسه، دربارهی مواضع دیروز و امروز ایشان و حامیانشان دربارهی رمالی و دروغگویی رئیس دولت و حامیانش نیز مطرح میشود. مردم میپرسند چگونه رهبری در نمازجمعه 29 خرداد، اتهام دروغگویی و رمالی رئیس دولت را به کلی نفی کرد، اما هنوز دو سال نگذشته حامیان وی در مجلس و سپاه و دستگاه قضایی از دروغگویی و رواج رمالی و … در دولت پرده برمیدارند و رمالان دولت را به انواع اتهامات متهم میکنند و حتی تا پای اعدام هم میبرند. آنها از این هم فراتر رفتهاند و اکنون علاوه بر اذعان به تخلفات سیاسی و اقتصادی و مدیریتی دولتیها که دو سال پیش قاطعانه رد میکردند، اتهامات مالی و حتی اخلاقی را هم به آنها افزودهاند و حتی تقیدات قانونی و شرعی و اخلاقی را نیز در متهم کردن حامیان رئیس دولت و جریان موسوم به انحرافی زیر پا میگذارند. آری، مردم فراموش نکردهاند، مقایسه میکنند و قضاوت میکنند.
حتی مردم دربارهی ادعای رئیسجمهور ۲۴ میلیونی نیز قضاوت میکنند. آنها میگویند اگر واقعا این فرد چنین رایی و چنان محبوبیتی داشت، آنقدر که مقامات تمام اعتبار و سرمایهی باقیماندهی خود را در قماری خطرناک برای او هزینه کردند، پس چرا بعد از دو سال کار به جایی رسیده که حق تعیین وزیر و حتی معاون وزیر هم از این رئیسجمهور ۲۴ میلیونی! سلب میشود. آیا داوری عمومی جز این خواهد بود که آن ادعا هم دروغ بوده و حتی نظر هیچکس هم به دیگری نزدیک نبوده و ماجرا فقط نگرانی از خطر حضور یک رئیسجمهور مردمی و محبوب و قانونمند و نه لزوما بلهقربانگو بوده که کار را به آنجا کشانده است؟ آنها فقط از میرحسین موسوی می ترسیدند.
تلخ است و سخت، اما مردم قضاوت میکنند، و پیش از آن مقایسه میکنند. نه فقط امروز را با دو سال قبل؛ بلکه امروز را با پیش از انقلاب، و اینجا را با دیگر نقاط دنیا. این جمله را بارها از زبان مردم شنیدهایم که شاه هم اینطور نکرد و ساواک هم آنطور نکرد. این همان مقایسه است، همان سنت الهی و تاریخی که حاکمان امروز جمهوری اسلامی تنها محکومان و قربانیان آن نیستند، اما راه گریزی هم از آن ندارند. اگر افکار عمومی، رفتار حکومت در عاشورای 88 را با رفتار حکومت در عاشورای 57 مقایسه کرد، کسی نباید ناراحت شود. اگر کسی رفتار شاه با معترضان انقلابی را با رفتار حاکمیت فعلی با معترضان اصلاحطلب مقایسه کرد و آهی حاکی از پسرفت و بلکه انحطاط کشید، مدافعان عملکرد فعلی نباید دلخور شوند؛ این سنت تاریخ است، کلام امام علی (ع) است و علاوه بر اینها، راه و روشی است که نظام ما در این سی سال در تربیت و آموزش نسل جوان خود بر آن صحه گذاشته است.
چیزی نگذشته از روزهایی که به نسل جوان آموخته میشد انتفاضه فلسطینیان، چیزی از جنس قیام خون علیه شمشیر است و «انقلاب سنگ» نماد مظلومیت مردمی است که ابزاری جز آن برای رویارویی با سلاح گرم اسرائیلیها ندارند. جمهوری اسلامی به جوانان خود آموخته بود که وقتی دولت سرکوبگر اسرائیل، پاسخ سنگ را با گلوله میدهد، ظالمانهترین کار ممکن را مرتکب میشود و جنایتی بزرگتر از این ممکن نیست. حال اگر جوانی که چنین آموخته بود، وقتی رفتار مشابه نیروهای پلیس و لباس شخصی را در عاشورای 88 دید، دست به مقایسه زد، آیا باید او را سرزنش کرد؟ یا اگر کسی خودروی آمریکایی را در تلویزیون جمهوری اسلامی ببیند که معترضان مصری را زیر میگیرد، و آن را با خودروی نیروی انتظامی مقایسه کند که در همان عاشورای خونین از روی معترضان رد میشود، آیا باید بر چنین مقایسهای و قضاوت ناشی از آن خرده گرفت؟ آیا اگر سرکوبگری امسال دولت بحرین که در صداوسیما مطرح میشود، با سرکوبگری دو سال قبل دولت ایران مقایسه شود، خلاف انصاف است؟ و آیا اگر کسی بگوید سرکوب مردم سوریه خوب است اما سرکوب مردم بحرین بد است، چون یکی به ضرر آمریکا و دیگری به نفع آمریکاست، خندهدار نیست؟
این قصه را میتوان در ابعاد مختلف ادامه داد؛ بسیاری از رفتارهای اخیر را با موارد مشابهی در زمانها و مکانهای دیگر که مورد اعتراض همین مسئولان، همین روحانیون، همین سرداران و همین سیاسیون حاکم بوده، میتوان مقایسه کرد و سنجید و قضاوت کرد؛ کاری که مردم هر روز میکنند. نه از این قضاوتها گریزی هست و نه از آن مقایسهها.
پیشتر که برویم، به انتخابات مجلس که نزدیکتر بشویم و دعوای قدرت که بالاتر بگیرد، ابعاد جدیدی از شاهکارهای دو جناح رقیب در حاکمیت در گذشتهی نزدیک فاش خواهد شد که شاید بسیار جذابتر و برای مقایسههای افکار عمومی، بسیار ملموستر باشد. راه فراری از آنها وجود ندارد و نباید تصور کنند که با ظاهرسازی و لاپوشانی برخی مسائل میتوان از داوری افکار عمومی رهید.
افکار عمومی، بهمانند تاریخ، بیرحمتر از این حرفهاست که بخواهد کسی را از قضاوت خود مبرا بدارد. نیازی به احاله به روز قیامت و داوری نهایی هم نیست که البته در آن روز هم به گفتهی قرآن، ظالمان و بدکاران تاوان سختی خواهند داد. اما پیش از آن، روزهای نزدیکتری برای داوری برقرار خواهد بود؛ شاید حتی پیش از روزی که بنای کاخ دروغ به کلی مضمحل شود: روزی که خودکامگی، تاب رقیب منازع را نیاورد و کمر به انقطاع او ببندد. (با سخنان ذوالنور روحانی و نظامی نزدیکتر از بسیاری دیگر به رهبری که مشایی و احمدینژاد را به لاله و لادن تشبیه کرده، شاید بیش از هر زمان دیگری میتوان نزدیکی آن روز داوری عمومی را انتظار کشید.)
آن روز که احتمالا این دعواها به نقطهی تصمیم برسد و کشمکشها کار را به حذف جریان موسوم به انحرافی بکشاند و ماری که در آستین پرورده شده، عاقبت بیرون کشیده شود، آن روز که احتمالا دور هم نیست، مردم این آستین را رها نخواهند کرد؛ آن را خواهند کشید و خواهند پرسید: به چه بهایی؟ و به چه قیمتی خواستید این بساط قدرت مستدام بماند؟ چقدر خون، چقدر انسان، چقدر ایمان، چقدر از داشتههای ایران و چه میزان از سرمایههای معنوی و مادی این ملت به هدر رفت تا شما به حقانیت تاریخی ِ آنچه مردم در 22 خرداد و پس از آن خواستند، تن دهید؟ آیا میارزید … و چگونه به خود حق دادید؟














متن جالبی بود از شما کمال تشکر را دارم. با کمال خیر خواهی از شما تقاضا دارم در بررسی صحت خبر دقت کافی را داشته باشید چون کوچکترین اشتباهی می تواند بازیچه جناح حاکم بشود
با تشکر از تلاش شما برای آگاهی بخشی به جامعه
عالی بود….
«چقدر خون، چقدر انسان، چقدر ایمان، چقدر از داشتههای ایران و چه میزان از سرمایههای معنوی و مادی این ملت به هدر رفت تا شما به حقانیت تاریخی ِ آنچه مردم در ۲۲ خرداد و پس از آن خواستند، تن دهید؟ آیا میارزید … و چگونه به خود حق دادید؟»
مولایم علی علیه السلام در نصایحش به عثمان فرمود که ای عثمان بهترین بندگان نزد خدا امام و رئیسی است که عادل و هدایت یافته باشد و دیگران را راهنمائی کند سنت معلوم را به پا دارد و بدعت مجهول را از بین ببرد و بدترین مردم نزد خداوند امام و رئیسی است که موجب گمراهی دیگران شود سنت را پایمال و بدعت را زنده کند بعد فرمود من از خود رسول الله شنیدم که فرمودند پادشاه و امام جابر را روز قیامت میاورند که نه یاوری و نه عذر خواهی دارد ، پس وی را به آتش جهنم میافکنند ، چنان آتش به دور او میچرخد همانند چرخ آسیاب و بعد او را به قعر جهنم میاندازند ودر ادامه فرمودند زینت آسمان به سه چیز است : 1- دانشمند – 2 – باران – 3 – پادشاه عادل و در ادامه فرمودند که وقتی پادشاهی با دادگری و انصاف بر رعیت خویش ملکش را آباد نکند ، رعیتش ملک خود را خراب خواهند کرد . یا هو علی مدد
عــــــــــــــــــــــــــــــــــــالی+++++++++++++++++
چقدر خون، چقدر انسان، چقدر ایمان، چقدر از داشتههای ایران و چه میزان از سرمایههای معنوی و مادی این ملت به هدر رفت تا شما به حقانیت تاریخی ِ آنچه مردم در ۲۲ خرداد و پس از آن خواستند، تن دهید؟ آیا میارزید … و چگونه به خود حق دادید؟
اينو روش يعني مرگ خوبست .منتهي براي همسايه
متسفانه خانه از پای بس ویران است و تنها راه نجات عذر خواهی عملی از مردم می باشد یعنی ازادی کلیه زندانیان سیاسی خاتمه به حصر خانگی اقایان موسوی و کروبی برگزاری انتهابات ازاد بدون دخالت شورای فرمایشی نگهبان که مردم را یاد مجلس سنا می اندازد و انجام وظیفه قانونی مجلس مبنی بر عدم کفایت سیاسی رئیس دولت فعلی
البته این نکته ضروری می باشد که متاسفانه جریان قالب درس عبرت نگرفته و مجددا در پی تثبیت وضعیت فعلی می باشد و از قضاوت تاریخ و در روز رستاخیز هم باکی ندارد فقط می ماند تاریخ که نرود میخ اهنین در سنگ چرا اگر کمی عاقل بودند ختما بیاد میاورند که شاه در ابان 57 عنوان نمود که من صدای انقلاب را شنیدم ولی دیگر فایده ای نداشت و او و رژیمش را مردم سرنگون کردند نکنند متولیان فعلی زمانی از مردم عذر خواهی کنند که دیگر اثری ندارد و نه رهبری می ماند و نه نظامی
درود بر ازادگان اسلام
با درود.امیدوارم که اعتقاد به آزادی بیان داشته باشید چون میخوام نقدتون کنم.این سایتتون خیلی داره جنبه ی مذهبی پیدا می کنه.بیش از اندازس این موارد مذهبیتون.کم کم دام حس میکنم دارین موسوی خمینی می کنید.ماها داریم جون می دیم که راه و روش خمینی از تو حکومت ما بره اما شما خیلی دیگه دارین به همون سمتا میرین.مشاوره آقای میرحسین موسوی هم در برنامه ی نوبت شما بی بی سی گفت ما یک خط قرمز هایی داریم و این خط قرمز ها در مورد خاندان پهلوی بود.رضا پهلوی میگه من حتا حاضرم با آقایون موسوی و کروبی هم سر یه میز بشینم و کاندیدای رییس جمهوری شیم.با اینکه آقای رضا پهلوی تو اون برنامه نبودند اما آقای امیرارجمند بهشون تهمت زدن که اونا از جانب آمریکا حمایت می شن و از این حرفایی که سی ساله جمهوری اسلامی داره میزنه بدونه این که هیچ مدرکی بیارن.به همه گفتن که شاه با چنتا هواپیمای پر از پول در رفته اما به همه نگفتن که سه دفعه این خاندانو به دادگاه کشوندن برای همین مورد و هر سه بارم شکست خوردن.بگذریم,این کار آقای امیرارجمند منو یاد کار احمدی نژاد انداخته بود که اونم به آقای رفسنجانی و موسوی تهمت می زد بدونه اینکه اونا بتونن از خودشون دفاع کنن.آقای کلمه,آقای ارجمند,آقای. اینو بفهمین که ماهم خواسته هایی داریم.و اون برگشت شاهزادمونه.از تمام کسانی هم که دارن اینو می خونن می خوام که اگه دوست داشتن به انجمن حمایت از رضاپهلوی برا ی دریافت جایزه ی صلح نوبل برن.با تشکر.بدرود
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین
خود من چندین بار این سخن را زمزمه کرده ام.
عالی بود و حرف دل ملت ایران.
تاکی؟تاکی؟اینگونه بگومگو بروید دنبال کار پیشه تان وهر که بنوبه خود در راه به سازی کشورش وخودش کوشا باشد تمام این دعواهای جناحی واین وآن ریشه اش در دخالت بیگانگان که ریشه تاریخی 200 ساله در ایران داردنهفته است و آنها بنحوی سر نخ را در دست دارند…درتمام دنیاحاکمان کارهائی انجام میدهند که قسمتی از مردم از آن ناراضی انداین موضوع منحصر به ایران نیست …از چینی ها یاد بگیرید که بی سرصدابساخت حیرت انگیزی کشورشان را می سازند…وآنوقت نظری به همسایگان ایران بیاندازید که چگونه بیگانگان آنهارا بخاک وخون کشانده اند و سالهای ممتد وابسته نگه میدارند…این برنامه را نوشته شده برای ایران هم دارند که در پی فرصتی هستند تا آنرا بعمل در بیاورند …خوب اگر شما دانسته یا ندانسته از آنها تغذیه میکنید بدانید که راههای دیگری برای نون در آوردن هست…و خداوند ایران و ملت مظلوم ایران شمارا بآن راهی هدایت کند که یک میلیارد چینی باوجود داشتن حاکمان یک حزبی شب روز سخت در کار وتکاپو هستند تا چین آبادتر شود…
مخلص یک ایرانی تماشگر بگو مگوهای ایرانیها…
به نظرم بهتر است بحثهاي سياسي را از مسائل ديني تفكيك كنيد. البته، رژيم از عقايد مذهبي حداكثر سوءاستفاه را كرده و خواهد كرد، و شايد بهترين حربه براي خلغ سلاح كردن رژيم استناد به تجربههاي ديني براي نشان دادن سوءاستفادههاي رژيم باشد. با اين همه، تمام گروههاي سياسي بايد به مرور خود را متعهد كنند كه دست از عقايد ديني مردم بردارند و دين را اسباب سياست نكنند. به قول فرودوسي:
زيان كسان از پي سود خويش بخويند و دين اندر آرند پيش
به نظرم شوراي سردبيري كلمه بايد آگانه و حساب شده مخاطبان را با تحليلهاي سياسي مدرن و امروزي آشنا كند و به اين ترتيب آگاهي سياسي مردم را ارتقاء بخشد. استفاده از عقايد ديني در مبارزه سياسي واقعاً بيشترين آسيب را به دين زد. عدم استفادهي ابزاري از دين بايد خط قرمز كلمه باشد. به جاي دين ميتوان و بايد حقوق بشر را جايگزين كرد.
نميدانم اين خبر را شنيديد كه در هلند روز سهشنبهي همين هفته ذبح اسلامي يهودي را ممنوع كردند. آن هم به اين دليل كه كشتن حيوانات به روش اسلامي و يهودي سبب درد و رنج آنان ميشود و بايد حيوانات را پيش از كشتن بيهوش كنند تا دردي حس نكنند؟ فكر نميكنم سياست مدران آن كشور براي پيش برد نظرات خودشان هي به انجيل و مسيح استناد كنند.
یادتون میاد روزی که سید محمد خاتمی بخاطر ابراز تمایل جناب مهندس میرحسین موسوی از کاندیداتوری کنار کشید؟
حالا مقایسه کنید عشق و عطش قدرت در آقایون اصولگرا که کشته و مرده عنوان و مقام شده اند .
و هر حرف و تهمت روا و ناروایی رو به همدیگه میزنند که مبادا قدرتو یکی دیگه از خودشون به دست بگیره
و سر اینا بی کلاه بمونه. سپاه هم حالا براشون شده قوزبالا قوز.
این ها اینقدر وقیح و پررو اند که فردا یه چیز چرت و آبدوغ خیاری دوباره درست می کنند که آره اونی که موسوی کرد با اینی که ما می کنیم فرق داره! باور نمی کنید؟ صبر کنید ببینید
matn ali bud vali ye soal daram inam ine ke aya roze dawari o edalat baraye jenahe hakem fara xahad resid?ba inhame mahdudiyate fekri ke ina vaseye ma dorost kardan xeili tul mikeshe ta un roz berese,biyayin ye karayi anjam bedim ke ina aqleshun narese,ba karhayi ke bade 22 khordad anjam dadim ina kakeshunam nemigaze pas bayad ye taghiri anjam beshe ke fekre jenahe hakem behesh qad nade.
بدون تشکر بنده هم این مطلب هم جالب هم محکم بود
اینهمه خون بناحق ریخته شده،ایمان زائل گشته، ایران ویران و به عقب برگردانده شده،صدهامیلیارد دلار بیت المال غارت شده ووو.. هزینه حفظ اسرار پشت پرده حمقائی بودکه از آنها فقط احمدی نژاد و متحجران باخبر بودند!
نکات بسیار عالی وبجایی یادآوری شده ،خود حاکمان نیز به تناقض گویی خود واقفند ولی شهامت بازگشت به مسیر حق ندارند.وآنچه بیش از همه بر تشت رسوائی آنان می زنند خودشان هستند و مرور گفته های این قدرت طلبان طی 2سال بیش از هر سخن مخالفی حقایق را آشکار می کند.
مطلب جالبی است که مردم واقعا درهمه زمینه ها مقایسه می کنند،امادراین سناریوبازهم علاوه براینکه بدستوررهبری قصدگرم کردن تنورانتخابات رادارند،می خواهنداینگونه بمردم وانمودکنندکه اگرشماهاپای صندوقها حاضرشویدازآرای تان صیانت خواهدشد،تابااین ترفندکه انتخابات واقعا فرمایشی نیست مردم رابه پای صندوقها بکشانند.این عده ای که دردوجناح هستندبه هیچ پیمان وعهدی پای بندنبوده وفقط قصددارندکه آقابالاسرمطلق مردم بوده وتمام منابع کشوررابه یغمابرند.که مردم روزگارشان ازاین هم بدترخواهدبشودومجبورگردندکه برای بدست آوردن نان بخورنمیرخودتن به هرگونه ذلتی بدهند.زیرااگراین عده پایبندمسایل انسانی ،اسلامی،وملی بودندچرادرمحاکمات مسخره خودکه دادگاههای فرمایشی برای آزادمردان وآزادزنان تشکیل میدادند،یکی ازاتهامهای اصلی این عزیزان تشکیل کمیته صیانت ازآرابود.حال چه شده است که بازلب می گشایندملت ملت می گویندوملت برای آنها دارای ارج وقرب شده است؟مردم ریشه فسادومفسده رادر29خرداد88کاملا شناختند،واین بارقصددارندکه این ریشه فسادرااگرجیره خواران مردم فریب وچاپلوسان مروج دروغ ورسانه های میلی دروغپردازسایه خداوجانشین امام عصرهم به خوردمردم بدهندبصورت یک دندان فاسدشده ابتداآنراازوجودملت کنده وبه زباله دان تاریخ بسپارندوباشرح ماوقع این چندین سال ومظالمی که به ملت رواداشتنددرکتب برای نسلهای آینده ،ازبروزچنین مفسده هاوظهورجباری دیگرجلوگیری نمایند انشالله تعالی باآرزوی محوظلم وظالم ازایران اهورایی وبسته شدن دکان کاسبان دین فروش، پاینده وجاویدبادایران عزیز،سرافرازوسربلندبادملت ایران
مردم ما از این همه ظلمی که حاکمان بر انان روا داشته اند نخواهند گذشت و مجرمین باید مجازات شوند
و تاریخ هم گواهی خواهد داد که چه بر سر مردم و ایران عزیز ااوردند
مطلب بسیار درستی بود..قطعا تاریخ به درستی قضاوت خواهد کرد.
در ضمن ممنون از سایت کلمه که نظرات منتقدان(دوست عزیزی که از پسر شاه حمایت کرد) رو هم منتشر میکنه.گرچه نظر من با ایشون 180 درجه تفاوت داره ولی این همون چیزیه که ما براش مبارزه میکنیم.
برادر تقلب در انتخابات 22 خرداد فقط کار جریان انحرافی نبود بلکه همه حکومت از بالاترین مقام در ان دخیل بودندچرا با این نوشته ها اذهان را منحرف می کنید که فقط کار دولت بوده است الان متقلبان اصلی می خواهند تقلب را فقط متوجه جریان انحرافی بکنند در حالیکه خود از شریکان اصلی این قضیه هستند. چه کسی می تواند تقلب 24 میلیونی بکند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟الان هردو گروه متقلب می خواهند یک تقلب جدید بکنند منتها ایتبار هر گروه می خواهد خودش موفق شود و دیگری را کنار بزند یا حداقل یک سهمی ببرد چون از خیلی قضایا با خبر است .این جریانی که شش سال است همه چیز در اختیار دارد از خیلی چیزها خبر دارد و بسیاری مراکز را قبضه کرده است چرا نمی توانند به این سادگی بیرونشان کنند ؟حتما حق السکوت خواهد خواست و انهم شراکت در قدرت است.
زمینخواری باندهای حاکم متحجرین شبه نظامیها و سپاه درشهرها بیداد میکند در ادارات دولتی امورات و سرپرستی ومدیریت کاملا دردست چاکران و مجیزگویان دیکتاتور و رابطین بسیج و سپاه است. دربخش تجارت وواردات کلان کالا، امور کاملا دست سپاه نیروی انتظامی و بسیج است هرکالایی راکه مردم بیشتر بدان نیاز داشته باشند را ناخودآگاه روی آن دست میگذارند احتکار یا دلالی گری میکنند واردات اجناس بی کیفیت ،تقلبی ، وگرانقیمت چینی توسط عده ای خاص ازمدعیان طرفداری خامنه ای بیدادمیکند ومعلوم نیست حق گمرکی هم درکارباشدیانه!؟
آیا فکر کرده اید که چرا در سالروز فاجعه هفتم تیر حکومت در سیمای خود ترور 6 تیر خامنه ای را پر رنگ کرده و از افکار بهشتی هیچ نمی گوید.اینها از فکر شهید بهشتی که در افکار مهندس موسوی متجلی است هراس دارند.قطعا روز ظفر مظلومین بر ظالمین بسیار سخت تر از روز تسلط ظالمین بر مظلومین خواهد بود.و آن روز بسیار نزدیک است انشاءالله.
متن بسیار عالی و پر محتوای بود
“حداکثر سوءاستفاه را کرده و خواهد کرد، و شاید بهترین حربه برای خلغ سلاح کردن رژیم استناد به تجربههای دینی برای نشان دادن سوءاستفادههای رژیم باشد”
با این نظر کاملا موافقم
خیلی خوب بود. ولی به هر حال حالا که می خوان این احمدی نژاد رو بردارن (به هر دلیلی که هست) من خوشحالم چون مخمصه هایی که این مرد برا کشور درست کرد بیشماره.
شاه دوست یا ضد دین اسم مستعار بهتری برای آقا یا خانم وطن پرست است. برای انتقال پول هم نیاز به هواپیما نبوده است. موضوع دادگاه هم مستدل نیست.
قسم به خدا انها فقط از ميرحسين ترسيدند و ميترستد
عدالت در این نظام مصلحتی است بعدش هم مگه شما تا حالا نفهمیدید که رای یک بخش از مردم بالاتر و ارزشی تر از یک بخش دیگه از مردم هست؟؟؟ به نظرمن هم همه حکومتیان می فهمیدند تقلب شده درسال88اما چون محمودجان اون موقع منافع شون رو تامین و درجهت اهداف انها حرکت می کرد حرفی نزدند/درباره سرکوب سوریه و بحرین هم خیلی خوب اومدین
ای کاش می گذاشتند میرحسین رییس جمهورمون میشد,ای کاش بازهم ببینیمش….جان مادرتون میرحسین رو ازادکنید/من یکی که قبول می کنم که دیگه مردم نیان تظاهرات,فقط میرحسین رو ازادکنید
بسیار زیبا بود. با تشکر فراوان. …سحر نزدیک است. امید و استقامت تا رهایی…
ياد داستاني از ابوسفيان افتادم كه در كتب معتبر از جمله الغدير ،نوشته شده است .
وقتي عثمان با آن برنامۀ از پبش تعيين شده به خلافت رسيد ، ابوسفيان كه در آن زمان پير و از دو چشم نابينا شده بود به منزل عثمان وارد شد و بعد از عرض تبريك ،گفت :آيا در اينجا نامحرمي نيست ، گفتند نه همه خودي هستند . سپس ادامه داد حالا كه حكومت به دستان افتاده مانند ” گوي ” (توپ) دست بدست كنيد تا بدست خاندان پيامبر نيفتد!
حالا عزيزان سبز من اينان (اصولگرايان ) براي اولين حكومت بدستشان افتاده و مانند گوي ميخواهند دست بدست كنند تا مگر از دستشان خارج نشود و براي اينكار حاضرند خيلي از مردم را هم بكشند . اصل منافق همينها هستند كه در ظاهر ميگويند ما نوكر و چاكر مردم هستيم ولي در باطن دستور قتل عام همين مردم را ميدهند! بابا جان مردم نوكري مثل شما را نميخواهند، نوكر هم اينقدر پر رو كه در مقابل ولي نعمت خود مي ايستد و حتي او را ميكشد؟!
چیزی که مسلّمه اینه که حامیان ِ این دولت دروغ و ریا و غیرقانونی ، در خیانتش به هموطنان عزیزمون(هرکجای دنیاکه هستند) شریک خواهند بود و این همه هزینه که مردم از قبل انقلاب تا به حال متحمل شده اند بخشندگی ای در بر ندارد