صبر صابر سررسيد
چکیده :غم آسيبهاي اجتماعي و سياسي لحظهاي او را از اقدام دور نميساخت. ملت ايران زحمات وتلاش او را در گسترش آموزههاي قرآني ـ تاريخي، و كارآفريني را فراموش نميكند. همگان ميدانند انس با قرآن و عشقش به انسانيت در او موتور حركت دائمي براي سالمسازي جامعه در ايران زمين ايجاد كرده بود . مشغلههاي كاري فراوان او را از حركت باز نميداشت....
اعظم طالقانی:
مأمورين ظالم و بيانصاف قدرتشان را به رخ بيماران و زندانيان دربند مي كشند… بزدلان تنها درتاريكي مي خندند.
بسم رب الشهداء الصديقين
صبر صابر در سكوتي سررسيد
عاشقانه از قفس او پركشيد
شهادت هُدي رضازاده صابر را در زندان به خانواده صبور و داغدار و بويژه به خانم فيروزه صابر همراه و همپاي برادر، و همه رهروان صديق و جهادگران راه اسلام رحماني ،تسليت و تبريك عرض مينمايم. اگرچه نيك ميدانيم كه رهروان راه آزادي و رهايي انسانها از غل و زنجير و صيرورت بسوي الله را مرگ طبيعي نشايد و هدي صابر نيز از اينگونه انسانها بود.
از آنجا كه هُدي پيوسته دغدغه مردم، دين و منافع ملي و فداكاري در راه آنها را مد نظر داشت با حركت و تلاش در اين راه وجودش را وسعت ميبخشيد و روز به روز از خاك بسوي آسمان و آسماني شدن صعود ميكرد.
انسجام فكري وحافظه وسيع و قوي درزمينه پژوهش هاي ديني و تاريخي وبهرهگيري از آموزههاي استادش مهندس عزتالله سحابي همراه با عشق و محبت فراتر از همه نسبت به او را از ديگر خدمت گزاران به ايران زمين متمايز ميسازد. استادي كه ثمره عمرش هاله سحابي نيز در راه اعتلاي وطن جان شيرين بر سر پيمان با خدا و مردم گذاشت..
غم آسيبهاي اجتماعي و سياسي لحظهاي او را از اقدام دور نميساخت. ملت ايران زحمات وتلاش او را در گسترش آموزههاي قرآني ـ تاريخي، و كارآفريني را فراموش نميكند. همگان ميدانند انس با قرآن و عشقش به انسانيت در او موتور حركت دائمي براي سالمسازي جامعه در ايران زمين ايجاد كرده بود . مشغلههاي كاري فراوان او را از حركت باز نميداشت.
اما همه اينها از نظر حاكميت براي او جرم تلقي ميشد و بالاخره بدون آنكه اقدامي خلاف قانون يا دين يا مردم در او مصداق داشته باشند، در مردادماه سال 1389 او را به زندان افكندند و بلاتكليف و بيگناه او را در بند كردند . زيرا او چون شيرمردي بود كه نه تنها حاضر نبود وطن را ترك كند بلكه معتقد بود ظالمين را بايد بيرون راند.
او در قبال ظلمي كه به خاندان عزتالله سحابي و شهادت مظلومانه هاله رفته بود با تصميم به اعتصاب غذا به عنوان آخرين حربه مبارزه در زندان توسط او و هم رزمش امير دلير ثاني بكار گرفته شد، تلنگري به حوادث ناگوار تشيیع جنازه مهندس سحابي و شهادت فرزندش درجامعه زدند واين ظلم بزرگ را آشكارتر ساختند.
بالاخره كالبد رنجديده ی صابر تاب از كف بريد و با حملههاي قلبي روبرو شد. او ماموران بيداد را بارها از درد قفسه سينه و حمله قلبي آگاه ميكند. اما در به اصطلاح درمانگاه زندان بجاي درمان ، با ضرب و شتم مأمورين ظالم و بيانصاف نسبت به زنداني كه ضعف جسمي او را فراگرفته است ، روبرو مي شود. آنها قدرتشان را به رخ بيماران و زندانيان دربند مي كشند و قهقهه مستانه پيروزي در سكوت زندان سر مي دهند. غافل از انكه بزدلان تنها در تاريكي مي خندند.
بهر روي زندانبان او را پس از حدود شش ساعت بعد از وقوع حمله قلبي به بيمارستان منتقل ميكند حال آنكه كالبد صابر ديگر بناي ماندن در اين سراي بيداد را نداشت و با طعم شهادت جان درگرو لقاي حق مي گذارد . عجبا كه باز هم اين فراغ را به خانوادهاش اطلاع نميدهند و بطور اتفاقي، راز مرگ اين عزيز افشا ميشود .از اينرو ملت ايران خواهان رسيدگي عادلانه به پرونده شهادت هدي رضازاده صابر است . آنها بدانند پرونده اين شهادت و ديگر همراهان پرگشوده عاشق همواره مفتوح خواهد بود و از يادها نخواهد رفت.
روحش همراه با رحمت الهي شاد و راهش پررهرو باد.
منبع: جرس














بهتر است ديگر به اوين بازداشتگاه و يا زندان نگوئيد ..فقط قتلگاه نيروهاي صادق و وطن دوست
خوشا آنان كه با عزت ز گيتي
بساط خويش برچيدند و رفتند
روحش هدي عزيز غريق رحمت الهي كه شيعه علي بودن را در عمل لبيك گفت و در اين راه شهد شهادت نوشيد. يادش همانند تمامي ياران شهيد و مظلوممان هميشه با ماست. باشد كه غيرت ورزي را از او بياموزيم.
روحش شاد
خدایا به مردان ما غیرت صابری وبه زنان ما پاکدامنی وشجاعت فاطمه(س)(هاله،که مانند حضرت فاطمه مظلوم کشته شد) را عطا کن.من هم هاله هستم