» گفتار
مهندس موسوی و انتخابات فرمایشی
نظام سیاسی حاکم بر ایران یک نظام دموکراتیک نیست و بسیار بعید میدانم کسی آن را دموکراتیک بداند؛ چرا که وقتی میخواهیم در مورد حقوق و آزادیها و عدالت های حداقلی سخنی به میان آوریم می بینیم که کشور ایران در این جایگاه نیست و روندی که حاکم است همچنان بیانگر پافشاری بر خودی و غیر خودی کردن مردم و “هرکه با ما نیست دشمن ماست”و “فتنه گر” یا “اغتشاشگر” خواندن این و آن است که گویی جزء لاینفک و واقعیت موجود این نظام شده است.
میرحسین موسوی؛ بزرگمردی که از نو باید شناخت/ قسمت دوم و پایانی
کلمه – حسین مجتبایی قسمت اول یادداشت را اینجا بخوانید. قرائن و شواهد گوناگون حاکی از آنست که نگاه جامعه و افکار عمومی بخصوص در این دهسال نسبت به وی حتی با نگاه آنها در ایام انتخابات ۸۸ تفاوت کرده و دراین مدت هم بدلیل صداقت و راستگویی او و باقی ماندن بر عهد خویش […]
جامعه عقیم اما امیدوار
تا به خودمان آمدیم محصولات عقیم دانشگاه ها و مراکز بی اعتبار علمی و مهمتر از همه حوزوی ها تمام مناصب و پست های کلیدی را گرفته بوده بودند. در این شرایط جامعه کاملا از ریل توسعه و پیشرفت خارج و به سرعت به سمت پرتگاه های عمیق می رفت. مدیران و متخصصین به دلیل ضعف بنیه علمی و مهم تر از همه پایبندی به ارزش های ویرانگر ،ناتوان تر از آن بودند که برای نجات از آن شرایط نابهنجار کاری بکنند.
«شهادت» بر کشتهگان آبان ۹۸
روایت، احضار کردن «مرده» است در خلال موجهای سوگوار بدنهای زنده که با کوبیدن بر پاها و زاریها با هم هماهنگ میشوند. سرودن شعرهایی که در آن بر سر هر بند نام جانباخته تکرار میشود. گویی همزمان که شهادت زندگیست بر ناگزیری مرگ، «هل من مبارز» طلبیدن هم هست در برابر آن. با توسل به نامیرایی روایت.
میراث سی ساله آقای خامنهای پوچ کردن ارکان نظام است
تلاش رهبری نظام برای کنار زدن اصلاحطلبان و بیمعنا کردن انتخابات و نهادهای انتخابی، خواسته و ناخواسته معطوف به تقویت رهبری سلطنتطلبان و مجاهدین است. آقای خامنه ای خود در این زمینه سنگ تمام گذاشت. او رفتار بیرحمانه گزمگانش با مردم عاصی را «تقابل نظام با رضا پهلوی» وانمود کرد. تو گویی او دیگر ابا ندارد – به جای چهرههای مردمی و محبوبی چون آقایان موسوی و کروبی و خاتمی – این مردم گرسنه و عاصی، شاهزاده رضا پهلوی و خانم مریم رجوی را از جنس خود یا «فرشتگان نجات» بپندارند.
ریختشناسی ناآرامیهای اخیر ایران
بیقراریهای اخیر ایران جنبش اجتماعی یا ناجنبش اجتماعی نیستند، بلکه برعکس، حاصل غیبت طولانی جنبشهای اجتماعی مؤثر و در عین حال، ناامن شدن بستر آرام و مستعد برای ناجنبشهای اجتماعی، خصوصا در وضعیت طلاق عاطفی جامعه و سیاستاند. با توضیح این نکته در این قسمت، امیدوارم اندکی روشن شود چرا این بیقراریها هم خصلتی آکاردئونی دارند، هم تناسخی اند، و هم خودانگیخته.
مقایسه پرمعنی از کنج حصر
تعداد زیاد کشته های تظاهرات مسالمت آمیز اخیر که یقینا بیش از دویست نفر است در جمهوری اسلامی یک رکورد است. چه بسا تعداد زیاد این کشته ها صدای میرحسین را بعد از نُه سال سکوت در آورد و منجر به صدور این بیانیه شجاعانه شد. ثانیا او آدمکشی دو رژیم قبل و بعد از انقلاب را با هم مقایسه کرده: رژیم غیر دینی پهلوی و حکومت دینی جمهوری اسلامی.
دو اندیشه راهبردی در بیانیه اخیر موسوی
در این روزها در باره بیانیه موسوی تحلیل های گفتاری و نوشتاری پر شمار و غالبا مفیدی ارائه شده و من در اینجا فقط می خواهم دو محور مهم تر را برجسته کنیم و به گمانم این دو محور اندیشه جدید و راهبردی این پیشگام جنبش سبز را نشان می دهد.
«میرحسین»؛ بیانیهای برای همه و هیچکس
بیانیهی کوتاه میرحسین موسوی، رهبر در حصر جنبش سبز، با همهی روشنی و صلابت و سادگی، دچار خوانش اصلاحطلبانه، براندازانه و حتی اصولگرایانه(حکومتی) شده است. در همانحال همین بیانیه چندخطی و صریح، از سوی برخی از اصلاحطلبان، طرفداران براندازی و اصولگرایان ( هواداران آقای خامنهای) مورد نقد و حتی حمله قرار گرفته است.
خدا گریست، ما هم گریستیم
حکّام جائر و سنگدل ایران هم اشتباه شاه را تکرار نکنند و آزموده را دوباره نیازمایند و تا مجالی برای توبه باقیست توبه کنند و دست از خونریزی بردارند و با خلق ستمدیده و آزرده و تبعیضکشیده و اشتلمشنیده و جوانباخته از درِ آشتی در آیند و در مقابل خلق نرمشی قهرمانانه و مهربانانه کنند و نصرت را با ارعاب نخرند و امنیّت را به بهای استبداد نفروشند و آزادی و عدالت را که حق مردم است از آنان دریغ ندارند و نعمت ثروت و قدرت را عادلانه توزیع کنند، به رسانهها و انتخابات آزاد تمکین کنند، اسیران سیاسی و محصوران دلیر را رها کنند و ریههای جامعه را از هوای رهایی پرکنند و به صدای مردم که صدای خداست، گوش بسپارند.
هشدار میرحسین بر قدرت، ولایت
از طریق اسخفاف و ارعاب حکومت کردن عین خودکامگی و فرعونیت است و این همان نکته سنجی میرحسین موسوی است که از پس حصارها به دقت آن را شناسایی کرده و به مردم و نخبگان؛ تنبه و تمرکز می دهد و تا پیش از بیانیه او هیچ فرد و یا گروهی به این دقت و روشنی و کوتاه به تبیین اتفاقات دهشتناک نپرداخت.
از نام شهدا برای خودمان نان آغشته به حرام پختیم
مهم نیست که به چه کسی دروغ بستیم. فرقی نمیکند که کدام دستگاه را به شلاق تهمت بستیم. مهم این است که از نام شهدا، برای خودمان نان پختیم و الان که معلوم شده آن نان آغشته به حرام بود، حاضر نیستیم نه از شهرداری که از شهدایی که به نام شان، نان خوردیم عذرخواهی کنیم مااصولگراها.
عوامل ایجاد فشار در جنبشهای اجتماعی و بررسی آن در اعتراضات ایران (مقاومت، جمعیت، خسارت، خشونت)
در جنبش اعتراضی با هدف تحول خواهی بنیادین به دلیل عمق و پهنای اثرگذاری یک جنبش میتوان از هر چهار عامل جمعیت، مقاومت، خسارت و خشونت بهره برد. به ظنّ قریب به یقین در شرایطی کنونی جمعیت ناراضی از وضع موجود قریب به ۹۰ درصد جمعیت بالغ کشور است.
بیانیهای برای اجماع بر سر نقاط مشترک
شاید در نگاه نخست، کوتاهی بیانیه و جای خالی بحث «چه باید کرد» ابهاماتی را در ذهن مخاطبان آن ایجاد کند. من اما مفهوم و کارکرد اصلی بیانیه را جمعبندی و نشانهگذاری تمام «نقاط مشترک» منتقدان وضعیت موجود میدانم. یعنی از چپترین گروه تا راستترین، از برانداز و سلطنتطلب و منتقد و سبز و چپ و راست، اگر بخواهیم یک فصل مشترک بگیریم، دقیقا باید این فصل مشترک را در فهرست گزیدهای که میرحسین فراهم کرده جستجو کنیم.
یک روز تازه
حکومتی که تا دیروز حتی به یک کشته اعتراف نکرده بود امروز رسما اعلام کرد که «رسانههای بینالمللی در تعداد قربانیان مبالغه میکنند»، یعنی پذیرفت که معترضان را کشتیم ولی نه آنقدر! وزارت اطلاعات هم بیانیه داد: «افرادی که اقدام به ارسال اطلاعات به شبکه ایراناینترنشنال کردند» را شناسایی کرده! یعنی ما اینترنت را بستیم که پشت درهای بسته آدم بکشیم اما یک عده فیلم آدمکشیِ ما را به بیرون فرستادند.
موسوی و مرزبندی سهگانه
بهصراحت در برابر حکومت جائر میایستد و در تلهی دوگانهی «معترض-اغتشاشگر» گرفتار نمیشود و هشیار است که غرض اصلی از برساختن این دوگانه آن است که اولاً چشم بر نقش پررنگ عوامل حکومتی و دستپروردگان حسین همدانی در تخریب و خشونت ببندد، و ثانیاً با توجه به محدودیتهای فراوانی که در مسیر بیان اعتراض وجود دارد، آن را به «اغتشاش» تحویل برده و باب اعتراض را ببندد، و راه تنها برای هواداران حکومت باز بماند که در مواقع لازم، بهفرموده، پا به خیابان بگذارند.
رانت و فساد در حکومتها
به دلیل شاخصه های ویژه ای که تفکر ایدئولوژیک در تعیین یک شخص به عنوان حاکم و رهبر حکومت دارد و این که اختیار و قدرت بی حد و حصر به آن شخص می دهد و نیز برای متولیان آن ایدئولوژی حقوق ویژه ای قایل می شود.
شورش با طعم خیزش
شورش شدید فرودستان و محذوفان همراه با خیزش نسبی بخشی از طبقه متوسط در آغاز حرکت به نحوی بود که احتمال فروپاشی نظام را مطرح کرد. بهمنظور جلوگیری از آن لازم دیدند با برعهده گرفتن مسئولیت افزایش قیمت، از دولت حمایت شود تا چالشهای درونیِ سه رکن نظام را فعلا متوقف کند.
عبدالکریم سروش: حاکمیت در مقابل مردم نرمش نشان دهد و به طرف انتخابات و مطبوعات آزاد برود
اعتراضی از آن آرامتر، از آن معتدلتر، ازآن حقخواهانهتر در کشور ایران دیده نشده بود. جمعیتی میلیونی برای دفع و کشف تقلب به خیابان آمدند و کمترین تعرضی به کوچکترین دستگاهی، بانکی ، مغازهای نکردند، اما متاسفانه مورد سرکوب شدید قرار گرفتند و رهبران آن نهضت هنوز در حصرند.
جامعه بسته و عوارض آن
برای همه امور و قوانین نمی توان همیشه و در همه حال عطف به ماسبق کرد و از نوآفرینی و نوآوری و نواندیشی و درک شرایط جدید غافل بود و بر آن اصرار ورزید. دنیا و جامعه جدید با ابهامات و مجهولاتی که پیش خواهد آمد با معلومات و بینش قدیم قابل حل نخواهد بود. اندیشه ورزی ، خلاقیت فکری و تحقیقات علمی می طلبد تا مجهولات جدید پیش آمده را معلوم نمود و برای خدمت به جامعه ساز و کار مناسبش را ارائه دهد.
آنها نگران «میدان» بودند نه قرآن
انسان جدید حق ندارد حتی برای «خونریزی، راهزنی، اختلاس، دزدی و نسلکشی» به خشونتی از جنس صلیب و قطع دست و پا متوسل شود. آن کارشناس قرآن اگر برای آمدن به تلویزیون، سوار شتر شد آنوقت حق دارد به تفسیر شتُری از قرآن بپردازد!
رقص دلگیر قطرههای خون
آمار و ارقام، ارزش و شایستگی از «دسترفتهگان» را لابهلای هر جمع و تفریقی پنهان میکند. پشت هر عددی، مادری ناله میزند، پدری بر زمین میافتد، و برادر و خواهری، برادر و خواهرش را از دست میدهد. ای کاش میشد بهجای شمردنِ تنهایی که بر روی زمین میافتد، بهجایش قطرههای خونی که کفِ خیابان روانه میشود، شمرد. پشت هیچ بحثِ منطقی، علمی و آماری، صدای گریه را نمیتوان شنید. ای کاش میشد به هر عددی، تصویرِ پیکرش هم پیوست کرد.
خشم درونی مردم و چرایی خشونت؟
سرنگونی سلطنت و استقرار حکومت اسلامی در این مرز و بوم، همراه با خشونت بود. در ابتدا امیدواریهایی ایجاد شد که شاید به ریشه کنی فقر و تنعیض و خشونت بیانجامد اما بعد از یک دهه ورق کم کم برگشت و هر روز که می گذشت حاکمان بیشتر از روز قبل حداکثر خشم و خشونت را به معرض نمایش گذاشتند. مخالفان و نخبه های جامعه را به نام محارب و مفسدفی الارض و … به چوبه دار آویختند و قوانین را با سوء استفاده حداکثری از دین خدا، در جهت مقاصد شوم خود تغییر دادند.
صورتبندی اعتراضات آبان ۹۸ و مسئولیت ناپذیری نظام
ظرف ده سال اعتراضات مردمی از یک محله در پایتخت بنام کوی دانشگاه تهران و حداکثر دوسه دانشگاه بزرگ دیگر در کشور همچون دانشگاههای تبریز و شیراز و اصفهان شروع و درسال ۹۸ به بیش از ۱۵۰ شهر و شهرک در اقصی نقاط کشور کشیده شد. از لحاظ طبقاتی نیز از طبقه تحصیلکرده و فرهیخته شروع و به طبقه متوسط تسری و سپس به اقشار آسبب پذیر و تهیدست جامعه رسید و مقایسه اعتراضات این سالها بوضوح موید صحت این مدعاست.
طنز تلخ: حق انتخاب جهنمیان و وضعیت انتخابات در نظام جمهوری اسلامی
جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ مثال بارز این امر است که طی آن حسن روحانی در ایام تبلیغات انتخاباتی حرفهای جدی و وعده های بزرگی در راستای تغییر وضعیت موجود و شکستن حصر و رهایی محصورین و زندانیان سیاسی سر داد ولی به محض اتمام انتخابات و اعلام نتیجه آن همه از جمله خود شخص روحانی سر در لاک خود فرو برده و سکوتی مرگبار توام با بویی بد و متعفن سراسر فضای کشور را دربرگرفت که تا به امروز ادامه دارد.
باید کسانی محاکمه شوند که هیچگاه اجازه اعتراض به مردم را ندادند
در اخبار شنیدم که مسؤلان قضایی و اجرایی سخن از بررسی دوربینها و دستگیری و محاکمه معترضان به میان آوردند خواستم به اطلاع آنان و تمامی دینداران و پیروان قرآن و سنت پیامبر(ص) برسانم که این کار خلاف سنت رسول الله (ص) است زیرا آیه ۱۰۷ سوره توبه که سازندگان مسجد ضرار را معرفی میکند برای آنان ۴ جرم بزرگ برمیشمارد.
اعتراضات اخیر؛ آشنایی بیگانه
این خواص بابصیرت، درسایه اقتداری خودساخته، به شدت مشغول رانت و رابطه بودند و با اتکا به اطلاعات مستخرجه از رسانه انحصاری، تصورشان بر این بود که مملکت گل و بلبل است. آنها احتمالا براین باور بودند که وضع مردم آنقدر خوب هست که حتی برای سه برابر کردن قیمت بنزین نیاز به هماهنگی و اطلاع رسانی نیست.
میهندوستی شهروندمحور
در فرصتهای مختلف تأکید شده است که گفتار و مواضع سیاسی ما نیازمند بازاندیشی است. یکی از محورهای این بازاندیشی توجه عمیقتر به آرمان «میهندوستی شهروندمحور» است. در این مقاله نسبت این ارزش را با سایر ارزشها مشخص کرده و از نسبت آن با واقعیت مینویسم.
ما برای هم «غیر عادی» شدهایم
گروهی اینگونه توجیه میکردند که اینها گروههای سازماندهی شده و آموزشدیده وابسته به خارجاند و گروهی دیگر مدعی بودند اینها لباسشخصیها و نفوذیهای حکومت بودند تا بهانه را برای سرکوب معترضین فراهم کنند.
با خود چه کردهایم
دهه اول پس از پیروزی انقلاب، شمال شهر تهران امنیتی بود. فرض بر این بود که بقایای سلطنت و ضد انقلاب آنجا بیشتر پایگاه و استقرار دارند. دهه دوم و سوم، وسط شهر تهران محل استقرار نیروهای ضد شورش شد. طبقه متوسط شهری از همه بیشتر مظنون بودند. حال به نظر میرسد جنوب شهر محل ظن و بدگمانی است. وقتی به این تحول چهل ساله نظر میکنی از خود میپرسی، ما با خود چه کردهایم؟