میرحسین موسوی؛ بزرگمردی که از نو باید شناخت/ قسمت دوم و پایانی
چکیده :کلمه – حسین مجتبایی قسمت اول یادداشت را اینجا بخوانید. قرائن و شواهد گوناگون حاکی از آنست که نگاه جامعه و افکار عمومی بخصوص در این دهسال نسبت به وی حتی با نگاه آنها در ایام انتخابات ۸۸ تفاوت کرده و دراین مدت هم بدلیل صداقت و راستگویی او و باقی ماندن بر عهد خویش...
کلمه – حسین مجتبایی
قسمت اول یادداشت را اینجا بخوانید.
قرائن و شواهد گوناگون حاکی از آنست که نگاه جامعه و افکار عمومی بخصوص در این دهسال نسبت به وی حتی با نگاه آنها در ایام انتخابات ۸۸ تفاوت کرده و دراین مدت هم بدلیل صداقت و راستگویی او و باقی ماندن بر عهد خویش و پشت پا زدن به قدرت و هم بدلیل درست از آب درآمدن مخاطرات و هشدارها و پیش بینی های او بمراتب بر محبوبیت وی افزوده شده است و شاید بتوان ادعا کرد که او الان محبوبترین چهره سیاسی و فرهنگی کشور و سرمایه اجتماعی ارزشمندی برای نجات جامعه از معضلات مبتلابه است. اما نکته اینجاست که با وجود همه اینها هنوز هم هستند کسانی که روحیه آزادیخواهی و عدالتخواهی و رهایی بخشی موسوی را بدرستی نشناخته اند و بدلیل ذهنیت هایی حتی بعضا نارسا و سطحی از برخی تندرویها و افراط گری هایی که در اوایل انقلاب از سوی برخی افراد یا نهادهای انقلابی سر می زد و یا بواسطه اتهامات و ابهامات ناروا و غیرواقعی که از سوی مخالفان دروغپرداز او دامن زده می شود و میخواهند غیرمنصفانه همه حوادث تلخ و تند دهه شصت را به او نسبت دهند از وی چهره ای با تفکری بسته و کهنه می سازند که در پی احیای شرایط دهه شصت است. این همه در حالیست که موسوی در همان دهه شصت هم در زمره آگاهان و مسئولانی است که با همه مشغله ها و گرفتاریهای کاری و اداری اهل مطالعه و تحقیق بوده و از اوضاع و احوال جهان جدید و جریانهای فکری و اجتماعی و شرایط و اقتضائات دنیای مدرن آگاهی داشته و دارای نگرشی نوین و روزآمد بوده است. او در همان زمان هم از تعدد دیدگاهها و همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان و مذاهب و اقوام گوناگون حمایت می کرد. برای مثال، بسیاری از معاندان او از جبهه پایداری و اصولگرایی گرفته تا برخی درباریان و ساواکی ها و یا سلطنت طلبان و منافقان بدون هیچ سند و مدرکی او را از کشتار سال ۶۷ مبری نمیدانند و این در حالی است که وی خود از آن کشتار با عنوان عملی “جنایتکارانه ” یاد کرده است. عین سخن او در این باره که در سال ۸۸ بیان شده چنین است: ”
«اتفاقاتی افتاده که شاید یک گوشههائی از آن به امام بخورد و یک گوشههائی هم به دولت. در یک شرایط مناسب باید این مسائل باز و بررسی بشود. اما آن چیزی که سال ۶۷ اتفاق افتاد جنایتکارانه بود.»
نگارنده امیدوار است که این فرصت برای وی فراهم شود تا ابعاد پنهانی و مساله برانگیز آن واقعه بررسی و روشن شود. احمد منتظری و دیگران هم بارها بصراحت و مکتوب بر بی اطلاعی وی از این عمل گواهی داده اند. البته در جریان آن عمل نه تنها ایشان بعنوان نخست وزیر بلکه سایر مقامات عالیرتبه وقت یعنی قائم مقام رهبری (منتظری)، رئیس جمهور(خامنه ای)، رئیس مجلس (هاشمی رفسنجانی)، و حتی رئیس دیوانعالی کشور(موسوی اردبیلی) نیز بی اطلاع بودند و پس از رخ دادن این اتفاق ناگوار مطلع شدند و بلافاصله پس از اطلاع گروهی برای جلوگیری از این اقدامات به دیدار امام رفتند و مانع ادامه کار شدند.
ویژگی دیگر موسوی توجه ویژه به اقشار فرودست و ناتوان جامعه است. کمتر کسی در میان مسئولان جمهوری اسلامی از آغاز تا کنون می توان سراغ گرفت که به اندازه او دغدغه و نگرانی برای وضعیت زندگی و معیشتی تهیدستان را داشته باشد. او در دوران نخست وزیری از هر گونه کمک و حمایت از این دست اقشار جامعه دریغ نمی کرد و همواره در صدد بود تا با توانمندسازی ناتوانان آنها را به جرگه کار و تلاش و رقابت با دیگران وارد سازد. البته او خواهان زندگی با عزت و شرف برای همگان بود و همیشه بر اجرای درست و کامل اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی تکیه ویژه ای داشت. در این اصول با تاکید خاص بر زندگی باعزت و شرافتمندانه هرسه نوع فعالیتهای اقتصادی دولتی و خصوصی و تعاونی به رسمیت شناخته شده است. در این خصوص هم ردپای اندیشه شهیدبهشتی در نگرش موسوی هویداست که هر دو بر عزت و شرافت انسانی توجه و تمرکز خاصی داشتند، چراکه در اساس تصویب اینگونه اصول در قانون اساسی به پیشنهاد وی و با اهتمام ویژه ایشان میسر شده بود.
او محل اعلام نامزدی خویش برای شرکت در انتخابات ۸۸ را مسجدی در منطقه نازی آباد در جنوب شهر تهران انتخاب کرد تا بدین طریق جامعه هدف و یا خاستگاه و پایگاه اجتماعی خویش را معرفی کند و امروز هم بعد از تحمل دهسال حصر ناجوانمردانه مفاد اولین بیانیه شدیداللحن و ساختارشکنانه خویش را در اعتراض به سرکوب همین قشر اختصاص داده است و این هم نشانه آنست که به وعده انتخاباتی خود پایبند بوده است. بعلاوه، در جای جای بیانیه های قبلی نیز بر مفاهیم و نکات خاصی همچون شکوفایی ظرفیت ها و بروز خلاقیت های مردمی تاکید خاصی می کرد و یا شعار تبلیغات انتخاباتی او ” هر شهروند یک رسانه” همگی دال براین است که نگاه موسوی به متن و بطن مردم است و راه پیشرفت و توسعه را هم در درون کشور و با تکیه بر استعدادها و توانمندیهای درونی و البته بهره گیری درست از ابزارها و امکانات بیرونی میسر می داند.
ساده زیستی و پاکدستی موسوی زبانزد عام و خاص است و ازین لحاظ کمترین ابهام یا ناروشنی در پرونده درخشان او مشاهده نمی شود. بگونه ای که دستگاههای موازی و عریض و طویل اطلاعاتی و امنیتی و دستگاه قضایی کشور در طول دهسال گذشته زندگی و سابقه ایشان و خانواده شان را زیر و رو کردند و بدنبال فقط یک نقطه ضعف از ایشان بودند تا همان را پیراهن عثمان کنند و زمین و زمان را بهم بدورند ولی حسرت این کار به دلشان نشست و دریغ از یافتن حتی یک مورد. آنهایی که در هتاکی و پرده دری ید طولایی دارند و در این دهسال تا توانستند در رسانه های عمومی خصوصا در صدا و سیما تهمت ها و نسبت های ناروای فراوانی را به مهندس و همسرش ببندند نتوانستند یک مورد مالی یا اخلاقی مشکوک درباره او بیابند. چنین انسانی بدلیل آنکه از حساب پاک است می تواند شجاعانه و آسوده خاطر در برابر جباران زمانه قد علم کند و چهره در چهره مرگ دوخته و بدون ترس و لکنت زبان حرف دل خود و میلیونها انسان دیگر را بصراحت بر زبان آورد.
ویژگی دیگر موسوی پشتوانه فکری و سطح آگاهی و دانش اوست و همین نکته وجه ممیزه دیگر او از بسیاری از کارگزاران و مدیرانی است که از این لحاظ در سطح میان مایگی یا فرومایگی قرار دارند. کتابهایی که در دوران حصر برای مطالعه معرفی می کرد هم نشان از دغدغه های فکری و دردمندی اوست و هم اینکه جایگاه کتاب را در منظومه فکری او آشکار می سازد. وجدان بیدار، گزارش یک آدم ربایی و چرا ملتها شکست می خورند از جمله این کتابهاست که در دوران حصر معرفی کرد و با چه استقبال گسترده ای در جامعه مواجه شد و برخی بسرعت کمیاب و سپس تجدید چاپ شد. مفاد این کتابها در قالب رمان یا تاریخ حول محور موضوعاتی همچون استبداد دینی و جامعه بسته و راهکارهای توسعه است. گرچه او در رشته ای فنی و مهندسی تحصیل کرده بود اما مطالعاتش در حوزه علوم انسانی از کتب دینی و مذهبی گرفته تا آثار ادبی و هنری و تا متون تاریخی و سیاسی و تا رمان و داستان گسترده و متنوع بود و به همین سبب بعد از دوران نخست وزیری در گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس بعنوان عضو هیات علمی مشغول تدریس شد و به اذعان دانشجویانی که با ایشان درس داشتند و یا راهنمایی و مشاورت پایان نامه شان را عهده دار بودند کاملا بر مباحث علمی مربوطه اشراف داشته اند. از اینجاست که می توان رمز ایستادگی او را در راه آرمان و هدفش دریافت که با چه توان و توشه فکری پیمودن این مسیر دشوار و ناهموار را آغاز کرد و ادامه داد.
در مجموع، چه موافق باشیم چه مخالف مهندس موسوی شجاعترین و مردمی ترین سیاستمدار ایران در دوره جمهوری اسلامی است. او نشان داد هم از هوشمندی و ذکاوت بالایی برخوردار است و هم دارای توانایی و اراده ای مستحکم در مواجهه با مشکلات و بحرانهاست. او راستگوترین چهره سیاسی است که می توان به سخنان او باور داشت و به وعده های او اعتماد کرد. در شرایط کنونی چنین شخصیتی با مجموعه ویژگیهای فوق واجد صلاحیت و شایستگی لازم برای نجات کشور از اوضاع فلاکت بار کنونی است.













