سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

مقایسه پرمعنی از کنج حصر

چکیده :تعداد زیاد کشته های تظاهرات مسالمت آمیز اخیر که یقینا بیش از دویست نفر است در جمهوری اسلامی یک رکورد است. چه بسا تعداد زیاد این کشته ها صدای میرحسین را بعد از نُه سال سکوت در آورد و منجر به صدور این بیانیه شجاعانه شد. ثانیا او آدمکشی دو رژیم قبل و بعد از انقلاب را با هم مقایسه کرده: رژیم غیر دینی پهلوی و حکومت دینی جمهوری اسلامی....


محسن کدیور

میرحسین موسوی آخرین نخست وزیر ایران که از بهمن ۱۳۸۹ بر خلاف قانون در حصر خانگی به سر می برد، در بیانیه ۸ آذر ۱۳۹۸ خود نوشت:

«برخورد خشن و خونین با مردمی خشمگین و فرودستانی جان به لب رسیده که در اعتراض به یک تصمیم غیر معقول کاسبکارانه و مخالف منافع اقشار مستضعف، و زخم خورده از سیاست‌های خانمان برانداز به خیابان‌ها آمده بودند، و تأمل در گستردگی اعتراض‌ها در تهران و سایر نقاط کشور که نشان‌دهنده سرخوردگی همگانی در میان اقشار جان به لب رسیده از اوضاع کشور دارد شباهت تام و تمام با کشتار بیرحمانه مردم در ۱۷ شهریورخونین ۵۷ دارد. آدمکشان سال ۵۷ نمایندگان یک رژیم غیر دینی بودند، و ماموران و تیراندازان آبان ۹۸ نمایندگان یک حکومت دینی. آنجا فرمانده کل قوا شاه بود و امروز اینجا ولی فقیه با اختیارات مطلقه».

وی کشتار مردم در آبان ۱۳۹۸ در ۲۹ استان از ۳۱ استان کشور و در بیش از ۷۵۰ منطقه (بنا بر امار رسمی) را اولا با کشتار مردم در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ در میدان ژاله تهران مقایسه کرد. کشتار میدان ژاله که به جمعه سیاه مشهور شد پایان مشروعیت حکومت و در سرازیری سقوط قرار گرفتن آن بود. تعداد زیاد کشته های تظاهرات مسالمت آمیز اخیر که یقینا بیش از دویست نفر است در جمهوری اسلامی یک رکورد است. چه بسا تعداد زیاد این کشته ها صدای میرحسین را بعد از نُه سال سکوت در آورد و منجر به صدور این بیانیه شجاعانه شد.

ثانیا او آدمکشی دو رژیم قبل و بعد از انقلاب را با هم مقایسه کرده: رژیم غیر دینی پهلوی و حکومت دینی جمهوری اسلامی. دستور تیر مستقیم به مردم غیرمسلح تنها می تواند با اجازه یا فرمان فرمانده کل قوا صادر شود. در رژیم طاغوتی قبل از انقلاب شاه و در رژیم طاغوتی بعد از انقلاب ولایت مطلقه فقیه. آنچه در این مقایسه حائز اهمیت است این است که دین و قانون اساسی نتوانسته مانع چنین کشتار بیرحمانه ای شود. قباحت ارتکاب چنین جنایتی از سوی یک حکومت دینی به مراتب از یک حکومت غیردینی بیشتر است.

به نظر می رسد میر حسین موسوی در ریاضت اجباری و غیرقانونی در کنج حصر بن بست اختر حداقل در دو امر تجدید نظر کرده باشد: یکی در اجرای بی تنازل قانون اساسی به اجرای اصول معطله حقوق ملت در قانون اساسی. ولایت مطلقه فقیه به هیچ وجه من الوجوه نمی گذارد جمهوریت نظام اعمال شود. دیگری امکان دموکراسی در حکومت دینی و اصلاح پذیری جمهوری اسلامی. در نتیجه برای تحقق دموکراسی (مردم سالاری) چاره ای جز وداع کامل با ولایت فقیه (ربانی سالاری) از یک سو و استقبال از یک حکومت دموکراتیک سکولار از سوی دیگر نیست. واضح است که اصلاح ناپذیری جمهوری اسلامی در آزمونهای متعدد الآن اثبات شده و محرز است.

البته اینکه میرحسین موسوی در شهودهای دوران حصر به چنین نتایج مبارکی رسیده باشد باید منتظر بیانیه های بعدی او باشیم یا حداقل مشاورانش زمینه را برای اعلام این نتایج رهایی بخش و راه‌گشا فراهم سازند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.