سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » صورتبندی اعتراضات آبان ۹۸ و مسئولیت ناپذیری نظام...

صورتبندی اعتراضات آبان ۹۸ و مسئولیت ناپذیری نظام

چکیده :ظرف ده سال اعتراضات مردمی از یک محله در پایتخت بنام کوی دانشگاه تهران و حداکثر دوسه دانشگاه بزرگ دیگر در کشور همچون دانشگاههای تبریز و شیراز و اصفهان شروع و درسال ۹۸ به بیش از ۱۵۰ شهر و شهرک در اقصی نقاط کشور کشیده شد. از لحاظ طبقاتی نیز از طبقه تحصیلکرده و فرهیخته شروع و به طبقه متوسط تسری و سپس به اقشار آسبب پذیر و تهیدست جامعه رسید و مقایسه اعتراضات این سالها بوضوح موید صحت این مدعاست. ...


کلمه – نگار هوشمند

اعتراضات آبان ۹۸ پرسشهای گوناگونی را در اذهان ایجاد کرده است که طرح و بازخوانی نقادانه ریشه ها، ابعاد و تاثیرات آنها می تواند در پیشگری و درمان معضلات اجتماعی در آینده موثر باشد. اگرچه اعتراضات مردمی در تاریخ معاصر ایران از اواخر دوره قاجار تا دوران پهلوی و سپس دوره جمهوری اسلامی امری مسبوق به سابقه است ولی هر کدوم از این اعتراضات با توجه به نوع و جنس شرکت کنندگان و پایگاه طبقاتی شان و اهداف و خواسته های آنها و زمانه پیدایش و بستر سیاسی و اجتماعی ظهور و بروز آنها دارای ویژگیها و مختصات به خود می باشد، هرچند دارای وجوه اشتراک و تشابهاتی هم بوده باشند. در سه دهه اخیر دست کم چهار اعتراض مردمی فراگیر در کشور رخ داد: اعتراضات دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸، اعتراضات مردم عمدتا ساکن شهرهای بزرگ کشور بخصوص شیراز و تبریز و اصفهان و بالاخص تهران به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری خردادماه ۸۸، اعتراضات مردمی بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک در دیماه ۱۳۹۶ و بالاخره اعتراضات فراگیر و گسترده شهرهای مختلف کشور بخصوص مناطق آلونک نشین و شهرهای حاشیه کلانشهرها و شهرک های کوچک در سراسر کشور در آبانماه ۹۸٫

سیر این اعتراضات در وهله اول حکایت از گسترده تر شدن دامنه آنها و مشارکت اقشار و طبقات بیشتری از جامعه از سال ۷۸تا ۹۸ است. یعنی ظرف ده سال اعتراضات مردمی از یک محله در پایتخت بنام کوی دانشگاه تهران و حداکثر دوسه دانشگاه بزرگ دیگر در کشور همچون دانشگاههای تبریز و شیراز و اصفهان شروع و درسال ۹۸ به بیش از ۱۵۰ شهر و شهرک در اقصی نقاط کشور کشیده شد. از لحاظ طبقاتی نیز از طبقه تحصیلکرده و فرهیخته شروع و به طبقه متوسط تسری و سپس به اقشار آسبب پذیر و تهیدست جامعه رسید و مقایسه اعتراضات این سالها بوضوح موید صحت این مدعاست. هرچند نوع خواسته و مطالبات معترضان متفاوت و متنوع است اما همگی حکایت از ناکارآمدی نظام و تاخر و عقب ماندگی آن از جامعه و ناتوانی در حل مشکلات و بدتر از همه در عدم پاسخگویی و مسئولیت ناپذیری آنست. این یادداشت ضمن اذعان به پیوستگی و زنجیروار بودن سلسله اعتراضات سه دهه اخیر بطور خاص بر اعتراضات آبان ۹۸ متمرکز است و بیش از آنکه بخواهد پاسخی در این خصوص ارایه دهد سعی در طرح و صورتبندی پرسشهای مربوط به آن را دارد.

  • براستی جنس اعتراضهای مردم در ابان ۹۸ چه بود ؟
  • ایا خشم فروخورده محصول سالها درد رنج و بی عدالتی و حبس و حصر بود که زبانه کشید ؟
  • ایا رفتاری هیجانی و بدور از تعقل و برنامه بود که طولی نیانجامید تخلیه شد ؟
  • ایا نفوذ عمال بیگانه بود که با مدیریت جهانی ،ایران را به ورطه نابودی کشاندند و با سیاستهای دقیق ،همه اتفاقات را مدیریت میکنند!؟
  • هر آنچه علت بوده باشد آیا رفتار حکام کشور هیچ تاثیری در ظهورش نداشت؟

چنانچه اعتراضات از جنس خشم فرو خورده مردم بوده باشد ،شاهد حضور جوانان دهه ۷۰ و ۸۰ با گستردگی بیشتر در تظاهرات بودیم جوانان که قریب به یقین ،معترض و منتقد عملکرد پدرانشان در سال ۵۷ بودند و امنیت اجتماعی ،اقتصادی ،سیاسی ، جسمی و روانی خود در خطر دیده اند و با تلنگری برای طرح اعتراض به خیابانها ریختند.انها برای اعتراض مسالمت آمیز و طرح مطالباتشان به کف خیابان آمدند تا اینکه از ساعتی به بعد اخبار تخریب اماکن دولتی ،خصوصی و قتل و کشتار به گوش رسید .ناظران ماجرا حالتهای مختلف را مطرح کردند.

۱. تهدید و ترعیب از سوی نظامیان ،جوانان را خشمگین و به واکنش متقابل وادار نمود.

۲. نظامیان و لباس شخصی های مسلح تعمدا دست به تخریب و آشوب زدند تا با ایجاد رعب و وحشت مردم را روانه خانه ها کنند.

۳. افرادی ناشناس با اهداف از پیش تعیین شده خود را در کاروان مردم جا زدند و بدنبال مصادره کردن اعتراضات به نفع خود شدند.

۴. معترضان کم سن و سال و بی اطلاع که تنها به دلیل تخلیه هیجان سوار بر موج اعتراض شدند و تخلیه شدند و تمام !

اما، خفه کردن صدای اعتراض ملت ،محدودیت رسانه ها،اختصاص ثروت و قدرت در دست عده محدود،مقدس کردن حاکمان ،حبس و حصر هر معترضی با برچسب ضد نظام ،همه از خصوصیات یک حاکمیت تمامیت خواه است که در طول تاریخ هیچ سابقه ای از پیروزی و ماندگاری برایشان ثبت نشده است .

قطع اینترنت، اما موجب خشم همگان شد. معترض،منتقد ،خشنود،محافظه کار،انقلابی ،و خلاصه همه به شوکی ناشی از تصمیم دیکتاتوری دچار شدند و فضای یاس و نا امیدی جامعه را فرا گرفت .اقتصاد ،علم ،وضعیت ادارات، بازار و…دستخوش رکود و سکون شد، گویی جامعه به مرخصی ذهنی اجباری و یا به تعبیر حاکمان دیکتاتور به حصر خانگی تبعید شدند.

اتفاقات اخیر نه تنها مساله ای از معضلات کشور حل نکرد بلکه گره های متعدد دیگری بر آن افزود، سوالات دیگری در ذهن معترضان منصف نقش گرفت از آن جمله:

  • آیا حاکمان در راس به توهم، مبتلایند؟؟ و هر اعتراضی را نفوذ بیگانه میدانند؟
  • آیا حلقه مشاورینشان اطلاعات نادرست به آنها میدهند ؟
  • آیا نتیجه تصمیمات دیکتاتوری و تاثیراتش در گذر زمان را نمی دانند؟
  • آیا غرق در قدرت و ثروت و شهرت مردم را فراموش کرده اند و رفاه و آسایش مردم دغدغه شان نیست
  • آیا اتخاذ تصمیمات منعطف مبتنی بر خواسته مردم را نوعی ضعف و عقب نشینی بر مواضع خویش میدانند؟

به هر روی در وقایع، کنشها ،واکنش ها ،نشانی از سیاست ورزی، خردورزی، اخلاق گرایی و تدبیر نمیتوان جست و پرونده ایی باز و ناتمام در ذهن همگان، معضلی لاینحل و مساله ای مضاف بر اشکالات پیشین ماند که ماند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.