سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » طنز تلخ: حق انتخاب جهنمیان و وضعیت انتخابات در نظام جمهوری اسلامی...

طنز تلخ: حق انتخاب جهنمیان و وضعیت انتخابات در نظام جمهوری اسلامی

چکیده :جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ مثال بارز این امر است که طی آن حسن روحانی در ایام تبلیغات انتخاباتی حرفهای جدی و وعده های بزرگی در راستای تغییر وضعیت موجود و شکستن حصر و رهایی محصورین و زندانیان سیاسی سر داد ولی به محض اتمام انتخابات و اعلام نتیجه آن همه از جمله خود شخص روحانی سر در لاک خود فرو برده و سکوتی مرگبار توام با بویی بد و متعفن سراسر فضای کشور را دربرگرفت که تا به امروز ادامه دارد....


کلمه – مجتبی حسینی

گاهی اوقات زبان طنز و شعر برای بیان واقعیت های اجتماعی از گیرایی و ماندگاری بیشتری نسبت به زبان نثر برخوردار است. در زبان و ادبیات فارسی تمثیل ها و قصص گوناگونی وجود دارد که برای سالها و بلکه سده ها ماندگار و جاودانه و همچنان قابل استفاده و استنادند. آثار بزرگ و کلاسیکی مثل گلستان و بوستان سعدی تا مثنوی مولوی و تا کلیله و دمنه و تا آثار طنزگونه دوران معاصر مثل چرند و پرند دهخدا یا گل آقای کیومرث صابری از جمله آثاری هستند که مملو از تمثیل و طنز و شعر ماندگار بوده و برای بیان واقعیت های سیاسی و اجتماعی جامعه ایران مورد استفاده اند.

یکی از طنزهایی که در دوران معاصر و بخصوص در فضای کنونی جمهوری اسلامی ایران مطرح و گاهگاهی دست بدست می شود و برای بیان واقعیت انتخابات و آزادی در نظام جمهوری اسلامی ایران بالاخص در دو سه دهه اخیر رسا و مناسب است بشرح زیر است:

می گویند انسان گناهکاری را به جهنم بردند اما بخاطر برخی کارهای خیر و نیکش به او حق انتخاب دادند که از میان سه گزینه زیر یکی را به دلخواه انتخاب نماید.

گزینه اول جایی بود که افراد را در میان شعله های آتش می سوزاندند و با سیخ سرخ و داغ و درفش آنها را عذاب میدادند و … و صدای جیغ و داد و فریادشان به آسمان بلند بود.

گزینه دوم چاهی بود پر از مار و اژدها و جانوران درنده و … که دهان باز کرده بودند برای بلعیدن و دریدن و نیش زدن. این هم صحنه وحشتناکی بود که هرکس در آن می افتاد هیچ راه و مفری برای جان سالم به در بردن نداشت و افتادن در آن چاه همانا و شکنجه و نابودی همان.

اما گزینه سوم متفاوت بود و آن جایی استخر مانند که آرامش و سکون خاصی بر آن حاکم بود. جایی پر از آب که همه افراد هم تا گردن زیر آب بودند و هرکدام ایستاده با یک روزنامه در دست و در حال مطالعه. تنها مشکلی که وجود داشت بوی تعفنی بود که در آن محیط و فضا پیچیده بود و افراد را آزار می داد.

به او گفتند که از میان این سه گزینه می تواند یکی را به دلخواه انتخاب کند.

او هم از این میان گزینه سوم را انتخاب کرد که بزعم خویش نسبت به دو گزینه دیگر هم خطر کمتر و هم آزار و اذیت کمتری داشت. بلافاصله پس از انتخاب با حکم ماموران جهنم وارد استخر شد و رفت در آب و در کنار بقیه سرپا ایستاد و یک روزنامه هم به دست گرفت و شروع کرد به مطالعه. او هم خوشحال بود که در جهنم چنین جایی را گیر آورده اما این خوشحالی دیری نپایید و پس از چند دقیقه حضور در آب ماموران مربوطه آژیر صدا را کشیدند و به همگان اعلان کردند که وقت تنفس تمام شده و همه باید سر را زیر آب کنند!؟

اما وضعیت مشمئزکننده و زجرآور اینجا بود که استخر پر بود از فاضلاب و فضولات انسانی و حیوانی !؟

انسانهای ظریف و نکته سنج وضعیت آزادی و حق انتخاب را در نظام مقدس جمهوری اسلامی را تشبیه می کنند به همین وضعیت استخر فاضلاب در جهنم.

منظور این است که در این وضعیت انسانها شبانه روز در بوی تعفن فاضلاب بسر می برند و فقط برای چند لحظه ای به آنها اجازه می دهند سر خود را از آب بیرون آورده و نفسی بکشند آنهم نه برای آرامش و استراحت بلکه بخاطر این که در زیر آب خفه نشوند و از بین نروند. این لحظه تنفس دقیقا همانند ایام انتخابات در ایران است که نامزدها و شهروندان را آزاد می گذارند تا نفسی تازه کرده و مواضع و دیدگاههای خود را آزادانه بیان کنند و بعد از اتمام ایام تبلیغات و برگزاری انتخابات بلافاصله اعلان میشود که وقت تنفس تمام شده و همه سر در زیر آب (فاضلاب) کنند.

جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ مثال بارز این امر است که طی آن حسن روحانی در ایام تبلیغات انتخاباتی حرفهای جدی و وعده های بزرگی در راستای تغییر وضعیت موجود و شکستن حصر و رهایی محصورین و زندانیان سیاسی سر داد ولی به محض اتمام انتخابات و اعلام نتیجه آن همه از جمله خود شخص روحانی سر در لاک خود فرو برده و سکوتی مرگبار توام با بویی بد و متعفن سراسر فضای کشور را دربرگرفت که تا به امروز ادامه دارد. وضعیت انتخابات مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و روستا و مجلس خبرگان رهبری هم مشابه همین وضعیت انتخابات ریاست جمهوری است. وضعیتی فشل و اخته شده که ماحصل دخالت روزافزون رهبر جمهوری اسلامی و مهره های امنیتی و نظامی و روحانی اش در مهندسی انتخابات و تعیین نقش ها برای سرسپرده های کاملا خودی و مورد اطمینان پیش از انجام فرایند انتخابات است تابدانجا که اصل انتخابات بی معنا میشود و ملت را به کرنش انفعالی و نه واکنش انتخابی نسبت به گزینه ها وامی‌دارد. این محصول متعفن که ماحصلش بی حاصلی مجلس و انتخابات با یک نامه رهبری یا یک تهدید پیامکی سپاه یا نگرانی از برخورد اطلاعات سپاه در آینده پس از نمایندگی است. ماحصلش رییس‌جمهوری است که مثل آب خوردن نقض عهد می‌کند دروغ می‌گوید و به سرکوب ملت می‌خندد. ماحصل این تعفن رنج آور سرکوب تمام نهادهای انتخابی است که مزاحم رهبری هستند که هیچگاه از ملت اجازه نگرفته تا سرنوشت آنان را و ملت را به ناکجاآباد توهمات پوچ و تفرعن نابودگر خود بکشاند.

حال سوال اینست که آیا باز هم مردم ایران حاضرند برای چندلحظه کوتاه نفس کشیدن در انتخاباتی شرکت کنند که هم از قبل مهندسی شده و هم بعد از اتمام انتخابات وضع همان خواهد بود که قبلا بوده است و همه باید سر در زیر آب فاضلاب ببرند ؟!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.