سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

اعتراضات اخیر؛ آشنایی بیگانه

چکیده :این خواص بابصیرت، درسایه اقتداری خودساخته، به شدت مشغول رانت و رابطه بودند و با اتکا به اطلاعات مستخرجه از رسانه انحصاری، تصورشان بر این بود که مملکت گل و بلبل است. آنها احتمالا براین باور بودند که وضع مردم آنقدر خوب هست که حتی برای سه برابر کردن قیمت بنزین نیاز به هماهنگی و اطلاع رسانی نیست....


کلمه – فرهاد محبی

اعتراض مردمی ،واژه ای کاملا آشنا برای ایران معاصر است. چراکه نوع حکومت مرکزی از سال های دور به گونه ای بوده که زمینه اعتراض مردمی همیشه فراهم بوده است. در این نوشتار ، مراد بازخوانی اعتراضات سال های دورتر نیست چون زخم های چرکین حاصل از استبداد، چنان عفونی شده اند که مجالی برای آسیب شناسی زخم های کهنه تر نیست.

حکومت توتالیتر کنونی که اتفاقا محصول نامشروع همین اعتراضات گسترده مردمی است، با ادبیات اعتراض و نارضایتی مردمی کاملا آشناست.آنها به خوبی میدانند که منشا اعتراض کجاست و راه های مقابله با آن را نیز در سالیان متمادی به خوبی آموخته اند.

با این وجود اعتراضات امسال آنگونه که از عنوان این نوشتار برمی آید، آشنا ولی بیگانه بودند. آشنا از این جهت که اصل اعتراض همانطور که گفته شد برای مردم ما شناخته شده است.اما بیگانه از این حیث که جنس آن برای خیلی ها ناشناخته بود.

شاید عبارت ناشناخته ذهن خواننده را به شدت به چالش بکشد تا آنجا که از خواندن ادامه این مطلب منصرف گردد، اما واقعیت این است که اعتراضات اخیر آشنا ولی بیگانه بودند. بیگانه و ناشناخته برای تئورسین ها و مشاورین و عامل حاکمیت و بیگانه و نامفهوم برای برخی از مردم عادی.

این اعتراضات برای تصمیم گیران حاکمیت آنقدر ناشناخته بود که با اعتماد به نفسی عجیب و بی سابقه زمینه اعتراض را برای معترضین فراهم کردند.

این خواص بابصیرت، درسایه اقتداری خودساخته، به شدت مشغول رانت و رابطه بودند و با اتکا به اطلاعات مستخرجه از رسانه انحصاری، تصورشان بر این بود که مملکت گل و بلبل است. آنها احتمالا براین باور بودند که وضع مردم آنقدر خوب هست که حتی برای سه برابر کردن قیمت بنزین نیاز به هماهنگی و اطلاع رسانی نیست.

جنس اعتراضات امسال اما چیز دیگری بود و این علت اصلی غافلگیری عمال حکومتی بود.

با تأملی سطحی ،جنس این اعتراضات قابل تشخیص است. هسته تراکم این نارضایتی ها ، فقر مطلق بود. فقری که با وجود آن به تعبیر علم اقتصاد، فقیر از تأمین کالری مورد نیاز بدن خود عاجز است. شورش در حاشیه تهران و سرایت با تأخیر آن به داخل شهر و نیز عدم همراهی از سوی ساکنین مناطق برخوردار و پربرخوردار، بهترین دلیل بر این ادعاست. راز بیگانگی آشوب های اخیر در همین نکته سیاه است. این آشوب ها برای مبارزه با گرسنگی بود و نه برای رسیدن به رفاه بیشتر.
تحولات اخیر نشان داد که جامعه بیمار ایرانی به شدت دوقطبی شده است. برخی اسیر فقر مطلق هستند و از سیر کردن شکم خود و بچه های شان مستأصل مانده اند و برخی به رفاه حداقلی راضی شده‌اند و عطای اعتراض برای آزادی اندیشه و حتی رفاه بیشتر را به لقایش بخشیده اند.

برای درک بهتر موضوع مجبورم گریزی به حیات وحش بزنم. با کمال پوزش از همه مردم ایران، سکانسی از فیلم راز بقا را به خاطر بیاوریم که گروه شیران به گله بوفالو ها حمله می‌کند. شکارشان را انتخاب و گلویش را می فشارند. گله بوفالو اما بی تفاوت از سرنوشت هم نوع شان ، صحنه را ترک می‌کنند و چند متر دورتر، مشغول چرا می شوند.

با کمال تأسف امروز برخی از شهروندان ، فقط به فکر رفاه خودشان هستند و غالبا این رفاه را از طریق ستم به فقیران مطلق بدست می آورند.

این گونه است که اعتراضات راه به جایی نمی برند و عمال حکومت نیز گلوی معترضین بینوا را تاسرحد مرگ می فشارند.
حال پرسش اصلی این است که آیا حاکمیت،جنس واقعی نا آرامی های این روزها را درست تشخیص داده است و برای مقابله با تکرار آن تدبیری می اندیشد. آیا می خواهند بعد از این به فکر رهایی مردم از چنگال مرگبار فقر مطلق باشند یا مایلند چونان گذشته، تقصیر را به گردن دشمنان فرضی بیاندازند.

پاسخ هرچه باشد، مهم آنست که صدای ناتوان مردم هرچه زودتر باید شنیده شود که این مستلزم خانه تکانی اصلی در دیدگاه های حاکمیتی است. موضوع بسیار مهمی که که امید به آن با شرایط موجود ، خوش خیالی محض است.

چنانچه از شواهد پیداست حاکمیت با کپی برداری از ۹ دی ، در ۴ آذر حماسه ای دیگر آفرید و بدینطریق می خواهد تمام عواید اعتراضات را به نفع خود مصادره ‌کند. زهی خیال باطل!!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.