• صفحه اصلی
  • » رأی دادن یا رأی ندادن: مسئله این است؟ (یادداشت دوم)...

» کلمه

رأی دادن یا رأی ندادن: مسئله این است؟ (یادداشت دوم)

متأسفانه، رفتار اغلب نامزدهای انتخاباتی در کشور ما، با برنامه‌محوری انتخابات سخت بیگانه است. یاد ندارم احزاب و سازمان‌های سیاسی، جبهه‌های ائتلافی انتخاباتی یا نامزدهای منفرد، برنامه‌های پیشنهادی خود را در موضوعاتی مانند چگونگی کاهش تورم، اشتغال‌زایی، مبارزه با فساد، تعامل دیپلماتیک با کشورهای منطقه، تأمین حقوق شهروندی، مدیریت منابع آب، تأمین آزادی رسانه‌های مستقل، ساماندهی حاشیه‌نشینی شهرها، ارتقای منزلت اجتماعی زنان، رسیدگی به وضعیت کودکان کار، مبارزه با اعتیاد، دسترسی عادلانه به بهداشت و درمان، برقراری رابطه صنعت و دانش، سامان‌بخشی به نظام بانکداری، کوچک‌سازی دولت، پاسخگویی نهادهای عمومی، بازگرداندن نیروهای نظامی به کارکرد قانونی خود، تقویت بخش خصوصی و تعاونی‌ها و احترام به گوناگونی فرهنگی (قومی، دینی یا مذهبی) عرضه کرده باشند و زمینه را برای بحث و گفتگو نقادانه برنامه‌های‌شان فراهم ساخته باشند.

رأی دادن یا رأی ندادن: مسئله این است؟ (یادداشت اول)

نگاهی به تاریخ نظام‌های مردم‌سالار یا مدعی مردم‌سالاری نشان می‌دهد که در اغلب موارد، شرکت در انتخابات به برقراری ترافیک موزون و روان این خیابان دوطرفه کمک کرده است، اما گاهی نیز عدم شرکت در انتخابات به نشانه اعتراض نسبت به ناعادلانه بودن روند انتخابات، به دو طرفه شدن این خیابان انجامیده است. حفظ کرامت انسانی شهروندان (که بر پاسداشت آن در مقدمه قانون اساسی ما هم تأکید شده است) در رابطه با انتخابات ایجاب می‌کند که برگزاری انتخابات به‌خاطر جنبه نمایشی آن و برای نشان دادن پشتوانه مردمی نظام مورد سوء استفاده قرار نگیرد.

جان آرش

می‌دانید چه می‌خواهم بگویم؟ او می‌دانست در چه میدان شومی گام نهاده است. می‌دانست ما سخنش را باور داریم اما جان‌مان در مقابل اذناب رذائل نازل است. می‌دانست دفتر و دستکمان و چراغ خانه و اسباب میز کارمان هم هست و نمی‌شود اینهمه را خرج یک تحصن در پاستور کرد

جنبش سبز مواجهه‌ی راستین سیاسی را می تواند فراهم کند

به اعتقاد ما جنبش سبز یکی از تجارب تاریخی معاصر ماست که علی‌رغم گذشت ده سال از آن، به‌اندازه‌ی کافی به آن پرداخته نشده و فراتر از مواجهه‌ی نوستالژیک با شعارها و نمادها، در مورد دقایق گفتمانی و سیاسی آن مداقه نشده است. به باور ما جنبش سبز حامل تمامی اوضاع‌واحوال و خواست‌های ادوار پی‌در‌پی تاریخ پیش از خود است. درواقع جنبش سبز آبستن از تمامی تحولات مشروطه، نهضت ملی و انقلاب ۵۷ است و دقیقا به همین دلیل است که ما آن را نقطه‌ عزیمت خویش برای مواجهه با بحران‌های پیچیده‌ی امروزین‌مان می‌دانیم.

یک دهه، یک عمر پس از جنبش سبز

متونی که در ایام آتی ذیل مسئله فوق در کلمه منتشر می شوند حاوی نکاتی سرنوشت ساز و تذکراتی بنیادین اند؛ برخی از نویسندگان بر شکل گیری مجمعی ملی برای نجات ایران از قید و بند استبداد سیاه حاکم بر آن تاکید کرده اند. دسته ای خواهان مشارکت زنده و موثر رهبران جنبش، بویژه مهندس میرحسین موسوی در قبال مسائل و رخدادهای حیاتی پیشاروی کشور و ملت شده اند و جمعی از اصلاح بنیادین قانون اساسی سخن رانده اند. در تمامی متون فوق آنچه به چشم می خورد دغدغه منافع کشور و حقوق ملت و رهایی ایران در کنار انتقادات اساسی به جنبش و نحوه پیش برد و سرکوب آن نهفته است و کلمه بی کم و کاست و ذره ای قضاوت یا دخالت به انتشار آنهمه دست می یازد

سردار سلامی با چه کسانی مشورت می کند

من نمی دانم فردی چون سردار سلامی حسب موقعیت بسیار مهمی که دارد با چه کسانی مشورت می کند و با چه پیش فرض هایی این سخن را ایراد کرده است به این نکته نیز اشراف دارم که این مثال ناظر به نشان دادن ضعف آمریکاست اما می دانم که کلید واژه ” برج تجارت جهانی” برای افکار عمومی جهان و امریکا معنایی متفاوت با این اظهارات خواهد داشت و وقتی یک چهره نظامی در خاورمیانه آن را در گزاره ای که حاوی تهدید آمریکاست به کار می برد، خواسته یا ناخواسته اذهان را به سمت و سویی مشخص سوق می دهد

سیل ویرانگر و چند نکته: پر کردن شکاف ملت و حکومت واجب عینی است

نظام استبدادی و نامشروع حاکم ولایت فقیه (به رهبری مستبد امروز ایران آقای خامنه‌ای) نهادهای خیریه را معضلی امنیتی می‌بیند و بعضا تنها به سازمان‌های “خیریه‌” حاکمیتی که آشکارا بازوی بسیج و سپاه‌اند اجازه عرض اندام می‌دهد. این مقاومت در برابر شکل‌گیری و گسترش سازمان‌های خیریه را باید ذیل ضدیت نظام‌های ایدئولوژیک و استبدادی در برابر پدید آمدن و قوام یافتن نهادهای مدنی و به تبع آن جامعه پویای مدنی فهمید چرا که این نهادها ستون‌های اصلی ایستادگی جامعه در مقابل استبداد‌ند

مشاور میرحسین موسوی: رفتار ترامپ محکوم است/ تلاش برای تغییر رفتار غیر قانونی بخشی از سپاه نباید مانع از محکومیت اقدامات سلطه طلبانه ترامپ شود

سپاه پاسداران در کلیت خود جزیی از نیروهای نظامی ایران است و به همین جهت انتقاد و مبارزه مستمر و موجه برای تغییر رفتار غیر قانونی و سلطه طلبانه بخشی از فرماندهان سپاه و فرمانده کل قوا برای ایجاد حزب پادگانی و مداخله مغایر با منافع ملی آن در امور سیاسی و اقتصادی کشور نباید مانع از محکومیت اقدامات سلطه طلبانه و غیر قانونی ترامپ شود

درسهای الجزایر برای مردم و حاکمان ایران

آقای خامنه‌ای و تیم سرکوبگرش در‌صدد تقویت و گسترش ماشین سرکوبند، به این علت که توان حل مشکلات عظیم و بن‌بست‌هایی که به دست خود ایجاد کرده اند را ندارند، لذا جز تشدید سرکوب بر اساس استراتژی نصربالرعب راه دیگری برایشان باقی نمانده و همین استراتژی گر چه موجب رنج و سختی مردم شده اما در نهایت مستبد و حاکمیت را به زمین خواهد زد

محصوران آزاد

سه تن که تن شریف‌شان رنج نه سال توهین و افترا را بدون آن که هیچ فرصتی برای دفاع از خود داشته باشند بر دوش می‌کشد. درست گفته شده که بر زمین عدالت، گام‌های انقلاب به قدری کوتاه بوده است که سکون را تداعی می‌کند

آب از سرچشمه گل آلود است

به تدریج دولت، مجلس و قوه ی قضائیه از شکنجه شدگان طلبِکار هم شدند. کار به جایی رسید که از هر سه قوه علیه شاکی ستمدیده اتخاذ موضع شد و با تعجب شاهد موضع تأسف بار سخنگوی دولت به اصطلاح اعتدال گرای مورد حمایت اصلاح طلبان بودیم که کاسه داغ تر از آش شد و خواهان شکایت شکنجه گر علیه شکنجه شده گردید بعد نوبت به قوه قضائیه رسید که دادستان کل کشور انواع و اقسام جرم ها رابه شکنجه شده ی مظلوم اسماعیل بخشی نسبت داد و ماهیت قوه ی قضائیه را یک بار دیگر افشا نمود که چگونه داد ظالم را از مظلوم می ستاند و به حمایت شکنجه گران علیه شکنجه شدگان بر می خیزد

متهم طلبکار/ آقای علم الهدی شما خود یک پای فتنه اید

آقای علم الهدی خود یک پای فتنه است و دلسوزان نظام و انقلاب را متهم می کند، او خود متهم است و باید حساب پس دهد. بنای بر اثبات و یا نسبت دادن جرمی نیست ولی کسانی در پیشگاه ملت متهم و مظنونند مانند آقای علم الهدی و در رقم زدن مصیبتهای امروز شریکند؛ و بهتر است بجای این همه فرافکنی و متهم کردن دیگران؛ خصوصاً آنانکه امتحان پس داده اند و این روزها را بدرستی پیش بینی کرده اند، جوابگو باشند

کاشف فروتن شوکران

همان زمان دوگانگی در قول نسبت داده شده به میرحسین موسوی کلید خورد؛ حامیان منافقین و صدام برای محکوم کردن ایران و نشان دادن نقض حقوق بشر بشر توسط دولت وقت سعی نمودند آن مصاحبه را در رسانه های غربی قلب نمایند و سخن میرحسین موسوی در برخورد قاطع با مجاهدین در عملیات مرصاد را که ادامه جنگ علیه ایران بود را با اعدام زندانی ها تغییر دهند و کل مطلب را مشوه جلوه دهند و قاضی جفری رابرتسون بیشترین نقش را داشت و در مقاله ای در گاردین سعی کرد اعدامها را با عملیات مرصاد جایگزین کند و یا حداقل اذهان را از دفاع مردم ایران در جنگ و مصاحبه میرحسین موسوی که طرفی از آن نبسته بودند به سمت و سویی غیر واقعی سوق دهد و بیشترین تلاش را در این باره بنیاد برومند داشت که از طریق حمایتهای مالی بنیاد ملی دموکراسی در آمریکا تامین میشود و همین آقای جفری رابرتسون ششم مرداد سال ۱۳۸۹ بر اساس پژوهشی که روی آرشیو غیر واقعی اسناد بنیاد برومند انجام داد یک گزارش ۱۴۵ صفحه‌ای منتشر نمود و با ذکر نام مسئولان وقت جمهوری اسلامی ایران را به جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی متهم کرد و سازمان ملل را به پیگیری قضایی فراخواند

امروز، روز رحمت است و نیاز مبرم ما به گفت‌وگوی ملی

من به سهم خود تنها و تنها از همه آنهایی که عرق دین خواهی یا شور انقلابی‌گری‌شان آنها را وامی‌دارد، وجود «دیگری» برنتابند و چنان کنند که سخنش در هیاهوی دشنام‌ها شنیده نشود فروتنانه دعوت می‌کنم به اندکی تأمل و درنگ در راه طی شده. مبادا ما داعیه‌داران پیروی از آیین محمدی نه دعوت‌کنندگان به کلمه توحید و توحید در کلمه، که آتش‌افروزان شعله‌هایی باشیم که ملک و مملکت در آن بسوزد و خاکسترش را گردباد تاریخ به هیچستان ببرد. والسلام علی من اتبع الهدی

مکرون: ناسیونالیسم منحط در مقابل وطن دوستی قرار گرفته است

حالا این توصیف را با اوضاع و احوال سالهای اخیر کشورمان، به ویژه دوره هشت ساله یکدست حاکمیت اقتدارگرایان و دولت احمدی نژاد، مقایسه و داوری کنید که به رغم اشتراک حاکمیت استبدادی و تحولات حادث، جامعه و شیوه حکمرانی چه سیری را طی کرده است؟ اسف انگیز است که موضوع « حاکمیت استبدادی و پاکدستی » همچنان مسئله جامعه ماست با این تفاوت که در گذشته به رغم « حاکمیت استبدادی » جا برای « پاکدستی » بازتر بوده، و امروزه « پاکدستی » کارگزاران حکومت همچون گوهر نایاب شده است!

این همان نخبه کشی است

این جریانات که معمولا در پشت افراد موجه و با سابقه نیز پنهان شده اند، متاسفانه نه صلاح دین و میهن و نه صلاح نظام و انقلاب و نه صلاح حوزه های علمیه و دانشگاه ها و نه حتی صلاح خود را مد نظر قرار نمی دهند و هر که را که غیر خود بپندارند هدف قرار می دهند و گویا فراموش شده است که اسلام صرفا برپایه حکومت و سیاست نیست که استوار می گردد و پایه های اصلی بر دیانت و عدالت و اخلاق و درایت نهاده شده است و حکومت بدون این مبانی، فاقد ارزش معنوی و حقیقی است

اگر دنبال جاسوس و فتنه گرید آنها را در بیوت خود جستجو کنید

نکته قابل توجه این خبر کذب رسانه منتشر کننده آن است؛رسانه ای که چند وقت پیش دونفر از اعضای ارشدش به اتهام جاسوسی برای اسراییل دستگیر شدند. در واقع هدف از این نوشته هشدار به آنهایی است که همه جا به دنبال فتنه گر و جاسوس می گردند و از درون خانه، بیوت و ادارات و تشکیلات خود غافل هستند.

شما که نام و نشان و وابستگی سازمانی افرادی را که اکنون به جرم جاسوسی برای اسراییل در زندان هستند را دارید. نگاهی به آن کنید و اگر بدنبال فتنه گر و جاسوس هستید اول آنها را در بین خود جستجو نکنید نه افراد وطن پرست.

با تروریسم درست بجنگیم

به گفته‌ی دوست دیگری که سفرهای زیادی رفته‌ است، شما از اشنویه و شمال کردستان تا جنوب خوزستان، هرجا که بروید، خواهید دید اغلب شهرها و روستاهای سنی‌نشین عقب مانده‌اند. یعنی در حالی که روستاهای شیعه‌ی مجاور امکانات دارند، زیر ساخت دارند، هلال احمر دارند، برخی روستاهای سنی‌نشین به شهر ارواح می‌مانند و شبیه شهرهای متروک و دور افتاده‌ای هستند که در فیلم‌های قدیمی تگزاسی می‌بینیم. این ددر حالی است که مرزنشینان ایرانی اعم از روستانشین یا شهرنشین، و اعم از شیعه یا سنی وضعیت خود را با مردم کشورهای همجوار خود مقایسه می‌کنند.

اوضاع واقعاً خطیر است: چه باید کرد؟

حکومت باید فوراً برای تغییر رفتارش در کلیه‌ی وجوه آماده شود: در سطح منطقه‌ای، با بهره‌گیری از نفوذی که تاکنون تمهید کرده‌ایم، نقش‌مان را بی‌سروصدا و جاروجنجال‌های مرسوم بازتعریف کنیم. در سطح داخلی نیز، حکومت باید به‌ملت احترام بگذارد: سالم شود، مردم‌سالاری راستین را به‌اجراء بگذارد، و دست از تحقیر هرروزه‌ی ملت در کلیه‌ی ابعاد آن بردارد. این، مستلزم تغییری در ذهنیت حاکمان و تصورشان از حکم‌رانی‌ست؛ ما با دنیا در جنگ نیستیم، با ملت خودمان نیز

اصلاح طلبان به کروبی تاسی کنند

آقای کروبی خواهان اصلاحات ساختاری است و هوشمندانه دریافته است که اصلاحات ساختاری بدون اصلاح قانون اساسی امکان پذیر نیست. وی خوب می‌داند که با وجود ولایت فقیه در قانون اساسی که عین استبداد دینی است و سلطه بلامنازع ولی فقیه بر تمامی ارکان قانون اساسی و نیز سیطره او بر تمامی نهادهای حکومتی اعم از انتصابی و انتخابی، اصلاحات ساختاری غیر ممکن است. امروز اکثریت قاطع ملت ایران بر این امر اگاه است که مسوول اصلی این ظلم وستم بر مردم و فجایعی که ایجاد شده شخص ولی فقیه یعنی آقای خامنه ای است

یک نقطه عطف گفتمانی، زیر غبار حاشیه‌روی‌ها

در بیانیه اخیر، برای نخستین بار گروهی از اصلاح‌طلبان مجموعه اهداف و چشم‌اندازهایی را معرفی کرده‌اند که می‌تواند به ملاک و محوری برای تعریف اصلاح‌طلبی و خط عمل و چشم‌انداز این جریان بدل شود. این تحول، دست‌کم برای نیروهای حاضر در این بیانیه، جبران یک ضعف بزرگ و تاریخی در جبهه اصلاحات است. از سوی دیگر اما، نقطه عطف بزرگتر، گذار از آن کلیدواژه قدیمی و سخن گفتن از ضرورت تغییر قانون است. بدین ترتیب، باز هم برای نخستین بار، گروهی از اصلاح‌طلبان اعلام کرده‌اند که هرچند ممکن است همچنان در تاکتیک عمل «قانون‌گرایی» را در دستور کار حفظ کنند، اما در اهداف و چشم‌اندازهای خود در پی تغییر و اصلاح قوانین هستند

شرط عقل، در شرایط بی عقلی دولت ترامپ

بی خود نیست که می گویند که ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است. در این شرایط خاص داخلی و بین المللی، عقل حکم می کند که حاکمان جمهوری اسلامی در واکنش به برنامه های دولت ترامپ برای استفاده هرچه بیشتر از فرقه ی رجوی در آینده، یک بار هم که شده به مطالبات حق طلبانه ی ملت ایران توجه کنند؛ در برابر خواست مردم راه آشتی را در پیش بگیرند و علامتی درخور توجه به سوی آن ها بفرستند. و این علامت چیزی نمی تواند باشد جز پیام “صلح و دوستی” و “آشتی ملی”. و اولین گام در این راه چیزی نیست جز برداشتن حصر رهبران جنبش سبز، آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی، و…

ما فتنه گر و بد، خودتان از خودتان خجالت نمیکشید؟!

دارم فکر می‌کنم به نفوذی که با «برق» می‌رود و نظامی که با «رقص» یا «مدل» می‌لرزد و پلیسی که زورش به مدل‌های اینستاگرام می‌رسد و صدها ایرانیِ «مدافع حرم» که فقط برای «نظر دادن» به سوریه رفته بودند و کشته شدند… راستی اصلا ما «فتنه‌گر» و «تحت تاثیر دشمن»! خودتان شرم‌تان نمی‌آید با این سیاست خارجی و داخلی؟

بازگشت بِه دوره مغول ها؟!

سخنان امام جمعه عسلویه را خوانده بودم و این دوران برایم تداعی معانی شد. معلوم نیست چه کسی ایشان را به این قطب صنعتی و اقتصادی کشور گسیل کرده و تریبون دستش داده تا از روی شکم حرف های نسنجیده بزند! به نظر می رسد که جناب “هاشمی‌نژاد” در تنهایی یا هوای گرم، توهم زده و خود را حاکمی مطلق العنان- قانونگزار و مجری قانون- فرض کرده که چنین شکرریزی کرده است: “در عسلویه هرتجمعی اعم از قانونی وغیرقانونی، مسالمت آمیز و غیرمسالمت آمیز ممنوع است”.

۲۵ خرداد روز مردم

آن چه برای میر حسین موسوی ماند، بلندگوی دستی بود و جمعیت میلیونی مردمی که ۲۵ خرداد سال ۸۸، میدان آزادی تا امام حسین را پر کرده بودند. صدایش میان همهمه مردمی که می گفتند:” میر حسین پرچم ایرانِ من و پس بگیر” گم بود. گفت که “موسوی” مهم نیست و باید به مردم احترام گذاشت، دستش را مشت کرد و بلندترین دستِ افراشته آزادی شد. چه کسی باور می کرد مردی پس از بیست سال گوشه نشینی چنین شوری به پا کند؟

‏۹ سال پس از ۲۵ خرداد؛ پس از بُهت‌

سردار جعفری فرمانده کل سپاه توضیح داد که چگونه دخالت سپاه توانست از «شیبی نگران‌کننده» که می‌توانست سرنوشت انتخابات را تغییر دهد جلوگیری کند! او گفت: «در این انتخابات دغدغه و نگرانی و خط قرمز نیروهای انقلاب روی کار آمدن نیروهای مخالف انقلاب و ارزش‌های انقلاب بوده است که در جریان دوم خرداد فرصت پیدا کرده و در حاکمیت نفوذ کرده بودند/در جریانات هنگام و پس از انتخابات هم مشخص شد که چرا آنها اصرار می‌کردند که سپاه و بسیج در انتخابات دخالتی نداشته باشند

فطر، سرآغاز فرصتی دوباره

رمضان به مثابه مکتبی است که هم جهان‌بینی فرد مسلمان را وسعت می‌بخشد و سویه‌های آن را تا دستیابی به «نفس مطمئنه» امتداد می‌دهد و هم در عرصه عمل، او را به صحنه جهاد اکبر می‌کشاند تا نستوهی ایمان را در رفتارش متجلی سازد. ازلطف خداوندگار جز این هم انتظار نمی‌رفت، همو که ماه مبارک رمضان را همچون صافی روح در مسیر زندگی سالیانه بندگانش قرار داده تا از ناخالصی‌ها پالوده گردند و به عهد «الست» متذکر شوند

​ این عدل و انصاف نیست

این عدل و انصاف نیست کسانی که انحراف و فساد در دولتشان سر به فلک گذاشت و امروز بر همه آشکار شد، آزاد و رها بزرگان انقلاب و بسیاری از مفاهیم را هتک و تحریف کنند و مدعی همه چیز و همه کس باشند و بر کرسی های نظام تکیه زنند و آنان که در برابر انحراف و فسادی که شعله ور شدن آن را پیش بینی می کردند، بر پا خاستند، متهم گردند، در حصر و محدودیت زندگی کنند و حتی کلامی از آنان نشر نگردد

رمضان، ماه خودسازی

راستی چنانچه در روز حساب و کتاب که “فَمَنْ یَعْمَلْ ‏مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ – وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ” است، حاکمان و منسوبین رژیم پهلوی در ‏دادگاه عدل الهی دادخواهی کنند (و خواهند کرد) که ما در رابطه با کارهای خلافی که ‏انجام داده ایم آماده عقوبت هستیم و لکن نوری و نوری ها به ما نسبت های کذب و ‏خلاف واقع داده اند و به عنوان حق الناس، از ما بخواهند جبران کنیم و یا مواخذه شویم، ‏چه پاسخی داریم و چه می توانیم انجام دهیم؟

میراثخواران مدل رضا شاهی چه کسانی هستند؟

امروز زمان بررسی کارنامه او بدون حبّ و بغض است. نگاه سیاه و سفید به تاریخ یک چشم آدمی را کور می کند. روایت تاریخی جمهوری اسلامی از رضاشاه بخشی از واقعیت را می گفت و بخشی دیگر را کتمان یا تحریف می کرد. مهمّترین دستاورد رضا شاه، بنیانگذاری بروکراسی مدرن بود. او مشروعیت دولت مقتدر را بازگرداند. به “توسعه آمرانه” همّت گماشت و با استخدام بخشی از روشنفکران و البته حذف طیف گسترده ای از آنها اصلاحات دولتی را پایه گذار شد