» کلمه

آب از سرچشمه گل آلود است

به تدریج دولت، مجلس و قوه ی قضائیه از شکنجه شدگان طلبِکار هم شدند. کار به جایی رسید که از هر سه قوه علیه شاکی ستمدیده اتخاذ موضع شد و با تعجب شاهد موضع تأسف بار سخنگوی دولت به اصطلاح اعتدال گرای مورد حمایت اصلاح طلبان بودیم که کاسه داغ تر از آش شد و خواهان شکایت شکنجه گر علیه شکنجه شده گردید بعد نوبت به قوه قضائیه رسید که دادستان کل کشور انواع و اقسام جرم ها رابه شکنجه شده ی مظلوم اسماعیل بخشی نسبت داد و ماهیت قوه ی قضائیه را یک بار دیگر افشا نمود که چگونه داد ظالم را از مظلوم می ستاند و به حمایت شکنجه گران علیه شکنجه شدگان بر می خیزد

متهم طلبکار/ آقای علم الهدی شما خود یک پای فتنه اید

آقای علم الهدی خود یک پای فتنه است و دلسوزان نظام و انقلاب را متهم می کند، او خود متهم است و باید حساب پس دهد. بنای بر اثبات و یا نسبت دادن جرمی نیست ولی کسانی در پیشگاه ملت متهم و مظنونند مانند آقای علم الهدی و در رقم زدن مصیبتهای امروز شریکند؛ و بهتر است بجای این همه فرافکنی و متهم کردن دیگران؛ خصوصاً آنانکه امتحان پس داده اند و این روزها را بدرستی پیش بینی کرده اند، جوابگو باشند

کاشف فروتن شوکران

همان زمان دوگانگی در قول نسبت داده شده به میرحسین موسوی کلید خورد؛ حامیان منافقین و صدام برای محکوم کردن ایران و نشان دادن نقض حقوق بشر بشر توسط دولت وقت سعی نمودند آن مصاحبه را در رسانه های غربی قلب نمایند و سخن میرحسین موسوی در برخورد قاطع با مجاهدین در عملیات مرصاد را که ادامه جنگ علیه ایران بود را با اعدام زندانی ها تغییر دهند و کل مطلب را مشوه جلوه دهند و قاضی جفری رابرتسون بیشترین نقش را داشت و در مقاله ای در گاردین سعی کرد اعدامها را با عملیات مرصاد جایگزین کند و یا حداقل اذهان را از دفاع مردم ایران در جنگ و مصاحبه میرحسین موسوی که طرفی از آن نبسته بودند به سمت و سویی غیر واقعی سوق دهد و بیشترین تلاش را در این باره بنیاد برومند داشت که از طریق حمایتهای مالی بنیاد ملی دموکراسی در آمریکا تامین میشود و همین آقای جفری رابرتسون ششم مرداد سال ۱۳۸۹ بر اساس پژوهشی که روی آرشیو غیر واقعی اسناد بنیاد برومند انجام داد یک گزارش ۱۴۵ صفحه‌ای منتشر نمود و با ذکر نام مسئولان وقت جمهوری اسلامی ایران را به جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی متهم کرد و سازمان ملل را به پیگیری قضایی فراخواند

امروز، روز رحمت است و نیاز مبرم ما به گفت‌وگوی ملی

من به سهم خود تنها و تنها از همه آنهایی که عرق دین خواهی یا شور انقلابی‌گری‌شان آنها را وامی‌دارد، وجود «دیگری» برنتابند و چنان کنند که سخنش در هیاهوی دشنام‌ها شنیده نشود فروتنانه دعوت می‌کنم به اندکی تأمل و درنگ در راه طی شده. مبادا ما داعیه‌داران پیروی از آیین محمدی نه دعوت‌کنندگان به کلمه توحید و توحید در کلمه، که آتش‌افروزان شعله‌هایی باشیم که ملک و مملکت در آن بسوزد و خاکسترش را گردباد تاریخ به هیچستان ببرد. والسلام علی من اتبع الهدی

مکرون: ناسیونالیسم منحط در مقابل وطن دوستی قرار گرفته است

حالا این توصیف را با اوضاع و احوال سالهای اخیر کشورمان، به ویژه دوره هشت ساله یکدست حاکمیت اقتدارگرایان و دولت احمدی نژاد، مقایسه و داوری کنید که به رغم اشتراک حاکمیت استبدادی و تحولات حادث، جامعه و شیوه حکمرانی چه سیری را طی کرده است؟ اسف انگیز است که موضوع « حاکمیت استبدادی و پاکدستی » همچنان مسئله جامعه ماست با این تفاوت که در گذشته به رغم « حاکمیت استبدادی » جا برای « پاکدستی » بازتر بوده، و امروزه « پاکدستی » کارگزاران حکومت همچون گوهر نایاب شده است!

این همان نخبه کشی است

این جریانات که معمولا در پشت افراد موجه و با سابقه نیز پنهان شده اند، متاسفانه نه صلاح دین و میهن و نه صلاح نظام و انقلاب و نه صلاح حوزه های علمیه و دانشگاه ها و نه حتی صلاح خود را مد نظر قرار نمی دهند و هر که را که غیر خود بپندارند هدف قرار می دهند و گویا فراموش شده است که اسلام صرفا برپایه حکومت و سیاست نیست که استوار می گردد و پایه های اصلی بر دیانت و عدالت و اخلاق و درایت نهاده شده است و حکومت بدون این مبانی، فاقد ارزش معنوی و حقیقی است

اگر دنبال جاسوس و فتنه گرید آنها را در بیوت خود جستجو کنید

نکته قابل توجه این خبر کذب رسانه منتشر کننده آن است؛رسانه ای که چند وقت پیش دونفر از اعضای ارشدش به اتهام جاسوسی برای اسراییل دستگیر شدند. در واقع هدف از این نوشته هشدار به آنهایی است که همه جا به دنبال فتنه گر و جاسوس می گردند و از درون خانه، بیوت و ادارات و تشکیلات خود غافل هستند.

شما که نام و نشان و وابستگی سازمانی افرادی را که اکنون به جرم جاسوسی برای اسراییل در زندان هستند را دارید. نگاهی به آن کنید و اگر بدنبال فتنه گر و جاسوس هستید اول آنها را در بین خود جستجو نکنید نه افراد وطن پرست.

با تروریسم درست بجنگیم

به گفته‌ی دوست دیگری که سفرهای زیادی رفته‌ است، شما از اشنویه و شمال کردستان تا جنوب خوزستان، هرجا که بروید، خواهید دید اغلب شهرها و روستاهای سنی‌نشین عقب مانده‌اند. یعنی در حالی که روستاهای شیعه‌ی مجاور امکانات دارند، زیر ساخت دارند، هلال احمر دارند، برخی روستاهای سنی‌نشین به شهر ارواح می‌مانند و شبیه شهرهای متروک و دور افتاده‌ای هستند که در فیلم‌های قدیمی تگزاسی می‌بینیم. این ددر حالی است که مرزنشینان ایرانی اعم از روستانشین یا شهرنشین، و اعم از شیعه یا سنی وضعیت خود را با مردم کشورهای همجوار خود مقایسه می‌کنند.

اوضاع واقعاً خطیر است: چه باید کرد؟

حکومت باید فوراً برای تغییر رفتارش در کلیه‌ی وجوه آماده شود: در سطح منطقه‌ای، با بهره‌گیری از نفوذی که تاکنون تمهید کرده‌ایم، نقش‌مان را بی‌سروصدا و جاروجنجال‌های مرسوم بازتعریف کنیم. در سطح داخلی نیز، حکومت باید به‌ملت احترام بگذارد: سالم شود، مردم‌سالاری راستین را به‌اجراء بگذارد، و دست از تحقیر هرروزه‌ی ملت در کلیه‌ی ابعاد آن بردارد. این، مستلزم تغییری در ذهنیت حاکمان و تصورشان از حکم‌رانی‌ست؛ ما با دنیا در جنگ نیستیم، با ملت خودمان نیز

اصلاح طلبان به کروبی تاسی کنند

آقای کروبی خواهان اصلاحات ساختاری است و هوشمندانه دریافته است که اصلاحات ساختاری بدون اصلاح قانون اساسی امکان پذیر نیست. وی خوب می‌داند که با وجود ولایت فقیه در قانون اساسی که عین استبداد دینی است و سلطه بلامنازع ولی فقیه بر تمامی ارکان قانون اساسی و نیز سیطره او بر تمامی نهادهای حکومتی اعم از انتصابی و انتخابی، اصلاحات ساختاری غیر ممکن است. امروز اکثریت قاطع ملت ایران بر این امر اگاه است که مسوول اصلی این ظلم وستم بر مردم و فجایعی که ایجاد شده شخص ولی فقیه یعنی آقای خامنه ای است

یک نقطه عطف گفتمانی، زیر غبار حاشیه‌روی‌ها

در بیانیه اخیر، برای نخستین بار گروهی از اصلاح‌طلبان مجموعه اهداف و چشم‌اندازهایی را معرفی کرده‌اند که می‌تواند به ملاک و محوری برای تعریف اصلاح‌طلبی و خط عمل و چشم‌انداز این جریان بدل شود. این تحول، دست‌کم برای نیروهای حاضر در این بیانیه، جبران یک ضعف بزرگ و تاریخی در جبهه اصلاحات است. از سوی دیگر اما، نقطه عطف بزرگتر، گذار از آن کلیدواژه قدیمی و سخن گفتن از ضرورت تغییر قانون است. بدین ترتیب، باز هم برای نخستین بار، گروهی از اصلاح‌طلبان اعلام کرده‌اند که هرچند ممکن است همچنان در تاکتیک عمل «قانون‌گرایی» را در دستور کار حفظ کنند، اما در اهداف و چشم‌اندازهای خود در پی تغییر و اصلاح قوانین هستند

شرط عقل، در شرایط بی عقلی دولت ترامپ

بی خود نیست که می گویند که ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است. در این شرایط خاص داخلی و بین المللی، عقل حکم می کند که حاکمان جمهوری اسلامی در واکنش به برنامه های دولت ترامپ برای استفاده هرچه بیشتر از فرقه ی رجوی در آینده، یک بار هم که شده به مطالبات حق طلبانه ی ملت ایران توجه کنند؛ در برابر خواست مردم راه آشتی را در پیش بگیرند و علامتی درخور توجه به سوی آن ها بفرستند. و این علامت چیزی نمی تواند باشد جز پیام “صلح و دوستی” و “آشتی ملی”. و اولین گام در این راه چیزی نیست جز برداشتن حصر رهبران جنبش سبز، آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی، و…

ما فتنه گر و بد، خودتان از خودتان خجالت نمیکشید؟!

دارم فکر می‌کنم به نفوذی که با «برق» می‌رود و نظامی که با «رقص» یا «مدل» می‌لرزد و پلیسی که زورش به مدل‌های اینستاگرام می‌رسد و صدها ایرانیِ «مدافع حرم» که فقط برای «نظر دادن» به سوریه رفته بودند و کشته شدند… راستی اصلا ما «فتنه‌گر» و «تحت تاثیر دشمن»! خودتان شرم‌تان نمی‌آید با این سیاست خارجی و داخلی؟

بازگشت بِه دوره مغول ها؟!

سخنان امام جمعه عسلویه را خوانده بودم و این دوران برایم تداعی معانی شد. معلوم نیست چه کسی ایشان را به این قطب صنعتی و اقتصادی کشور گسیل کرده و تریبون دستش داده تا از روی شکم حرف های نسنجیده بزند! به نظر می رسد که جناب “هاشمی‌نژاد” در تنهایی یا هوای گرم، توهم زده و خود را حاکمی مطلق العنان- قانونگزار و مجری قانون- فرض کرده که چنین شکرریزی کرده است: “در عسلویه هرتجمعی اعم از قانونی وغیرقانونی، مسالمت آمیز و غیرمسالمت آمیز ممنوع است”.

۲۵ خرداد روز مردم

آن چه برای میر حسین موسوی ماند، بلندگوی دستی بود و جمعیت میلیونی مردمی که ۲۵ خرداد سال ۸۸، میدان آزادی تا امام حسین را پر کرده بودند. صدایش میان همهمه مردمی که می گفتند:” میر حسین پرچم ایرانِ من و پس بگیر” گم بود. گفت که “موسوی” مهم نیست و باید به مردم احترام گذاشت، دستش را مشت کرد و بلندترین دستِ افراشته آزادی شد. چه کسی باور می کرد مردی پس از بیست سال گوشه نشینی چنین شوری به پا کند؟

‏۹ سال پس از ۲۵ خرداد؛ پس از بُهت‌

سردار جعفری فرمانده کل سپاه توضیح داد که چگونه دخالت سپاه توانست از «شیبی نگران‌کننده» که می‌توانست سرنوشت انتخابات را تغییر دهد جلوگیری کند! او گفت: «در این انتخابات دغدغه و نگرانی و خط قرمز نیروهای انقلاب روی کار آمدن نیروهای مخالف انقلاب و ارزش‌های انقلاب بوده است که در جریان دوم خرداد فرصت پیدا کرده و در حاکمیت نفوذ کرده بودند/در جریانات هنگام و پس از انتخابات هم مشخص شد که چرا آنها اصرار می‌کردند که سپاه و بسیج در انتخابات دخالتی نداشته باشند

فطر، سرآغاز فرصتی دوباره

رمضان به مثابه مکتبی است که هم جهان‌بینی فرد مسلمان را وسعت می‌بخشد و سویه‌های آن را تا دستیابی به «نفس مطمئنه» امتداد می‌دهد و هم در عرصه عمل، او را به صحنه جهاد اکبر می‌کشاند تا نستوهی ایمان را در رفتارش متجلی سازد. ازلطف خداوندگار جز این هم انتظار نمی‌رفت، همو که ماه مبارک رمضان را همچون صافی روح در مسیر زندگی سالیانه بندگانش قرار داده تا از ناخالصی‌ها پالوده گردند و به عهد «الست» متذکر شوند

​ این عدل و انصاف نیست

این عدل و انصاف نیست کسانی که انحراف و فساد در دولتشان سر به فلک گذاشت و امروز بر همه آشکار شد، آزاد و رها بزرگان انقلاب و بسیاری از مفاهیم را هتک و تحریف کنند و مدعی همه چیز و همه کس باشند و بر کرسی های نظام تکیه زنند و آنان که در برابر انحراف و فسادی که شعله ور شدن آن را پیش بینی می کردند، بر پا خاستند، متهم گردند، در حصر و محدودیت زندگی کنند و حتی کلامی از آنان نشر نگردد

رمضان، ماه خودسازی

راستی چنانچه در روز حساب و کتاب که “فَمَنْ یَعْمَلْ ‏مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ – وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ” است، حاکمان و منسوبین رژیم پهلوی در ‏دادگاه عدل الهی دادخواهی کنند (و خواهند کرد) که ما در رابطه با کارهای خلافی که ‏انجام داده ایم آماده عقوبت هستیم و لکن نوری و نوری ها به ما نسبت های کذب و ‏خلاف واقع داده اند و به عنوان حق الناس، از ما بخواهند جبران کنیم و یا مواخذه شویم، ‏چه پاسخی داریم و چه می توانیم انجام دهیم؟

میراثخواران مدل رضا شاهی چه کسانی هستند؟

امروز زمان بررسی کارنامه او بدون حبّ و بغض است. نگاه سیاه و سفید به تاریخ یک چشم آدمی را کور می کند. روایت تاریخی جمهوری اسلامی از رضاشاه بخشی از واقعیت را می گفت و بخشی دیگر را کتمان یا تحریف می کرد. مهمّترین دستاورد رضا شاه، بنیانگذاری بروکراسی مدرن بود. او مشروعیت دولت مقتدر را بازگرداند. به “توسعه آمرانه” همّت گماشت و با استخدام بخشی از روشنفکران و البته حذف طیف گسترده ای از آنها اصلاحات دولتی را پایه گذار شد

بلبشو و هرج و مرج در اداره مملکت

استیضاح وزیران دستوری بود که قلابی های هر دو جناح بنا بر سوابق مشکوک خود ناچار به اجرای آن بودند حتی اگر باعث می شد از لاک خود بیرون آیند و افشا شوند و اعتماد احزاب چپ و راست و مردم را که سالها به دروغ و دغل بدست آورده بودند از میان رود و پس از آن رسوایی و عمل گروهکی مجدد به بازسازی خود پرداخته اند و با عذر و التماس می خواهند از نو در خانه ای حزبی که نفوذ کرده بودند و قصد ویرانی اش را از درون داشتند باز گردند. اینان نه دینی دارند و نه آزادگی را می توان در آنها سراغ گرفت، بردگان زبان و قلم به مزدی هستند که فقط ماموریت گروهکی خود را انجام می دهند و رانت قدرت و ثروت هم از آنان حمایت می کند تا در بزنگاههای خاص به میدان اعزام شوند.

«هارون الرشید» در حسرت «عذرخواهی» «موسی بن جعفر»!

آری هارون با ادعای دین‌پناهی و دفاع از وحدت امت و با اتهام فتنه انگیزی و اختلاف افکنی، امام کاظم(ع) را زندانی کرد و در تمام مدت زندانی بودن امام، در حسرت پوزش خواهی ایشان بود و وقتی ناکامی بلکه شکست خود را در زندانی کردن امام دید، برای آزاد کردنش بهانه می‌جست تا توجیه کننده سالها ظلمش در حق امام نزد مردم باشد! و این استکبار و خیره‌سری او را در وادی حسرت دائمی در این دنیا فرو برد و وای بر او از حسرت و ندامت قیامت!

فقط چند آجر باقی مانده است

واقعاً تعجب برانگیز است چرا مسئولان امر از این صحنه‌های عجیب درس عبرت نمی‌گیرند. چرا به این جمع بندی نمی‌رسند که مساله اصلی بحران اعتماد سیاسی است؟ چرا درک نمی‌کنند که این صحنه‌ها، حاکی از شکاف در ساختار حاکمیت سیاسی در ایران است. چرا مردم باید از هر شکافی برای فرار از کنترل توسط متولیان امور داخلی‌شان بگریزند؟ چرا فکر نمی‌کنند آنچه امروز در خصوص یک شبکه مجازی اتفاق می‌افتد، روز دیگر، در بحبوحه یک بحران عمیق‌تر، به صورتی فاجعه‌بار بروز خواهد کرد

عبدالفتاح سلطانی را تنها نگذاریم

چند نفر معدود وکیل داریم که به معنای واقعی کلمه مدافع پروپا قرص حقوق بشر هستند. یکی از این عده دکتر عبدالفتاح سلطانی است که بی اعتنا به ایدیولوژی افراد به صورت رایگان وکالت زندانیان سیاسی و عقیدتی را می پذیرد و در راه استیلای حقوق آنها از هیچ تلاشی مضایقه نمی کند

مخاطب اصلی باید ها برای حمایت از کالای ایرانی

با قوه قضاییه کنونی که خود از متهمین ردیف اول فساد است نمی توان به مبارزه با غول فساد در کشور رفت. رهبری در اولین اقدامات برای تحقق شعار خود باید جراحی عمیقی در قوه قضاییه انجام دهد. این تغییر خصوصا از این جهت ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد که قوه مجریه و قوه مقننه به هر حال در حدی که آقای جنتی تشخیص و به مردم اجازه میدهد قابلیت تغییر و اصلاح دارد اما قوه قضاییه حتی در این حد قطره چکانی نیز از ظرفیت اصلاح توسط مردم خارج است.

گفتمانی که نیاز به اصلاح از سوی رهبری دارد

اصلاح طلبان به عنوان جناح ِ مهمی از کنشگران سیاسی ایران که بخش گسترده ای از سایر نیروهای سیاسی را بیش و کم نمایندگی می کنند، باید در جهت حل مسائل و مشکلات خویش با رهبری و یا رهبری با اصلاح طلبان گام بردارند. این پیشنهادی سازشکارانه و از موضع ضعف یا جسارت نیست. باید به این پیشنهاد بر اساس حکمت، عزت و مصلحت نگریسته شود.

سال‌روز آمدنش مبارک

میرحسین که چند روز پیش از اعلام حضور در انتخابات در مراسم سالگرد تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، جامعه ایران را ژانوسی خواند، خود ژانوس زمان شد و جامع بین اصولگرایی و اصلاح طلبی، به معنای صحیح و دقیق کلمه. او که روز قبل از اعلام کاندیداتوری به جوانان جامعه دانش آموختگان دانشگاه گفت: “از ارزش‌ها و آنچه حق است دفاع و به مصلحت کشور توجه کنید و خیلی صریح در مقابل کژی ها و باطل واکنش نشان دهید”، خود جدی ترین مدافع حق و راستی و پاکی، و مبارز با باطل و دروغ و فساد شد. او در بیانیه اعلام کاندیداتوریش گفت: ”این زمان زمانی دیگر است و حضور را ایجاب می کند” ، با حضور پربرکتش شهید زنده و شاهد زمان شد.

چرا رهنورد یک عضو اصلیِ جنبش زنان است

اوجِ برابری‌خواهیِ رهنورد را در زمان‌هایی می‌توان دید که او رادیکال‌تر از تمامِ فعالان “اصلاح‌طلبِ” حوزه‌ی زنان و بسیاری دیگر از فعالان این حوزه، به نقد لوایح و قوانینی که منجر به پایمال شدنِ حقوق زنان می‌شود دست می‌زند؛ به‌طور مثال، همه‌‌ی ما انتقاد شدید او در سال ۱۳۸۹ از لایحه‌ی تبعیض‌آمیزِ “حمایت از خانواده” و نام بردنِ او از آن به عنوان “لایحه‌ی تخریب خانواده” را به یاد داریم. مهرانگیز کار، از چهره‌های جنبش زنان نیز در گفت‌وگو با وبسایت مدرسه‌ی فمینیستی بر صراحت و رادیکال بودنِ نقد رهنورد بر این لایحه، به نسبت زنان دیگر تاکید دارد: «به نظر می رسد زنان از همه‌یطیف‌ها به هم نزدیک شده‌اند در نقد لایحه‌ی حمایت از خانواده و اراده کرده‌اند که زورآزمایی خودشان را فعلا بر مدار این قانون ادامه دهند هرچند که خانم رهنورد موضوع را به صورت رادیکال‌تری مطرح کرده‌اند و زنان دیگری آن را به صورت معتدل‌تری مطرح کرده اند و فقط قانع به این هستند که شروط مربوط به تعدد زوجات نسبت به مردان سختگیرانه‌تر باشد.»

مرگ “راجی” مرگِ ارزش ها بود

هم در مرگ “محمد راجی” هم در مرگ آن سرباز مظلوم خیابان پاسداران همه کسانی مسئول هستند که سالها در “انکار”ِ نظاممند یک عقیده، یک مرام سنتی سکوت کردند. وقتی حسینیه های دراویش تخریب می شد اما صدایی بر نمی خواست. چه خشونتی بالاتر ازانکار و حذف یک مرام سنتی در تاریخ ایران؟ اگر زیر گرفتن سرباز بی گناه با اتوبس محکوم است که البته هست تلاش برای سرکوب تمام عیار یک گرایش مذهبی آن هم در طول چند دهه شکلی به مراتب بدتر از خشونت اتوبوسی است

کجاست رسم جوانمردی؟

بیش از هفت سال است که رهبران جنبش سبز در حبس غیرقانونی و غیر شرعی و ناجوانمردانه گرفتار هستند. در این دوران سخت، گاهی افرادی پیدا می‌شوند که برای خوش‌خدمتی به کانون اصلی قدرت، خاطره‌ای را تعریف می‌کنند و محصورین را متهم به چیزی می‌کنند در حالی که آنها امکان دفاع از خود را ندارند. آیا این عین ناجوانمردی نیست؟
امروز که بر همگان، حتی حامیان بدون قید و شرط اقای احمدی‌نژاد، صحت هشدارهای مصلحانه و تحلیل‌های درست میرحسین که بر فهم و تجربه‌ی کم‌نظیر سیاسی و استراتژیک او و همچنین صداقت و خیرخواهی بی‌بدیلش استوار است آشکار شده، دلایل موج جدیدی از اتهامات و انتشار اخبار نادرست و مغرضانه بهتر درک می‌شود. البته برای آنهایی که بر جلب نظر صاحبان قدرت تن به خیلی چیزها از جمله دروغ می‌دهند این سوال بی‌معناست که “کجاست رسم جوانمردی؟”