سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

اعتیاد را ترک می‌کنند نه تکرار

چکیده :انتخابات در ایران چنانکه پیشتر هم گفته ایم مناسکی اعتیاد آمیز برای حکومت است. حکومت ایران که نه جمهوری است و نه اسلامی به برگزاری مناسک انتخابات اعتیاد دارد و در آستانه هر انتخابات دست و دلش لرزان است تا آن را همچون استعمال افیون از جانب مستعمل، بی مزاحم و آبروریزی و هیاهو، در خلوت اشباح خانه خود به انجام رساند و از خماری خون ریزی و دزدی و اختلاس و فساد و شکنجه و انفرادی و محاکم ظالمانه و دهان دوختن منتقدین به نشئگی شور انتخابات و تصاویر پر هیاهوی صداوسیما و صفوف خیالی در هم تنیده ملت پناه برد و دمی بیاساید تا افیون آرامش کند و اثر خویش بر خون او بنشاند!...


کلمه – امیر آخولقه

واقعیت آن است که در باب آنچه قرار است روز جمعه دوم اسفند ماه ۱۳۹۸ تحت نام انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شود، سخن به کمال گفته شده است؛ حاکم و حامیان حکومت ایران برگزاری این مراسم را سرمایه ای برای نظام و در حقیقت برای خود می دانند. سرمایه ای برای بازگرداندن آبروی رفته در خسران و خسارات اخیر، خون هایی که در آبان بر زمین ریخت، آمار جانباختگانی که هیچگاه اعلام نشد و به مزبوحانه ترین شکل ممکن انکار شد یا مورد تمسخر قرار گرفت، جان نازنینانی که به شلیک موشک سپاه در آسمان آتش گرفت، سه شبانه روزی که به دروغ سپری شد، واکنش حیوانی که بر علت مرگ هفتاد نفر، جان سپردگان تشییع سردار حکومت در کرمان نهاده شد، جعبه سیاه هواپیمایی که خوانده نشد و در هراس از خوانده شدن ش در امنیتی ترین بخش های حکومت، مخفی و از دیده ها نهان گشت، مردم سوگواری که در عزاداری برای هموطنان جان باخته شان رخصت عزاداری نیافتند و سرکوب شدند، شمع هایی که به نفیر گلوله خاموش شد و عکس هایی که با لگد متوحش گارد تربیت شده برای سرکوب و نافهم بر هر حق و باطلی یکایک خرد شد و بر زمین ریخت.

این مراسم جمعه تدارک سرمایه ای برای بازگرداندن این همه آب رفته به جوی است اما تاریخ به یاد ندارد که جایی آب رفته ای را به جوی برگردانده باشد، چه رسد به آبروی رفته!

برای یک معتاد به افیون، که می‌کوشد ظاهری آبرومند و محترم داشته باشد و پیش خانواده و اهل و عیال و مردم محل و اشخاص معتبر و وجیه، رازش برملا نشود، هیچ چیز بدتر از کشف اعتیادش و فاش ساختن آن نیست. همان‌قدر که به افیون وابسته است و دوستش میدارد و هر روزش را با دود غلیظ ش شام می‌کند، از فاش گشتن ش بر خود می لرزد!

چیست راز آنهمه استقبال و این انکار؟ چیست سر آن که برای محفل آراستن ش در خفا یکصد حقه وافور کم است و برای انکارش در عیان، متکای آن مجلس را هم منکر می‌شوند؟

آن راز، اعتیاد است. یک مسئول معتاد تا وقتی لو نرفته معتاد نیست. همان مسئول است. یکی است مثل من و شما. آن وقت که رازش آشکار شد از دید خودش و من و شما همه چیز تفاوت می‌کند. از اینجا به بعد راه، راه ترک است که اعتیاد را ترک می‌کنند نه تکرار!
سخن به درازا نکشم از آنجا که مسئله متاسفانه ساده است:

انتخابات در ایران چنانکه پیشتر هم گفته ایم مناسکی اعتیاد آمیز برای حکومت است. حکومت ایران که نه جمهوری است و نه اسلامی به برگزاری مناسک انتخابات اعتیاد دارد و در آستانه هر انتخابات دست و دلش لرزان است تا آن را همچون استعمال افیون از جانب مستعمل، بی مزاحم و آبروریزی و هیاهو، در خلوت اشباح خانه خود به انجام رساند و از خماری خون ریزی و دزدی و اختلاس و فساد و شکنجه و انفرادی و محاکم ظالمانه و دهان دوختن منتقدین به نشئگی شور انتخابات و تصاویر پر هیاهوی صداوسیما و صفوف خیالی در هم تنیده ملت پناه برد و دمی بیاساید تا افیون آرامش کند و اثر خویش بر خون او بنشاند!

و چه چیز مناسک اصیل و پاک انتخابات را بدل به اعتیاد حکومت ایران کرده است؟ افیون این معرکه چیست؟

نظارت استصوابی

آنچه افیون حق ملت است، نظارت استصوابی است که نتیجه اش نشئگی انتخابات استصوابی برای حکومت انتصابی است.
انتخاباتی که در همان عوالم نشئگی بعد از مصرف افیون، میتواند مشروعیت حکومت، علاقه مردم به نظام، عشق شان به ولایت، تبعیت شان از رهبری و شور و شوق بی پایان شان برای همین نحوه حکمرانی نظام حاکم و اعمال نظارت استصوابی بر گرده ملت را برای حکومت ایران به تصویر کشد و آب هم از آب تکان نخورد.

این بخش بزرگی از نمایش انتخابات در ایران است. هر زمان کسی یا راهی یا جریانی تلاش کرد این نظم و نسق افیونی را بر هم زند، طبیعتا چون فرق شاه قجر شکسته به بند محکمه شاه ولایت به حصر و حبس رفته است و آنکه از حقوق ملت در این خیمه شب بازی مضحک سوال کرده جایش را کنار حسنک وزیر خواهد یافت!

با اینهمه توضیح واضحات اما این پرسش در لایه های عمیق تر اجتماعی همچنان مطرح است که برای نیروهای اصلاح گر، منادیان تغییر و اصلاح کژروی ها و آرمان اصلاح طلبی، تکلیف این انتخابات آیا دقیقا پس از ردصلاحیت فله ای شورای نگهبان که به هیچ روی غیر مترقبه و غافلگیرانه نبود، و عدم امکان ارایه «لیست» روشن شد؟

به بیان دیگر آنچه از دروغگویی و پنهان کاری، نقض حقوق بشر، جنایات اخلاقی و حقوقی و احکام هولناک و ضدانسانی دادگاه های انقلاب علیه منتقدان و فعالان محیط زیست، دانشجویان، روزنامه نگاران، وکلا و حتی شاعران و فیلم سازان و البته، خود پدیده نظارت استصوابی و نه کم و زیاد یا تندی و کندی اش در رفتار و کردار حکومت دیدیم و می‌دیدیم برای تصمیم گیری درباره نوع مواجهه با نمایشی به نام انتخابات کفایت نمی کرد؟

حکومتی که در آزمون راستگویی و پنهان کاری و حفظ حقوق ملت و پذیرش نظر مخالف، در انتخابات ۸۸، سرکوب دی ماه ۹۶، کشتار آبان ۹۸، به آتش کشیدن هواپیمای اکراینی و سپس سرکوب عزاداری مردم، میزان وفاداری اش به اصول اخلاقی و موازین قانون اساسی را نشان داده بود برای برگزاری انتخابات استصوابی امین شناخته می‌شد؟

این تذکر امروز و دیروز نیست. سخنی کهن تر از مناقشات کودکانه لیست و فهرست و حذف این فرد و آن شخص است.

پیشتر گفته بودیم که اگر معیار ما بر سر همکاری با حکومت و پذیرش انتخابات، حفظ یا نقض حقوق بشر و آزادی های بنیادین مصرح در قانون اساسی و حتی همان گفته طلایی مهندس موسوی؛ اجرای بدون تنازل قانون اساسی باشد راه پیش رو روشن و تکلیف مشخص است منتها اکنون مسئله این است که آن معیار به خودمان و حزب و خط و باند خودمان فروکاهیده است. اینک جای این پرسش نیست که مردم بر این اساس چگونه می‌توانند و می بایست به ما اعتماد کنند؟

چرا که می بینند:

نه از شوم بودن و نامشروع بودن و ضداخلاقی بودن و غیر قانونی بودن نظارت استصوابی بلکه از تندی یا کندی آن حرف می زنیم!
نه از جنایت آبان ماه و نام و تعداد جانباختگان و محترم بودن خون آن هموطنان که از اشرار یا معترض یا نخبه یا حاشیه نشین بودن آنان حرف می زنیم!

که دروغ گویی حکومت در ماجرای به آتش هواپیما را کنار می‌گذاریم و می‌گوییم به نفع حاکمیت نبود و همینجاست آن بزنگاه تاریخ که تبار تصمیم ما را قبل از نظارت استصوابی، به حبس ظالمانه محیط زیستی ها و مرگ کاووس سیدامامی می کشاند نه حذف دار و دسته اسم و رسم دارمان!

انتخابات را بدل به نصاب شرافت می‌کند که ولو هیچ اتفاق دیگری در این کشور رخ نداده باشد اما یک خط از نامه نیلوفر بیانی درست باشد، که از صدر تا ذیل ش درست است، تکلیف شعبده انتخابات که هیچ، صلاحیت حاکم نظام را هم رد کرده است!
نظارت استصوابی اگر نظارت بر شرافت و حقوق انسان بود وضع ما چنین نبود و اکنون به این دریوزگی نیفتاده بودیم که تا لحظه آخر منتظر لطف و مرحمت فرعونی باشیم که جنون تکبرش از آستین استصواب بدر شود و رخصت به آرزومندان آستان ش دهد تا «بتوانند» نماینده مردم شوند!

این معیار اگر پیش از التماس بر تندی یا کندی تیغ نظارت بر اصل آن نظارت قرار می‌گرفت و شرط حضور بر آزادی زندانیان و رفع حصر و محکمه مختلسان مخلص ولایت می گذاشت امروز نه با نامه خرد کننده نیلوفر بیانی که چون غریو کاوه آهنگر بر بیداد صخاک ماردوش خروشیده است، بل با آزادی او و دوستانش و رفع حصر از همراهان فداکار ملت مواجه بودیم!

اما اکنون در کجاییم و در کجایید؟

راه دراز و دشوار و دوری است پیمودن مسلمانی از سیره پسر ابی طالب تا سیاهی پسر ابی سفیان!

راه ش اما شرط دارد و آن زیر پا نهادن آرمان های علی و ایمان و باور و مرزهای علی تحت عنوان واقع بینی و عملگرایی اموی است!
آرمان خواهی البته سخت است و مگر کدام عاقلی رسیدن به آزادی و جمهوریت را آسان شمرده و بدین بهانه از آزادی دست کشیده است؟

بله آزادی و آرمان آزادی و شرافت و آرمان عدالت بواقع راهی سخت و صعب است اما تا هنگامیکه لگدکوب عمل زدگی محض و معامله گرایی صرف و واقع گرایی خشک نشده باشد جای تنفس دارد. آنچه خفه اش می کند همان تکرار اعتیادآوری است که برای افیون زده استصواب، در حکم آرامش و سکون است و برای ملت خون داده و خون جگر خورده در حکم دود آتشی که هستی اش به فنا داده است.

اعتیاد را ترک می‌کنند برادران، تا کاشانه به آتش نداده است!

اعتیاد را از ریشه می سوزانند تا ریشه خانه نخشکانده است!

اعتیاد را ترک می‌کنند تا نیلوفر بیانی ها زیر لیست های بی معنا و پوک شما شرافت و عزت شان را حفظ کنند و حمایت و حفاظتی بیابند!

اعتیاد را ترک می‌کنند آقایان نه تکرار!

تکرار اعتیاد حاکم را نشئه می‌کند، نشئه از نمایش همیشگی شما!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.