• صفحه اصلی
  • » چهار دلیل خشم تکفیری‌های ایرانی...

» کلمه

چهار دلیل خشم تکفیری‌های ایرانی

چرا پیروان آقای مصباح به جای ابراز خوشنودی از کاهش آلودگی هوا در شهرهای بزرگ و نیز افشا شدن بورسیه های غیرقانونی نورچشمی ها و اعزام افرادی با معدل هایی بعضا کمتر از 12 برای دریافت دکترای نهج البلاغه و فقه و حدیث به خارج آن هم در شرایط تحریم و کمبود شدید ارزی به انکار حقایق فوق پرداخته و به هتاکی دولت و مدیرانش روی آوردند؟

اعدام یا اسلام؟

در چنین شرایطی که بسیاری برآنند تا اسلام را چهره ای خشن و غیر انسانی و در تضاد با حقوق بشر جلوه دهند و گروه آدمکش داعش خود را دولت اسلامی می داند آیا به دنبال بهانه برای اعدام بودن، تأیید کار داعشیان نیست؟ آیه شریفه صدر این نامه از ما چه می خواهد؟ دنبال مدرک جرم رفتن یا دنبال رفع اتهام؟ مگر نه این است که در یک نظام قضایی اسلامی، قضات صالح، هنگام قضاوت، به جای کشف شبهه برای مجازات، بایستی، دنبال کشف و صید شبهه ای به نفع متهم باشند؟

علی(ع) کجا و حاکمان ما کجا

برای امام کاملاً روشن بود که اصحاب جمل برای ایجاد فتنه و اغتشاش عازم مکه و بصره هستند؛ چنان که پیش بینی خود را نیز صریحا به ابن عباس گفت. حضرت به عنوان حاکم اسلامی و در اوج قدرت می توانست آنان را به ماندن در مدینه وادارد و حتی می توانست آنان را حبس و تبعید کند، ولی به آشوب و اغتشاش و تضعیف حکومت خود تن داد؛ فقط به این دلیل که به اصول اخلاقی و عدالت پای بند بود. مجازات عملی که اتفاق نیفتاده است و قصاص قبل از جرم، با منطق عدالت سازگار نیست و دلیل امام (ع) هم همین بود. به هر حال امیرمؤمنان (ع) آزادی کسانی را که می دانست مخالفش هستند، محدود نکرد و اندیشه آنان را محترم شمرد.

علما فسادها را فریاد بزنند

اگر حکومت فاسد است چون دست جاهل افتاده است. اگر جامعه فاسد است چون عالم، ساکت است یعنی نقش نخبگان و روشنفکران و کسانی است که تعهدی بر دوش آنهاست. اگر امروز در جامعه ما زشتی، پلشتی، بی عدالتی، جور و عدم تحقق عدالت فردی و اجتماعی، کیفری و غیر کیفری وجود دارد، وظیفه علماست که فریاد بزنند… ما در برابر مقولات اساسی این نظام مثل عدالت، بی عدالتی و فساد، متاسفانه آنطور که باید و شاید حساسیت عملی نشان نمی دهیم.

درباره مشروعیت دولت تحمیلی

متفکرانی که در هیچ شرائطی استبداد را توجیه پذیر نمی دانند، اساسا چنین حقی را حتی برای امام معصوم هم به رسمیت نمی شناسند و بدون آنکه جواز بکار گیری زور را مشروط به مصلحت کنند، امام معصوم را هم حتی با این قید و شرط، برای «قهر و غلبه» آزاد نمی دانند، استاد مطهری از همان نادر متفکرانی است که حاکمیت امام معصوم را هم بدون رضایت مردم، جایز نمی داند. متاسفانه از زمانی که اندیشه شهید عالیقدر علامه مطهری به «حاشیه» رفت و مطهری نمایان میدان دار شدند، این اصول و مبانی رو به فراموشی گذاشت.

دانشگاه و استبداد

ایجاد و مستولی کردن فضای امنیتی بر جامعه، اولین اصلی است که مستبدان به آن متوسل می شوند و اولویت آنها در ایجاد این فضای مستبدانه، مراکز علمی و دانشگاهی است که با سرسختی و روشهای زورمدارانه و توسل به خشونت و رعب و وحشت آفریدن و ژاندارمی عمل کردن سعی می کنند تا نخبگان و روشنفکران و عالمان را یا تحت انقیاد خود در آورند و یا منزوی کنند و یا به زندان و حصار بیفکنند. بدیهی است در چنین فضای خفقان آور و پلیسی، نه تنها آزادی و اراده سرکوب می شود، که قبل از آن انسانیت منهدم می شود و شخصیت بشری منکوب می گردد و علم مسکوت می ماند.

یک الگوی زیستی در آئین اسلام

انسانی که صاحب عقل است دست‌کم در مورد پذیرش وحی می‌تواند این را بپذیرد که حال که با عقل محدود بشری که روشنایی‌بخش هم هست، راه خود را در تاریکی‌ها پیدا می‌کند، اگر منبع پرنورتری به او ارائه شود، از پذیرش آن ابا نمی‌کند. بنابراین پذیرش اینکه اگر وحی به عنوان منبع شناخت در اختیار ما قرار گیرد از آن بهره‌برداری می‌کنیم، غیرعقلانی نیست.

ورزش ایران رو به رشد است، اما …

زنان ورزشکار ما تا چندی پیش هیچ نگاه مشوقی را پشت سر خود نداشتند. اما در مسابقات اینچئون، 2 مدال طلا، 7 نقره و 7 برنز و در مجمع 16 مدال کشب کردند. این موفقیت با توجه به محدودیت های بسیار بیشتر زنان در داخل کشور، محرومیت از حمایت های تبلیغاتی و استرس های خاص ورزش زنان، از ارج و قرب متفاوتی برخوردار است.

یک بار بخوانید، عاشق می‌شوید

اگر به فرض که هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین (ع) نباشد، بعد آدم یک بار دعای عرفه بخواند، می‌شود به “حسین” ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ دیوانه‌اش نشود؟ آیا چنین چیزی امکان دارد؟ یک بار بخوانید، عاشق می‌شوید…

یک روز مقابل خانه ملت

قبلا تنها خواسته مان آزادی زندانیان بی گناه بود. حالا می گوییم اشکال ندارد، زندانی ها را نگاه دارید و به لجبازی با مردمی که به روحانی رأی دادند ادامه دهید، اما با رعایت حقوق زندانیان سیاسی. با رعایت احترام زندانی و خانواده اش، مرخصی، انواع ملاقات، تلفن، درمان، امکانات رفاهی و آموزشی و فرهنگی، حق آزادی مشروط و از این ها مهم تر اجرای قانون جدید مجازات اسلامی تجمیع و ادغام احکام که منجر به آزادی بیش از دو سوم زندانیان موجود می شود!

چند نکته درباره قهر ۱۰ساله مصباح با رهبری

اینکه مجاهدین خلق بعد از سال 1354 را با مجاهدین خلق بعد از سال 1345-1346 یکی بدانیم نه تنها مغالطه تاریخی، بلکه فریب افکار عمومی است. مگر تنها مجاهدین خلق همه کاره مبارزه بوده اند؟ آقای هاشمی، آقای مصباح را برای نفس مبارزه دعوت کرده اند. چرا آقای مصباح از سال 1345 به بعد عکس العملی در رابطه با مبارزه نداشته و به خصوص درباره چراغانی نیمه شعبان، که امام خمینی نیز به آن اشاره کردند، ایشان باید به این مسئله تاریخی پاسخ دهند به جای اینکه مغالطه تاریخی کنند باید جواب دهند که اگر مبارزه را حرام نکرده اند چه کاری در این سال ها انجام داده اند.

درباره مقابله با شبکه‌های اجتماعی

این روزها حقوق ستیزان حرفه ای عزم خود را برای نابودی شبکه های اجتماعی جزم کرده اند. بهانه نیز مثل همیشه است : توهین به مقدسات. خوشبختانه بسیاری از هم وطنان دریافته اند که هرگاه انسدادطلبان آژیر خطر را برای اسلام، انقلاب، امام، نظام، ارزش ها و … به صدا در می آورند، معنا و مفهوم آن این است که حمله به حقوق و آزادی های اساسی شهروندان انجام خواهد شد. من البته امید زیادی دارم که تلاش مزبور به علت رشد آگاهی های عمومی ناکام بماند. در عین حال حفظ هوشیاری مردم و افشای طرح هایی را که حقوق و آزادی های قانونی آنان را هدف قرار می دهند، ضروری می دانم.

«چشم بیمار» دوست و «پند» واعظ شهر

کسی به ریخت و پاش های بیت المال برای گرفتن عکس های یادگاری در “بیمارستان دولتی” گلایه نمی کند. اما رسانه هایی که طی هشت سال غارت و چپاول بیت المال تنها تلاششان این بود که اختلاس سه هزار میلیارد تومانی کش نیاید، “دلواپس” بیت المال می شوند و غصه هزینه های درمانی اسیران در بند حکومت را می خورند. لابد نمی دانند – و یا خود را به ندانستن می زنند – که نه تنها کلیه هزینه های درمانی محصورین در این ۴ سال و نیز هزینه های زندان اختر توسط خود محصورین پرداخت شده است، بلکه زندانبان کینه جو حتی در پرداخت حقوق بازنشستگی نخست وزیر این مملکت نیز سنگ اندازی کرده است.

نسبت دین و دیکتاتوری

متفکران اسلامی قرن اخیر که به سنجش نسبت دین و دیکتاتوری اعتنا کرده اند، بالاتفاق به منافات و ناسازگاری این دو نهاد نظر داده و نظام دینی را مبرا از دیکتاتوری و استبداد معرفی کرده اند، در نزد آنان حاکمی که با استبداد قدرت را تصاحب کند یا با استبداد حکومت را اداره نماید، فاقد مشروعیت بوده و دولتش را نمی توان دینی دانست. ولی آیا این تأکید ها دغدغه استبداد ستیزان را برطرف می کند و جلوی نفوذ استبداد به نظام دینی را می گیرد؟

اظهارات ضد امنیت ملی زاکانی و ضرورت هوشیاری دولت

اینکه یک نماینده مجلس در قامت یک سیاستمدار نتواند تحلیل های جنگ سالارانه را از نقش جدیدش تفکیک کند و با خود اندکی عقلانیت به سیاست آورد، تبعاتی دارد که در نظام بین الملل با ابزارهایی چون تحریم و کاهش روابط پاسخ می گیرد. کاری که همفکران آقای زاکانی در این سالها انجام داده اند و کمترین نتیجه اش این است که باید یک دولت و ملت متحد شوند تا سنگی را که این افراد در چاه می اندازند، به در آورند.

جناب جنتی! حداقل شما بحث را خانوادگی نکنید

اشاره جنتی به “چراغ سبز نشان دادن به خانواده زندانیان سیاسی” در واقع کنایه که نه، تصریحی به دیدار قابل تقدیر آیت الله هاشمی با خانواده زندانیان سرافراز جنبش سبز است. هاشمی رفسنجانی با این خانواده ها ابراز همدردی کرده و گفته بود: “مطمئن باشید مطالب شما را به جاهایی که لازم است، منتقل می‌نمایم”. گویا اظهارات امروز آقای جنتی بازتاب و واکنشی از همان جایی است که آن مطالب بدان جا منتقل شده است.

شاه، مصباح، شهدا و امام شهدا

آقای مصباح یزدی نه در انقلاب حضور داشت و نه در جنگ؛ در آنجا حجت نداشت و در اینجا غبطه می خورد. البته کاش لااقل برای پیش از انقلاب و حضور در میدان مبارزه و در جمع انقلابیون هم غبطه می خورد، ولی ظاهراً همچنان مصر است که مبارزه با شاه حرام بود و از آن گذشته و بازگویی آن نه تنها نگران نیست که غبطه هم نمی خورد!

هزار و یک شب حصر؛ قصه زیستن در سرزمین پر از ظلم

از هزار و سیصد روز پیش تا کنون، هواداران جنبش سبز که بخش بزرگی از مردم ایران را تشکیل می دهند، بخشی از روح جمعی خود را در حصر می دانند. از هزار و سیصد روز پیش تا به امروز دلسوزان مردم و کشور و نظام بارها و بارها به این رویه غیر قانونی اعتراض کرده اند. هزار و سیصد روز است که می گوییم و می نویسیم، حتی گاهی فریاد می زنیم اما چشم ها کور است و گوش ها کر.

آقای خامنه‌ای! به فکر حقوق ملت باشید، نه دلواپسی‌های کاسبان تحریم

در این شرایط نباید غیرمسئولانه سخن بگوییم یا نگران آن باشیم که مبادا جنگ طلبان و کاسبان تحریم درباره توافق جامع هسته ای همان تحلیل های منفی را عرضه دارند که در مورد چگونگی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی می گویند. اگر قرار بر جدی گرفتن حرف آنان بود، جنگ ایران و عراق هنوز ادامه داشت در حالی که روش سلف شما در پذیرش قطع نامه 598 به سود میهن و آیین و مردم بود و مصداق بارز نرمش قهرمانانه در عصر ما به شمار می رفت.

قانون چماق نیست

از بالاترین مقام قوه قضاییه تا پایین ترین مقام، همگی می دانند که در خارج از این سیکل تولید احکام غیرقانونی، سرکوبگران هیچ شانسی حتی در چارچوب همین قوه قضاییه نداشته اند و ندارند. حکمی که از مسیر آشکارا غیرقانونی صادر می شود، خود سند جرم و نقض قانون اساسی است که مسئول رسیدگی به آن هم رییس جمهور است. وقتی از قانون سخن می گوییم به یاد داشته باشیم که قانون فقط “زندان، شلاق و …” نیست. طبق قانون اساسی متهمان به جرایم سیاسی از حقوقی برخوردار بودند که به آنها داده نشد.

ای جناب شاه! اگر ما این سه مورد را کنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟

آیت الله خامنه ای اعضای دولت و صاحبان تریبون را حداقل در سه مورد مشخص به سکوت و مرزبندی فراخواند. وی گفت: “باید حتما خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند”. مرحوم امام خمینی هم در ۱۳ خرداد ۱۳۴۳ خبر داد که ماموران ساواک به اهل منبر گفته اند: “شما سه چیز را کار نداشته باشید و دیگر هر چیز می‌خواهید بگویید، یکی شاه را کار نداشته باشید، یکی هم اسرائیل را کار نداشته باشید و دیگر اینکه نگویید دین در خطر است.”

مظلومیت دانشگاه، وزیر علوم و بورسیه‌ها

اگر بهره گیری از شیوه های دموکراتیک کنترل شده از دانشگاه ها آغاز نشود، پس از کی و از کجا تعامل با دنیای مدرن را باید شروع کرد؟ اگر تنوع قومی و مذهبی در دانشگاه ها را به جای یک فرصت، یک تهدید بشناسیم و از آن تحت عنوان “فعال کردن گسل های قومی و مذهبی” نام ببریم، آیا با پنهان نگاه داشتن این گسل ها از بروز تنش های بعدی جلوگیری می شود؟

با «تحلیل‌های گیوتینی» راه به جایی نمی‌بریم

میل به مشارکت در قدرت و نقش آفرینی سیاسی و نیز معاذیر ناگفتنی، پدیده هایی قابل درک اند، اما ارائه و ترویج “تحلیل های گیوتینی” که بلندای قامت فعالان سیاسی و کنشگران هوادار دموکراسی را به اندازه یک سر کوتاه می کنند تا در کادر و چارچوب فضای رسمی کنونی بگنجند، پذیرفتنی نیست.

دولت از جامعه و احزاب کمک بگیرد

مهمترین منبع انرژی و قدرت دولت برای تعامل مقتدرانه با هسته سخت حکومت، پایگاه اجتماعی و حامیانش است و ارتباط میان دولت با پایگاه اجتماعی‌اش جز با واسطه نهادهای مدنی ازجمله احزاب بهینه نخواهد بود. دولت با اولویت دهی به این نیاز و تحقق وعده‌هایش، شرایطی را فراهم کند که احزاب سیاسی ریشه‌دار اصلاح‌طلب بتوانند در کنار سایر نهادهای مدنی، رفته‌رفته جانی دوباره بگیرند و از این رهگذر به یاری دولت بشتابند.

کسی انتظار نداشته باشد

روز چهارشنبه اکثر حامیان آقای دکتر روحانی به جلسه استیضاح دکتر فرجی دانا گوش سپرده بودند، اما خود رییس جمهور در میان اقلیتی که دنبال اتومبیلش می دویدند دست تکان می داد و لبخند می زد. پس چه؟ نکند انتظار داشتید به مجلس می رفت و از وزیر زحمتکشش حمایت می کرد.

علی(ع) و اعتراف‌گیری در زندان

چقدر باید تاسف خورد و اشک غم ریخت از اینکه با وجود چنین روایات روشنی در سیره نورانی علوی و محمدی، عده ای بخواهند سلیقه خود را به دین تحمیل کنند و راهی غیر از راه علی و محمد در حکومتداری بروند و اسلام را نزد مسلمین و غیر مسلمین بدنام کنند. خدا از آنها نگذرد و نخواهد گذشت.

برای زادروز بانوی انتخابگر رهنورد

کاش می شد به حصرگاه تو راه یابیم تا شاید بوی گل همیشه بهار یا مریم و یاس و رازقی و محبوبه شب را از آن کوی مهربانی استشمام کنیم. اگر بیرون بودی هر روز با هم راهی خانه مادری بودیم که راهزنان دلبندش را از او ربوده اند… اما نه این روایت خطاست تو اگر بیرون بودی دیگر تاب تحمل این همه ستم بر فرزندان و خواهرانت را نداشتی و ناله هایت دل شب را می شکست و صبح را می هراساند.

دلواپسان، نگران آزادی بیان!

آقایان اقتدارگرا، شما حتما حق انتقاد دارید، پشتوانه آن را هم دارید و نهایتا با هر زبانی که دلتان بخواهد از طریق تریبون های متعدد متعلق به بیت المال بیان می کنید. همچنان نیز جلوی اظهار نظر غیر از خود را می گیرید و خواهید گرفت اما واقعا به این جبروت موحش تان، مظلوم نمایی نمی آید. حالا یکی هم مانند رئیس جمهور از این همه تخریب و مانع تراشی تان به ستوه آمد و اعتراضی کرد، زیاد به دل نگیرید.

هیچ کس مثل میرحسین نیست

اگر قطار انقلاب به ریل خود بازگشته و کسی درصدد است خانه ویران وطن را آبادانی بخشد، همه مرهون روشنگری های مردی است که امروز در حصر است، او که به جای رفتن به کاخ ریاست جمهوری کمی آن طرف تر در همان خیابان پاستور در بن بستی به نام اختر، حصر را برگزید تا بزرگی حضور مردم را به نمایش بگذارد و از حق مردم صیانت کرده باشد. همو که به روشنی همه آن روزهای تاریک آن “مرد رفته” را پیش بینی کرده و انذار داده بود.

چرا محسنی اژه‌ای و دوستانش بیشتر از قبل می‌ترسند

مردم در چند سال گذشته آرمان های خود را نه مبارزه، که زندگی کردند، و این آن نوآوری بزرگی بود که مخالفانشان را سردرگم کرد. این گونه زیستن شیوه ای بود که آنها نمی شناختند، لذا بی فایده دست و پا زدند و پی در پی غافلگیر شدند. در انتخابات ۹۲ جامعه مدنی ظرف ۴۸ ساعت تمامی آرایش خود را تغییر داد. مردم این همه چالاکی را در کجا، در کدام صحنه، در جریان کدامین تجربه های مکرر اجتماعی تمرین کرده بودند که به این همه هماهنگی رسیدند؟ در جریان زندگی.