• صفحه اصلی
  • » «جاستا»؛ طرح خود‌برتربینانه و ناشیانه‌ای برای جهت‌دهی به عربستان...

» کلمه

«جاستا»؛ طرح خود‌برتربینانه و ناشیانه‌ای برای جهت‌دهی به عربستان

از همان سال ۲۰۰۹م که اندیشه « طرح عدالت علیه یاری‌دهندگان تروریسم» (JASTA) “Justice Against Sponsors of Terrorism Act” مطرح شد، این طرح به‌عنوان ابزاری برای تحمیل خواسته‌های صهیونیست‌ها بر عربستان و همچنین به‌مخاطره انداختن حمایت‌های ایران از نهضت حماس در فلسطین و حزب‌الله لبنان مورد حمایت شدید نژاد‌گرایان قرار گرفت. ادّعاهای حقوقی گذشته شهروندان آمریکائی بر علیه ایران به‌ واسطه حمایت‌ از حزب‌الله لبنان نیز در ابعاد گسترده‌ای متأثّر از آن اندیشه تنظیم شده بودند. مصوّبه یاد شده که نام‌ از هیچ کشور‌ای نبرده است، شهروندان آمریکائی صدمه دیده از تروریسم را از زمان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به این‌طرف مجاز به اِدّعا و درخواست خسارت –به‌تشخیص مسؤلین آمریکا به‌ ویژه وزیر امور خارجه– از دولت مظنون به یاری تروریست‌‌ها می‌کند . از ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۵ که این طرح توسط «جان کُرنین» (John Cornyn III) سناتور حزب جمهوری‌خواه تگزاس، و «چاک شومر» (Chuck Ellis Schumer) سناتور صهیونیست‌ نیویورک از حزب دمکرات به سنا ارائه، و از استقبال کنگره برخوردار شد، چماق‌ای بر سر عربستان برای هدایت آن کشور به مذاکره با اسرائیل و مسیری برای به رسمیّت شناختن اسرائیل شد. در واقع، آن‌چه که آل سعود را در یکسال اخیر به مذاکره با اسرائیل سوق داد، بالا رفتن چوب چوپان و فعّالیّت سگ‌های گلّه بود

بر آنان که به حبس و حصر فرستاده‌اید، آسوده دل نام نهاده‌ایم

برای ما انتظار، آغاز انجام است. شکوفه همچون میوه، حبس همجو آزادی و حصر همچو بزرگی و دلدادگی. از این رو ما هر که را به حبس و حصر فرستاده‌اید نام آسوده دل بر او نهاده‌ایم. پرستوها دیر یا زود به خانه برمی‌گردند. سپس با سرفرازی و فراق بال به میان مردم خواهند رفت، این شمایید که تا زنده بودن تان از مردم گریز خواهید داشت

ریشه فساد ساختاری

در دوران اصلاحات فساد نمی توانست به این شکلی که اکنون وجود دارد پدید آید چون ساختار به لحاظ اندیشه اصلاحی و نیز دولتمردان و مسئولین اصلاح طلب طوری تنظیم می شد که اجازه افساد داده نمی شد و از طرفی در درون سیستم راهکارهای مناسب برای خود ترمیمی سیستم طراحی و برنامه ریزی می شد به عبارت دیگر دموکراسی خواهی و مردمسالاری و اصلاح طلبی مانع از فساد بود در حالی که در دوران دولتهای اصولگرایان، بر عکس؛ سیستم هر چه بیشتر بسمت و سوی فساد میل داشت و اراده ای هم برای برخورد با آن مشاهده نمی شد و این نوع تفکر خود علت موجده فساد ساختاری و بالتبع گسترش فساد و انتشار گناه بود.

اگر حج را حذف کنیم..

باز هم بیندیشیم و همین حج را با تمام نواقص موجودش بررسی کنیم، با تمام بهره‌برداری‌های غلطی که می‌خواهند از این حج بکنند و خوشبختانه توفیق شان هم زیاد نیست، ولی آیا حج را از برنامه سالانه جامعه اسلامی حذف کنیم بهتر است یا نگه داریم؟ اگر تمامی حاجی‌های ما حج گذار بودند غوغا می‌شد، جامعه اسلامی را عوض می‌کردند، پس حجشان خیلی ناقص است، در این‌جا من و تو با هم هم آوا هستیم. بکوشیم حج گذار واقعی بسازیم، آیا این برنامه بهتری نیست؟ بکوشیم هر چه بیشتر از فرصت حج، بهتر بهره برداری کنیم، آیا این عاقلانه تر، زیرکانه تر، خداپسندانه‌تر و به اسلام و عشق یک مسلمان راستین، نزدیک‌تر نیست؟ بنابراین، پاسخ می‌دهیم و وقتی هم که پاسخ خود را انتخاب کردیم، باید روی پاسخ خودمان ایستادگی کنیم و در برابر پیشنهاد این‌که حج برویم یا نرویم، پاسخ روشن و قاطعی داشته باشیم و در آن پاسخ، به همه این سوالات و نکته‌هایی که عرض شد، توجه داشته باشیم.

چگونگی لغو سخنرانی

به دستور دادگاه ویژه روحانیت و اداره اطلاعات استان یزد برنامه‌ی سخنرانی این جانب در مسجد «زاویه»ی یزد انجام نشد. با شماره no caller id که شماره ی مخصوص اطلاعات و یا نهادهای امنیتی است، زنگ زد و خود را از اداره ی اطلاعات معرفی کرد. مودبانه و دوستانه خواهش کرد تا جلسه ی شب را لغو کنم. گفتم بر اساس کدام توجیه قانونی چنین کاری از من می خواهی؟ گفت دستور دادگاه ویژه. گفتم چنین نامه ای به دست من نرسیده، لذا نپذیرفتم. گفتم در مراسم شرکت می کنم. در آخر گفتم شما خیال می کنی این کار به نفع نظام است که این سخرانی را لغو کنی؟ شما قضاوت کنید کجای نظام با سخرانی من که موضوع آن اخلاق و عقلانیت در مکتب امام باقر بود، بهم می ریخت؟ آیا دوستان خیرخواهی که مانع این سخنرانی شدند از عقل هراس داشتند یا از اخلاق؟ امیدوارم فقط اشتباه کرده باشند. برادران امنیتی استان که قطعا دلسوز نظام هستند، بدانند که چنین برخوردهایی برخلاف شرع و قانون است و جز تضعیف نظام و بدبین کردن جوانان چیز دیگری در پی ندارد.

عوامل انحطاط فضیلت

ما الان شاهد این هستیم که در میان افراد پایبند به دین، اهمیت کافی به قبح دروغ و دروغ‌گویی و نقش عجیب آن در فساد داده نمی‌شود. نه فقط خودش دروغ می‌گوید، بلکه به دروغگو هم میدان می‌دهد. چطور می‌توانیم در یک گروهی امید نجات و به مقصود رسیدن داشته باشیم که در آن گروه، دروغگو و دروغ‌پرداز جایگاه دارد؟ چرا با وجود اینکه دروغ گفتن از نشانه‌های بارز فساد و افساد است، به آن بها می‌دهیم؟ امید خیر به مردمی می‌رود که لااقل از دروغ پرهیز داشته باشند. این داستان را حتماً شنیده‌اید که مردی خدمت پیغمبر اکرم(ص) رسید و عرض کرد: یا رسول‌الله! من مردی هستم که خطاهای زیادی دارم. چه کار کنم که به راه راست بیایم؟ فرمود: دروغ نگو. گفت فقط دروغ نگویم؟ اما من خیلی کارهای نادرست دیگر هم انجام می‌دهم. فرمود: فعلاً دروغ نگو. ملتزم باش که دروغ نگویی، آن کارهای دیگر هم کم‌کم درست می‌شود. آن فرد با خود فکر کرد که می‌تواند برای دروغ نگفتن با پیامبر عهد و پیمان ببندد. پس پیمان بست که دروغ نگوید.

و او به شیطان شبیه‌تر است…

اینکه امروزه احمدی نژاد بی محابا در هر کوی و برزن و در هر شهر و دیاری حضور می یابد و بعنوان تبیین گر اندیشه های امام نطق می کند و درس می دهد و خود را چون رجایی می پندارد و نادانانی هم او را کوک می کنند که رجایی زمانه! ضمن اینکه اهانتی است به امام راحل و ظلم آشکاری است به شهید رجایی همان است که امیر مومنان فرمود: ‏”…. خود را کوچک و متواضع جلوه مى‏ دهند. گام‏ها را ریاکارانه و کوتاه بر مى‏ دارند، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مؤمنان واقعى مى ‏آرایند، و پوشش الهى را وسیله نفاق و دو رویى و دنیا طلبى خود قرار مى ‏دهند.”

تشت رسوایی شهردار و روزه سکوت صدا و سیما

مخالفان دولتی که در بحث پیرامون فیش‌های حقوقی جنجال به پا کردند، حالا که طشت رسوایی شهردار که داعیه مدیریت جهادی دارد، از بام افتاده است روزه سکوت گرفته‌اند

ضرورت حاکمیت قانون و اجرای عادلانه آن

حیرت‌آور است مطلبی که سال‌ها پیش در خاطرات مرحوم آیت‌الله منتظری آمده و مشهور خاص و عام شده اسرار مملکتی به حساب می‌آید، اینهم دلیل دیگری بر پریشان‌فکری خودکامگان. در هر حال حداقل خاصیت و ره‌آورد انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری این است که اولا اذهان را متوجه ضرورت حاکمیت قانون و اجرای عادلانه آن و ایجاد دموکراسی که پی‌آمد آن شفافیت خواهد بود می‌کند و ثانیا می‌تواند مانع تکرار فجایعی نظیر اعدام‌های غیرقانونی گردد. به امید روزی که ملت شریف ایران در جامعه‌ای قانون‌مدار و عاری از استبداد زندگی انسانی خود را سپری کنند.

سه سال در سکوت نظاره‌گر پشت‌ پرده‌های رفع حصر شدیم

چطور تلاش کنندگان رفع حصر به این نکته توجه نمی‌کنند که برای رهایی مردی تلاش می‌کنند که پیروزی خود را در شکست هیچ‌کس نمی‌دید و حالا اینان نگران برد و باخت هستند؟! چگونه برای رهایی مرد و زنی تلاش می‌کنند با امر به سکوت، در حالیکه آن سه تن در مقابل تضییع حقوق ملت سکوت نکردند و حتی برای بهبود اوضاع ملک بر ظلم رفته برخود چشم پوشیدند و مجددا به پای صندوق رای رفتند.

حکومت‌زدایی از حرم

دولت اسلامی همانگونه که نمی تواند ادعای مالکیت حرم را داشته باشد، نمی تواند ادعای سهیم بودن در منفعت حرم را نیز داشته باشد. مسجد و حرم از آنِ مردم است و چون خدا این مکانها را به «اشتراک» گذاشته، حاکم نه می تواند این اشتراک را بر هم بزند و برخی را حذف و برخی دیگر را مزیت اختصاصی دارد و نه می تواند خود را در ردیف مشترکین وارد نموده و سهم خواهی کند. دولتها معمولا مشتاقند که مدیریت حرم را بدست گرفته و به عنوان «متولّی»، رتق و فتق امور را در اختیار داشته باشند. ولی آیا دلیلی برای شمول ولایت حاکم نسبت به «مشاهد مشرفه» وجود دارد؟ در منابع اسلامی، «دلیل خاصی» برای اینکه حاکم اسلامی بر مسجد یا حرم ولایت دارد و این مکانهای مقدس «باید» تحت تولیت حاکم قرار داشته باشد، وجود ندارد.

تداوم این خلف وعده قابل قبول نیست

این توجیه نیز می‌توانست پذیرفته شود، اگر و تنها اگر، در تمامی طول مدت تشکیل مجلس جدید، یا حداقل، به مناسبت فرارسیدن دوهزارمین روز از حصر غیرقانونی، فقط یک نماینده اصلاح‌طلب، در یک اظهار نظر خود، اشاره‌ای کوچک به این قانون شکنی آشکار می‌کرد. درست به مانند علی مطهری، که چهار سال تمام یک تنه به این تصمیم غیرقانونی اعتراض کرد. اما با این سکوت سنگین و گورستانی حاکم بر اردوگاه اصلاح‌طلبان مجلس، پذیرفتن هرگونه توجیهی بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن

محصورین پاک در زمان مسئولیتشان از حمایت‌های امام راحل و پاکان و مردم برخوردار بودند و با آنکه موقعیت‌های ممتاز و بسیاری در انقلاب داشتند بر اساس ایمان و تقوای الهی و انقلابی‌گری خود فقط به مردم و مستضعفین فکر می‌کردند و برای خود نه اندوخته‌ای داشتند و نه چون نامردمان نامرد تازه به دوران رسیده‌ای که از بد حادثه چند صباحی به ناحق و بدون لیاقت و شایستگی بر خوان نعمت نشستند و چون بوی نفت بر مشامشان رسید عقل از سرشان رفت و به غارت و چپاول پرداختند و با تر دامنی مضحکه روزگار شدند. این کوته‌آستینان غارتگر بر بیت‌المال درازدستی کردند و به ویرانی ملک و ملت و دین و مذهب پرداختند و چون خود را در امنیت یافتند زبان دارزی هم می‌کنند و نه تنها محصورین را به تهمت و افترا می‌بندند که هجمه بر امام و بیت امام هم آورده‌اند و آن پاکان در حصار با همه جفاها که در حقشان روا داشته‌اند اما همچنان بر راه امام و تکریم شهیدان و کاستن از مصائب مردم و تعظیم شعائر و … اصرار دارند و اندکی در اراده و عزم آنان خللی نخواهند یافت.

تخریب ارتش خیانت به کشور و ملت

جامعه ما علیرغم اینکه هم انقلابی است و هم اسلامی، مدتی است که از ضعف‌های اخلاقی زیادی رنج می‌برد. اینکه آحاد جامعه حق داشته باشند مسئولین، شخصیت‌ها، نهادها و ارگان‌ها را نقد کنند، نه تنها عیبی ندارد بلکه یک نقطه قوت برای جامعه و حتی یک ضرورت است به شرط آنکه ضوابط و چارچوب‌های نقد رعایت شود و به بداخلاقی و کینه توزی و تهمت و اهانت و تضعیف منجر نشود. اگر این ضوابط و چارچوب‌ها دقیقاً رعایت نشود آنچه صورت می‌گیرد انتقام خواهد بود نه انتقاد. بزرگان نظام، هرگونه که مصلحت می‌دانند برای انجام یک انقلاب اخلاقی اقدام نمایند. ما بعد از انقلاب سیاسی و انقلاب فرهنگی اینک به انقلاب اخلاقی نیاز داریم. این انقلاب هرچه زودتر باید انجام بگیرد تا بتواند مانع هدر رفتن دستاوردهای انقلابی ملتی شود که اکنون از بداخلاقی‌ها رنج می‌برد.

چهار چالش سازمان تامین اجتماعی

در حال حاضر حدود ١٨ صندوق بیمه‌ای و بازنشستگی در کشور وجود دارد که از این ١٨ صندوق، چهار صندوق در بخش عمومی فعالیت می‌کنند. این صندوق‌ها عبارتند از: سازمان تامین اجتماعی، صندوق بازنشستگی کشوری، صندوق تامین اجتماعی نیروهای مسلح و صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر.

راه سنجش عدالت حاکمیت؛ رعایت حقوق ضعیفان، اقلیت‌ها و مخالفان

آنچه بر سر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد آمد هر انسان آزاده و عدالتخواهی را به تامل وا می دارد. ۶ سال حصر بدون دادگاه و ندیده گرفتن حق دفاع متّهم از خود؟ این نامش عدالت نیست، تلاش حاکمیت برای چزاندن و به زانو در آوردن است. قدرت نمائی یک نظام بر علیه ۳ ضعیف بی‌ دفاع است. نه با قوانین مدرن قضائی همخوانی دارد و نه با روح اسلام. داستان معروف امام علی‌ (ع)و زره‌اش که در دست کس دیگر بود در کتب دینی مدرسه‌ای ما بود. دادگاهی که به علت نداشتن شاهد، زره خلیفه مسلمین را نمی تواند به وی پس دهد. دادگاه در آن زمان از امروز ایران اسلامی مستقل تر بوده است!

من حساسم! واکنشی شخصی به پرسشی حقوقی

اینکه دانشجوی شجاع و حق جویی سخنان مهمی را در مجلسی که خط قرمزهای از پیش معینی دارد نه تنها از نظر عاطفی یا حتی باورهای سیاسی و بلکه تخصصی و علمی در این مورد بیان نموده واجد ارزش فراوان بوده جای تقدیر بسیار دارد اما آن سوی دیگر قضیه مخاطب آقای کامفیروزی، یعنی رهبری، به سخنان کاملا حقوقی،‌ واکنش شخصی نشان داده و در جواب این بخش از سخنان مطرح شده جمله خود را با تکرار اتهام فتنه به حوادث سال ۸۸ جمله خود را با “نمی‌پسندم” یعنی جایگاهی شخصی و فردی به نگاه به قانون به پایان برده است. این موضع شخصی در همان ابتدای نشر خبر واکنش‌های زیاد و انتقادات فراوانی را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت.

عید سعید فطر مبارک

یک هلال دیگر و یک طلوع دیگر، بانگ پایان یک ماه بندگی و سر به سجده‌ی آسمان ساییدن است. تولد یک ماه دیگر و پایان ماهی که دست‌ها بارها تا آبی آرام بلند روان شد تا آرامش و آزادی مردممان را طلب کند، و در آخر سر بر سجده‌ی خاک خدا را شکر فطری نماید که شایسته رحم گردانده شده است. تکرار هفت ساله‌ی قصه‌ی جور و هزار بار تکرار نام اعظم و هزار بار نجوای الغوث الغوث به درگاهش، زمزمه حصر و زندان و هنوز زندان‌های خانگی و سه محصور و ده ها زندانی سیاسی دیگر سر در آسمان و قدم محکم بر زمین همچنان ایستاده در مقابل ظلم، و قصه‌ی حصر و حبس همچنان آغازگر ربنای دعاهایمان. کلمه عید سعید فطر به همه همراهان سبز، زندانیان سیاسی و یک یک مردم آزاده‌ی وطنمان تبریک می‌گوید و برای ایران عزیز روزهای بهتری آرزو می‌کند.

برکناری فیروزآبادی، تنگ‌تر شدن حلقه مخالفان دولت

روز گذشته خبر برکناری سرلشگر فیروزآبادی و جایگزین محمدحسین باقری توسط رهبری به عنوان فرمانده کل قوا منتشر شد. این خبر بیانگر یکی از مهم‌ترین تحولات در آرایش و جناح‌بندی‌های نیروهای سیاسی ـ نظامی است. رئیس ستاد کل نیروهای مسلح عالی‌ترین مقام نظامی و واجد اختیارات گسترده‌ای است. تغییر فیروزآبادی بعد از حدود ۲۷ سال و در شرایطی که وی از ابتدای تکیه زدن رهبری فعلی بر جایگاه خود عهده‌دار مسئولیت ریاست ستاد کل نیروهای مسلح بوده است، بیانگر غیرعادی بودن این تغییر است. در تحلیل این تغییر مهم که توازن نیروهای نظامی را به نفع جریان تندرو نظامی و به ضرر نیروهای اعتدالی و دولت روحانی به هم می‌زند، به چند نکته باید توجه کرد.

خداوندا داد مردم ما را از دادستان‌ها بستان

چندی است که دادستان‌هایی در کشور در برنامه‌ای هماهنگ اعمال خلاف قانونی را آغاز کرده‌اند. در ابتدا از سکوت در مورد حمله و بهم زدن سخنرانی‌های اصلاح‌طلبان در زمان انتخابات شروع شد و در ادامه به دخالت در امور داخلی استانداری‌ها و ادارات مختلف در استان‌ها و تهدید مقامات دولتی و برخورد با مردم و جوانان انجامید. این چه اختیاراتی است که قوه قضاییه و دادستان‌ها برای خود قائل هستند پس نمایندگان مردم در مجلس شورا کجا هستند و چه می‌کنند؟ و نیز رهبری که اجازه نظارت بر قوه قضاییه را به نمایندگان مردم نمی‌دهد چگونه جوابگوی این همه بی‌عدالتی و تخلفات در پیشگاه خدا خواهد بود؟ خداوندا داد مردم ما را از دادستان‌ها بستان…

اصلاح‌طلبان! سرمایه‌سوزی نکنید

به بخش صاحب اصول و اصیل اصلاح‌طلب پیشنهاد می‌شود که برای حفظ سرمایه‌ی جریان خود وارد گود شوند و جلوی برخی نپختگی‌ها، هیجان‌زدگی‌ها، عجله‌ها و دنیازدگی‌های اعتماد‌سوز را بگیرند که در غیر این صورت خشک و تر با هم خواهند سوخت. بی‌شک، هیچ کس به اندازه خود سرمایه‌سازان اصلاحات نباید نگران سرمایه‌سوزی و اعتمادسوزی برخی منسوبان به این جریان باشد. کسانی که با تصور قبیلگی از قدرت و سیاست تصور می‌کنند که کار سیاسی فقط برای دست یازیدن به قدرت است و حالا باید آن را از چنگ قبیله دیگر در آورد و کسب و حفظ آن تابع هیچ اصولی نیست، کسانی که تصور تعطیلی حافظه ملت نسبت به وعده‌هایی چون رفع حصر را دارند، کسانی که فکر می‌کنند حضور در قدرت یعنی فرصتی کوتاه برای بستن بار زندگی خود و هفت نسل بعدشان، کسانی که از سیاست تصور بندبازی و زد و بند پنهان با رقیب را برای اهداف شخصی و نهایتا محفلی دارند، اینها تمام سرمایه جریان اصلاحات را می‌توانند هدف قرار دهند. کسانی که اغلب هیچ نقشی در کسب سرمایه اجتماعی این جریان نداشته‌اند اما می‌توانند یک شبه همه آن را به باد دهند.

رییس‌جمهور ملاحظات را رها کرده، شفاف‌سازی کند!

علاوه بر اینها آقای روحانی در زمینه رفع حصر موفقیتی نداشته و مطمئناً یکی از دغدغه‌های ایشان آزادی محصورین است و گام‌هایی هم برداشته‌اند اما نتوانسته‌اند حاکمیت را قانع کنند و بهتر است تلاش‌های خود و نتیجه کار را به اطلاع ملت برسانند. رفع حصر می‌تواند موجب وفاق ملی شود و اعتماد عمومی را باعث گردد، مهندس موسوی را نمی‌توان به لحاظ سیاسی و حزبی در جبهه اصلاح‌طلبان و یا اردوگاه اصولگرایان تعریف کرد. آقای موسوی فراتر از هر دو جریان قرار دارد و منافع ملی ایجاب می‌کند این حصر هر چه سریعتر شکسته شود و خیال سیاسیون و دانشجویان و مردم آسوده و زمینه برای ایجاد آرامش سیاسی فراهم گردد. برخی از مشکلات در رابطه با خارج و نیز رفع تنگناهای سیاسی و امنیتی به رفع حصر گره خورده است. آقای روحانی ملاحظات را رها کرده و از اقدامات خود در رابطه با حصر با مردم سخن بگوید.

نهضت اطلاع‌رسانی از آنچه در زندان‌ها می‌گذرد

بایستی در کشور نهضتی ایجاد شده که زندانیان بدون ترس از برخورد و حذف اطمینان یافته و اتفاقات داخل زندان خصوصا در شهرستان‌ها که وضع به مراتب اسف‌بارتر است را به نمایندگان مردم و نهادهای مدنی اطلاع دهند تا شاید از این طریق بتوان جلوی تخلفات و تبعیضات آشکار در زندان‌ها را گرفت. به طور معمول زندانیان عادی از ترس نفوذی‌های عوامل زندان جرئت شکایت از آنچه بر آنها می‌گذرد را ندارند ولی در زندان‌هایی که زندانیان سیاسی حضور دارند می‌توانند در این مورد به نمایندگان مجلس و شورای شهر کمک نمایند.

آن «۲۴ ساعت لعنتی» که دادستان تحمل نکرد

ای کاش آقای دادستان و مقامات قوه قضاییه این استانداردهای دوگانه را کناری گذاشته و به جای اینکه از یک گزارش منتشر شده در یک روزنامه برنجند، به مقامات تحت امر خود دستور دهند که چگونه با متهمان و زندانیان رفتار کنند. برخوردهای خشن ضابطان دادگستری، ماموران قوه قضاییه و بازجویان و نیروی انتظامی چیزی نیست که به این زودی از خاطر مردمی رفته باشد که هر یک به نوعی تجربه دشنام‌ها، فحاشی‌ها، حمله شبانه به خانه‌های شخصی و ارعاب و وحشت را دارند. اگر مدعی العموم آنقدر فراغت بال دارند که تنها دو روز بعد از انتشار یک گزارش دستور بررسی داده و متوجه شده اند محتویان این گزارش “کذب” است، ای کاش آنقدر فرصت داشتند که در این همه سالها به هزاران پرونده معوق رسیدگی کرده و درخواست هایی را که تنها نیازمند یک “امضای” ایشان است را در اولویت کارهای خود قرار دهند و حقوق هزاران نفر از شهروندان هر روز در راهروها محاکم قضایی تضییع نشود.

گزارش یک رأی دزدیده‌شده

روزهایی بود که احساس می‌کردیم ستاره اقبال را به چنگ آورده‌ایم و شاهد پیروزی را در آغوش خواهیم گرفت. زمان‌های بسیاری هم در قعر نامیدی فرومی رفتیم. اما کورسوی نور ”اختر”، راه را نشانمان داد و گرمایش تحمل سرمای درون و برون را برایمان میسر کرد. در این لحظات، اسطوره “سهراب” از دل تاریخمان “ندا ” برآورد که پدر کین من را خواهد گرفت و تو همچنان از مهرورزی گفتی و نه خشونت که: «پیروزی ما در شکست دیگران نیست.» و از قول همان کتاب: «روزگار را روزگار چیرگی قهر» ترسیم کردی و هشدار دادی: «فاجعه‌ی ذاتی خودکامگی در این است که خودکامگان حتی پس از چیرگی سیاسی بر جان‌های آزاده و ناتوان کردن و دوختن دهانشان، هنوز از ایشان می‌هراسند» و در نهایت نویدمان دادی: «خودکامگی‌ها در متن تاریخِ پایان ناپیدای زندگی بشر، لحظه‌های کوتاهی بیش نیستند و هرچه گذشته پرستان بر پویایی زندگیْ راه بربندند، پس از درنگی کوتاه به کناری رانده خواهند شد».

چه چیزی مصطفی را مصطفاتر کرد؟

مصطفی با زبانی حقوقی ولی پر صلابت همچنان بر مواضع اصولی خود ایستاد و از سخن گفتن باز نایستاد. او از این به بعد بیش از پنج سال مداوم مصطفاتر شد. و باز نامه نوشت. او را در دوران محکومیتش، بدلیل نوشتن دوباره محکوم کردند و او نه تنها باز نماند بلکه مصطفاتر شد، مردم با مصطفا و مصطفا با مردم بزرگ می‌شدند. و او آگاهی پراکند و درس صبر و مقاومت و ایثار و پایداری بر اصول اصلاح‌طلبی و مسلمانی و دموکراسی، داد و این، مصطفی را مصطفی و بلکه مصطفاتر نمود.

ماه برکت، رحمت و مغفرت

حرمت مردم از دیدگاه اسلام؛ یکی از امور دینی که به عنوان تبلیغ معالم دینی هست اینکه در ماه مبارک رمضان، زندگی ائمه(ع)، خلقیات، مناقب و فضایل، شأن و منزلت آن بزرگواران را برای مردم بازگو کنید هم از مسائل اخلاقی صحبت کنید و هم احکام اسلام را برای مردم بیان کنید. اسلام دین رفق و مدارا، حُسن خلق، حلم و بردباری، عدالت و انصاف است. شما حداقل این آیه زکات را برای مردم شرح دهید. امروز روزی است که ما باید این مسائل را برای مردم توضیح دهیم.(خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ).[۱۸] بعضی[۱۹] دعای پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) برای زکات دهنده را واجب دانسته اند، دعای حاکم و کسی که زکات را می گیرد، واجب است. گفته اند: اگر به کسی زکات دادند، واجب است در حق زکات دهنده دعا کند.

سرچشمه بی‌قانونی‌ها؛ بی‌توجهی رهبری به قانون

یک واردکننده خودرو با ماه‌ها دوندگی و میلیون‌ها تومان هزینه، گرفتن نمایندگی از شرکت تولیدکننده خارجی، عقد قرارداد خرید و سپس اخذ مجوزهای مختلف از وزارت صنایع و سازمان استاندارد و … توانسته بود در چارچوب ضوابط قانونی کشور مجوز ورود تعدادی از این اتومبیل را بگیرد و فقط با یک دستور رهبر در یک سخنرانی تمام آن ضوابط قانونی باطل‌شده و خرید این اتومبیل از فروشنده خارجی لغو و باعث وارد شدن میلیاردها تومان خسارت به کشور و آن واردکننده شد. و مهم‌تر از آن باعث بی‌اعتمادی طرف خارجی قرارداد و دیگر طرف‌های تجاری شد که همواره از این ترس داشته باشند که بعد از انعقاد هر قراردادی با یک شرکت ایرانی و یا دولت ایران، اگر رهبر کشور از آن خوشش نیاید دستور لغوش را می‌دهد. وقتی رهبر کشوری به پیمان‌ها و عقود منعقدشده مردم و یا دولت حرمت قائل نشود آن‌وقت چگونه از خارجی‌ها توقع التزام و احترام به قراردادهایشان را داشته باشیم؟ خطرات بی‌توجهی به قانون خصوصاً از مسئولان را جدی بگیریم.

مقاومت میرحسین در حصر؛ امتداد پایداری‌ در خونین‌شهر

برای موسوی روز آزادی خرمشهر هرگز فراموش شدنی نیست. قطعا در سنگر دفاع اختر لحظه به لحظه آن دوران را با تلخی‌ها و شیرینی‌هایش مرور می‌کند و این چنین است که مصمم‌تر و استوارتر راه را ادامه می‌دهد. مقاومت امروز موسوی در حصر در امتداد طبیعی و برای پایبندی بر عهدش با قهرمانانی است که در خونین‌شهر و هر وجب دیگر از این خاک مقدس از همه چیز خود با متانت و از دل و جان گذشتند.

درس امروز آزادی خرمشهر

راه صحیح پاسداری از دستاورد رزمندگان جان برکفی که خرمشهر را آزاد کردند اینست که همواره جمله امام خمینی را که فرمودند «خرمشهر را خدا آزاد کرد» آویزه گوش قرار دهیم و از تفرقه و منازعات بپرهیزیم و به یاد داشته باشیم که خرمشهر با وحدت کلمه آزاد شد و امروز نیز وحدت کلمه ما می‌تواند ما را در برابر توطئه‌ها و خطرهائی که در کمین است بیمه و در برابر دشمنان پیروز نماید. پیروزی ما در هر مقطعی موجب تقویت دوستان انقلاب اسلامی و آزادیخواهان در نقاط مختلف جهان خواهد بود کما اینکه شکست ما نیز دشمنان انقلاب و دشمنان آزادی را شاد خواهد کرد. این ما هستیم که باید تصمیم بگیریم دوستان خود را شاد کنیم یا دشمنان را.