» کلمه

ویژگی‌های دوم خرداد

در انقلاب ۵۷ معدن خرده قدرت کشف شد. و امام (ره) آن را مفصل‌بندی کرد. منظور من از خرده قدرت تاثیرگذاری شهروند متفرد است در حالی که کلان قدرت اثرگذاری نهادها و سازمان‌های رسمی است. در دوم خرداد این معدن دوباره کشف شد و این بار یک روحانی دیگر خرده قدرت را تجمیع کرد و به صحنه آورد.

مقایسه مدیریت اقتصادی دولت میرحسین با دولت‌های بعدی

هر کس دل در گرو ایران دارد اگر به روش علمی و با انصاف و متانت مورد انتظار از عالمان به این پدیده نگاه کند بدنش می‌لرزد. ما احتیاج داریم که بسیاری از بدن‌ها از این زاویه بلرزد تا خطاهای محرز در گذشته را دیگر تکرار نکنیم. در گزارش مهرماه ۹۲ مرکز پژوهش‌های مجلس تصریح شده که دوره سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۱ کشور ایران برای دستیابی به هر یک واحد رشد اقتصادی در مقایسه با دوره زمانی مشابه یعنی دوره ۸ ساله قبل از خودش ۵ برابر دلار نفتی بیشتر هزینه کرده ولی با وجود اینکه ۵ برابر دلار نفتی بیشتر هزینه شده شاخص فلاکت در این دوره دو برابر شده است.

درباره سخنان آقای مرعشی

لازم است فعالان شناخته شده اصلاحات و چهره های معتبر و هزینه داده، در آستانه انتخابات مهم مجلس دهم و در تدارک تهیه لیست ها و ستادها، توجه داشته باشند که بزرگترین سرمایه آنها اعتماد عمومی است که به واسطه مقاومت صادقانه شماری از آنها در جریان جنبش سبز نزد مردم پدید آمده است.

دروغ ممنوع است؛ چه در فوتبال، چه در سیاست

شب گذشته برای کسانی که هنوز به سالم ماندن فوتبال از گزند بی اخلاقی رایج در سیاست و جامعه ایران امیدوارند، شب تلخی بود. اعتماد عمومی، اعتبار نهادهای عمومی و به تبع آنها امنیت ملی هنوز دستخوش گناهی است که کلید همه گناهان است: دروغ. فرقی نمی کند که جعل امضا و انتشار اسامی دروغین پای طرح سه فوریتی کریمی قدوسی باشد یا انتقال خبر نادرست به یک تیم فوتبال که هنوز فرصت تلاش دارد. فرقی نمی کند که جمله ای آشکارا غیرواقعی از زبان وزیر امور خارجه درباره زندانیان عقیدتی باشد و یا دروغ پردازی درباره حادثه هتل تارا در مهاباد برای تحریک مردم و ایجاد ناامنی. دروغ دروغ است؛ چه در سیاست و چه در فوتبال و چه هرجا و به هر بهانه دیگر.

باید دروغ را ریشه‌کن کرد

این احتمال مطرح شده که کسانی از متصدیان به قصد کنترل جمعیت پس از بازی نفت تهران و تراکتورسازی تبریز، شایعه دروغ نتیجه مساوی در بازی اصفهان را پراکنده اند. اگر این ماجرا واقعیت داشته باشد که فاجعه است، و اگر واقعیت نداشته باشد هم نشان از فاجعه ای دیگر می دهد که همان بی اعتمادی رو به گسترش بین مردم و حاکمیت است. سلب اعتمادی که از سیاست تا حوزه ورزش هم گسترده شده است.

بال در بال فرشتگان در آسمان بعثت

زندگی در سایه مبعث عبارت است از تکریم تعالیم اسلام و عمل به آنها. زندگی کردن با اسرا، یعنی همراهی با پیامبر(ص) در این سفر و تقدیس مبدأ و مقصد این سفر و میان این دو فرقی قائل نشدن. زندگی کردن با معراج، یعنی به یاد آوردن بلند نظری انسان و آسمانی بودن او و آن بعد از ابعاد انسان که با پیامبر(ص) حرکت می کند و در راه و مسیر رسالت آن حضرت قدم برمی دارد.

درباره برند دلواپسی

دلواپسان در مدت کوتاهی پرچمدار بگیر و ببند و مخالفت با برگزاری کنسرت ها، اکران فیلم ها، چاپ کتب، گسترش پهنای باند اینترنت، مراسم و میتینگ های حامیان دولت و افشای اسامی دریافت کننده وجه از رحیمی و مرتضوی شدند و به دفاع از تفکیک جنسیتی تحمیلی، لغو امتیاز مطبوعات مستقل و اصلاح طلب، فیلترینگ شبکه های اجتماعی و تلفن همراه، بورسیه های غیرقانونی نورچشمی ها، اسلام داغ و درفشی و مخالفت با تنظیم خانواده شهره شدند.

دغدغه‌ها و تأملات سیاسی

شجاعت سیاسی همچنان فضیلتی برجسته و کمیاب در عالم سیاست است و ترس همچنان عامل بسیار مهم و تاثیرگذاری در اظهارنظرها و تصمیم گیری های عمومی ماست. عاملی که در اکثر اوقات بدان نظر داریم و تقریبا هیچ گاه از آن کلامی به میان نمی آوریم. البته شجاعت را نیز به مانند هر فضیلت دیگری نباید زیاده از حد جدی گرفت، چرا که مطلق کردن هر ارزش و فضیلتی و تاکید بیش از حد بر آن در نهایت از آن یک رذیلت خواهد ساخت.

یک پیشنهاد درباره تحریم‌ها

علت موفقیت تحریم های کنونی همکاری داوطلبانه این قدرت ها و علت این همکاری مواضع افراطی دولت سابق، خصوصا شخص آقای احمدی نژاد بود. این رفتارهای نابخردانه، در کنار سوء استفاده کامل آمریکا، اسرائیل و دیگر دشمنان متطقه ای ایران قدرت های مذکور را به راستی از بروز یک تهدید هسته ای در منطقه حساس خاورمیانه بیمناک و به معاونت در خنثی کردن این خطر، یا کسب اطمینان از عدم وجود آن ترغیب کرد، تا حدی که از یاد بردند بپرسند اگر حقیقتا موضوع امنیت جهانی در بین است چرا باید درآمد تحریم ها به خزانه آمریکا برود، و نباید در یک صندوق مستقل، مثلا تحت نظارت همین کشورها، صرف جلوگیری از اشاعه سلاح های غیر متعارف شود.

وقتی رهبری نام فامیل پدربزرگش را هم سانسور می‌کند

وقتی حاکمیت در نگاشتن تاریخ «رسمی» انقلاب اسلامی نام بزرگان مبارز و پیشگامی مانند فقیه فقید و عالیقدر آیت‌الله العظمی منتظری، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و میر حسین موسوی را حذف می‌کند، حذف نام اصلی پدر بزرگ مادریِ رهبر حاکمیت از سوی وی (که احتمالا به نیت حذف نام بخش معترضِ یک فامیل بزرگ و متنوع صورت گرفته) دور از انتظار نیست. حذف «تن‌ها» از حذف «نام‌ها» آغاز می‌شود و یا بدان ختم می‌شود؛ از این روست که به حذف نام‌ها حساس می‌بایست بود.

نامه‌ای به آیت‌الله مکارم و آیت‌الله یزدی

روحانیت ما پیش از این هم یک اشتباه مهلک دیگر مرتکب شده است که برای من بسیار جای سؤال بوده است و آن اینکه کار منبر وعظ را به مداحانی سپرده است که بعضا جز یک صوت خوش و گاهی ناخوش چیز دیگری در منقار ندارند و تصور آنها از حضرت امام حسین بلا تشبیه یک لات بامعرفت است. اینان همین تصویر را هم به مستمع ناآگاه خود منتقل کرده و امور مذهبی را تا سطح نازلی تنزل می دهند درحالی که اگر انقلاب ۵۷ اسلامی شد به این دلیل بود که واعظانی چون شهید مطهری و شهید مفتح ذهنیت مردم را به سوی تعالی مذهبی سوق داده بودند.

چرا وزیر کشور به توصیه امام علی(ع) عمل نکرد

برای وزیر کشور، سخنان ارزشمند و توصیه های امام عدالت سرمشقی عالی برای انتخاب می توانست باشد. رحمانی فضلی با گفتن حرف حق و چشاندن طعم تلخ آن به صاحبان منافع نامشروع تا نیمه راه با مقتدای راستی همراه بود. صورت مساله را خوانده و آن را درک کرده بود و می شد تا موفقیت نهایی و دوردست تر را، با همه بزرگی قابل درک این مساله، به آرامش نزدیک تر باقی ماندن بر مصدر صدارت یا رفع حمله ها و فشارها برگزیند و در آزمون سخت مسؤلیت پیروز کامل باشد. رحمانی فضلی اما در نیمه دوم راهی که برگزید اینگونه رفتار نکرد.

من و دادگاه ویژه

همان اتهامات سالهای قبل را مطرح کردند؛ اتهاماتی که در دادگاه ویژه قم بود و مرا به به ۲۷ ماه زندان محکوم کردند و یک سال آن را کشیدم و سه هفته هم در انفرادی و … سرودن ۱۰۰۰ بیت شعر در مورد افتضاحات احمدی نژاد و دیگر مسایل جانبی آن و … برای هر بیت شعر یک روز زندان بریدند و …

کاش وزیر کشور استعفا می‌داد

خوشحال شدم که بالاخره مردی از خویش برون آمده و واقعیت غیرقابل انکاری که بوی تعفنش همه جا را برداشته و حتى خواجه حافظ شیراز هم از آن باخبر است بر زبان آورده… امروز و فردا هم خودمان را به ندیدن و ندانستن بزنیم، دیر یا زود روزی خواهد رسید که مثل خیلی چیزهای دیگر با گردن کج و سر افتاده به آن اعتراف کنیم، فرقش این است که آن وقت مثل همان چیزهای دیگر زمانی برای درست کردنش نخواهیم داشت!

از روسیه بیشتر باید ترسید

بی گمان روسیه اگر اراده می کرد، می توانست مانع از تحریم های بین المللی شود، همچنان که در حمایت از بشار اسد تمام قد وارد شد و قطعنامه های سازمان ملل و شورای عالی امنیت ملی را وتو کرد! در طی دوازده سال گذشته روسیه شعار به نفع ما داده اما عملش در همراهی غرب و امریکا غیر قابل انکار است. پس از هر رای مثبت روسیه به تحریم ها سیاستمداران این کشور صرفا اقدام به دلجویی از دولت مردان ایران می کردند که تلاش ما در شورای امنیت از تحریم های سنگین تر جلوگیری کرد و بدین ترتیب با آبنبات چوبی درصدد فریب مسئولان پرونده هسته ای گذشته بوده اند.

نسبت مساله حصر با وجدان اخلاقی جامعه

در شرایط کنونی، دولت یازدهم به عنوان دولتی برخاسته از لایه های دموکراسی خواه جامعه، نخبگان سیاسی اصلاح طلب و بدنه مردمی جنبش سبز به عنوان حامیان دولت به دلیل مساله حصر و زندانیان سیاسی در تنگنای اخلاقی و وجدان فردی و جمعی قرار دارند و از سوی دیگر بخش ساکت جامعه ایران نیز در مظان اتهام پشتیبانی از ظلمی هستند که در حق زندانیان سیاسی و محصورین می شود و یقینا تاریخ در مورد آن خواهد نوشت.

چند نکته در باب ضرورت گفت و گو با منتقدان

آقای اژه ای به علت مسئولیت های قبلی و فعلی خود بهتر از هر کس می داند که در جریان بازداشت و بازجویی فعالان سیاسی و انتخاباتی در سال ۸۸ چه رفتارهای زشت و غیرقانونی با ایشان صورت گرفت. پس از آن نیز دستگاه قضائی به شکایت این عزیزان درباره شکنجه های جسمی و روحی شان هیچ رسیدگی نکرده است. بنابراین اکنون نباید به جای عذرخواهی از ملت و قول رسیدگی هرچه سریع تر به شکایات مضروبان، اصل مسئله را انکار کند و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را متهم نماید.

چند نکته در باب نتیجه مذاکرات لوزان

نظر به اهمیت سرنوشت ساز این مذاکرات در سه ماه آینده به باور من لازم است هر ایرانی نقش شهروند-دیپلمات و نیز شهروند-رسانه را ایفا کند تا به این ترتیب هم تکفیری های وطنی که ایده آلشان «استبداد در داخل و جنگ با خارج» است و هم کاسبان تحریم که سودای درآمدهای نامشروع میلیارد دلاری تازه را در سر می پرورانند، ناکام گردند.

تفاهم لوزان، و چند مسئله‌ی دیگر

کنش‌گرانی که به روحانی رأی داده‌اند، از او حمایت خواهندکرد؛ با این حال، از او انتظار دارند، چنان‌که خود نیز اشاره کرده‌است، یکی از مهم‌ترین وعده‌هایش را فراموش نکند، و با استفاده از ظرفیت بالایی که حل مهم‌ترین پرونده‌ی امنیت خارجی ایران برای دولتش به‌ارمغان می‌آورد، به حل مهم‌ترین معضل امنیت داخلی ایران ـــ حصر آقایان موسوی و کروبی، و خانم رهنورد ـــ بپردازد.

قضاوت در اختیار خصم

چقدر فرق است بین فرمانروایی که حکومت را برای خودش می خواهد و دست و پا می زند تا به آرزو ها و رؤیا های خویش، دست یابد و عقده های خود را بگشاید، با فرمانروایی که در حکومت، حتی از حداقل های حقوق شهروندی خودش هم صرف نظر می کند، مظلومیت گذشته خود را فراموش می کند و در گفتار و رفتارش اثری از زخم های کهنه دیده نمی شود!

توافق احتمالی هسته ای و اعتماد به نفس حاکمیت

حاکمیت سیاست تعامل به جای تقابل با جامعه بین المللی می تواند به ارتقای جایگاه کشور در عرصه های بین المللی منجر شود. به لحاظ امنیتی ایران می تواند نقش کلیدی در ثبات و امنیت منطقه ایفا کند. رفع تحریم ها تا حدودی می تواند نشاط اقتصادی را به جامعه مان بازگرداند و اقتصاد ورشکسته فعلی را از وضعیت قرمز خارج سازد.

تسلیت به خودمان

سرمان آنقدر به جزئیات مذاکره ی هسته ای، فسادهای چندهزارمیلیاردی مسئولان مملکتی، پرتره های چهره های فرهنگی و سیاسی محبوبمان، بالا و پائین رفتن شاخص های بورس، هیاهوی نبردها و حماسه های جنگ علیه داعش و امثال آن گرم شده است که یادمان می رود که یونس ها اصلا وجود دارند! می خواستم به خانواده یونس تسلیت بگویم، اما اگر خودسوزی یک دستفروش در تونس به آغاز یک خیزش ضداستبدادی و زلزله ای که جهان را لرزاند و توفانی که کشورهای منطقه را در بر گرفت انجامید و در کشور من در خبری چندسطری محصور ماند، آنگاه ترجیح می دهم به خودمان تسلیت بگویم

شورای نگهبان، یک حزب تمام

من از معتقدان به اسلامی منهای حقوق به علاوه دروغ انتظاری ندارم زیرا «حق الناس بودن رأی مردم» را مانند شعار «میزان بودن رأی ملت» خطایی بزرگ می دانند. اما اصول گراهایی که به سازگاری اسلام و حقوق شهروندی معترفند، موظفند از این نظریه دفاع و ابعاد آن را باز و تبیین کنند تا قطار انقلاب به ریل خود بازگردد و انتخابات آزاد و منصفانه برگزار شود. به باور من، اصلاح طلبان نیز لازم است با دفاع قاطع از نهاد شورای نگهبان، عملکرد قانون شکنانه و حزبی اعضایش را صریحا محکوم کنند تا حق وتوی آقای جنتی و هم فکرانش که ناموجه تر و غیراخلاقی تر از حق وتوی پنج دولت بزرگ در شورای امنیت سازمان ملل است (زیرا آن را علیه ملت خود به کار نمی برند) پایان یابد و انتخابات آزاد و عادلانه برپا شود که مسلم ترین حق هر ملتی است

بنیامین نتانیاهو در اتاق تیتر کیهان

جبهه افراط و خشونت، در برابر مدنیت و صلح جبهه واحدی را برساخته که رمز حیات آن تداوم آشوب است. یک جا کلیدواژه این جبهه، متهم کردن دیگر کشورها به یاغی گری است، یک جا نام آن مبارزه با تروریسم می شود؛ یک جا مبارزه با دشمنان شکل گیری سرزمین موعود و جایی مبارزه با فتنه. اینها مرتبا به یکدیگر فحاشی کرده و برای هم خط و نشان می کشند. اما در عمل در کنار هم قرار گرفته و یکدیگر را تقویت می کنند.

تسلیت در حصر؛ تراژدی مصیبت و صبر

هر زندانی در هر جای جهان دارای حق ملاقات با عزیزانش است. محصوران ما اما زندانی محسوب نمی شوند و قانون مشخصی آنها را حمایت نمی کند. نهادهای قدرت این توانایی را دارند که در هر لحظه تمام سختی ای را که آنها متحمل می شوند، انکار کنند. این انکار وقتی پررنگ تر می شود که بدانیم وضعیت آنها وضعیتی ثبت نشده است که هیچ نهاد ملی یا بین المللی خود را ملزم به پاسخ گویی در برابر آن نمی داند. این وضع در یک نمودار سینوسی وقتی شرایط بدتری پیدا می کند که یکی از این عزیزان بیمار شود یا یکی از از عزیزانش را از دست دهد.

دین؛ تعبد یا تعقل

در اینکه اقتضای روشنفکری، آزادی فکر، داشتن روحیه و تفکر انتقادی و کاربرد نیروی تعقل در شناخت حقیقت و پذیرش یا انکار دعاوی دیگران است، تردیدی وجود ندارد و این دقیقاً همان روحیه‌ای است که بر آموزه‌های وحیانی حاکم است. هر آنچه خلاف این نظر گفته می‌شود مربوط به دین مرسوم و رایج در میان اکثر دین‌داران یا حاکم بر بینش و عملکرد حکومت‌های دینی در همه ادوار تاریخ تا امروز است و ربطی به حقیقت دعوت دینی خدا و پیامبر آن‌گونه که در قرآن تصریح شده است ندارد

آنها خودسر نیستند، «اجیر» هستند

می گویند حرمت فرد در اولاد او حفظ می شود. آن از حرمت فرزندان شهید بهشتی و این هم از حرمت فرزند شهید مطهری! در اینکه این مسایل از مدتها قبل برنامه ریزی شده اند تا منتقدین و امثال مطهری بدانند حرف متفاوت زدن چنین هزینه های سنگینی برایشان دارد وحساب دست بقیه هم بیاید! هم جای کمترین تردیدی نیست. نیروهای خودسر اصطلاح غلطی است. ما در کشور نیروی خودسر نداریم.این نیروها اجیر هستند. معلوم است اجیر چه کسانی. کاش اجاره ای بودند!

آلترناتیو جنبش سبز برای کودتای ۸۸ و فقر و فسادهای ناشی از آن چیست

دفتر اندیشه و نشر جنبش سبز (دانش) با استناد به آمارهای منتشر شده و گفته های مسئولان رسمی، گزارشی از فسادها، غارت ها، گسترش فقر، بحران مسکن، محرومیت مضاعف کارگران و زوال توسعه و رفاه ارائه کرده است که در نوع خود کم سابقه و خواندنی است. این یادداشت تحلیلی، “دیالکتیک کودتا – جنبش” را مبنای وضع کنونی ایران دانسته و آورده است: مفاصل کودتا ذره ذره از هم می گسلد و شاخ و برگ جنبش وجب به وجب، همچون ساقه سبز نیلوفر به پر و پی جامعه می پیچد و بارور می شود. اما برای پیروزی یک جنبش دامنه دار در برابر یک کودتای مسلح نمی توان بی تابی شتاب آلودی داشت.

این خفقان در زمان شاه هم نبود!

رسانه ها به این دستورها توجه نکنند. اینطور پیش برویم، دیگر هیچ کس نمی تواند حرفی بزند. این سطح از خفقان در زمان شاه هم نبود. بگذارند هزینه کار آنها بالا برود، اصلا بگذارند اینها ده تا نشریه را توقیف کنند … برای نظام خوب نیست کسی که هشت سال رئیس جمهور کشور بوده، حالا ممنوع البیان و ممنوع التصویر شود.‎ این کار خلاف قانون و عقل است و اتفاقا به نفع آقای خاتمی هم هست؛ با این کارها مردم اقبال بیشتری به او پیدا می کنند.

قدرتِ نظارت‌ناپذیر؛ یا وقتی «خبرگان» در برابر ولی‌فقیه نقش «محجور» را بازی می‌کنند

گفته اند که «اگر خدای ناکرده کوچک ترین عملی انجام داد که شرایط رهبری آسیب دید، خبرگان به نمایندگی ملت از وی حل بیعت می کند.» مگر ممکن است کسی در حالی که مولی علیه و محجور است، به ساقط شدن ولیّ خود حکم کند و نظر او دارای اعتبار باشد؟ چرا نظر مردم و خبرگانی که از نظر بی اعتباری نظر در ردیف مجانین و صغار هستند، برای عزل او کافی است، ولی برای امور بسیار کوچک تر کان لم یکن است؟