» کلمه

پادزهر زلزله

مروری بر رسانه ها نشان می دهد پس از هر زلزله و سانحه ای مانند سیلاب و آتش سوزی پلاسکو و… سیل تسلیت گویی از سوی مسئولان کشوری تا مردم روان می شود. عزای عمومی اعلام می گردد. برخی انتقاد می کنند که چرا چنین و چنان است. درباره اینکه سازه ها مشکل دارند و باید از تکرار آن جلوگیری شود و درباره سوء مدیریت ها و دهها مسئله دیگر بحث راه می افتد اما با کمال شگفتی هربار این داستان تکرار می شود و حالتی کمیک- تراژیک به خود گرفته است. گویی اساسا همه این حوادث روی داده بودند تا چند صباحی سوژه رسانه ها و مسئولان و شعر سرودن و مقاله نوشتن و خودنمایی ها و غیره گردد

آینه‌ی زنگار زدوده

من مسکن مهر تخریب شده را به چشم دیدم. شبیه بود به لوکیشن فیلم‌های آخرالزمانی. این اما یک سوی مساله است. در خلال خبرهای مسکن مهر کسی انگار به یاد نسپرده که بیمارستان یکی دو سال ساختِ سر پل چطور عین قوطیِ حلبی ای در هم شکسته بود. به چشم دیدم که مردانِ جنگ دیده چطور با هول و ولا خود را به درون ساختمان نیمه مخروب رساندند تا لوازم دیالیز را بیرون کشند. از یادها رفته که بیمارستان اسلام آباد در شهری که تقریبا تخریب دیگری نداشته چطور فروریخته است… حال آنکه این بیمارستان تنها یک سال پیش افتتاح شده

صداقت رمز اعتماد به پیامبران

رمز موفقیت هر پیامبری در دو خصلت صداقت و امانتداری نهفته است. پیغمبری که با مردم صادق نباشد و در امانت خیانت کند، هرگز نمی تواند «اعتماد مردم» را که بزرگترین سرمایه پیامبران الهی است، جلب کند. کسی که واسطه خدا با مردم است و از آسمان خبر می آورد و مسئولیت هدایت خلق را بر عهده دارد، مگر می تواند بدون جلب اعتماد مردم موفق شود؟! / دروغ و دروغگویی نباید بابش گشوده شود و الا حدّ یقفی ندارد. دروغ گفتن برای انسانی که باب توجیه برایش باز است ، مرزی ندارد

عکس یادگاری با فاجعه

زلزله یک فاجعه سنگین و ناگهانی است. اما فاجعه آب، از این سنگین‌تر است اما ناگهانی نیست. به همین جهت عواطف‌مان هم تحریک نمی‌شود. کشور خشک و خشک و خشک‌تر می‌شود مردم هم به خوبی و خوشی زندگی می کنند و چند برابر مناطقی که پر آب هستند آب مصرف می‌کنند. این روزهای اندوه، مردم در گفت و گوها و نوشته‌هاشان، گاه خدا را خطاب قرار می‌دهند و به او شکایت می‌برند و گاه دستگاه‌های دولتی را. به خدا شکایت می‌کنند که چرا سبب چنین مصیبتی برای مردمی بی‌گناه و مظلوم و محروم است. به دولت شکایت می‌برند که چرا خوب تدارک نمی‌کند. اما میان خدا و دولت مستقر، چیزی وجود دارد که ما همه از آن غافلیم و آن تقدیر خودخواسته ماست. تقدیری که از کردارها و تصمیم‌ها و نحوه زندگی‌مان در گذر زمان نشات می‌گیرد. هیچ کس اینجا با توجه به مقدورات واقعی و مخاطرات و امکان‌های عینی ما، به یک زندگی جمعی پایدار نمی‌اندیشد. مردم سر از زندگی خصوصی خود بیرون نمی‌کشند، نظام سیاسی هم سر از لاکی که پشت شعارهای دهان پرکن برای خود ساخته است. یکی با زندگی خصوصی خود، فساد می‌کند و زندگی جمعی را به مخاطره می‌افکند و دیگری با تخریب مواریث و امکان‌های عمومی فساد می‌کند.

آقای توکلی تا امروز کجا بودید؟

آقای توکلی ای کاش آن روزها که روزنامه های مستقل و منتقد یکی پس از دیگری بدون طی مراحل قانونی توقیف می‌شدند و روزنامه نگارانشان بازداشت و خانه نشین به این بی‌قانونی ها اعتراض می کردید و خواستار اجرای قانون و اصول قانون اساسی می شدید تا امروز حرفتان باور پذیر شود.

تن آدمی شریف است به جان آدمیت‎

آقای حسین قدیانی رنجهای درونی متعدد دارد، گاهی فرد از احساس حقارت و کهتری چنان درد می کشد که برای جبران آن بالاجبار دهنش چاک و بست ندارد؛ افسارش هم بدست خودش نیست، گاهی هم بادکنکی باد می شود! و به هوا می پرد و مثلاً احساس مهتری می کند و نمی داند که در حضیض رذالت افتاده است؛ دست خودش نیست، از این افراد هر کاری بر می آید جز انسانیت.!

خشت کج استراتژی انتخاباتی

آیا استراتژی انتخاباتی دو جناح رقیب (اصلاح طلبان و اصولگرایان) در انتخابات هایی که طی چند دهه گذشته در آن شرکت داشته اند، نشانی از چنین لوازم منطقی انتخابات های دموکراتیک داشته است؟ یا واقعیت این است که شهروندان این سرزمین، سال هاست که در هنگامه انتخابات، مجبور به رأی دادن به کسی یا فهرستی شده اند که نه به لحاظ هویتی و نه به لحاظ برنامه شناخته شده نیست، اما برای جلوگیری از به قدرت رسیدن رقیب، باید به او رأی داد؟

امام می‌گفت روحانیت مراقب اتهام استبداد دینی باشد/ اگر شورای نگهبان نمی‌تواند، مجمع تشخیص وارد شود

اندیشمندان و روشنفکران دینی از جمله شخصیت هایی چون شهید مطهری و شهید بهشتی و مرحوم آیت الله طالقانی بر حقوق اقلیت ها تاکید دو چندانی داشته باشند تا جایی که شهید مطهری عنوان می کند که در نظام جمهوری اسلامی حتی مارکسیست ها می توانند در دانشگاه ها کرسی داشته باشند و تدریس کنند و امام عنوان کنند که کمونیست ها در ابراز عقیده خود آزادند و تاکید نمایند که نارضایتی اقلیت ها در جامعه ایران به دلیل آن است که حکومت ها اسلامی نبوده اند و اگر آنها حکومت اسلامی را تجربه کنند، عدالت اسلامی و جایگاه محترم اقلیت ها را در آن شاهد خواهند بود

از خلیج فارس تا سپنتا نیکنام

برخوردهای با مردم و نخبگان از ۷۶ به این سو و در ماجرای کوی دانشگاه و در سال ۸۸ از یادها نخواهد رفت. خلیج فارس با فارسیان و ایرانیانش خلیج فارس است و اگر همین مردم با انواع اتهامات از فتنه‌گر تا جاسوس و خائن و انگلیسی و رای حرام و … تقسیم‌بندی شوند و غیر‌خودی نامیده شوند؛ یک مکان جغرافیای با پیشینه تاریخی متعلق به چه کسانی خواهد بود؟ چرا مردم در رایی که می دهند و آنچه را که مطالبه حداکثری آنهاست مورد قبول واقع نمی شوند و در ماجرای خلیج فارس همین مردم به وحدت فراخوانده می شوند و از احساسات آنها به نفع خود سود می برند. اینکه ترامپ خلیج فارس را عربی می خواند و همه بسیج می شوند خوب است اما برای اسلام و انقلاب و ایران خالصانه دل بسوزانید، سپنتا هم فرزند همین خلیج فارس است و اگر بیشتر از شما در مورد خلیج فارس تعصب نداشته باشد قطعاً به حکم ایرانی بودن کمتر از حضرات که تعصبتان فقط در بعضی جاها گل می کند نیست، اقلیتها در این کشور حقوقی دارند که باید مراعات شود، در انقلاب همپای سایرین حضور داشته اند در جنگ نحمیلی در جبهه حاضر و شهید داده اند و متعلق به همین آب و خاک هستند، باید به آنها احترام گذاشت و حقوق شهروندی آنها را محترم شمرد، مردم به آنها اعتماد کرده اند و به اعتماد مردم هم باید احترام نهاد.

آمریکا نمی‌تواند هیچ غلطی بکند/همه غلط‌ها را خودمان داریم می‌کنیم!

شاید بگویید به تو چه؟ چرا تو حرص می‌خوری و برای خودت دردسر درست می‌کنی؟ خواهم گفت که اتفاقا این موضوع به همه ما و هر کسی که سرسوزنی غیرت برای دین و اسلام و پیامبر و امام حسین داشته باشد مربوط است چون همه این خطاها و ناشی‌گری‌ها به اسم دین تمام می‌شود و از تزریق واکسن تا منع زنان از حضور در ورزشگاه‌ها، آقایان همه جا پای خدا و دین را به میان می ‌کشند!جمهوری اسلامی ملک طلق این وزیر یا آن رییس سازمان یا فلان آیت الله و بهمان حجت الاسلام نیست بلکه میراث خون دل ها و مجاهدت های امام راحل است که با پایمردی و صلابت رهبری و جانفشانی مجاهدانی چون محسن حججی پیش آمده و پایدار مانده و به همین دلیل نمی شود در مقابل نادانی های برخی کج فهم و کج رفتار سکوت کرد و بی تفاوت نشست. با صدای بلند و بدون تعارف به عنوان یک مسلمان انزجار خود را از این شیوه فهم دین و از این نوع حکومتداری به نام دین اعلام می کنم و معتقدم سکوت و بی اعتنایی از سر عافیت طلبی و ترس با اساس روحیه انقلابی و اعتقاد دینی تعارض و منافات دارد.

هدف واقعی احکام ناموجه اخیر

صدور این احکام در شرایطی که هیچ نشانی از تنش و ناامنی دیده نمی شود و این عزیزان نیز گامی برخلاف قانون و مصالح ملی برنداشته اند، ثابت می کند که علت اصلی محکومیت همرزمان این ۷ سیاست ورز سربلند در سال ۸۸ نیز، حوادث و اعتراضات پس از انتخابات آن سال نبود؛ هدف سرکوب و ساکت کردن منتقدان تک صدایی بود و هست.

حسین، اصلاح‌گری که یزید او را فتنه‌گر معرفی می‌کند

ای یزید!
تو فتنه‌گر و آشوبگری که به عهد و پیمان و قانون پایبند نیستی و بر خلاف عهد و پیمان و با ابزاری نامشروع حکومت را در دست گرفته‌ای!
تو فتنه‌گری که به رای و نظر مردم توجه نمی‌کنی و با زور برای خود بیعت می‌گیری و آنان را مجبور به تسلیم می‌کنی!
تو فتنه‌گری که هیچ مخالفی را بر نمی‌تابی و هر آن کس را که مخالف خود بپنداری، از دم تیغ می‌گذرانی و یا به زندان و تبعید می‌فرستی و هر صدای مخالفی را در گلو خفه می‌کنی!
تو فتنه‌گری که برای حکومت خود از هر وسیله و ابزاری استفاده می‌کنی و با دروغ و حیله و فریب بر مردم حکومت می‌کنی و حق را باطل و باطل را حق جلوه می‌دهی!
تو فتنه‌گری که اخلاق و اصول اخلاقی در حکومت تو جایی ندارد و برای رسیدن به اهداف خود به هر عملی دست می‌زنی!
تو فتنه‌گری که دین و دیانت مردم را بازیچه‌ای برای قدرت خویش قرار داده‌ای، از کتاب خدا وسنت پیامبر او تنها به عنوان ابزار استفاده می‌کنی و در عمل هیچ پایبندی به آنها نداری!

در نکوهشِ خود حق پنداری

با گذشت زمان و به مرور فهمیدم:‏
‏۱- مطلق انگاری چه مثبت و چه منفی آن اشتباه است.
۲- قضاوت نسبت به عملکرد دیگران کاری بسیار مشکل و پیچیده است و لذا امروز هم ‏ نمی توانیم نسبت به عملکرد گذشتگان به راحتی نیت خوانی کرده، حمل به صحت و ‏یا فساد کنیم.‏
۳- بپذیریم که همه یکسان فکر نمی کنند؛ دیدگاه ها و برداشت ها و جمع بندی ها و ‏‏نتیجه گیری ها نسبت به مسائل میتواند متفاوت باشد.‏
‏۴- لزومی ندارد هر کس با ما نیست، عقد اخوت با دشمن ما بسته باشد.‏
۵- لزومی هم ندارد هر کس مانند ما نمی اندیشد و یا عملکرد متفاوتی دارد، دچار هوی و ‏‏هوس و عافیت طلبی و ده ها اتهام دیگر باشد.‏
‏۶- بهتر بود پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هم از آغاز تا به امروز، با منتقدان و مخالفان، ‏چه در لباس روحانیت و چه دانشگاهی و چه سایر اقشار؛ با گذشت و سعه صدر بیشتر ‏رفتار می شد.‏
‏۷- افراط در همه ی موارد انسان را از جاده اعتدال و انصاف خارج کرده، موجبات خسران را ‏‏فراهم می کند حتی در حبّ و بغض که “حُبّ ٌ الشَّیءِ یُعمی و یُصِمّ”، علاقه به چیزی، ‏‏انسان را کور و کر میکند و درک واقعیات را از او می گیرد‎.

گتوسازی به مثابه ابزار کامیابی خودکامگی

گتوسازی، موجب تفرقه­‌ی میان شهروندان می­‌شود و همین نیز حکومت را برای خودکامگان آسان­‌تر می‌سازد. برای خودکامه، پایداری و شیوع نگاه­‌های ناشی از خشم و تنفر و انزجار شهروندان از یکدیگر کافی است تا با خیالی آسوده، به چپاول‌گری خود مشغول باشد. خودکامه با بهره‌­گیری از ابزارهای زر و زور و تزویر، به صحنه‌­آرایی و تصویرسازی از نظام تحت حکومتش به عنوان قدرقدرتی شکست­‌ناپذیر، پایدار و مقبول اکثریت جامعه مشغول می­‌شود و شهروندان متنفر و متفرق را به حال خود وا می­گذارد تا یا به معیشت خود مشغول باشند یا به عشرت. در همین راستا شهروندان گتوسازی شده، هرگاه که به فکر اصلاح امور جامعه­‌شان بیفتند یا عزم مقاومت در مقابل سیاست­های استثمارگرانه خودکامه کنند، عاجزانه در می‌­یابند که همراهانشان جماعتی متشتت و پراکنده‌­اند که به جز لحظاتی کوتاه، تاب در کنار یکدیگر ایستادن را ندارند.

تخیلات سکسی سردار نجات!

نکته جالب ماجرا بخش‌های تازه‌ایست که هر سال به قصه اضافه می‌شود: ورژنِ امسال در آپدیت سردار نجات می‌گوید: «در میان فتنه‌گران زن‌های بدنامی بودند که هر کدام چند بادیگارد داشتند/‏آنها از وقایع ۸۸ فیلم می‌گرفتند. در خانه‌شان استودیوهای مجهز داشتند و از آنجا فیلم‌ها را برای رسانه‌های غربی می‌فرستادند»

به عنوان یک شاهد

با دیدن اظهارات آقای اژه ای یاد خاطره ای از ایشان افتادم که سال هاست از بازگو کردنش خودداری کرده ام تا مبادا ذره ای شائبه شخصی کردن تلاش های ما متبادر به ذهن شود اما وقتی که دیدم انسان بزرگ و مجتهد وارسته ای چون احمد قابل هم قربانی همین مصایب شد و باز هم از بیم پیش آمدن آن شایبه ها خویشتنداری کرده بودم این بار گمان کردم سخن نگفتن، دلیل بر تنزه طلبی و عافیت پیشگی است و وظیفه حقوق بشری و شرعی من ایجاب می کرد این خاطره شخصی را که اکنون پیامدهای غیر شخصی دارد بازگو کنم.

غدیر، راهی به سوی کمال بشری

مسلمانان به لحاظ فرهنگی از هم گسسته بودند و در حالی که گروهی به ارزش‌های اسلام پایبندی نشان می‌دادند، گروه‌های دیگری نیز هنوز به میراث گذشتگان خود وابسته بوده و مانع انسجام و شکل‌گیری امت یکپارچه بودند. براین پایه از حکمت و لطف الهی به دور بود که با رحلت پیامبراسلام(ص) هدف رسالت مجمل گذاشته شده و اجتماع مسلمین به حال خود رها شود

علیرضا رجایی؛ قربانی بیداد استبداد دینی

مستبدان همیشه در هراسند که حکومت جابرانه‌ی خود را از دست بدهند و نتیجه این هراس دائم ظنین بودن به هر چیز و هر کس است. مستبدان در ذهن خود و عمالشان تئوری توطئه را می‌پروند و با آن مجوز و دستور سرکوب و بگیر و ببند می‌دهند

اجتهاد در اندیشه امام (ره)، راه همزیستی

نهضت آزادی با جریان انقلاب اسلامی همراهی داشت تا جایی که منجر به انتخاب مهندس مهدی بازرگان به عنوان نخست وزیر موقت انقلاب شد. اما پس از آن اختلاف نظرهایی بروز کرد و به تدریج شدت یافت. حضرت امام خمینی منتقد نهضت آزادی بودند و نهضت آزادی منتقد ایشان. دیدگاه‌ها و مبانی ایشان در این خصوص روشن است. رویه امام نقد دیدگاه‌ها و رویکردهای نهضت آزادی به ویژه درباره دفاع مقدس و در این حال، مراقبت از ظلم به آنها و زیاده‌روی دستگاه‌های ذیربط بود. گرچه آن زمان نیز مثل امروز کسانی بودند که به جای کلاه سر می‌آوردند و آن می‌کردند که دلشان یا گروهشان می‌پسندید.

درباره حصر

برپایی اجتماعات خیابانی حقی است که قانون اساسی آن را به رسمیت شناخته است و اقدامی غیرقانونی به شمار نمی‌رود. اما حصر بدون حکم دادگاه یقیناً رفتاری غیرقانونی است و نمی‌توان کسی را به جرم عمل غیرقانونی (چه رسد به قانونی) بدون حکم دادگاه بازداشت خانگی کرد. استفاده از معیارهای دوگانه غیراخلاقی است

لکه ننگی که با آب زمزم هم پاک نخواهد شد

اولاً کروبی نشان داده پای حرفی که بر زبان بیاورد خواهد ایستاد و تا انتهای راه از پای نخواهد نشست. ثانیاً تن دادن به خواسته او به معنای کوتاه آمدن حکومت در مقابل خواست حداقلی و منطقی او خواهد بود و این با استراتژی این سالها همخوانی نخواهد داشت. بنابراین شیخ عاملان حصر خود را وارد مسیری کرده است که اگر تدبیری نیندیشند بازنده آنها و برنده شیخ خواهد بود. چرا که اگر خدای ناکرده انتهای کار به مرگ او ختم شود، لکه ننگی بر دامان نظام خواهد نشست که با آب زمزم و کوثر نیز پاک نخواهد شد و او در ذهنیت جامعه تبدیل به شهیدی خواهد شد که جان خود را در راه آرمان های انقلاب و ملت از دست داده است.

هزینه این فهم از «مصلحت» را مردم می‌دهند

در همه ۲۸ سال گذشته، وزنه انتصاب‌ها توسط رهبری، به طور قابل‌ملاحظه‌ای به سود جریان موسوم به اصولگرا – راست سنتی – بوده است؛ یا به تعبیر بهتر، منصوبان، گرایش سیاسی و اعتقادی بسیار نزدیکی به جریان اصولگرا داشته‌اند تا اصلاح‌طلب. از نصب فرماندهان نظامی و انتظامی (سپاه و بسیج و ناجا) که کم و بیش رویکرد سیاسی خود را بروز می‌دهند، بگذریم، از نصب فقهای شورای نگهبان، روسای قوه قضاییه و سازمان صدا و سیما و بنیاد مستضعفان و کمیته امداد و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی، تولیت آستان قدس رضوی، نمایندگان ولی‌فقیه در مراکز استان‌ها و رییس هیئت موسس دانشگاه آزاد

حصر

شورای عالی امنیت ملی هویت مستقل برای اتخاذ تصمیم و انفاذ آن ندارد، بلکه مصوبات آن با تصویب مقام رهبری قابل اجرا است. بنابراین حدود اختیارات این شورا از فروع اختیارات مقام رهبری است و چون رهبری با دیگران در برابر قانون مساوی هستند بنا براین با محدود بودن اختیار رهبری در چهارچوب قانون، حدود اختیارات فرع آن، یعنی شورای عالی امنیت ملی هم معلوم می شود

به عرصه عمومی برگردیم

اگر من و شما نخواهیم یا نتوانیم چند گام کوچک برای نشان‌دادن اعتراض خود به اهل قدرت برداریم، آیا می‌توانیم نمایندگان مجلس را سرزنش کنیم که چرا کاری برای حصر نمی‌کنند؟ اگر اتّفاقی برای شیخ مهدی بیفتد ما نیز تقصیری هرچند اندک نخواهیم داشت؟ حاکمیّت با افراد جداجدا و تک‌افتاده می‌تواند طرف شود نه با جمع همبسته و همراه که تازه قصدی جز عیادت از بیمار ندارند. آیا فقط خاتمی انتخابات به انتخابات «تکرار می‌کند» و ما چیزی بیش از رأی‌دادن انجام می‌دهیم؟

سه توصیه مهم به مقام معظم رهبری!

در عرصه فرهنگ اگر واقعا باور دارید که «ملت با سلائق و نظرات مختلف باید زندگی خوب و آرامی داشته باشند» نمایندگانِ چه کسی، شهر به شهر، مردم را از یک کنسرت موسیقی ساده محروم می‌کنند؟ اینها جزو «سلائق مختلف مردم» نیست؟ فرزندان انقلابیِ چه کسی از دیوار خانه مردم بالا می‌روند و مهمانی‌های خصوصی‌شان را به هم می‌ریزند و با «گشت ارشاد» در حوزه خصوصی‌شان دخالت و امنیت جامعه را مختل می‌کنند؛ کسانی که باید بگذارند «ملت با سلائق و نظرات مختلف زندگی خوب و آرامی داشته باشند» را کجا جستجو می‌کنید؟

جوانه‌های بلوغ در شمالِ جنوب

خلاصه داستان این که وقتی مقامات استان بوشهر با برنامه ریزی قبلی و با سلام و صلوات وزیر صنعت را برای کلنگ زنی به محل احداث پروژه پتروشیمی دشتستان می‌برند با حدود دو هزار نفر از مردم منطقه مواجه می‌شوند. اما آنان نیامده بودند تا در اطراف مقامات هلهله کنند و با فریبِ کلنگ زنی یک پروژه عظیم اقتصادی به خلسه بروند و نقل و نبات پخش کنند و گاو و گوسفند به زمین بزنند که خدا را شکر بالاخره منطقه ما هم به داشتن کارخانه پتروشیمی مفتخر شد؛ بلکه آنان آمده بودند تا خیلی مدنی و محترمانه با نمایش نوشته‌هایی مخالفت خود را با احداث این پروژه در آن مکان اعلام کنند

موضع حق

وقتی انسان به گذشته نگاه میکند، هر کجا که بر حرف حقی ایستاده احساس آرامش میکند و هر کجا کوتاه آمده است احساس نگرانی

مسوولیت «ما» در قبال حصر

حصر عملی غیرقانونی است. مسئولیت مستقیم آن با رهبر جمهوری اسلامی و سپس مقامات قضایی است. چه آنهایی که در انجام و استمرار این جرم مباشرت و مشارکت دارند و چه آنهایی که اقدام لازم برای پایان دادن به این جرم مشهود و تعقیب و کیفر مجرمین انجام ندادند. رییس و دبیر شورای عالی امینت ملی مسئولیت مستقیم دارند زیرا تاکنون در این خصوص شفاف‌سازی نکرده‌اند و حداقل اجازه استمرار توجیه امر غیرقانونی را در پوشش مصوبه‌ای که وجودش موردتردید است (و در صورت وجود نیز غیرقانونی است) داده‌اند

درباره ادبیات مسوولان قضایی

این چندمین بار است که مقامات قصایی در برابر سخنان دیگران از جمله«حق تعقیب قضایی توسط دادستان» استفاده می کنند. این ادبیات زیبنده نهادی که باید عدالت گستر باشد نیست. آیا معنایش این است که جز مدح سخن نگویید؟ آیا معنایش این است که هر حرفی گفته می شود باید صددرصد درست باشد و حق خطا و اشتباه به رسمیت شناخته نمی شود؟ این برخورد با بعضی جملات مقامات قضایی از جمله سخن رئیس قوه قضاییه مبنی بر اینکه قوه قضاییه از انتقاد استقبال می کند چه سنخیتی دارد؟ اگر یک شهروند (چه رسد کسی که ۸سال عنوان رئیس جمهور داشته باشد) نتواند این قبیل سخنان را بگوید چگونه «داد»ستانی تحقق می‌یابد؟

۸سال پیش در چنین روزی؛ آنچه هاشمی دید

او دریافته بود که مشکل انقلاب ما بی‌بصیرتی نیست، نابالغی است! انقلابی که هنوز بعد از چند دهه، هم مخالفش را حصر کند و هم کشور را به حصر سیاسی و اقتصادی مبتلا کند هنوز بزرگ نشده است