» کلمه

زورآزمایی عدالتخانه با خانه ملت

قوه قضاییه و ارکان حکومت به صورت کلی باید ناقدان و افشاکنندگان فسادها و ناکارآمدی ها را در چهارچوب اصل هشتم قانون اساسی مورد تشویق قرار دهند، نه اینکه افراد را به اتهام افشا یا بیان یک نقد مورد تعقیب قرار دهد. اگر چنین وقایعی توسط قوه قضاییه و دیگر قوای حکومت به صورت مکرر رخ دهد اساس پارلمانتاریسم و مشروطیت در ایران با خدشه روبرو خواهد شد و به تدریج بحران پارلمان در کشور فراگیر می‌شود

بازدید بی‌خطر یک دیدار پس از هفت سال

آیت‌الله موسوی اردبیلی علیرغم بیماری‌اش در هشتادوپنج‌سالگی از قم به تهران رفت و نشسته بر ویلچر با مقام رهبری دیدار کرد تا به حل بحران کمک کند و آزادی زندانیانِ معترض به انتخابات را از او بخواهد؛ آقای خامنه‌ای در آن دیدار منکر وجود بحران شد و آزادی زندانیان را هم نپذیرفت؛ به جایش رفتار آیت‌الله خمینی با مخالفان در دهه‌ی اول انقلاب را به رخِ او کشید و دست گذاشت بر نقطه‌ی ضعف قاضی‌القُضاتِ منصوب «امام» و سکوت یا رضایت او در برابر پاره‌ای از احکام قضائی آن روزها. پیرمرد دست‌ خالی و ناامید به قم برگشت تا نوبت به حصر موسوی و کروبی و رهنورد رسید. اینجا دیگر پرده برانداخت و در بیانیه‌ای «تهدید روح عدالت‌طلبی، حق‌جویی و آزادی‌خواهی» را «بسی مایه‌ی تأسف و تأثر» دانست و هشدار داد که «این بلیّه، آتشی‌ست که اگر محدود و خاموش نگردد دامنگیرِ خُرد و کلان شده… و چه بسا که موجب سخط الهی و نزول بلا گردد». آیت‌الله موسوی اردبیلی بامداد امروز پس از سکته‌ی قلبی بستری شد؛ آقای خامنه‌ای زودتر از دیگران به عیادت پیکرِ ناهُشیار او رفت تا لابد «بازدیدِ» دیدارِ هفت سال پیشِ او را پس دهد! بازدیدی بی‌دردسر و بی‌گفتگو؛ مبادا چیزی بشنود از این‌همه سال که در «حصر» گذشت.

درخشش زینب بر پیشانی تاریخ کربلا

مردانگی زینب بر پیشانی تاریخ و سرگذشت کربلا بسی درخشنده، بسی اعجاب‏‌انگیز و تحسین‌‏آور است. چهره‌‏های این مردانگی گوناگون است. یک جا زینب به عنوان بانوی سرپرست یک کاروان، کاروانی متشکل از زنان داغدیده، فرزندان پدر کشته و برادر کشته، در یک سفر بسیار طولانی پرنشیب و فراز و پردرد و رنج نمایان است. یک جا زینب، سلام الله علیها، در برابر جمع مردم کوفه به سخن می‏‌ایستد و چنان آنها را عتاب و خطاب می‏کند که گویی امیرالمؤمنین علی، علیه السلام، است که با این مردم در مسجد کوفه سخن می‏گوید. یک جا در برابر عبیداللّه بن زیاد چنان با صراحت و قاطعیت سخن می‏گوید که او را ناراحت می‏کند. و یک جا در برابر طاغوت زمان، یزید بن معاویه، ایستاده است.

کلمه‌ها و ترکیب‌های تازه: هوشمندانه و انقلابی

ولیّ فقیه شرعاً اجازه داده سود ده‌ها میلیاردیِ پول‌های قوه قضائیه در حساب شخصی صادق لاریجانی بماند و «هوشمندانه و انقلابی» و بدون پاسخگویی هزینه شود و لابد کسی هم حق ندارد در هزینه‌های انتخاباتیِ ایشان برای راهیابی به مجلس خبرگان و برخی پروژه‌های شخصی دیگرش در استان مازندران شک کند؛ زیرا نیروهای انقلابی حتی هزینه‌های شخصی‌شان هم الهی و انقلابی‌ست و اصلاً جیبِ آنها و انقلاب یکی‌ست؛ درست مثل اصل انقلاب که هر چه فرزندانِ خود را می‌خورد باز هم سیر نمی‌شود.

به قرآنی بازگردیم که به صلح و عدالت دعوت می‌کند

خدا رحمت کند مرحوم مطهری را. می‌گفت: جمله: ان الحیاه عقیده و جهاد، مبنایی ندارد. انسان در این جهان پا گذاشته تا در پرتو صلح و آسایش زندگی کند. شعار پیامبران الهی «لیقوم الناس بالقسط» بوده است. چرا برخی آقایان خشونت‌های موجود را صبغه دینی می‌دهند؟ مگر ابوبکر بغدادی و پیروانش که دستشان به خون هزاران مرد و زن و کودک آغشته است، نمی‌گویند باید همواره جنگید تا شعار توحید، به معنایی که آنها نمی گویند، را محقق ساخت. اگر برای حفظ منافع ملی و یا تحقق صلح در منطقه حرکت می‌کنیم، باید گام‌های علمی و عملی درستی برداریم. به خیابان ریختن و هر دم شعار دادن، به نظر حقیر، مشکلی را حل نمی‌کند. راهی که صداوسیما در پیش گرفته است، به سود اسلام، ایران و منافع ملی نیست. از التقای تمدن‌ها و با دعوت اسلام به تعقل و تفکر، مسلمین توانستند تمدنی را بیافرینند. روزی که حربه طرد و تکفیر، در میان مذاهب، جای تفکر و تعقل را گرفت، انحطاط این تمدن آغاز شد. بنابراین تقاضای مهم این است که بیاییم در عاقبت کار خود بیاندیشیم. و به قرآنی که همواره ما را به صلح و عدالت دعوت می‌کند، باز گردیم.

تناقض‌های سخنان اخیر رهبری

سخنرانی اخیر آقای خامنه‌ای نشان داد هر چه در مناظره‌های آمریکا گفته می‌شود نشانه‌ی حقانیّت ما و بدیِ آمریکاست اما همین حرف‌ها در مناظره‌های هشتاد و هشت، «مطلقا درست نیست»! نمونه‌ها را ببینید: «در مناظره‌های آمریکا… دست‌به‌دست هم داده‌اند برای افشاگری آمریکا و برای نابود کردن آبروی آمریکا و موفّق هم شده‌اند… حقایقی که اینها بر زبان راندند را دیدید؟ شنیدید؟ اینها آمریکا را افشا کردند. چند برابر چیزهایی را که ما می‌گفتیم و بعضی باور نمی‌کردند» (از سخنرانی اخیر) و اما هفت‌سال پیش: «در مناظره‌ها سیاه‌نمائی وضع موجود به شکل افراطی در این مناظره‌ها دیده شد… نظام را و کشور را متهم کنیم به فساد، این مطلقاً درست نیست… رئیس جمهور مملکت (احمدی‌نژاد) را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‌گوئی متهم کردند! رئیس جمهور را خرافاتی، رمّال، از این نسبت‌های خجالت‌آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند». (خطبه‌ی بیست‌ و نهم خرداد هشتاد و هشت)

باید این قفل را بشکنیم

در بحث رفع حصر چه اصلاح‌طلب باشیم و یا اصولگرا باید یک معنا را در نظر داشته باشیم و آنهم جمهوری اسلامی و منافع ملی است که حصری این چنین چالشی جدی ایجاد نموده و با وجود آن نمی‌توان ادعا کرد توانسته‌ایم مردم و بخصوص جوانان و بطور اخص دانشجویان و نخبگان و اهالی سیاست را قانع کنیم که بدرستی عمل شده است و چنانکه می‌دانیم یک طرف ماجرا یعنی محصورین به هیچ روی در تقابل با نظام و یا پیروی از بیگانگان نبوده و هر اتهامی که در این راستا از سوی بیخردان و هوچیگران زده می‌شود از روی کینه و حسادت و عناد است. مردم نمی‌پذیرند که پس از انقلاب اکثر کسانی که مسئولیت‌هایی چون رئیس جمهور، نخست وزیر و ریاست مجلس را بعهده داشته‌اند خطاکار بوده‌اند و آنچه که به جد و یا به طنز می‌گویند که از اولین قائم مقام رهبری و نخست‌وزیر و روسای جمهور و رئیس تشخیص مصلحت و رئیس مجلس و… که یا ضدانقلاب بودند یا فتنه‌گر و یا انحرافی و می‌گویند: “سوال مطرح این است که این انقلابی را که نباید به دست نااهلان بیفتد، اساساً کی دست اهلش بوده!”

مرز اطاعت از دولت کجاست؟

در سال ۵٣ در نتیجه این مباحث سوال مهمی مطرح شد که مرز اطاعت از دولت کجاست؟ یعنی شهروندانی مثل اباعبدالله (ع) ابن زبیر و ابن عباس و عبدالرحمن بن ابی بکر که شهروندان موثر و فعال بودند، با این سوال مواجه شدند که در چه شرایط و در کدامین نقطه، وظیفه شهروندان در اطاعت از دولت به پایان می‌رسد؟ سوال بعدی این بود که آیا اطاعت از یک دولت دایمی است؟ پرسش بعدی این بود که آیا مشروعیت دولت همیشگی است؟

عاشورای ۸۸ و سکوت هفت ساله

تمسّک حکومتِ وقت به اتهام فتنه، چنان فضایی را مهیا کرد که قتل خانواده‌ی پیامبر و هتک حرمت به زنان و کودکانِ او نیز نه تنها مباح، بلکه مستحب به شمار رفت و هر گونه مماشات و لاپوشانی در روایتِ آن تجربه، می‌تواند امکان وقوع و بازآفرینیِ آن را مهیا کند. مخاطب در چنین شرایطی به کمتر از تفصیل و تصریح، قانع نیست.

عاشورا در برابر بدعت‌ها

تحلیلگرانی که فلسفه عاشورا را به بحث گذاشته‌اند، بعضی از اهداف مهم و والای این قیام یا رویداد تاریخی را مبارزه با بدعت‌هایی دانسته‌اند که پس از وفات پیامبر(ص) به دست حاکمان و مدعیان دروغین دین، یا جاهلان به دین، به نام اسلام گذاشته شد. کسانی منافع خود را در این دیدند که با دین تحریف‌شده و حفظ برخی شعائر و ظواهر دینی بهتر می‌توان آدمیان را در میدان قدرت مطیع و منقاد خود کرد و به منافع دنیوی دست یافت و بر کرسی سیاست و قدرت نشست. اوج این بدعت‌ها و تحریف‌ها را می‌توان در زمان به‌سلطنت‌نشستن امویان بر کرسی جانشینی پیامبر(ص) مشاهده کرد. نخستین بدعتی که در اسلام راه یافت، اساس حکومت و خلافت به شکل سلطنت و انحصار در قدرت بود؛ در این نوع نگاه بدعت‌وار دستگاه رهبری اسلام که براساس عدالت و صداقت بود، از مسیر و مجرای خود خارج شد و به وادی استبداد و استیثار افتاد

شلاق، اخلاق و اصلاح اجتماعی

آرای پنج تن از فقهای معاصر پیرامون شلاق تعزیری مورد واکاوی قرار گرفت. تعزیرات از قوانین مترقی در فقه و قانون مجازات اسلامی می‌باشد. انحصار مفهوم تعزیر بر شلاق، این قانون کارآمد را بی‌اثر می‌نماید. گذشته از اینکه ما به نیات خود که اصلاح و جلوگیری از آسیب است، بیشتر دست نمی‌یابیم و بلکه موجب وهن برای اسلام در داخل و سطح بین المللی می‌شود. وقتی خبر ۴۴۴ ضربه شلاق برای وبلاگ نویس یا هر خاطی دیگر منتشر می‌شود، همه اذهان به سوی اسلام می‌رود، نه قاضی و حتی نظام قضایی جمهوری اسلامی ایران، زیرا واژه شلاق با پدیده‌ای بنام شکنجه عجین است و ذهنیت مناسبی نسبت به این مفهوم وجود ندارد و بلکه با ترس، وحشت و نوعی ذهنیت منفی ایجاد می‌کند. قانون تعزیرات دارای ظرفیت‌های مناسبی از ناحیه شرع و هم قانون گذار می‌باشد تا براساس مصالح و مفاسد واقعی جامعه اسلامی تصمیمات مقتضی اتخاذ نماید. تجربه‌های تاریخی گواه این مدعی است که با شلاق نمی‌توان اخلاق و اصلاح اجتماعی ایجاد کرد. آنچه پیش از هر چیز ما را در پی افکندن جامعه اخلاقی یاری خواهد کرد، تفسیرهای عقلانی از دین و توجه به آموزش عمومی از سطح کودکستان‌ها براساس برنامه‌ها توسعه و دوری از روزمرگی و سلیقه زدگی و عوام زدگی‌ها ست.

حسین می‌دانست…

بر ماست که در این دوران بحران‌زده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهره‌ی فطرت‌پسندانه‌ی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه می‌داند یا از طریق رسانه‌های تحریف‌گر رسمی و یا از طریق روایت‌گران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانه‌ی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم. بر ماست که همچون تمامی خاندان حسین (ع)، زنده نگه داشتن یاد شهدای گران‌قدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظیفه‌ی همیشگی خود بدانیم، و بر ماست که در این ماه پرخاطره، با برپایی مراسم و شرکت در مجالس بزرگداشت حماسه‌ی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنیم.

«جاستا»؛ طرح خود‌برتربینانه و ناشیانه‌ای برای جهت‌دهی به عربستان

از همان سال ۲۰۰۹م که اندیشه « طرح عدالت علیه یاری‌دهندگان تروریسم» (JASTA) “Justice Against Sponsors of Terrorism Act” مطرح شد، این طرح به‌عنوان ابزاری برای تحمیل خواسته‌های صهیونیست‌ها بر عربستان و همچنین به‌مخاطره انداختن حمایت‌های ایران از نهضت حماس در فلسطین و حزب‌الله لبنان مورد حمایت شدید نژاد‌گرایان قرار گرفت. ادّعاهای حقوقی گذشته شهروندان آمریکائی بر علیه ایران به‌ واسطه حمایت‌ از حزب‌الله لبنان نیز در ابعاد گسترده‌ای متأثّر از آن اندیشه تنظیم شده بودند. مصوّبه یاد شده که نام‌ از هیچ کشور‌ای نبرده است، شهروندان آمریکائی صدمه دیده از تروریسم را از زمان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به این‌طرف مجاز به اِدّعا و درخواست خسارت –به‌تشخیص مسؤلین آمریکا به‌ ویژه وزیر امور خارجه– از دولت مظنون به یاری تروریست‌‌ها می‌کند . از ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۵ که این طرح توسط «جان کُرنین» (John Cornyn III) سناتور حزب جمهوری‌خواه تگزاس، و «چاک شومر» (Chuck Ellis Schumer) سناتور صهیونیست‌ نیویورک از حزب دمکرات به سنا ارائه، و از استقبال کنگره برخوردار شد، چماق‌ای بر سر عربستان برای هدایت آن کشور به مذاکره با اسرائیل و مسیری برای به رسمیّت شناختن اسرائیل شد. در واقع، آن‌چه که آل سعود را در یکسال اخیر به مذاکره با اسرائیل سوق داد، بالا رفتن چوب چوپان و فعّالیّت سگ‌های گلّه بود

بر آنان که به حبس و حصر فرستاده‌اید، آسوده دل نام نهاده‌ایم

برای ما انتظار، آغاز انجام است. شکوفه همچون میوه، حبس همجو آزادی و حصر همچو بزرگی و دلدادگی. از این رو ما هر که را به حبس و حصر فرستاده‌اید نام آسوده دل بر او نهاده‌ایم. پرستوها دیر یا زود به خانه برمی‌گردند. سپس با سرفرازی و فراق بال به میان مردم خواهند رفت، این شمایید که تا زنده بودن تان از مردم گریز خواهید داشت

ریشه فساد ساختاری

در دوران اصلاحات فساد نمی توانست به این شکلی که اکنون وجود دارد پدید آید چون ساختار به لحاظ اندیشه اصلاحی و نیز دولتمردان و مسئولین اصلاح طلب طوری تنظیم می شد که اجازه افساد داده نمی شد و از طرفی در درون سیستم راهکارهای مناسب برای خود ترمیمی سیستم طراحی و برنامه ریزی می شد به عبارت دیگر دموکراسی خواهی و مردمسالاری و اصلاح طلبی مانع از فساد بود در حالی که در دوران دولتهای اصولگرایان، بر عکس؛ سیستم هر چه بیشتر بسمت و سوی فساد میل داشت و اراده ای هم برای برخورد با آن مشاهده نمی شد و این نوع تفکر خود علت موجده فساد ساختاری و بالتبع گسترش فساد و انتشار گناه بود.

اگر حج را حذف کنیم..

باز هم بیندیشیم و همین حج را با تمام نواقص موجودش بررسی کنیم، با تمام بهره‌برداری‌های غلطی که می‌خواهند از این حج بکنند و خوشبختانه توفیق شان هم زیاد نیست، ولی آیا حج را از برنامه سالانه جامعه اسلامی حذف کنیم بهتر است یا نگه داریم؟ اگر تمامی حاجی‌های ما حج گذار بودند غوغا می‌شد، جامعه اسلامی را عوض می‌کردند، پس حجشان خیلی ناقص است، در این‌جا من و تو با هم هم آوا هستیم. بکوشیم حج گذار واقعی بسازیم، آیا این برنامه بهتری نیست؟ بکوشیم هر چه بیشتر از فرصت حج، بهتر بهره برداری کنیم، آیا این عاقلانه تر، زیرکانه تر، خداپسندانه‌تر و به اسلام و عشق یک مسلمان راستین، نزدیک‌تر نیست؟ بنابراین، پاسخ می‌دهیم و وقتی هم که پاسخ خود را انتخاب کردیم، باید روی پاسخ خودمان ایستادگی کنیم و در برابر پیشنهاد این‌که حج برویم یا نرویم، پاسخ روشن و قاطعی داشته باشیم و در آن پاسخ، به همه این سوالات و نکته‌هایی که عرض شد، توجه داشته باشیم.

چگونگی لغو سخنرانی

به دستور دادگاه ویژه روحانیت و اداره اطلاعات استان یزد برنامه‌ی سخنرانی این جانب در مسجد «زاویه»ی یزد انجام نشد. با شماره no caller id که شماره ی مخصوص اطلاعات و یا نهادهای امنیتی است، زنگ زد و خود را از اداره ی اطلاعات معرفی کرد. مودبانه و دوستانه خواهش کرد تا جلسه ی شب را لغو کنم. گفتم بر اساس کدام توجیه قانونی چنین کاری از من می خواهی؟ گفت دستور دادگاه ویژه. گفتم چنین نامه ای به دست من نرسیده، لذا نپذیرفتم. گفتم در مراسم شرکت می کنم. در آخر گفتم شما خیال می کنی این کار به نفع نظام است که این سخرانی را لغو کنی؟ شما قضاوت کنید کجای نظام با سخرانی من که موضوع آن اخلاق و عقلانیت در مکتب امام باقر بود، بهم می ریخت؟ آیا دوستان خیرخواهی که مانع این سخنرانی شدند از عقل هراس داشتند یا از اخلاق؟ امیدوارم فقط اشتباه کرده باشند. برادران امنیتی استان که قطعا دلسوز نظام هستند، بدانند که چنین برخوردهایی برخلاف شرع و قانون است و جز تضعیف نظام و بدبین کردن جوانان چیز دیگری در پی ندارد.

عوامل انحطاط فضیلت

ما الان شاهد این هستیم که در میان افراد پایبند به دین، اهمیت کافی به قبح دروغ و دروغ‌گویی و نقش عجیب آن در فساد داده نمی‌شود. نه فقط خودش دروغ می‌گوید، بلکه به دروغگو هم میدان می‌دهد. چطور می‌توانیم در یک گروهی امید نجات و به مقصود رسیدن داشته باشیم که در آن گروه، دروغگو و دروغ‌پرداز جایگاه دارد؟ چرا با وجود اینکه دروغ گفتن از نشانه‌های بارز فساد و افساد است، به آن بها می‌دهیم؟ امید خیر به مردمی می‌رود که لااقل از دروغ پرهیز داشته باشند. این داستان را حتماً شنیده‌اید که مردی خدمت پیغمبر اکرم(ص) رسید و عرض کرد: یا رسول‌الله! من مردی هستم که خطاهای زیادی دارم. چه کار کنم که به راه راست بیایم؟ فرمود: دروغ نگو. گفت فقط دروغ نگویم؟ اما من خیلی کارهای نادرست دیگر هم انجام می‌دهم. فرمود: فعلاً دروغ نگو. ملتزم باش که دروغ نگویی، آن کارهای دیگر هم کم‌کم درست می‌شود. آن فرد با خود فکر کرد که می‌تواند برای دروغ نگفتن با پیامبر عهد و پیمان ببندد. پس پیمان بست که دروغ نگوید.

و او به شیطان شبیه‌تر است…

اینکه امروزه احمدی نژاد بی محابا در هر کوی و برزن و در هر شهر و دیاری حضور می یابد و بعنوان تبیین گر اندیشه های امام نطق می کند و درس می دهد و خود را چون رجایی می پندارد و نادانانی هم او را کوک می کنند که رجایی زمانه! ضمن اینکه اهانتی است به امام راحل و ظلم آشکاری است به شهید رجایی همان است که امیر مومنان فرمود: ‏”…. خود را کوچک و متواضع جلوه مى‏ دهند. گام‏ها را ریاکارانه و کوتاه بر مى‏ دارند، دامن خود را جمع کرده، خود را همانند مؤمنان واقعى مى ‏آرایند، و پوشش الهى را وسیله نفاق و دو رویى و دنیا طلبى خود قرار مى ‏دهند.”

تشت رسوایی شهردار و روزه سکوت صدا و سیما

مخالفان دولتی که در بحث پیرامون فیش‌های حقوقی جنجال به پا کردند، حالا که طشت رسوایی شهردار که داعیه مدیریت جهادی دارد، از بام افتاده است روزه سکوت گرفته‌اند

ضرورت حاکمیت قانون و اجرای عادلانه آن

حیرت‌آور است مطلبی که سال‌ها پیش در خاطرات مرحوم آیت‌الله منتظری آمده و مشهور خاص و عام شده اسرار مملکتی به حساب می‌آید، اینهم دلیل دیگری بر پریشان‌فکری خودکامگان. در هر حال حداقل خاصیت و ره‌آورد انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری این است که اولا اذهان را متوجه ضرورت حاکمیت قانون و اجرای عادلانه آن و ایجاد دموکراسی که پی‌آمد آن شفافیت خواهد بود می‌کند و ثانیا می‌تواند مانع تکرار فجایعی نظیر اعدام‌های غیرقانونی گردد. به امید روزی که ملت شریف ایران در جامعه‌ای قانون‌مدار و عاری از استبداد زندگی انسانی خود را سپری کنند.

سه سال در سکوت نظاره‌گر پشت‌ پرده‌های رفع حصر شدیم

چطور تلاش کنندگان رفع حصر به این نکته توجه نمی‌کنند که برای رهایی مردی تلاش می‌کنند که پیروزی خود را در شکست هیچ‌کس نمی‌دید و حالا اینان نگران برد و باخت هستند؟! چگونه برای رهایی مرد و زنی تلاش می‌کنند با امر به سکوت، در حالیکه آن سه تن در مقابل تضییع حقوق ملت سکوت نکردند و حتی برای بهبود اوضاع ملک بر ظلم رفته برخود چشم پوشیدند و مجددا به پای صندوق رای رفتند.

حکومت‌زدایی از حرم

دولت اسلامی همانگونه که نمی تواند ادعای مالکیت حرم را داشته باشد، نمی تواند ادعای سهیم بودن در منفعت حرم را نیز داشته باشد. مسجد و حرم از آنِ مردم است و چون خدا این مکانها را به «اشتراک» گذاشته، حاکم نه می تواند این اشتراک را بر هم بزند و برخی را حذف و برخی دیگر را مزیت اختصاصی دارد و نه می تواند خود را در ردیف مشترکین وارد نموده و سهم خواهی کند. دولتها معمولا مشتاقند که مدیریت حرم را بدست گرفته و به عنوان «متولّی»، رتق و فتق امور را در اختیار داشته باشند. ولی آیا دلیلی برای شمول ولایت حاکم نسبت به «مشاهد مشرفه» وجود دارد؟ در منابع اسلامی، «دلیل خاصی» برای اینکه حاکم اسلامی بر مسجد یا حرم ولایت دارد و این مکانهای مقدس «باید» تحت تولیت حاکم قرار داشته باشد، وجود ندارد.

تداوم این خلف وعده قابل قبول نیست

این توجیه نیز می‌توانست پذیرفته شود، اگر و تنها اگر، در تمامی طول مدت تشکیل مجلس جدید، یا حداقل، به مناسبت فرارسیدن دوهزارمین روز از حصر غیرقانونی، فقط یک نماینده اصلاح‌طلب، در یک اظهار نظر خود، اشاره‌ای کوچک به این قانون شکنی آشکار می‌کرد. درست به مانند علی مطهری، که چهار سال تمام یک تنه به این تصمیم غیرقانونی اعتراض کرد. اما با این سکوت سنگین و گورستانی حاکم بر اردوگاه اصلاح‌طلبان مجلس، پذیرفتن هرگونه توجیهی بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن

محصورین پاک در زمان مسئولیتشان از حمایت‌های امام راحل و پاکان و مردم برخوردار بودند و با آنکه موقعیت‌های ممتاز و بسیاری در انقلاب داشتند بر اساس ایمان و تقوای الهی و انقلابی‌گری خود فقط به مردم و مستضعفین فکر می‌کردند و برای خود نه اندوخته‌ای داشتند و نه چون نامردمان نامرد تازه به دوران رسیده‌ای که از بد حادثه چند صباحی به ناحق و بدون لیاقت و شایستگی بر خوان نعمت نشستند و چون بوی نفت بر مشامشان رسید عقل از سرشان رفت و به غارت و چپاول پرداختند و با تر دامنی مضحکه روزگار شدند. این کوته‌آستینان غارتگر بر بیت‌المال درازدستی کردند و به ویرانی ملک و ملت و دین و مذهب پرداختند و چون خود را در امنیت یافتند زبان دارزی هم می‌کنند و نه تنها محصورین را به تهمت و افترا می‌بندند که هجمه بر امام و بیت امام هم آورده‌اند و آن پاکان در حصار با همه جفاها که در حقشان روا داشته‌اند اما همچنان بر راه امام و تکریم شهیدان و کاستن از مصائب مردم و تعظیم شعائر و … اصرار دارند و اندکی در اراده و عزم آنان خللی نخواهند یافت.

تخریب ارتش خیانت به کشور و ملت

جامعه ما علیرغم اینکه هم انقلابی است و هم اسلامی، مدتی است که از ضعف‌های اخلاقی زیادی رنج می‌برد. اینکه آحاد جامعه حق داشته باشند مسئولین، شخصیت‌ها، نهادها و ارگان‌ها را نقد کنند، نه تنها عیبی ندارد بلکه یک نقطه قوت برای جامعه و حتی یک ضرورت است به شرط آنکه ضوابط و چارچوب‌های نقد رعایت شود و به بداخلاقی و کینه توزی و تهمت و اهانت و تضعیف منجر نشود. اگر این ضوابط و چارچوب‌ها دقیقاً رعایت نشود آنچه صورت می‌گیرد انتقام خواهد بود نه انتقاد. بزرگان نظام، هرگونه که مصلحت می‌دانند برای انجام یک انقلاب اخلاقی اقدام نمایند. ما بعد از انقلاب سیاسی و انقلاب فرهنگی اینک به انقلاب اخلاقی نیاز داریم. این انقلاب هرچه زودتر باید انجام بگیرد تا بتواند مانع هدر رفتن دستاوردهای انقلابی ملتی شود که اکنون از بداخلاقی‌ها رنج می‌برد.

چهار چالش سازمان تامین اجتماعی

در حال حاضر حدود ١٨ صندوق بیمه‌ای و بازنشستگی در کشور وجود دارد که از این ١٨ صندوق، چهار صندوق در بخش عمومی فعالیت می‌کنند. این صندوق‌ها عبارتند از: سازمان تامین اجتماعی، صندوق بازنشستگی کشوری، صندوق تامین اجتماعی نیروهای مسلح و صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر.

راه سنجش عدالت حاکمیت؛ رعایت حقوق ضعیفان، اقلیت‌ها و مخالفان

آنچه بر سر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد آمد هر انسان آزاده و عدالتخواهی را به تامل وا می دارد. ۶ سال حصر بدون دادگاه و ندیده گرفتن حق دفاع متّهم از خود؟ این نامش عدالت نیست، تلاش حاکمیت برای چزاندن و به زانو در آوردن است. قدرت نمائی یک نظام بر علیه ۳ ضعیف بی‌ دفاع است. نه با قوانین مدرن قضائی همخوانی دارد و نه با روح اسلام. داستان معروف امام علی‌ (ع)و زره‌اش که در دست کس دیگر بود در کتب دینی مدرسه‌ای ما بود. دادگاهی که به علت نداشتن شاهد، زره خلیفه مسلمین را نمی تواند به وی پس دهد. دادگاه در آن زمان از امروز ایران اسلامی مستقل تر بوده است!

من حساسم! واکنشی شخصی به پرسشی حقوقی

اینکه دانشجوی شجاع و حق جویی سخنان مهمی را در مجلسی که خط قرمزهای از پیش معینی دارد نه تنها از نظر عاطفی یا حتی باورهای سیاسی و بلکه تخصصی و علمی در این مورد بیان نموده واجد ارزش فراوان بوده جای تقدیر بسیار دارد اما آن سوی دیگر قضیه مخاطب آقای کامفیروزی، یعنی رهبری، به سخنان کاملا حقوقی،‌ واکنش شخصی نشان داده و در جواب این بخش از سخنان مطرح شده جمله خود را با تکرار اتهام فتنه به حوادث سال ۸۸ جمله خود را با “نمی‌پسندم” یعنی جایگاهی شخصی و فردی به نگاه به قانون به پایان برده است. این موضع شخصی در همان ابتدای نشر خبر واکنش‌های زیاد و انتقادات فراوانی را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت.

عید سعید فطر مبارک

یک هلال دیگر و یک طلوع دیگر، بانگ پایان یک ماه بندگی و سر به سجده‌ی آسمان ساییدن است. تولد یک ماه دیگر و پایان ماهی که دست‌ها بارها تا آبی آرام بلند روان شد تا آرامش و آزادی مردممان را طلب کند، و در آخر سر بر سجده‌ی خاک خدا را شکر فطری نماید که شایسته رحم گردانده شده است. تکرار هفت ساله‌ی قصه‌ی جور و هزار بار تکرار نام اعظم و هزار بار نجوای الغوث الغوث به درگاهش، زمزمه حصر و زندان و هنوز زندان‌های خانگی و سه محصور و ده ها زندانی سیاسی دیگر سر در آسمان و قدم محکم بر زمین همچنان ایستاده در مقابل ظلم، و قصه‌ی حصر و حبس همچنان آغازگر ربنای دعاهایمان. کلمه عید سعید فطر به همه همراهان سبز، زندانیان سیاسی و یک یک مردم آزاده‌ی وطنمان تبریک می‌گوید و برای ایران عزیز روزهای بهتری آرزو می‌کند.