• صفحه اصلی
  • » چند نکته در باب نتیجه مذاکرات لوزان...

» کلمه

چند نکته در باب نتیجه مذاکرات لوزان

نظر به اهمیت سرنوشت ساز این مذاکرات در سه ماه آینده به باور من لازم است هر ایرانی نقش شهروند-دیپلمات و نیز شهروند-رسانه را ایفا کند تا به این ترتیب هم تکفیری های وطنی که ایده آلشان «استبداد در داخل و جنگ با خارج» است و هم کاسبان تحریم که سودای درآمدهای نامشروع میلیارد دلاری تازه را در سر می پرورانند، ناکام گردند.

تفاهم لوزان، و چند مسئله‌ی دیگر

کنش‌گرانی که به روحانی رأی داده‌اند، از او حمایت خواهندکرد؛ با این حال، از او انتظار دارند، چنان‌که خود نیز اشاره کرده‌است، یکی از مهم‌ترین وعده‌هایش را فراموش نکند، و با استفاده از ظرفیت بالایی که حل مهم‌ترین پرونده‌ی امنیت خارجی ایران برای دولتش به‌ارمغان می‌آورد، به حل مهم‌ترین معضل امنیت داخلی ایران ـــ حصر آقایان موسوی و کروبی، و خانم رهنورد ـــ بپردازد.

قضاوت در اختیار خصم

چقدر فرق است بین فرمانروایی که حکومت را برای خودش می خواهد و دست و پا می زند تا به آرزو ها و رؤیا های خویش، دست یابد و عقده های خود را بگشاید، با فرمانروایی که در حکومت، حتی از حداقل های حقوق شهروندی خودش هم صرف نظر می کند، مظلومیت گذشته خود را فراموش می کند و در گفتار و رفتارش اثری از زخم های کهنه دیده نمی شود!

توافق احتمالی هسته ای و اعتماد به نفس حاکمیت

حاکمیت سیاست تعامل به جای تقابل با جامعه بین المللی می تواند به ارتقای جایگاه کشور در عرصه های بین المللی منجر شود. به لحاظ امنیتی ایران می تواند نقش کلیدی در ثبات و امنیت منطقه ایفا کند. رفع تحریم ها تا حدودی می تواند نشاط اقتصادی را به جامعه مان بازگرداند و اقتصاد ورشکسته فعلی را از وضعیت قرمز خارج سازد.

تسلیت به خودمان

سرمان آنقدر به جزئیات مذاکره ی هسته ای، فسادهای چندهزارمیلیاردی مسئولان مملکتی، پرتره های چهره های فرهنگی و سیاسی محبوبمان، بالا و پائین رفتن شاخص های بورس، هیاهوی نبردها و حماسه های جنگ علیه داعش و امثال آن گرم شده است که یادمان می رود که یونس ها اصلا وجود دارند! می خواستم به خانواده یونس تسلیت بگویم، اما اگر خودسوزی یک دستفروش در تونس به آغاز یک خیزش ضداستبدادی و زلزله ای که جهان را لرزاند و توفانی که کشورهای منطقه را در بر گرفت انجامید و در کشور من در خبری چندسطری محصور ماند، آنگاه ترجیح می دهم به خودمان تسلیت بگویم

شورای نگهبان، یک حزب تمام

من از معتقدان به اسلامی منهای حقوق به علاوه دروغ انتظاری ندارم زیرا «حق الناس بودن رأی مردم» را مانند شعار «میزان بودن رأی ملت» خطایی بزرگ می دانند. اما اصول گراهایی که به سازگاری اسلام و حقوق شهروندی معترفند، موظفند از این نظریه دفاع و ابعاد آن را باز و تبیین کنند تا قطار انقلاب به ریل خود بازگردد و انتخابات آزاد و منصفانه برگزار شود. به باور من، اصلاح طلبان نیز لازم است با دفاع قاطع از نهاد شورای نگهبان، عملکرد قانون شکنانه و حزبی اعضایش را صریحا محکوم کنند تا حق وتوی آقای جنتی و هم فکرانش که ناموجه تر و غیراخلاقی تر از حق وتوی پنج دولت بزرگ در شورای امنیت سازمان ملل است (زیرا آن را علیه ملت خود به کار نمی برند) پایان یابد و انتخابات آزاد و عادلانه برپا شود که مسلم ترین حق هر ملتی است

بنیامین نتانیاهو در اتاق تیتر کیهان

جبهه افراط و خشونت، در برابر مدنیت و صلح جبهه واحدی را برساخته که رمز حیات آن تداوم آشوب است. یک جا کلیدواژه این جبهه، متهم کردن دیگر کشورها به یاغی گری است، یک جا نام آن مبارزه با تروریسم می شود؛ یک جا مبارزه با دشمنان شکل گیری سرزمین موعود و جایی مبارزه با فتنه. اینها مرتبا به یکدیگر فحاشی کرده و برای هم خط و نشان می کشند. اما در عمل در کنار هم قرار گرفته و یکدیگر را تقویت می کنند.

تسلیت در حصر؛ تراژدی مصیبت و صبر

هر زندانی در هر جای جهان دارای حق ملاقات با عزیزانش است. محصوران ما اما زندانی محسوب نمی شوند و قانون مشخصی آنها را حمایت نمی کند. نهادهای قدرت این توانایی را دارند که در هر لحظه تمام سختی ای را که آنها متحمل می شوند، انکار کنند. این انکار وقتی پررنگ تر می شود که بدانیم وضعیت آنها وضعیتی ثبت نشده است که هیچ نهاد ملی یا بین المللی خود را ملزم به پاسخ گویی در برابر آن نمی داند. این وضع در یک نمودار سینوسی وقتی شرایط بدتری پیدا می کند که یکی از این عزیزان بیمار شود یا یکی از از عزیزانش را از دست دهد.

دین؛ تعبد یا تعقل

در اینکه اقتضای روشنفکری، آزادی فکر، داشتن روحیه و تفکر انتقادی و کاربرد نیروی تعقل در شناخت حقیقت و پذیرش یا انکار دعاوی دیگران است، تردیدی وجود ندارد و این دقیقاً همان روحیه‌ای است که بر آموزه‌های وحیانی حاکم است. هر آنچه خلاف این نظر گفته می‌شود مربوط به دین مرسوم و رایج در میان اکثر دین‌داران یا حاکم بر بینش و عملکرد حکومت‌های دینی در همه ادوار تاریخ تا امروز است و ربطی به حقیقت دعوت دینی خدا و پیامبر آن‌گونه که در قرآن تصریح شده است ندارد

آنها خودسر نیستند، «اجیر» هستند

می گویند حرمت فرد در اولاد او حفظ می شود. آن از حرمت فرزندان شهید بهشتی و این هم از حرمت فرزند شهید مطهری! در اینکه این مسایل از مدتها قبل برنامه ریزی شده اند تا منتقدین و امثال مطهری بدانند حرف متفاوت زدن چنین هزینه های سنگینی برایشان دارد وحساب دست بقیه هم بیاید! هم جای کمترین تردیدی نیست. نیروهای خودسر اصطلاح غلطی است. ما در کشور نیروی خودسر نداریم.این نیروها اجیر هستند. معلوم است اجیر چه کسانی. کاش اجاره ای بودند!

آلترناتیو جنبش سبز برای کودتای ۸۸ و فقر و فسادهای ناشی از آن چیست

دفتر اندیشه و نشر جنبش سبز (دانش) با استناد به آمارهای منتشر شده و گفته های مسئولان رسمی، گزارشی از فسادها، غارت ها، گسترش فقر، بحران مسکن، محرومیت مضاعف کارگران و زوال توسعه و رفاه ارائه کرده است که در نوع خود کم سابقه و خواندنی است. این یادداشت تحلیلی، “دیالکتیک کودتا – جنبش” را مبنای وضع کنونی ایران دانسته و آورده است: مفاصل کودتا ذره ذره از هم می گسلد و شاخ و برگ جنبش وجب به وجب، همچون ساقه سبز نیلوفر به پر و پی جامعه می پیچد و بارور می شود. اما برای پیروزی یک جنبش دامنه دار در برابر یک کودتای مسلح نمی توان بی تابی شتاب آلودی داشت.

این خفقان در زمان شاه هم نبود!

رسانه ها به این دستورها توجه نکنند. اینطور پیش برویم، دیگر هیچ کس نمی تواند حرفی بزند. این سطح از خفقان در زمان شاه هم نبود. بگذارند هزینه کار آنها بالا برود، اصلا بگذارند اینها ده تا نشریه را توقیف کنند … برای نظام خوب نیست کسی که هشت سال رئیس جمهور کشور بوده، حالا ممنوع البیان و ممنوع التصویر شود.‎ این کار خلاف قانون و عقل است و اتفاقا به نفع آقای خاتمی هم هست؛ با این کارها مردم اقبال بیشتری به او پیدا می کنند.

قدرتِ نظارت‌ناپذیر؛ یا وقتی «خبرگان» در برابر ولی‌فقیه نقش «محجور» را بازی می‌کنند

گفته اند که «اگر خدای ناکرده کوچک ترین عملی انجام داد که شرایط رهبری آسیب دید، خبرگان به نمایندگی ملت از وی حل بیعت می کند.» مگر ممکن است کسی در حالی که مولی علیه و محجور است، به ساقط شدن ولیّ خود حکم کند و نظر او دارای اعتبار باشد؟ چرا نظر مردم و خبرگانی که از نظر بی اعتباری نظر در ردیف مجانین و صغار هستند، برای عزل او کافی است، ولی برای امور بسیار کوچک تر کان لم یکن است؟

ناگفته‌های تلخ از انحطاط تدریجی میراث امام

چرا رهبری و نزدیکانش در مجلس خبرگان فکر می کنند نظارت و پاسخگویی کار “غلطی” است که نباید کسی مرتکب آن شود؟ قرار نبود ولی فقیه، سلطان باشد. قرار نبود چکمه برود و نعلین بیاید اما استبداد بماند و حتی از دیکتاتوری پهلوی به سلطانیزم مطلق العنان قجری عقبگرد کنیم. قرار نبود از شعار حکومت عدل علی و فریاد امیر مومنان در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه که می گفت “من بالاتر از آن نیستم که خطا کنم”، به اینجا برسیم که به جای آنکه رهبر نتواند به علت نظارت های شدید کار غلطی بکند، خبرگان در مقابل رهبر هیچ غلطی نتوانند بکنند.

آقای روحانی! یا حصر را بشکنید یا پاسخگو باشید

آقای روحانی! وعده رفع حصر به کجا رسید و چرا تاکنون به سرانجام نرسیده است؟ سبزها، در عین حمایت از رئیس جمهوری و دولت در برابر سنگ اندازی های اقتدارگرایان، این پرسشگری را تا گرفتن پاسخی مناسب از سوی وی ادامه خواهند داد و حتما نتایج توجه یا عدم توجه به این مطالبه، در ارتباط و حمایت آتی آنها از دولت تاثیرگذار خواهد بود.

قصه «مرفهان محصور» از کدام ذهن معیوب برخاسته است

در سال های گذشته سیستم امنیتی شبیه دایناسورهای منقرض شده بوده که به واسطه جذب امکانات و داشتن ابزارها، تنه بزرگی داشته اما سر کوچکی دارد. نیروهای امنیتی که باید در رده های بالا و میانی خود مجهز به توان و هوش اطلاعاتی شوند، از صدر تا ذیل متمرکز بر کارهای عملیاتی شده اند و در نتیجه در هدفگذاری های خود اعم از اهداف درست و غلط، بروندادی زورمدارانه و خالی از منطق دارند. اتفاقی که به دلیل محوریت یافتن نیروهای امنیتی در تصمیمات هسته مرکزی قدرت، تصویر عمومی رفتار حکومت را با همان جلوه سر کوچک و تنه بزرگ، به صورتی کاریکاتوری، بی کله و بی ترمز ساخته است.

حصر؛ حاصل جمع زورگویی و زورپذیری‎

قضاوت تاریخ درباره حصر تنها محدود به حصرکنندگان نخواهد بود. اقتدارگرایان تکلیف خود را با مفاهیمی از جنس عدالت و قانون و وجدان و قضاوت تاریخ روشن کرده اند. اما این مفاهیم تنها مفاهیمی برای سنجش اقتدارگرایان نخواهد بود. جامعه و مخالفان حصر هم در معرض همین آزمون هستند که آنها برای رفع حصر چه کردند؟ آیا همه ظرفیت های اعتباری و قانونی را برای رفع این ظلم آشکار به کار بسته اند؟

نقض آشکار قانون اساسی توسط رهبری: یک نمونه دیگر

ماده چهارده اساسنامه، رئیس سازمان پدافند غیرعامل را عضو هیات دولت، مجمع تشخیص مصلحت، شورای عالی امنیت و چند شورای عالی دیگر خوانده است. حال آنکه به موجب قانون اساسی عضویت در هیات دولت منحصر به رییس جمهور و وزرا است و اعضای شورای عالی امنیت ملی هم در اصل ۱۷۶ قانون اساسی مشخص شده اند. اما ظاهرا نقض آشکار قانون اساسی توسط رهبری، از فرط تکرار به آستانه بی پروایی از ارتکاب آن رسیده و گویی قبح آن ریخته شده است.

فسادهای بزرگ‌تر از رحیمی، ساختاری شده‌اند

اگر واقعا قرار بر مبارزه با فساد بود، برادران لاریجانی در صدر برخوردها بودند. اگر قرار بر مبارزه با فساد بود، برادران قاچاقچی مستحق تر از او بودند. اگر قرار بر مبارزه با فساد بود که پاکدستی چون میرحسین موسوی در حصر نمی شد تا احمدی نژاد منویات قدرت را تامین کند و ثروت ملی را بی نظارت در اختیار نهادهای نظارت ناپذیر و غیرپاسخگوی دولت قرار دهد.

آقای جنتی! شما حامی دزدها و فاسدها بودید

شما امثال ما را که همواره علیه فساد فریاد زده‌ایم و می‌زنیم، تحت عناوینی چون «عدم اعتقاد به اسلام و التزام به جمهوری اسلامی و …» رد صلاحیت کرده‌اید و می‌کنید، اما امثال محمدرضا رحیمی را برای مجلس و حتی معاونت اول دولت تأیید صلاحیت و سال‌ها با دوپینگ بر مقدرات ملت حاکم کردید و آنان را «احیاگر شعارها و آرمان‌های انقلاب اسلامی» نامیدید و …!

لاپوشانی مجرمانه دستگاه قضایی

در تبصره ماده ۳۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ دستگاه قضایی ملزم شده که محکومیت قطعی مفاسد بالای یک‌میلیارد ریال را منتشر کند. اگر قوه قضاییه به واقع می خواهد در مسیر فسادزدایی گام بردارد، بایستی دست از لاپوشانی بردارد و طبق قانون مشروح پرونده یا دست کم متن کامل دادنامه قطعی علیه او را منتشر سازد.

بودجه پر از اشکال است

اگر منصفانه بگوییم دولت فعلی در مقایسه با دولت قبلی ناهنجاری‌ها و بی‌انضباطی‌های کمتری را به نمایش می‌گذارد اما اگر مبنا را اسناد بالادست قرار دهیم، نمی‌توانیم این ادعا را بپذیریم چراکه من با قاطعیت اعلام می‌کنم که تقریبا همه مشکلات مزمن و ساختاری نظام بودجه‌ریزی کشور در این بودجه ۹۴ هم دیده می‌شود

آسیب های اقتصاد ایران

مواردی که من عرض می کنم از پیش از انقلاب وجود داشته ولی تأکید من این است که دولت نهم و دهم، به گونه بی سابقه ای آسیب های تاریخی به اقتصاد کشور زده است و مرتفع کردن این موارد حداقل دو دهه با اقتصاد ایران همراه و از موانع دولت های پیش رو خواهد بود.

مبارزه و زندگی به سبک مدرس

کسانی به رغم این همه امکاناتی که در کشور در اختیار دارند و به برخورداری خود از رسانه‌های مختلف، از جمله استفاده وسیع و حتی انحصاری از رسانه‌هایی که متعلق به همه مردم است، یکی از دغدغه‌های اصلی‌‌اشان ایجاد محدودیت در آزادی بیان و مانع‌تراشی در مسیر اشخاص و جریان‌ها و رسانه‌های منتقد است و حتی هزینه جلوگیری از نطق نماینده مجلس را بر خود و با صد تاسف بر بخشی از نظام اسلامی می‌خرند. تا کی می‌توان چنین روش‌هایی را ادامه داد؟ مگر چنین است که چرخ روزگار همیشه بر مدار خواست ما می‌گردد و همواره قدرت به زیر کشیدن صدای دیگران را خواهیم داشت؟

بازرگان؛ احیاگر پیشگام

اینک که سایه شوم قرائت‌های سیاه، خشن و غیرانسانی از اسلام بر پیکره‌ی انسانیت سنگینی می‌کند، دنیا را به آتش کشیده و جنایات هولناک و حوادث دهشتناکی را به بار آورده است، تز «بازگشت به قرآن» بازرگان اهمیت دوچندانی یافته است. بازرگان به‌عنوان یک اصلاحگر دینی، درمان آسیب‌های اجتماعی، آشوب‌ها، کشمکش‌ها، تیره‌روزی‌ها را در بازگشت به قرآن می‌دانست.

پیام میرحسین از حصر؛ تداوم استراتژیک هویتی سبز

داستان حصر یا محاکمه آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد چالشی است که مسئولان کنونی نظام به سادگی امکان رها‌شدن از آن را ندارند. در بستر بحران‌های متوالی کنونی، تداوم مشی مبتنی بر جنبش اجتماعی و فعالیت و حضور در جامعه مدنی و سپهر عمومی تنها گزینه راهگشا و واقعا موجود است و از این منظر تفاوتی بین ادامه وضع موجود یا برگزاری دادگاه میرحسین و دیگران نیست.

اصلاح طلبان پاسخ دهند

چرا از کل مجلس تنها یک صدا به نمایندگی از بخش بزرگی از مردم به گوش می رسد و آن هم کسی است که نه ادعای اصلاح طلبی داشته و نه تعلق خاطری به بزرگان این جریان دارد و تنها بر مبنای حریت و شرافت و اهمیتی که برای قانون قائل است دست به این رفتار می زند؟ اصلاح طلبان مجلس برای حمایت از جوانمردی که به تنهایی صدای میلیون ها نفر شده، چه کرده اند؟

صداهای امروز مجلس در تاریخ می‌ماند

جنبش سبز، جنبش قائلان به تقلب در انتخابات ۸۸ نیست. جنبش سبز، جنبش مریدان موسوی و کروبی نیست. جنبش سبز فراتر از همه این هاست. جنبشی حق جویانه که حقوق اساسی ملت همچون حق آزادی بیان، حق دفاع متهمین، حق منع شکنجه، حق دادرسی عادلانه و خلاصه حق حاکمیت قانون را در امتداد آنچه از مشروطه آغاز شد، دنبال می کند. جنبش سبز، جنبشی است که با پایان فتنه ی در هم آمیختگی حق و باطل و رسوا شدن اقتدارگرایی مردم ستیز، در پی دفاع از حقوق مردم برآمد و در برابر قدرت مسلط ایستاد؛ و علی مطهری هم امروز در مینه میدان جنبش است.

آقایان روحانی و ظریف حتما بخوانند

از روحانی انتظار می رود که اگر آرزوی محو حاکمیت چکمه پوشان را در سرزمین های اسلامی در سر می پروراند -که قطعا نیز چنین است- با اقداماتی موثر از سلطه تمامیت خواهان نظامی- امنیتی در صحنه سیاست داخلی بکاهد و اندیشمندان و روشنفکران این مرز و بوم را که صرفا سر در پی گستراندن آزادی بر سر این مرز و بوم داشته اند، از بند آنان در سیاهچال های کشور نجات دهد و با فراهم کردن زمینه بازگشت آنان و دیگر فرهیختگان به انزوا کشیده شده ایران زمین، بر زمینه های رشد و سربلندی این سرزمین اهورایی بیفزاید.

سید مصطفی و ۵۰ ماه روزه‌داری

من امروز عید میلاد پیامبرمان را خاتم پیامبران را در حالی به دخترانت تبریک گفتم که فردا روزه داری اعتراضی ات به ظلمی که مضاعف بر تو می رود پنجاه ماهه می شود و تصور ۱۵۰۰ روز روزه داری ات نه تنها برای کسانی که طبعشان با خور و خواب و خشم و شهوت عجین شده بلکه برای همه آنان نیز که دل به دنیای فانی نبسته اند، سخت تحیرآور است.