ما هنوز زوایای پنهان اعدامهای گذشته را نمیدانیم، قتلهای زنجیرهای را هضم نکردهایم، کوی دانشگاه و سال هشتاد و هشت و خونهای کف خیابان و جنایت کهریزک را فراموش نکردهایم؛ دی ماه نود و شش و آبان نود و هشت؛ وای از آبان نود و هشت و جانهایی که بر خاک افتاد و حالا گرفتار اعداد شده است؛ اعدادی که هیچکدامشان شهامت ندارند اعلام کنند که چند نفر را کشتند؛ رویترز دروغ میگوید، کلمه دروغ میگوید، غرب و شرق دروغ میگویند؛ باشد؛ شما که دروغ نمیگویید اعلام کنید چند نفر را کشتید؛ چرا کشتید؛ چون مردمِ به تنگآمده بودند و چیزی برای از دست دادن نداشتند؟ چون نانشان را در خون دیگران نمیزدند؟
» 2020 » فوریه
چه کسی ایران را نمایندگی میکند؟
همه دلالتها و نشانههای محسوس تا امروز حکایت از غیبتی بزرگ و کمسابقه در انتخابات پیشِ رو دارد. مردم تصمیم را گرفتهاند، تصمیمی ناگزیر و ناکافی. ناگزیر از این رو که «زور مقدس» در «ابتذال رای» و تمسخر جمهوریت، جایی برای کمترین اعتماد و خوشبینی نگذاشته است، و ناکافی است چون غیبت برای تصاحب صندوق کفایت نمیکند، باید این بازی پرهزینه و رسوای تزویر یا تمام شود یا به تعریف اصلی و سازوکار عرفی خود بازگردد. برای تجویزی شایسته، باید اندیشید.
شکست «گزارش گزینشی» صدا و سیما در دانشگاه علامه
آری! اکنون علیرغم آنکه عدهای با دستاندازی به ثروت عمومی مردم، و عدهای دیگر با ارتزاق از ثروت به تاراج برده شده در حکومت پیشین، در پیوندی منحوس، عزم به پاک کردن تاریخ مبارزاتیمان و جعل آن در میان اذهان عمومی کردهاند؛ ما فراموش نمیکنیم برادران و خواهرانمان را که با فدا کردن جان خود، پرچم مبارزه بر سر آرمانهای عدالت، آزادی و استقلال را برافراشته نگه داشتند و به نسلهای بعدی انتقال دادند .
مرجان زهرانی انتخابات مجلس یازدهم پیشروست؛ انتخاباتی که احتمالا سرنوشت یک دوره ۴ ساله پارلمان را تعیین کرده و در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰ نیز تاثیرگذار خواهد بود. با این حال بنا بر آخرین نظرسنجی ها بازار انتخابات چندان پر رونق نیست. در این شرایط شاید لازم است هر جریان سیاسی موثر در سیاستگذاری و سیاستورزی […]
رژیم شاه شدهایم اما به روی خود نمیآوریم!
اگر فاصله گرفتن از مردم بود که ما هم فاصله گرفتهایم، اگر گوش ندادن به حرف ضعفا بود که ما هم گوش نمیدهیم، اگر طبقاتی کردن جامعه بود که ما هم همین کار را کردهایم و اگر ایجاد کارخانه مستضعف سازی بود که ما هم در حال حاضر رسماً میگوئیم ۶۰ میلیون مستضعف داریم.
حضرت آیتالله سبحانی بسیار متأسّف هستم که شما نیز همچون اسلاف خود، تقاضا کردهاید که سخنان یک معلم ساده را سانسور نمایند! به اطلاع حضرتعالی میرسانم که این روشها برای جلوگیری از انتشار افکار صاحبان فکر، اگر در دنیای کهن مناسب بود و کم و بیش به نتیجهی مورد نظر فقها میانجامید، در عصر مدرن نتیجهبخش نیست و اغلب نتایج معکوس دارد و از منزلت و اعتبار اجتماعی فقها بیش از پیش میکاهد.
اقتدار مرکزی و هسته ی سخت قدرت با زبان فارسی زیادی سخت به همه ی ما فهمانده است «چیزی که برای اش ارزش ندارد انسان است و همه ی متعلقات او از جان و مال و آبرو و زمان و اندیشه و …» متاسفانه ما نیز در تمام این سالها شاگردان خوبی بوده ایم و از روابط زن و شوهری، تا کار فرما و کارگری، تا استاد و دانشجویی، تا راننده و مسافری، تا بانکدار و ارباب رجوعی، و… هر جا زورمان رسیده، انسان را تحقیر و انسانیت را به محاق برده ایم… و امروز این است حال ما و وضعیت ما ..
فقط شرکت دو گروه در این انتخابات عقلانی و قابل درک است
افراد تایید صلاحیت شده یا هیچ انتقادی به مبانی و سیاستهای کلی نظام ندارند.یا پیشینه آنها نشان میدهد که نه تنها نتوانسته اند گامی در جهت حل مشکلات کشور بردارند بلکه عملکرد همین افراد یکی از علل و عوامل مهم ایجاد مشکلاتی است که مردم به آن گرفتار هستند.
‘۱۲۰۰ ساعت اعترافگیری سپاه با شکنجه و تهدید جنسی’ از نیلوفر بیانی
نیلوفر بیانی، متهم ردیف دوم پرونده زندانیان محیط زیستی، در شرح حالی از وضعیت خود که برای اولین بار منتشر می شود نوشته که بازجویان اطلاعات سپاه، برای گرفتن اعترافات ساختگی، او را طی “دستکم ۱۲۰۰ ساعت بازجویی” در معرض “شدیدترین شکنجه های روحی و روانی، تهدید به شکنجه فیزیکی و تهدیدهای جنسی” قرار داده اند.
ریشه مشارکت سیاسی در «حق انتخاب» به عنوان بنیادی برای «آزادی سیاسی» است. این پدیده قابل تقلیل به بیعت با حاکمان و یا تبدیل رأیدهنده به بیعتکنندهای منفعل نیست. ضمن این که دستآوردِ انتخابات محصول مشقتهای بسیارِ فکری و عملی انسانهای بیشماری در طول تاریخ است. انسان صاحب حق، موجودی است که از انقیاد و تحت ولایت دیگری بودن بیرون آمده، نمیتواند دو عنصر خود مختاری و صغیر بودن را در یک جا جمع کند.
محمد نوریزاد، محمد ملکی، گوهر عشقی (مادر ستار بهشتی)، عباس واحدیان شاهرودی، کمال جعفری یزدی، محمد مهدویفر، حوریه فرج زاده (خواهر شهرام فرجزاده از کشتهشدگان اعتراضات ۸۸)، جواد لعل محمدی، رضا مهرگان، محمدرضا بیات، محمد حسین سپهری، هاشم خواستار، محمد کریم بیگی و زرتشت احمدی راغب امضاکنندگان بیانیه درخواست استعفای رهبر جمهوری اسلامی هستند.
هرگردی گردونیست؛ تقدیم به تمام اصلاحطلبان واقعی و پیشرو
ترور آقای حجاریان، قتلهای زنجیرهای، کنفرانس برلین و سرانجام تشدید نظارت استصوابی برای حذف اصلاحطلبان واقعی و پیشرو، باعث قهر مردم با صندوقهای رای شد و کاری که نباید اتفاق میافتاد بالاخره روی داد و معجزه هزاره سوم از صندوقها… سر برآورد.
دیدار دختران میرحسین و رهنورد با مادر و همسر محمدحسین کروبی
حسین و دیگر بچه های من از ابتدای تولد با سختی و مبارزه آشنا شده و بزرگ شده اند. حالا که او مردی ۵۴ ساله است و از ۱۵ سالگی به جبهه رفته و حتی پس از ۸۸ نیز ۳ بار ماموران اطلاعات به منزل وی ریختند که ۲ بار آن بدون حضور وی و خانواده اش بوده است.
شورای نگهبان سالهاست با نظارت استصوابی صحنهای خطرناک برای مردم آراسته است و ما همیشه به بهانهای و با توجیهی ظاهرا عقلایی و منطقی پذیرفتهایم به امید ایجاد تغییر در این صحنه بازی کنیم. نتیجهی این کنش وضعیت فجیعی است که امروز به آن مبتلا شدهایم.
فرشاد مومنی: هشدار نسبت به خطر نزول شدید مسئولیت پذیری ساختار قدرت نسبت به امور حاکمیتی
در سال ۱۳۶۴ که اوج جنگ بود پایینترین میزان تورم تجربه شده در پنجاه سالهی اخیر را داشتیم. پایینترین میزان رشد نقدینگی در پنجاه سالهی اخیر هم به همان دوره مربوط میشود. رابطهی مبادله هم تقریباً سه برابر امروز بود که نشان میدهد آن زمان چقدر از بنیهی تولیدی کشور مراقبت میشد. به دلیل اینکه آن زمان اساس کار درست بود و شوک برون زا فشارهای مقطعی آورده بودند به محض اینکه قطعنامه پذیرفته شد به دلیل اینکه زیر ساختهای تولیدگرا وجود داشت در دو سال پیدرپی اقتصاد ایران رشد دو رقمی تجربه کرد.
داستان سر خوشی اعتیاد و دردهای ترک اعتیاد، چه در انتظار ماست؟ تحریمیان داخلی و تحریمیان خارج نشین!
به گمان من، پیشنهاد “طرح صادقانه پیش بینی ها” نه تنها غیر منطقی و سازشکارانه و محافظه کارانه نیست که شجاعانه ترین اقدام مصلحانه برای تبیین و توصیف اوضاعی است که در آن قرار داریم و بواقع می شود آن توصیف و طرح صادقانه را معیار سنجش تجویز بعدیِ اصلاح طلبانِ منفعل قرار داد.
تخلیه کامل بند هفت زندان اوین پس از انتقال زندانیان سیاسی به بند هشت صورت گرفته است و گام دیگری در جهت تجمیع تمامی زندانیان اوین و تبدیل بندهای بزرگ به بازداشتگاه است که پیش از این کلمه در گزارشی برای نخستین بار بدان پرداخته بود.
درخواست جمعی از دانشجویان از بهاره هدایت برای پایان دادن به اعتصاب غذا
خبر اعتصاب غذایت، بیش از آنکه به درد و رنجمان بیفزاید، بار شرمندگیمان را دوچندان کرد. ما مدتهاست که خجالت زدهایم. شرمگین تمامی ناکامیهایمان. تمامی آنان که گفتیم تنهایشان نمیگذاریم اما گذاشتیم. تمامی مادران و پدرانی که فرزندانشان با ما به خیابان آمدند اما هرگز باز نگشتند. تمامی کودکانی که در چهره ما مادران و پدران از دست رفتهشان را میجویند و ما بجز اشک و شرم پاسخی برایشان نداریم.
هیچکس آمار کشتهشدگان آبان را اعلام نمیکند
ما خودمان میدانیم که حکومت دستش در خون مردم است. اینکه دیگر اعلام هم نمیکنند عجیب نیست، آنها اگر فشار خارجی نبود ماجرای شلیک به هواپیما را هم با داستان نقص فنی مختومه اعلام میکردند و از دروغ ابایی ندارند.
شیوه ای خطرناک را رواج می دهند که از این پس فضای بسته و در وجوه مختلف آرایشی و هدایت شده و تشریفاتی را باید ادامه دهند؛ پس از این نمی توانند کمترین ادعایی بر آزادیخواهی داشته باشند که چنان مخافتی پدید آورده اند تا کسی جرات نکند معترض باشد؛ اعتراض به خودشان را هم خودشان طراحی می کنند.
چرا از تحریم انتخابات میهراسیم؟!
اگر عطش اصلاحطلبان به شرکت در انتخابات و اعتیاد به حضور در قدرت را هیچ نقد و استدلالی نتوانست چاره کند، در ماههای اخیر حداقل تا این مقدار بر اکثر ناظران روشن بود که در این انتخابات هم نظام، به دلایل و علل مختلف، مصممتر از هر زمان دیگری مانع از ورود صداهای مزاحم خواهد شد، و هم جامعهی خسته و دلزده از عهدشکنی دولتِ برآمده از حمایت اصلاحطلبان، و عصبانی از نامردمی و سبعیتِ آبان و دی حاکمان، اقبالی به شعار و وعدههای توخالی و تکراری و آزمودهشده و بیحاصل نخواهند داشت. اما این برآوردها کارگر نیفتاد و اصلاحطلبان دنبال ثبت نام پرشورتر (!) رفتند.
ترجیع بند دیگری که پس از جنگ هشت ساله از زبان صاحبان حکومت بیرون می اید این است که : شرکت مردم در راهپیمایی ها و انتخابات ، ضامن بقای نظام است و اگر شرکت گسترده نشود ، امریکا و اسرائیل خواهند فهمید که مردم پشت نظام نیستند و به کشور حمله خواهند کرد ! یعنی : « بچه را باید از لولو ترساند »
امروز بحران استبداد و چپاول جمهوری اسلامی به جایی رسیده که در وحشت از تحریم سراسری انتخابات عوامل حکومت یکی پس از دیگری به صحنه می آیند و با عناوینی مردم را به حضور در انتخابات دعوت می کنند چنانچه رئیس قوه قضائیه تهدید کرد “هر کسی با هر عنوانی انتخابات را زیر سوال ببرد دشمن نظام است”.
نگاه منفعتطلبانه به مردم در بزنگاههای حساس!
در همین ایام رهبری برای شرکت در رای دادن بار عام دادند با این تعبیر که حتی اگر از من هم “خوشتان” نمی آید رای بدهید. اینجا که پای انجام تکلیفی که مفتی آن خودشانند در کار است و حاکمیت سخت بدان محتاج، مخالفت با رهبری اصلا مضر نیست چه برسد از ایشان خوشتان نیاید!
جزئیاتی از نحوه دستگیری هدایت؛ وضعیت وخیم بهاره هدایت در پی ضربوشتم توسط پلیس امنیت
هنگامی که بهاره هدایت در برابر این سخن ماموران لباس شخصی درخواست ارایه برگه کتبی بازداشت را میکند، ماموران بدون نشان دادن حکم بازداشت، در برابر ساختمان حراست دانشگاه تهران با خشونت و ضربوشتم از جمله ضربه زدن به پهلو و کشیدن موی سر، بهاره هدایت را به زور سوار ماشین میکنند و در ماشین نیز در برابر درخواست او مبنی بر ارایه حکم بازداشت دوباره او را ضربوشتم کرده، سر او را به پایین فشار داده و به بازداشتگاه وزرا منتقل میکنند.
روحانی افزایش آمار تعداد کشتهشدگان را به سخره گرفت تا بدین ترتیب اعتبار هرگونه آمار درز کرده از محافل امنیتی را زیر سؤال ببرد، تو گویی افزایش آمار در بولتنهای محرمانه شورایعالی امنیت ملی در طی هفتههای پس از کشتار آبانماه را فراموش کرده است. ای کاش دست کم رقم ۶۳۱ نفری که در آن بولتنها آمده بود را به عنوان رقمی تقریبی اعلام میکرد تا سوگند ریاستجمهوریاش به این آسانی زیر دست و پای رقبایش در ساختار قدرت نیفتد.
سندرز فکر میکند “اگر” جنگی دربگیرد و جوان خانوادههای فقیر آمریکایی در آن فدای منافع میلیاردرها شود بد است ، ولی ایرانیان بدون جنگ هم در چنین موقعیتی قرار دارند . زندگیهای تباه شده جوانان ایرانی در موقعیتهایی چون بیکاری وناتوانی از یافتن شغل، درامدناکافی برای داشتن زندگی حداقلی، فقدان چشمانداز پیشرفت و عدم اطمینان به آینده ، معلق در تردید ماندن یا رخت به مهاجرت کشیدن تبلور می یابد و به اشتغالنامناسب، افسردگی، ناسازگاری، اعتیاد، و تباه شدگیجسمی و روحی ختم میشود
نیمه فراموش شدهی انقلاب اسلامی؛ حصر پدیدهای آزادی کش است
احتمالا بی باوران به آزادی و جمهوری، در خوشبینانه ترین حالت، تصور کرده اند که بدون آزادی و جمهوریت می توانند استقلال کشور و اسلامیت نظام را حفظ کنند. حال آن که تجربه ثابت کرده است، بدون آزادی، خلاقیت و فرهنگ تولید نمی شود! بدون آزادی، علم راه واقعی خود را نخواهد یافت و بدون آزادی و توسعه ی سیاسی، جمهوریت عمق لازم را پیدا نخواهد کرد! استقلال بدون جمهوری نیز استقلالی بدون پشتوانه و آسیب پذیر یا استقلالی استوار بر نظامی گری و انسداد است که قطعا برای هیچ مسلمان متمدنی مورد افتخار نیست.
مسائلی از قبیل انتخابات، خارج از موضوعات احکام شرعی است و ذاتا در شرع حکمی برای ان مقرر نشده است. در این موارد، بر حسب شرایط، حکم شرعی سیال و متغیر میباشد مثلا گاه از باب حرمت تضعیف نظامِ عدل، شرکت نکردن حرام میگردد و گاه به عکس از باب حرمت تقویت نظام جور، شرکت کردن حرام میشود. بنا بر این هرگز فقیهی فتوای کلی و دائمی در این موارد نمیتواند صادر کند.
از جمهوری موعود، به جمهوری موجود
پس از رفراندوم جمهوری اسلامی نوبت به تدوین قانون اساسی رسید و در این مرحله که میبایست جمهوریت بمعنای “اتکای حکومت به آراء مردم”در قانون اساسی تثبیت شود، عده ای از علما با آن بمخالفت برخاستند و آن را برخلاف مبانی اسلامی دانستند. مقابله با جمهوریت از تابستان سال ۵۸ و هنگام تدوین قانون اساسی شروع شد.









