سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

جوان‌ها را میکشند!

چکیده : سندرز فکر میکند "اگر" جنگی دربگیرد و جوان خانواده‌های فقیر آمریکایی در آن فدای منافع میلیاردرها شود بد است ، ولی ایرانیان بدون جنگ هم در چنین موقعیتی قرار دارند . زندگی‌های تباه شده جوانان ایرانی در موقعیتهایی چون بیکاری وناتوانی از یافتن شغل، درامدناکافی برای داشتن زندگی حداقلی، فقدان چشم‌انداز پیشرفت و عدم اطمینان به آینده ، معلق در تردید ماندن یا رخت به مهاجرت کشیدن تبلور می یابد و به اشتغال‌نامناسب، افسردگی، ناسازگاری، اعتیاد، و تباه شدگی‌جسمی و روحی ختم میشود...


“فرزندان میلیاردرها نخواهند بود که قربانی جنگ خواهند شدبلکه فرزندان اقشار طبقه پایین این کشور هستندکه در جنگ کشته میشوند…”

این حرفهارا ایرانیان مخالف سیاستهای تخاصم آلود و نهی‌کننده برنامه‌های شکست خورده منتهی به وضعیت کنونی کشور و خطاب به مردمان محروم حامی این سیاست‌ها نگفته‌اند. از زبان کسی است که ایرانیها و حکومت آنها امیدوارند در پاییز سال آینده ترامپ را شکست دهد و از کاخ ریاست جمهوری آمریکا بیرون بیندازد؛ برنی‌سندرز، سناتور چپگرای ایالات متحده که نامزد محتمل دموکراتهاست.

او گفته است افرادی در دولت ترامپ وجود دارندکه به دنبال جنگ با ایران هستند و البته فکر میکند “افرادی هم در ایران هستند که به دنبال چنین جنگی هستند”. به طبقه کارگرآمریکا هشدار میدهد ترامپ از فدا کردن جان فرزندان آنها در راه منافع میلیونرهای متحد خود ابا ندارد. به‌نظرمیرسد هردو مورد را درست میگوید وتجربه سالهای اخیر چنین تصویری را به ما هم میدهند. نتیجه همسویی جنگطلبان چه جهنم هولناکی خواهد بود، اگر روند وقایع به آن میل کند؟

احتمالش البته زیاد نیست، اماعلیرغم برخی نشانه ها از پیشرفت میانجیگری بین حکومت ایران و ترامپ،قطعی است که وضعیت ایران و ایالات متحده در صورت عدم افزایش تنش واحتمال درگیری(مورد نیاز احتمالی تیم ترامپ در انتخابات) تا زمستان سال آینده در همین موقعیت کجدارومریز باقی میماند. فرصتی برای دیپلماسی و آمد و رفت میانجی ها نمانده است بنابراین، ایرانی ها حداقل یکسال دیگر باید وضعیت موجود از نظر فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم وتبعات دیگر مرتبط با آن‌را تحمل کنند ، اگر آن احتمال افزایش تنش را به حساب نیاوریم‌که اوضاع را بدتر خواهد کرد. خواهند ماند بین پتک ترامپ و سندان حکومت.

پس از آن هم احتمال تداوم وضع موجود بیشتر از پایان آن است، اما بهتر است فقط در باره یکساله پیش رو حرف بزنیم. کسی نمیداند دقیقا در ذهن تصمیم سازان ایران چه میگذرد، اما قرائن حاکی است اقتدارگرایان حتی پیش از تسخیر کامل همه قوا ، تصورمیکنند اگراز پشت جبهه مطمئن باشند میتوانند از سازشی که برای آن زیر فشارند شانه خالی کنند. البته آنهااطمینان از پشت جبهه را به طرز ساده لوحانه‌ای در یکدست کردن حکومت و بیرون کردن عناصر عاقل‌ترمحافظه‌کار از حکومت یافته اند؛ کندن فرمان و ترمز درسخن گفتن، و دادن هزینه برای نگه داشتن موقعیت در حالت نه‌جنگ ، نه صلح.

اما تفاوتی بین ایران و ایالات متحده وجود دارد. سندرز فکر میکند “اگر” جنگی دربگیرد و جوان خانواده‌های فقیر آمریکایی در آن فدای منافع میلیاردرها شود بد است ، ولی ایرانیان بدون جنگ هم در چنین موقعیتی قرار دارند . زندگی‌های تباه شده جوانان ایرانی در موقعیتهایی چون بیکاری وناتوانی از یافتن شغل، درامدناکافی برای داشتن زندگی حداقلی، فقدان چشم‌انداز پیشرفت و عدم اطمینان به آینده ، معلق در تردید ماندن یا رخت به مهاجرت کشیدن تبلور می یابد و به اشتغال‌نامناسب، افسردگی، ناسازگاری، اعتیاد، و تباه شدگی‌جسمی و روحی ختم میشود ؛ فنا شدن در مسیر منافع میلیاردرهای بهره‌بردار از فساد ورانتخواری ساختاری در حکومت و امیال اقتدارگرایان بی اعتنا به مصالح جامعه. تفاوت زیادی با فدا شدن جوان آمریکایی در جنگ ندارد.

اوضاع در حداقل یکسال آینده به همین‌سان که هست میماند. موقعیت مهیبی است که برای همه بویژه جوانان کشور یاس آور خواهد بود.امید به آینده خیلی بهترکه برخی ناظران بر اساس استعدادها و ظرفیتهای کشور در چشم‌انداز میبینند ،احتمالا واقعبینانه هست، اما در دوردست است . فعلا ، “همین‌است که هست!”/ جامعه نو


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.