سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » داستان سر خوشی اعتیاد و دردهای ترک اعتیاد، چه در انتظار ماست؟ تحریمیان داخلی و تحر...

داستان سر خوشی اعتیاد و دردهای ترک اعتیاد، چه در انتظار ماست؟ تحریمیان داخلی و تحریمیان خارج نشین!

چکیده :به گمان من، پیشنهاد "طرح صادقانه پیش بینی ها" نه تنها غیر منطقی و سازشکارانه و محافظه کارانه نیست که شجاعانه ترین اقدام مصلحانه برای تبیین و توصیف اوضاعی است که در آن قرار داریم و بواقع می شود آن توصیف و طرح صادقانه را معیار سنجش تجویز بعدیِ اصلاح طلبانِ منفعل قرار...


حسین جعفری

بهزاد نبوی گفته: “…من برغم پیش‌بینی کاهش مشارکت مردم در انتخابات این دوره‌ی مجلس و شکست اصلاح طلبان و میانه‌روها در اثر کاهش مشارکت و پیروزی جریانی که رای محدود تشکیلاتی دارد، کماکان پیشنهاد دادن لیست و در عین‌حال “طرح صادقانه‌ی” همه‌ی این پیش‌بینی‌ها را با مردم، داشتم. این پیشنهاد ممکن است غیرمنطقی و حتی سازشکارانه و یا ناشی از محافظه‌کاری تلقی شود، ️ولی به اعتقاد من چنانکه مردم بعدها از عدم حضورشان پای صندوق‌های رای و واگذاری مجلس به تندروها پشیمان شوند، اصلاح طلبان و میانه‌روها حرفی برای گفتن داشته باشند. به نظر من یک جریان سیاسی، بجای دنباله‌روی از افکار عمومی، باید در جهت هدایت آن به مسیر صحیح، تلاش کند، تا در دراز مدت جلب اعتماد کند.”

به گمان من، پیشنهاد “طرح صادقانه پیش بینی ها” نه تنها غیر منطقی و سازشکارانه و محافظه کارانه نیست که شجاعانه ترین اقدام مصلحانه برای تبیین و توصیف اوضاعی است که در آن قرار داریم و بواقع می شود آن توصیف و طرح صادقانه را معیار سنجش تجویز بعدیِ اصلاح طلبانِ منفعل قرار داد.

…اما صرف نظر از اینکه تا کنون حتی خود ایشان نیز دلایل شرکت در انتخاباتی چنین نمایشی را مطرح نکردند و جز چند رجز و انذار بی دلیل، از طرح “صادقانه‌ی همه‌ی این پیش‌بینی‌ها با مردم” خودداری فرمودند (که بعضاً تلقی عدم وجود چنین تبیین و تجویز و دلایلی است) اما ای کاش ولو دیر هنگام، رسماً، صریحاً، علناً، شفاف و البته صادقانه! می فرمودند در پی رسیدن به تحصیلِ چه هدفی در توصیه به رای دادن هستند و قرار است به کدام هدف ایجابی و یا لااقل سلبی برسند و اگر رای ندهیم چه چیزی در انتظار مردم ایران است که فقط با رای دادن از آن جلوگیری می شود؟!

متاسفانه، شنیدن این انذارهای تهی از محتوا که فاقد حتی طرح یک هدف است، بیشتر به لج بازی و نالیدن شبیه است تا هدایت و راهنمایی مردم در جهت صحیح! ( و چه بسا، دیدن مردم و منتقدان از موضع عاقل اندر سفیه!) و لذا تا وقتی اصلاح طلبانِ منفعلِ متقاضیِ استمرار اوضاع نابهنجار و وخیم امروز، شجاعت طرح و صدور یک بیانیه ی شفاف و صادقانه برای تبیین دقیق اوضاع را ندارند، اجازه دهید تا محترمانه از کنارشان عبور کنیم و به ترسیم اوضاعِ بعد از تحریم برسیم و ببینیم بعد از تحریم چه اتفاقاتی خواهد افتاد و دوستان اهل رای دادن، در کنار اقتدارگرایان، چگونه تحریمیانِ نادم و پشیمان را ملامت خواهند کرد؛ که دیدید!! با رای ندادن تان، قالیباف/آقا تهرانی، رئیس مجلس شد و ….، در حالی اگر رای می دادید، جناب عارف فلان تخم دو زرده تحویل تان می داد و اگر حتی با همراهی عارف و عارفانِ امیدی، بسوی جنگ هم می رویم، لاقل اینها لبخند به لب بسمت جنگ می برندمان و آنان با اخم!! و معلوم است که اصلاح طلب واقعی کسی است که لبخند را بر اخم ترجیح دهد، هر چه باشد؛ مردن با دیدن لبخند بر لبان، بر مردن با دیدن اخم بر لب ها ترجیح دارد!! (البته هیچگاه پاسخ نمی دهند بی عملی و انفعال و سکون و سکوت شان در بی نتیجه بودن اقدامات این سالها چقدر موثر بوده اما تا می توانند همه ی شکست های مدام و عقب نشینی های شان را به رای ندادن مردم تقلیل می دهند و یادشان می رود هنوز تعهد روحانی و اصلاح طلبانِ منفعل و دعوت شان به “تکرار” رای دادن در گوش ما طنین انداز است که اگر رای بالاتر دهید، نه بسوی جنگ می رویم و نه اوضاع اقتصادی خرابتر می شود و رفع حصر هم محقق می شود و …. ولی هم اکنون فقط می گویند نمی گذارند و حتی امروز هم امثال نبوی نمی گویند هدف و برنامه ی شان برای “نمی گذارند”ها چیست و چرا فقط بر سر مردم منت می گذارند که ما می فهمیم و اگر رای ندهید نادم خواهید شد!!!)

تحریمیان! منتظر تیر ملامت از هر سو باشید، چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟!

تردید نکنید پس از جمعه ۲ اسفند آنان که بخاطر مخالفت با براندازی و سقوط نظام، انتخاباتِ نمایشی را تحریم کرده اند؛ از سه سو، با اهداف متفاوت مورد هجمه واقع می شوند؛

اول با جناح اقتدارگرا و دستگاه تبلیغاتی اش مواجهه می شوند که همگان باید به رای مردم، تمکین کنند. چون نظارت استصوابی قانونی بوده و شما آزاد بودید تا از میان یک کیلو گلابی، یک کیلو بخرید!، و اگر ناراضی بودید خب می توانستید بجای قالیباف به کاندیدای مورد علاقه ی خود رای می دادید تا قالیباف رای نیاورد و چه بسا با تایید رویکرد نبوی، ملامت شان کنند، چرا در مخالفت با قالیباف به آقا تهرانی رای نداده اید!(و اخیراً روحانی فرمایش نموده که نگرانی اش در مورد غیر رقابتی بودن رفع شده چون در حوزه های غیر رقابتی نیز می توان به کاندیداهای رقیب رای داد، پس انتخابات رقابتی شده!)

دوم؛ توسط اصلاح طلبان رقیق! که می خواهند شکست های متعدد شان را بجای ارجاع به انفعال و سکون خود، به گردن مردم بیاندازند و رجز بخوانند که اگر رای مردم را با تحریم منحل نمی کردید، اوضاع خوب می شد!(گرچه هیچگاه نمی گویند، اوضاعِ خوب یعنی چه؟ و چرا تاکنون بدان نرسیده اند؟ همانگونه جناب نبوی هم تاکنون آنها را با مردم در میان‌ نگذاشت تا هدایت شان‌کند!)

و در نهایت هم از جانب هواداران و طرفداران بسیار صادق اصلاحات، ملامت می شوند! دوستانی که بر حسب عادت و انس ذهنی به روش های تکراری قبلی، باور داشتند که باید رای داد تا به اهداف اصلاحی برسیم ولو آنکه ناگزیر شده باشند میان قالیباف با آقا تهرانی (جبهه پایداری) به بد رای داده باشند!

اصلاحات منفعل بجای محکوم‌ کردن مهندسی آراء و صحنه آرایی ها، مقاله می نویسند که اگر اصلاح طلبید باید به نتیجه انتخابات تمکین کنید ولو انتخابات با صحنه آرایی، به انتصابات استحاله شده باشد!

در حقیقت این دوستان، بجای اعتراض به صحنه آرایی ها، مردمِ منتقدِ نسبت به صحنه آرایی ها را متهم می کنند که با تحریم شان باعث انتخاب قالیباف شده اند(و در شعبده ایی مدعی اند که رای ندادن همانند رای دادن به قالیباف است!)، در حالی که خود می دانند رقیب قالیباف نیز فردی چون اوست و نه حتی آدمی در قواره علی مطهری که بشود “تک رای” به او را توجیه کرد. و اینگونه طلبکارانه قصد دارند تا مجاب مان کنند که باید به نتایج چنین انتخاباتی نمایشی و مهندسی شده تمکین کرد چون اصلاحات یعنی قانونمداری!

تحریمیان بدنبال چه نیستند؟ به گمان من؛

تحریمیان، در تحریم بدنبال براندازی نیستند/ نباید باشند،

آنان در تحریم بطور خاص بدنبال سلب مشروعیت نظام نیستند(گرچه ممکن است این معنا در مورد مشروعیتِ حاکمان محقق شود).

آنان حتی بدنبال اثبات اینکه مشروعیت نظام و حاکمان سلب شده و اعلان آن به حاکمان نیستند (که حاکمان خود بهتر از سایرین بر این معنا و نبود مشروعیتِ مردمی واقفند!).

تحریمیان بدنبال بهبود آنی و کوتاه مدت اوضاع و تغییرسیاست های حاکمان اقتدارگرا، بلافاصله پس از تحریم نیستند(و اصولاً انتظار ندارند با تحریم یک انتخابات، همه چیز یک شبه حل می شود و مگر بزرگان اصلاحاتِ منفعل موجود با گذشت بیش از بیست و چند سال از ۷۶ توانسته اند زمانی را برای رسیدن به نتایج دلخواه تعیین کنند که حالا از معتقدان به تحریم، انتظار حل یک شبه اوضاع نابهنجار موجود با یک تحریم مطرح می شود؟!) که تحریمیان از قضا می دانند آنان که به جنگ اراده ها باور دارند، معتقدند که با ایستادگی و اراده آهنی، خواهند توانست اراده بخش کثیری از مردم را نادیده بگیرند؛ بمانند و موفق نشان دهند و با تبلیغات مردم را به درجه یک (تشییع کنندگان) و دو( غیر آنها) تقسیم کند.

تحریمیانِ واقع نگر، بدنبال شکست های مکرر که در پی “تکرار”های مکرر اتفاق افتاده، ملتفت این نکته ی عملی شده اند که استمرار رویکرد اصلاحاتِ منفعل، فقط به شکست های مکرر و عقب نشینی های تکراری ختم می شود. لذا فقط بدنبال تجربه ی یک کنش جدید برای ابراز “رای” خود اند، اعلام و ابرازی که آنان را با پنجره های جدید کنشگریِ “اصلاحاتِ جامعه محور” آشنا می کند، تجربه ایی که تلاش دارد تا حاکمان را با نتیجه اقدامات شان مواجهه عملی نمایند و … .

این نوشته درصدد تمایز میان دو نوع از تحریم و تحریمیان است: اول؛ تحریمیان داخلی که با رویکرد اتکاء به نیروهای داخلی، درصدد اصلاح و تحول اند نه براندازی! و بقصد اصلاح، بدنبال تحریم و تجربه این راه جدیدند و دوم؛ تحریمیانی که (عموماً خارج نشین اند و) قصد شان براندازی است!

آری در دستان هر دو چاقوی تحریم است، یکی بقصد ایجاد تغییر و بهبود و تحصیل سلامتی بیمار در جراحی و دیگری بقصد کشتن و حذف و انهدام!!!

اگر تحریمیان داخلی، بدنبال براندازی نیستند؛ پس بدنبال چه هدفی اند؟

وقتی تمام راه های تغییر و اصلاح ولو اندک از مجرای انتخابات بسته می شود و از آن مهمتر مجلس، به کاریکاتوری نمایشی و بدقواره از “مجلسِ در راس امور” مبدل شده و با خلق و جعل انواع نهادهای منتصب چون کارگروه های مجمع تشخیص، جلسه سران قوا و با دستورات درگوشی و علنی، مجلس شورا به مجلسی دکوری در حد ماشین تایید منویات تبدیل می شود، آنگاه:

۱- چرا باید با رای دادن و ایفای نقش در زمینی دو سر باخت، مشروعیت بخش اقتدارگرایان برای حذف کامل نهاد مجلس باشیم؟!

توجه کنیم؛ تحریمیان بدنبال سلب مشروعیت نیستند اما چرا باید مشروعیت بخش اقتدارگرایان در حذف جمهوریت نظام باشند؟

بلی اگر نمی توان از طریق انتخابات، اهداف اصلاحی را ولو در حد یک گام کوچک پی گرفت و در عمل بعنوان عمله ی اقتدارگرایان؛ ماشین امضای آنان، ایفای نقش می شود، حداقل کار عاقلانه و مصلحانه، ترک این بازی شرم آور است.

۲- آنان که عالمانه، عاقلانه و فعالانه(و نه بصورت قهر) رای نمی دهند؛ می دانند که اصلاح طلبان منفعل، در نقش بزک المجالس قدرت در مجلس و دولت عمل کرده و تنها بعنوان سپر برای قدرت عمل می کنند. و نه تنها اقدام درخوری برای وادار کردن قدرت به تمکین نسبت به مطالبات مردم نمی کنند؛ که در سالیان تکیه زدن بر مناصب نیم بند قدرت، حاله ای از امنیت برای قدرت فراهم آوردند و بجای آنکه به پشتوانه رای مردم، رو در روی قدرت، از مطالبات مردم سخن بگویند، برای خوشآمد قدرت رو به مردم کرده، انتظارات قدرت را پی گرفتند و خود را میان مطالبات و نقد مردم نسبت به قدرت قرار دادند تا با کاستن از قدرت انتقاداتِ مردم، حضورشان در قدرت را تضمین کنند و بدین گونه، اصلاحات را از سخنگویی مطالبات مردم به توجیه گر اعمال قدرت تنزل داده و استمرار طلب شدند!

اصلاح طلبان منفعلِ دوستدار قدرت ( اصلاح طلبان رقیق!) همانقدر که در بیان مطالبات مردم الکن، لال و گنگ شدند، در دفاع از حریم قدرت و ایفای نقش برای نمایشنامه های آنان و ساکت و ساکن کردنِ منتقدان؛ خوب عمل کردند. به همین دلیل و با مشاهده نتایج این تجربه ی شکست خورده، تحریمیان معتقدند با خروج مصلحانه و با برنامه از قدرت، می توانند بعنوان ناظر بینا و گویا، بی لکنت به نقد حاکمان بپردازند و مطالبات مردم را در ایجاد موازنه واقعی قدرت؛ در متن جامعه پی بگیرند.

۳- اصلاح طلبان حاضر در قدرت قرار بود مطالبات مردم را پیگیر باشند اما در عمل سد راه پیگیری شدند زیرا با تشر و دستورات درگوشی و علنی قدرت، ساکت شدند و توجیه گر! و از آن بدتر، اینگونه شد که قدرت به مستمسکی دست یافت که موفقیت ها را برای “یکنفر” بنویسد و کاستی های حاصل از سیاست های داخلی و خارجی قدرت را، بدلیل حضور خنثای اصلاح طلبان، بپای جریان اصلاحی بنویسد. و البته تحریمیان، با رای ندادن و خروج عزتمندانه از قدرت و یکدست شدن ساحت قدرت، این حربه و فریب را آنان می ستانند؛ تا با نتایج سیاست ها و اقدامات شان مستقیماً مواجهه گردند و به نوعی پاسخگو و مسئولیت پذیر گردند!

۴- گرچه در ابتدای مجلسِ خنثای فعلی، از ندیدن چهره هایی چون رسایی و توکلی ها و حداد ها خوشحال بودیم و در مقابل از دیدن چهره ی بچه معصوم هایی که تا کنون اسم شان را هم نشنیده بودیم (اما لیستی بدلیل “تکرار خاتمی” به آنها رای داده بودیم) خوشحال بودیم اما با گذشت زمان دیدیم که این طفلانِ کارزارِ سیاست ندیده، با تشر قدرت، مودب به آداب رعایت حریم قدرت شدند و کم کم بجای سخنگویی برای ملت، خفقان گرفتند، ساکت شدند و مدافع همان سیاستهایی شدند که قرار بود برای تغییر و اصلاح شان در مجلس اقدام کنند و چنین شد که پس از این استحاله دردناک، دیدن انفعال و چهره ی شان، دردناک تر از دیدن چهرهایی چون رسایی شد زیرا از رسایی آنگونه عمل و رفتار قابل انتظار بود ولی مشاهده رفتار تاییدآمیز قدرت از سوی مدعیان اصلاحات نوبر و عذاب آور!

به همین جهت تحریمیان داخلی قصد دارند با تحریم انتخابات و خروج عزتمندانه از قدرت نیم بند موجود، کاری کنند تا از این پس آنکه دستور می دهد، آنکه تصویبش می کند، آنکه بزکش می کند و آنکه عمل می کند، عیان و علنی باشند و پشت اصلاحات پنهان نشوند و از پرده غیببت برون آید! تا مسئولیت اقدامات اقتدارگرایان بنام اصلاحات و به کام اقتدارگرایی نوشته نشود.

تحریمیان انتظار چه اتفاقاتی در فردای روز رای گیری و برگزاری انتخابات نمایشی و دکوری دارند؟

به گمان من! داستان اینگونه می شود که بی تردید اوضاع کشور بدتر و وخیم تر از الان می شود، اما نه بخاطر آنکه مثلاً بجای روحانی و عارف، رئیسی و قالیباف و آقا تهرانی بر مسند امور قرار می گیرند و چون تند عمل می کنند؛ اوضاع بدتر می شود. بلکه بدین جهت که منویات قدرت مطلقه به گونه ایی است که کشور بدان سو در حال هل داده شدن است و در واقع آنچه جهت گیری کشور را تعیین کرده، قدرت مطلقه و آنکه مختار است؛ نهادهای انتصابی است.

بنابر این می دانیم بعد از روز رای گیری اوضاع وخیم تر می شود و از قضا همین را می خواهیم!! این‌گفتم که تا فردا که رای ندادیم و مثلا آدمی مثل آقا تهرانی و قالیباف رئیس مجلس شدند و مجلس هم به مالکیت جبهه پایداری در آمد و اوضاع وخیم تر شد، دوستان علاقمند به رای دادن نگویند چون شما رای ندادید و اینها در مسند قرار گرفتند،اوضاع بدتر شد؛ پس شما خائن هستید! ما با تحریم به دنبال همین مواجهه مستقیم قدرت مطلقه در قبال عملی شدن منویاتش توسط نهادهای منتصبش هستیم!

ما درصدد عیان شدن این مهم هستیم که بگوییم که ایران‌ گروگان اقتدارگرایان و ملک طلق آقایان است و فرقی ندارد مباشر اجرایی این ملک؛ اصلاح طلبان باشند یا اصولگرایان! درصدد آن هستیم که آنان را با نتایج عملی اعمالشان روبرو نماییم تا اصلاحات سپر بلای آنان نشود!

تحریمیان لااقل با رای ندادن سه کار انجام می دهند:
اولا در نمایش مضحک قدرت، ایفای نقش نمی کنند و مشروعیت بخش او نمی شوند،

☘دوم آنکه آبرو و اعتبارِ اصلاحات را خرجِ منویات قدرت مطلقه نمی کنند،

سوم آنکه وقت و توان خود را صرف انجام امور مهمتر و کارآمدی چون فعالیتِ موثر ِجامعه محور می کنند.

پس آهای ای معتقدان به رای ندادن! آگاه باشید که از فردای جمعه ۲ اسفند و با اعلام نتایج انتخابات مهندسی شده و ابلاغ ورود قالیباف ها به مجلس، هم توسط اقتدارگرایان تمسخر می شوید و هم توسط دوستان معتاد به رای دادن های بی حاصل؛ به تیغ ملامت دریده می شوید. اما بدانید که گریزی از پیمودن این راه پر مخاطره و ترک اعتیاد نداریم!!

☄ما مردم ایران سال هاست که معتاد به تکرارهای بی حاصل شده ایم؛ اقتدارگرایان گرفتار اعتیادِ رانت جویی و کسب قدرت سیاسی و اقتصادی از طریق حذف رقیب هستند، اصلاح طلبانِ منفعل؛ معتاد رای دادن هایِ تکراریِ بی حاصل (و انتظار مخدر گونه ی کسب اجازه از قدرت مطلقه برای انجام اصلاحاتند) و متاسفانه معتاد گونه، رشته ایی عاطفی، علاقه ایی غیر عقلایی و غیر مصلحانه میان ما و برخی اعمال تکراری چون‌ رای بی نتیجه، ایجاد نموده اند که استمرارش نه تتها هیچ توجیه عقلایی ندارد که اصلاحات را به استمراری طلبی تنزل می دهد.

… و‌گرچه نتایج تلخ این اعتیاد مخرب! کام همه را زهرآگین می نماید اما بدلیل آن انس ذهنی معتادگونه، حاضر به ترکش نیستند و البته آنان که به ترک این راه شکست خورده می اندیشند را از ترس درد های پس از ترک اعتیاد! می هراسانند!

آری، تردید نداریم ترک اعتیادِ “تکرارها” دردناک است و در اوج درد، وسوسه های گوناگون برگشت به اعتیاد به سراغ مان می آید و … ، اما می دانیم در پس تحمل همین درد است که پنچره ایی از هوشیاری، امید و روشنایی در مقابل خود خواهیم دید و به راه های جدید و اعمال و کنش های تازه ایی رو خواهیم آورد که نتایج اش شیرین خواهد بود، ما تلخی دیدن موقتِ چهره هایی چون قالیباف، آقا تهرانی، رسایی، نادران و توکلی ها را همانند دردِ ترکِ اعتیاد می دانیم! ما تردید نداریم که مجلسِ بی اثرِ فعلی و مطیع قدرت مطلقه را که منویاتش را با لبخند اجرا می کند را با مجلسی بی اراده و گوش بفرمان عوض می کنیم که بجای آوردن طرف، سر خواهند آورد، اما این درد را بخاطر شادی عیان شدن پشت پرده ها و روی آوردن به کنش های جامعه محور؛ تحمل می کنیم.

ما یقین داریم درگیری و تنش بین المللی و داخلی بالا خواهد گرفت اما تحمل این درد را با مشاهده ی نتایج حاصل از مطالبه گری حداقلی و ایستادگی حداکثری در میان جامعه به جان می خریم!

ما پس از تحمل دردهای اولیه ترک اعتیاد (تکرارهای بی نتیجه) به هوشیاری بیشتر می رسیم و سراغ کارهای تازه و البته نا آشنا ولی مفید می رویم، ما با تحمل این درد و گذر از تاریکی و ظلمت فعلی، سپیده دم بیداری، روشنایی روز و گرمای خورشیدِ اجماع ملی را شاهد خواهیم بود.

ما باور داریم “کشور به سرعت به سمت یک چرخش قهرمانانه خواهد رفت. چون در غیر این صورت باید خود را برای یک رویارویی بزرگ با خارج و یک بحران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در داخل آماده کنند و اگر نخواهند چنین شود یک راه دارند و آن این که دست به یک افق گشایی و تغییرات ساختاری بزنند و تجربه می گوید که آنها این دومی را انتخاب می کنند.”( دکتر رنانی)


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.