دستاورد انتخابات چه بوده؟
چکیده :ترجیع بند دیگری که پس از جنگ هشت ساله از زبان صاحبان حکومت بیرون می اید این است که : شرکت مردم در راهپیمایی ها و انتخابات ، ضامن بقای نظام است و اگر شرکت گسترده نشود ، امریکا و اسرائیل خواهند فهمید که مردم پشت نظام نیستند و به کشور حمله خواهند کرد ! یعنی : « بچه را باید از لولو ترساند...
ابراهیم حنیف
حق انتخاب که خداوند از آن به « تبعیت» یاد فرموده ، حق فطری و اجتماعی انسان ها است تا جهت رشد و کمال خود ، افراد رشد یافته تر از خود را جهت راه بری کشور و مردم به سوی صلاح و فلاح ، بر گزیده و در پی انان روان شوند .
این سخن یکی از مصلحان تاریخ ( غیر پیامبر ) است که می گوید : « یا قوم اتبعون اهدکم سبیل الرشاد » ای قوم ؛ از من تبعیت کنید تا شما را به راه رشد هدایت کنم ( سوره غافر ایه ۳۸)
در جایی هم که فرعون صفت ها مردم را به تبعیت از خود دعوت می کنند ، انان را نهی کرده و می فرماید : « و ما امر فرعون برشید » نحوه هدایت فرعون رشدی را در بر نداشت ( سوره هود ایه ۹۷)
از پایان جنگ به این سو ، چند سالی است که مردم دلخوش به انتخابات هستند و امیدوارند که با رایی که می دهند و انتخابی که می کنند ، تغییرات محسوس و ملموسی در کشور رخ دهد . اما واقعیت ها نشان داده که این ها همگی خواب و خیال هایی بیش نبوده و نیست . علت را نیز در دو موضوع دید :
یک : دست چین شدن نامزد ها توسط هیئت های اجرایی و شورای نگهبان تحت عنوان نظارت استصوابی . یعنی هر که را انان مصلحت بدانند و « صواب » تشخیص دهند ، میتواند وارد عرصه انتخاب گردد .
دو : فراموشی که عارض منتخبین می شود به این معنی که پس از احراز کرسی مورد نظر، به دلایل عدیده ، وعدههای داده شده شان رو به فراموشی می رود . البته استثنائاتی هم بوده که حرف دل مردم و خواسته های انان را در مجلس مطرح کرده اند .
علت فراموشی ها را میتوان در چهار موضوع دستهبندی کرد :
اول : فریب مردم . به اینمعنی که از روز اول ، خود نامزد میدانسته که شعارهایش همگی تو خالی بوده است .
دوم : ارعاب و تسلیم شدن وکیل به تهدید های معموله به خاطر داشتن پرونده فساد و گروکشی ان توسط نهادهای زور گو که وکیل را بین دوچیز مخیر کرده اند : افشای پرونده . یا تسلیم و تمکین به خواسته های انان .
سوم : نمک گیر شدن از طریق گرفتن امکانات مالی و رفاهی فراوان .
چهارم : حفظ موقعیت خود جهت انتخاب مجدد یا مقام های بالاتر . برای همین شاهدیم که در انتهای دوره مجالس ، به یکباره نمایندگان یادشان میافتد که در کشور چه نارساییهای وجود دارد و باید انتقاد کرد ! انتقادات نیز تماما از همه طرف ، یک هدف را نشانه رفته است و آن دولت است . آن هم دولت دست و پا بستهای که هر چه استاد ازل گفت بگو می گوید . اما ژرف اندیشان بازار سیاست به خوبی میدانند که همه اینها فقط یک جنگ زرگری است .
از سوی دیگر هستند کسانی که به امیدی چند میخواهند تنور انتخابات را همچنان گرم نگه دارند تا از تعداد و کثرت شرکت کنندگان ، برداشت « رأی به نظام » یا تأیید خود را بکنند . کما اینکه در انتخابات سال ۷۶ و پیروزی غیر منتظره اقای خاتمی به ریاست جمهوری ، رهبری گفت : « این رای ، رای به رهبری بود » سخنی که به توصیه مشاوران ، دیگر هیچ گاه تکرار نشد .
ترجیع بند دیگری که پس از جنگ هشت ساله از زبان صاحبان حکومت بیرون می اید این است که : شرکت مردم در راهپیمایی ها و انتخابات ، ضامن بقای نظام است و اگر شرکت گسترده نشود ، امریکا و اسرائیل خواهند فهمید که مردم پشت نظام نیستند و به کشور حمله خواهند کرد ! یعنی : « بچه را باید از لولو ترساند »
این سخن ممکن است از نظر اختلاس گران که وضعیت کنونی را بهشت خود می پندارند ، درست باشد ، اما از دیدگاه وطن خواهان درست نیست و همچون گذشته ، با دفاع محکم خود به دنیا خواهند فهماند که اگر شرکت ما در انتخابات کمرنگ است ، نه از این باب است که به وطن خود پشت کرده ایم . بلکه از این بابت است که به نحوه کشور داری حاکمان خود و نبود ازادی های مدنی معترضیم .
به هر حال ، با کمال تأسف شاهدیم که امروزه اکثریت مردم با یک سرخوردگی سیاسی مواجه اند و میگویند رای بدهیم که چه بشود ؟ در جایی که زمام گذران امور کشور در دست نهادهای انتصابی است ، از نهادهای انتخاب شونده برفرض صداقت شان در جهت انجام وعدههای خود ، چه کاری بر خواهد آمد ؟
یادم است زمانی که حزب توده شعار انترناسیونالیسم را علم کرده بود یکی از سر خوردگان حزب مزبور گفته بود : شعار انترناسیونالیسم ادعایی حزب ، همان ناسیونالیسم روسی بود . فقط عنترش ما شده بودیم .













