» کلمه
بیانیه شماره ۴ شورای هماهنگی راه سبز امید؛ فراخوان راهپیمایی
شورای هماهنگی راه سبز امید با انتشار بیانیه ای و در پاسخ به فراخوان جوانان، تشکل های سیاسی واجتماعی از مردم دعوت کرد تا در روز 10 اسفند که همزمان با شب تولد میر حسین موسوی است، در اعتراض به حصر و زندان خانگی غیر قانونی همراهان مردم ایران، از میدان امام حسین تا میدان آزادی در تهران و در تمام میادین اصلی در شهرستانها فریاد” یا حسین میرحسین”،” یا مهدی، شیخ مهدی” را طنین انداز کنند.
نگران تو چه اندیشه و بیم از دگران اش…
حکومتی که بیانیه نوشتن های تو را مسخره می کرد، حکومتی که تو و مهدی کروبی را مطرودینی بی طرفدار می دانست که مردم از شما روی برگردانده اند، حکومتی که جنبش سبز را مرده و تمام شده تبلیغ میکرد، چنان از دست تان به ستوه آمده که راهی نمی بیند جز آن که دروغگویان و متقلبان و نان به نرخ روز خورهای اش را بفرستد تا بر منابر و مجالس حکومتی عربده تکفیر زنند و مشتی اراذل را سیم دهد تا جمع شوند و فریاد مرگ سر دهند و زندان بانان اش را بفرستد تا خانه های تان را برای تان زندان کنند.
مراجع عالیقدر! شما را به مقدسات قسم، حکم خدا را بگویید
شما را به مقدسات سوگند می دهم حکم خدا را اعلام فرمائید در خصوص زوج های جوانی که با اتهامات و دلایل بی اساس و واهی، ماه های طولانی است همسران خود را ندیده اند و این در حالی است که زندانیان سیاسی، تنها به جرم اندیشۀ حق خواهی حتی از تماس تلفنی، مرخصی، ملاقات حضوری و دیگر حقوق اولیۀ هر زندانی نیز محرومند.
شما را به خدا مشخص فرمائید آیا شریعت مقدس اسلام می پسندد که احکام و مجازات هائی سنگین بر اساس اعترافاتی تحت فشار و انفرادی و … برای انسان هایی تعیین نمایند که بی گناهی آنها بر همگان آشکار است؟
بیانیه جمعی از رزمندگان دفاع مقدس استان زنجان در دفاع از میرحسین موسوی
از سر رحمت و شفقت به حاکمان هشدار و انذار میدهیم که دست از لجاجت بردارند و حقوق حقه مردم را به رسمیت بشناسند. و نیز متذکر می شویم که اگر خباثت و جنایت ها تداوم یابد و تار مویی از سر رهبران سر افراز و آزاده جنبش سبز کم شود، عواقب جبران ناپذیری برای بانیان این اعمال رقم خواهد خورد .
تحمل مخالف و رواج محبت به جای نفرت، شرط اسلامی بودن نظام
معجزه پیامبر(ص) این بود که جمعیت و ملتی را که در میان آنان نفرت و خشونت حرف اول را می زد، به ملتی تبدیل کرد که دوستی و برادری در میانشان حکمفرما بود. معیار اسلامی بودن نظام، این است که ببینیم چه میزان توانسته است محبت و دوستی در جامعه ایجاد کند.
چرا و چگونه باید نام و یاد شهیدان جنبش سبز را زنده کنیم
یک اسفند، روز بازپسگیری نام شهیدان سبز، و روز همراهی با پایداریها و پایمردیهای میرحسین و کروبی است. برای حضور هرچه موثرتر و در عین حال کمخطرتر در این مراسم، برای این که فریاد عزا و اعتراضمان را در این مراسم سوگواری نمادین ملی بلندتر فریاد کنیم و برای اینکه نگذاریم چماق سرکوب و خشونت، شکوه خلاقیت و مدنیت سبزها را پنهان کند، پیشنهادهای مختلفی مطرح شده است که در این مطلب میخوانید.
به ژاله ی در خون خفته …
مکر خداست که شهید 25 بهمن، جامع تمام خطاهای حکومتی: دانشجوی هنر، کرد و سنی، با سابقه فعالیت در انجمن اسلامی و ستاد انتخاباتی و حضور در تظاهرات پس از انتخابات. عزیزی از جوانان این ملت را به خاک و خون می کشند که همچون نامش صانع و آفریننده ی ژاله ای است خونین؛ ژاله ای که به خون می نشیند، تا ادامه ی حماسه های بهمن این سرزمین باشد، تا زمستان بشکند و گل بشکفد و راه بهار را پیش روی لاله های فصل رهایی این ملت بگشاید.
جنبش سبز و قانون اساسی
روشن است که من قانون اساسی را وحی منزل نمیدانم که هیچ ایراد و نارسایی ندارد. اگر نسل انقلاب تجربیات سه دهه گذشته را در اختیار داشت، به احتمال قریب به یقین قانون اساسی به شکل دیگری نوشته میشد.
سبزهــــا قبل از راهپیمایی ِامروز بخوانند: دعــــا برای دفع مکر دشمنان
ای معبود من، تو را خواندم، در حالی که از تو میخواستم به فریادم برسی، و مطمئن بودم که به زودی پاسخم را میدهی، و میدانستم که هرکس در سایهی لطف و حمایت تو پناه بگیرد، ستمدیده نمیشود، و هرکه خود را به انتقام تو پناه ببرد، ترس به دلش راه نمیدهد. پس قدرت تو، در برابر بیرحمی او، پناهگاه من بود.
به آئین سبـــــــــــز خود پای بندباشیم
پیش از آنکه جنبشهای عربی واژهٔ «روز خشم» را باب کنند، ایرانیان دروازههای خشم خود را به روی حاکمان گشوده بودند. خشمی که از جنس سکوت بود و سکوتی که سرشار از ناگفتهها بود. در وضعیتی دشواری که جنبشهای ایرانی دارند و در حالی که «حاکمیت به صد زبان از جنبش میخواهد سکوتاش را بشکند و مسالمت آمیز بودن خود را انکار کند» و به دام خشونت بیافتد تا راه سرکوب را هموار کند، هیچ تجمعی نباید به دام خشونت بیافتد. خشونت خواستهٔ خشونت طلبان است و اگر داغی را تسکین میدهد، صد داغ تازه میآفریند. به آئین سبز خود پای بند باشیم.
تفاوت های ۲۲ بهمن ۵۷ و ۲۲ بهمن ۸۹/ حسین زمان
کسانی که برای ۲۵ بهمن درخواست راهپیمایی داده اند خود را از جنس ۲۲ بهمن ۸۹ نمیدانند خود را از جنس راهپیمایی های دولتی و از پیش برنامه ریزی شده نمیدانند بلکه بیشتر از جنس بهمن ۵۷ هستند و از همین رو روز دیگری را انتخاب کرده اند. قطعا انتخاب ۲۵ بهمن برای حمایت از مردم مصر تنها بهانه ای است برای اینکه گفته شود ما به تنفس در هوای آزاد می اندیشیم و از کلمه مقدس آزادی حمایت میکنیم .
شهروندان خودآگاه و تظاهرات خودانگیخته
چگونه در جوامع تحت سرکوب نظام های اقتدارگرا، در فقر سنت مشارکت، در کنترل و انسداد اطلاع رسانی و اخبار و پرهزینه بودن تحرک نیروهای سیاسیِ مخالف، کنش های جمعی فراگیر و بویژه تظاهرات پرتعداد خیابانی به هدف دستیابی به “دموکراسی” شکل می گیرد؟
میرحسین: فراعنــه زمانی صـــــــــدای ملــــــــت را می شنوند که دیر شده است
متاسفانه منافع ِ پشت سر ِ ایدئولوژی ِ حاکم در کشور، اجازه نمی دهد واقعیت ها آنچنان که هستند، خود را نشان دهند. خطیبان و تریبون های گوش به فرمان، به عملکرد مفسدانه و جبارانه فرعون مصر که با بازداشت ها، اعتراف گیری ها، پرونده سازی ها وغارت مردم از طریق باندها و اطرافیان، این شرایط انفجاری را در مصر ایجاد کرده اند توجهی نشان نمی دهند. اینان به روز “خشم مردم” مصر اشاره می کنند ولی نمی گویند که روز غضب، نتیجه ناکارآمدی و فساد در بالاترین سطح حکومت و حیف و میل کردن بیت المال و هم چنین بستن دهن ها و شکستن قلم ها و اعدام ها واعدام ها و اعدام ها و بر پا کردن چوبه های دار برای ایجاد خوف در میان مردم است.
صد سال زنده باشی شیخ
شیخ ما صد سال زنده باد! امروز که این شایعات بی اساس را خواندم، لحظهای با خودم فکر کردم که اگر قرار بود بچههای جنبش سبز هم بخواهند سر بسر آقایان بگذارند و به همین شیوه بازی کنند و شایعه بسازند چه میشد، به قول فردوسیپور! محض تفرج ذات، به نمونههایی از شایعاتی – فی البداهه و چند خطی – که یکی از کمترینهای جنبش سبز میتوانست برای آنها بسازد توجه کنید.
ایمان به الله کافی نیست، کفر به طاغوت هم باید داشت
دین فقط “ایمان به الله” نیست، بلکه “کفر به طاغوت” هم هست. یعنی کفر به سیاست و حکومت و مدیریت و تربیت و اقتصاد و فرهنگ طاغوتی؛ و تا کفر به طاغوت و ایمان به الله، هر دو نباشد، نمی توان به ریسمان الهی چنگ زد و به زندگی انسانی و مناسبات اسلامی دست یافت.
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
تاکتیکِ «بگم بگم»، شمشیر داموکلسی بوده است که بخشی از حاکمیت برای پنهان کردن فساد و دستهای آلوده خود بلند کرده است و این یادآور همان تاکتیکی است که فلان دزد با فریاد «آی دزد را بگیرید»، برای انحراف توجه از دزدیهای خود به کار گرفته بود و البته نیار به هوش زیادی نیست تا بدانیم که تمام این همه تخریبها علی القاعده باید از سالیان دور با مجوزِ مراکز قدرت طراحی و برنامه ریزی شده باشد.
کنترل جمعیت؛ دیدگاه شهید بهشتی و مصباح یزدی
آيت الله شهيد دكتر بهشتي تأكيد مي نمايد در بحث تنظيم خانواده ديگر مسأله استعماري بودن و اهداف پشت پرده مطرح نيست، زيرا رعايت مصالح خانواده و توصيه به خانواده براي رعايت مصالح تربيتي، آموزشي واقتصادي فرزندان امري معقول براي هر پدر و مادري است كه به سرنوشت فرزندان خود متعهد مي باشند.
سیاستمداران مراقب گفتار خود باشند
سیاستمداران خوش اقبال و پُرکارِ ما» اگر چنان از «واقعیت» دور شدهاند که «مجال اندیشیدن به زبان» را از دست دادهاند، دست کم این پند جکیمانهٔ کنفوسیوس را آویزهٔ گوش سازند که وقتی از او پرسیدند «اگر حکومت به اوسپرده شود، اول از کجا آغاز خواهد نمود». جواب داد: «بطور یقین ازاصلاحِ زبان! وقتی زبان درست نباشد، منظور نیز درست بیان نمیشود، و وقتی آنچه بیان میشود با آنچه که منظور است، منطبق نیست، کاری که باید انجام شود، زمین میماند. و وقتی کارها زمین ماند، آداب و هنر میپوسند. ووقتی آداب و هنر پوسیدند، عدالت از بین میرود. ووقتی عدالت از بین رفت، مردمان در عجز وناتوانی به گمراهی در میغلطند. پس مجاز نیست، در آنچه که بیان میشود، خودکامگی حکمفرما باشد»
معانی جدید واژه ها؛ بصیرت، برانداز، فتنه، اندیشیدن…
تا دیروز در فرهنگهای لغت، بصیرت به معنای تفکر و تامل بود و در قاموس پس از انتخابات ۸۸، به معنای نیاندیشیدن و فحاشی است. تا دیروز در فرهنگ دهخدا و معین به معنی به کار انداختن عقل و شعور بود و از امروز در فرهنگِ حاکمان به معنای به کار گرفتن دهان و شعار است. بصیرت آن کس دارد که اجازه دهد «من» به جایش فکر کنم.
فرمان آتش به تلویزیون برای تخریب خاتمی
پخش اینگونه موارد از رسانه ملی و به خصوص بخش ویژه خبری بیست و سی چندان دور از انتظار نیست اما نکته جالب در این میان برنامه ریزی دقیق برای ترور شخصیت خاتمی بود که با مشارکت رسانه ملی! به نحو احسن انجام شد
آزادی زندانیان سیاسی، اجرای کامل قانون اساسی، تضمین انتخابات آزاد
كف و خواست اصلاح طلبان اینهاست و اگر اين شرايط محقق شد، تصميم مي گيريم كه چگونه عمل كنيم: 1- آزادی زندانيان و ایجاد فضای آزاد برای همه احزاب و گروهها و رفع محدودیت های نابجا 2- پای بندی همگان بخصوص مسئولان به قانون اساسي و اجرای همه جانبه و کامل آن بخصوص اهتمام به روح قانون اساسی 3- فراهم آوردن سازوكاري براي برگزاري انتخابات سالم و آزاد.
نابسامانی، آشفتگی و پنهانکاری دولت در سیاست خارجی
اقتدار گرایان حتی در سطوح بالا به هم اعتماد ندارند و همچنین از کانال های ارتباطی یکدیگر بی اطلاع هستند. اینکه چه کسی و چگونه مذاکره کند و چه جناحی از منافع احتمالی آن بهره مند شود موجب تزلزل سیاست خارجی کشور و تشدید بی اعتمادی جامعه جهانی برای یافتن راه حل مسالمت آمیز می شود و لذا مغایر با امنیت ملی و منافع ملی کشور است.
دروغ، دروغ، دروغ …
پندار نیک را با سفاهت، گفتار نیک را با وقاحت و کردار نیک را با قساوت یکی گرفته اند و بی شرمانه از مکتب ایرانی می گویند .روزها به تمدن ایرانی می نازند شب ها به خانه های ایرانیان می تازند. به اسم مهرورزی، عوام فریبی می کنند و به نام ملت، دولت می پرورند. توهم و خرافاتشان را بصیرت می دانند و نمی دانند که به جهل مرکب گرفتارند. بزرگ ترین زندان خبرنگاران جهان را بنا کرده اند و از آزادترین کشور جهان می گویند . رتبه ی اول اعدام های جهان را با داعیه ی مدیریت جهان یکجا می خواهند . فرعونی می کنند و از اسلام و دیانت دم می زنند. از دموکراسی دینی می گویند و به موبوکرات ها پناه آورده اند. داعیه ی تقوا دارند و جز غوغا نمی دانند . جمهوریت و اسلامیت را برانداخته اند و باز هم مدعی نظام اند سنگ ها را بسته و سگ ها را رها کرده اند.
زینب، زینب، زینب
ای اهل کوفه ! ای اهل خدعه و خیانت و خفّت ! گریه می کنید؟! اشکهایتان نخشکد و ناله هایتان پایان نپذیرد. مَثَل شما مَثَل آن زنی است که پیوسته رشته های خود را به هم می بست و سپس از هم می گسست ! پیمانها و سوگندهایتان را ظرف خدعه ها و خیانتهایتان کرده اید …
بر ماست که کاری زینبی کنیم
بر ماست که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم.
مسیر سبز حسینی
بار الها! چقدر از تو شاکر باشیم که شیوهی پیشوای حقپرستان را برگزیدهایم و تا آخرین لحظه از عمرمان خواستار مبارزه با ظلم و استبداد و تیرگیهاییم. او در مکتب علی پرورش یافته بود و این سفارش پدر را آویزهی گوش خویش قرار داده بود که: هر مظلومی که ظلم را به خویش روا دارد، به اندازهی ظالم، گناهکار است.
اینجا ارض موعود توست
از ابتدا هم میدانستی این بیابان جای سکونت نیست ! جای تسکین نیست ! این خاک سرخ ، مرهم هیچ التهابی نمیشود. این آب راه بر آتش هیچ عطشی نمی گشاید، حتی اگر عصای موسایی به دست تو باشد. هیچ نوای محزونی در این نینوا فریاد رسی نخواهد یافت ! اما ارض موعود تو اینجاست . همین جا که چون رسیدی ، پای رفتنت نبود! وعده ملاقات با پروردگارت اینجاست هرچند به جای آتش طور ، این آتش خیمه گاهت است که سر به آسمان میکشد ، و به جای نعلین ، پیراهن کهنه از تن در می آوری…
آیه های عاشورایی
هنوز آسمان را تا این که به رنگ سرخ بنشیند، فاصله ای هست . در هیچ کجای زمین اینچنین خاکی نیست که توان تحمل میخ های خیمه های تو را داشته باشد . عمودهای زمین ، زیر سقف آسمان برپا شده اند و چادرهای سیاه تنها سرپناهی است که کودکان تشنه را از چشم های تیز آفتاب می گیرد …
شریعت ِ ترور
تروریست شریعتِ ترور را می نویسد. در شریعتِ ترور، همه حقیقت ها و همه ی انسان ها را می توان به پای حقیقت محض، قربانی کرد. وقتی پای حقیقت والاتر و مهم تر در میان است «هدف وسیله را توجیه می کند». «دروغی» که حقیقت والا را توجیه کند، جایز است. «جنایتی» که حقیقت والا را پاس دارد، عین اخلاق است. «خشونتی» که در خدمت حقیقت والا باشد، عین مهربانی است. تهمتی که در خدمت تروریسم باشد، عین ِ شریعت مداری است . همه ی موانعی که در مقابل حقیقتِ والا قرار می گیرند، لازم است حذف شوند. حتی در حیاتِ انسان ها هم ممکن اشتباهی شده باشد، اگر حقیقت والا تشخیص دهد.
مشی موسوی در برابر شیوه فرعونی
قاعده فرعون های مست از قدرت نشنیدن صدای نصیحت گران و نرم نشدن در برابر نرمی زبان تذکر دهندگان و اصرار بر خودرایی شان است، تا آن جا که در دریای غرور و تفرعن خود غرق شوند. اما مشی موسوی پرهیز از لسان فرعونی و دوری از زبان طعنه و تحقیر و خودبزرگ بینی و اطمینان از هدایت خود و ضلالت دیگران است.