» کلمه
سیدعلیرضا بهشتی شیرازی؛ مائده ای آسمانی
فتنه ای که ” بهشتی ها” می توانند دامنگیر کشور کنند از پیش تعریف شده است. ارائه تصویری از اسلام رحمانی. اسلامی که تجسمش در نگاه آسمانی و صداقت کلام علیرضا بهشتی شیرازی خود می نمایاند. “کسی برای آزادی او از زندان اقدامی نکند” این آخرین سفارشش بوده. ” روزنه ها” را بسته اند اما او می خواهد در حبس بماند و با سایر دوستانش از ” درهای گشوده ” زندان به آغوش مردم بیاید.
«جریان انحرافی» یا «انحرافات زنجیره ای»؟
این واژهٔ عوام فریبانه از «اذهان یک ملت» میخواهد، «یک حمایت نامحمود» را از «یک دولت ناکارآمد و نامشروع» منحرف کند و آیا میتواند؟. این واژه افکار را از فقدانِ مشروعیت فرقه مطلقیه به «انحراف» دعوت میکند و آیا کسی میپذیرد؟ و این داستان، تاریخ را به «تحریف» مسئولیت حاکمان در نابودی سرمایههای یک کشور فرا میخواند و آیا کسی میخواندش؟
شب از روشنی دعوی روز کرد!
از رفتارهای شگفت انگیز پیامبر بامردم زمان خویش که از قضا در قرآن در آیه 53 سوره احزاب به آن اشاره شده این بود که آنها بدون کسب اجازه به خانه پیامبر وارد می شدند و گاه به مناسبتی برای خوردن غذا به خانه رسول خدا دعوت می شدند در آنجا می نشستند و خارج نمی شدند وپیامبر که مظهر حیای الهی بود از اینکه به آنان بگوید برخیزند وبروند شرم می کرد.
پیامآور رحمت برای جهانیان
از دعوت او، مردان متکبر و قدرت طلب و دیو صفت را خوش نیامد و لرزه ای بر دلشان افتاد که نکند مردم او را باور کنند … تلاش کردند یاراتش را که عمدتاً از «بردگان و پابرهنگان و مستضعفان و به تنگ آمدگان از ظلم قدرت های حاکم بودند» با تهدید و شکنجه و اذیت و آزار و سرانجام شهادت از اطراف او پراکنده سازند تا شاید دست از دعوت خویش بردارد … سرانجام تصمیم به حصر اقتصادی و خانگی او نمودند و او را با اندک یارانش به شعب ابوطالب رهسپار کردند؛ سه سال حصر.
نگرانی شهید بهشتی از گسترش الفبای قدرت
مبادا رفتار من، وضع من، آمد و شد من، در مردم این شك و تردید را به وجود آورد كه ای بابا اینها هم وقتی به مقام و مسند اعمال ولایت و حكومت و اداره جامعه رسیدهاند، اینها هم بو و رنگ طاغوتی پیدا كردهاند.
نظر و عمل از ديدگاه شهید بهشتي
به تعبير شهيد بهشتي دو دسته افراد محکم حرف میزنند، یا واصلانند، که خوشا به حالشان که رسیده اند، و چندان به گفتگو و نظرورزی ندارند. عدهاي هم که نمی دانند. با جهل هم می شود محکم حرف زد. من نمیدانم این چه بیماری ست. که گاهی وقتها هم زود به آن دچار ميشوند. بعد در هر عرصهاي هم وارد ميشوند همین طور محکم حرف ميزنند. فقط هم مشکل مربوط به معممين ما هم نیست، اخیرا مكلاهايي داریم که از اینها جلوترند.
برای آینده
اگر قرار باشد آزادی فعالان سبز و زندانیان سیاسی در کسی ایجاد تردید و احساس ضعف کند باید در میان طرفداران حاکمیت استبداد چنین احساسی ایجاد شود و نه در میان سبزها.
بحران کنونی و راه حل سبز
قرار دادن راه حل سبز در مقابل و در رقابت با راه حلهایی که به بازسازی اقتدارگرایی بینجامد پیش از هر چیز تأکید و تبلیغ این امر است که زندگی تحت اقتدارگرایی در شأن و منزلت ما ملت ایران نیست.
آری این چنین شد برادر!
فکر می کردند آقای خامنه ای از موضع رهبری جوری صحبت خواهند کرد که اختلافها حل و فصل بشود. آقای خامنه ای شاید ناسنجیده ترین سخنرانی و یا خطبۀ خود تا کنون را، تا جایی که من به یاد دارم، در آن روز ایراد کردند. ایشان بطور غیر منتظره ای شأن رهبری را پائین آورده و تقریباً از موضع رهبر یک حزب رقیب به موضوع وارد شدند. چیزی که همۀ پیروان فهیم ایشان را نیز شگفت زده و منفعل کرد.
حکومت داری را از علی(ع) بیاموزیم
بپرهیز از خونها و خونریزیهای به ناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردمپردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریختهاند.پسمباد که حکومتخود را با ریختن خون حرام تقویت کنی
باز نشر/ به آئین سبز خود پایبند باشیم
در وضعیتی دشواری که جنبشهای ایرانی دارند و در حالی که «حاکمیت به صد زبان از جنبش میخواهد سکوتاش را بشکند و مسالمت آمیز بودن خود را انکار کند» و به دام خشونت بیافتد تا راه سرکوب را هموار کند، هیچ تجمعی نباید به دام خشونت بیافتد. خشونت خواستهٔ خشونت طلبان است و اگر داغی را تسکین میدهد، صد داغ تازه میآفریند. به آئین سبز خود پای بندباشیم.
فراخوان راه سبز امید: 22 خرداد ولی عصر – ونک
شورای هماهنگی در این بیانیه ضمن دعوت مردم به پیوستن در راهپیمایی سکوت در پیاده روهای خیابان ولی عصر حد فاصل میدان ولی عصر تا میدان ونک ساعت 6 تا 8 بعد از ظهر روز 22 خرداد، تاکید کرده است: سکوت مطلق در طول برگزاری راهپیمائی حاکم خواهد بود. به هیچ شعاری پاسخ داده نشود و از هر گونه اقدامی که به خشونت طلبان بهانه برای انجام اقدامات غیر قانونی و ضد انسانی می دهد خود داری شود و رأس ساعت 8 همه متفرق شوند.
درد دختران و پسرانم را به کجا برم؟
ای خدای بزرگ، ای تغییر دهنده قلبها و فکرها، یا حال و روز ما را دگرگون کن یا مرگ مرا برسان.
پرده های دروغی که یک به یک کنار می روند
حال با چراغ سبزی که نشان داده شده می توان رئیس دولت را دروغگو و رمال و جن گیر نامید، می توان از فساد مالی نزدیکان و یارانش سخن گفت، می توان درباره احتمال تغییر نزدیک به ده میلیون رأی فکر کرد، می توان پرده از تبلیغات دروغین برداشت، بدون آنکه به اتهام توهین به رئیس دولت و به حکم قاضی، به تحمل حبس یا ضربات شلاق محکوم شد!
پدر! اگر زنده بودی چه می کردی؟
بیشتر اوقات چشمانم را می بندم و تو را تصور می کنم ، با خود فکر می کنم اگر الان او زنده بود چه می کرد ؟ اگری محال می دانم … شاید عده ای خرده بگیرند که ، نمی توانی بگویی اگر کسی که شهید شده اکنون زنده بود چه می کرد شاید نتوانم دقیق بگویم چه می کرد … اما نکات بسیاری را از زندگی کوتاه اش آموخته ام اینکه در مقابل ظلم ساکت نبود ، او دروغ نمی گفت حتی به شوخی ، او مصلحت جمع را فدای منافع اش نمی کرد ،
درباره سخنان خاتمی
اگر دهان این نسل دوخته شود، مخالفت از میان نخواهد رفت بلكه زبان و روش آن عوض خواهد شد. فرصتها را دریابیم. ایران در موقعیت خطی با به رسمیت شناختن مخالفان و منتقدان ملتزم به مسالمت و فرآیندهای قانونی زندگی توام با همزیستی و تفاوت را برای مردمان فراهم كنیم. آیا گوش شنوایی هست؟
به راستی چه کسی بی بصــیرت بود؟
میرحسین موسوی بی بصیرت بود یا آنهایی که امروز از تریبون های رسمی افتخار خود را دستگیری جن گیرها رمال ها و… می دانند؟ وقتی امروز اسدالله بادامچیان از نا اطمینانی اصول گرایان از تقلب در انتخابات آتی سخن به میان می آورد آیا ذره ای شرافت و صداقت در میان بازجویان و قاضیان و پرونده سازانی که فرزندان صادق این ملت را با ان همه شواهد و قرائنی که وجود داشت به جرم بر ملا کردن این تقلب خفت بار، آماج شکنجه، حبس، تجاوز و قتل قرار دادند، جوابی به پیشگاه ملت ایران می توانند ارائه کنند؟
اندیشه سیاسی و سیره حکومتی امام علی(۲)
نخستین کسی که خود را در حجاب قرار داد و از مردم فاصله گرفت و نگهبانان و پاسبانان و دربانان بر درگاه خود گماشت و تشریفات به پا کرد و ارباب حاجت را در درگاه خود منتظر نگه داشت ، معاویه بود که خلافت نبوی را برچید و سلطنت اموی را به پا کرد و خود را پادشاه خواند.
کشتی نجات طوفان زده
اما تو خورشیدی مادر! بمان! به خفاشان نگاه نکن، این کوری مسری و مزمن دلت را مکدر نکند. تو به خاطر همین چند چشم که آفتاب را می فهمند بمان. می دانم که تو به دنبال چشمی برای دیدن و دلی برای فهمیدن گشتی و نیافتی.
افق پیش روی ما سبز است
اندکی زمان و صبوری می خواهد تا گفتمان حیات و نشاط که یکبار در دوم خرداد ۷۶ جلوه کرد بار دیگر رخ نماید و مجدداً گفتمان حیات و نشاط بر گفتمان مرگ و غم فائق آید انشاء الله.
امام علی اینگونه حکومت میکرد
با کمترین ظهور خود محوری، ریاست طلبی و مقام دوستی در عرصه زمامداری، حکومت جهالت و ضلالت رخ می نماید که صورتی از حیوانیت آدمی است و سلطه گری، بیدادگری و تباهی گری از لوازم آن است. امام (ع) این حقیقت را به مالک اشتر گوشزد کرده و فرموده است: نسبت به مردمان همچون جانوری آزاردهنده و درنده خوی مباش که خوردنشان را غنیمت بشماری.
غافلگیری و غافلگیری معکوس
بررسی دقیق الگوی فعالیت سیاسی احمدینژاد و اطرافیانش مجالی دیگر میطلبد، اما به نظر میرسد “اصل غافلگیری” در مرکز این الگو قرار دارد.
فاطمه زهرا (س) پایهگذار اعتراض به فتنهی ظالمان و ستمگران
حضرت زهرا (س) مسیر اعتراض به قداست خلیفه را برگزیدند، که اگر سکوت میکردند و در برابر اشکالات حاکمیت ایستادگی نمیکردند، انحرافات به نام اسلام محمد(ص) بیشتر و بیشتر میشد. ایشان در جایی فرمودند: « بدانید که فتنه و بلا دو راه است، گرفتار آمدن به شمشیرهای برنده و تسلط تجاوزگران و ظالمان، و هرج و مرج و آشتفگی و استبداد ستمگران، بدانید که بیتالمالتان به غارت خواهد رفت و وحدتتان از هم پاشیده خواهد شد و بر باد خواهد رفت.»
گزارشی از آخرین وداع؛ بوسه بر پیشانی پدر
میرحسین در همان لحظات کوتاه حضورش در خانه پدر، از بدو ورود تا زمان خروج، تنها یک واژه بر لبش بود: صبر، صبر و باز هم صبر. او که با برخوردهای زشت و زننده ماموران مواجه بود، در اوج آرامش و متانت به اطرافیان توصیه کرد که مقاوم باشند، آرامش خود را حفظ کنند و صبر پیشه کنند.
آگاهی و ایستادگی، راه رهایی از خودکامگی
آگاهی یک راه است، که سرانجام آن رهایی است. آگاهی ایستا نیست، پویاست؛ بودن نیست، شدن است، هر ذره آگاهی که با روح امید و پایداری به اندیشه و جان ایرانیان تزریق شود، قدمی در راه تغییر است که مقصد هم نه فقط رسیدن، که همین ذره ذره پیش رفتن است.
با صبر و استقامت و با راهکارهای متنوع مبارزه مدنی به استقبال بهار می رویم
باورمان این است که قانون اساسی دارای پشتوانة رأی مردم و نقطة اجماع ملی ماست و نهادینه شدن حاکمیت قانون به معنی الزام زمامداران حکومتی ودولتمردان به اجرای بی چون وچرا وکامل قانون، تضمینی خواهد بود برای ایجاد حکومتی مردم سالار که از تضییع حقوق وآزادی های سیاسی ملت و بروز وظهور استبداد وخودکامگی در لباس وچهره دیگر جلوگیری خواهد کرد. علیرغم درخواست مشروع ملت ایران برای حذف و اصلاح بخش ها واصولی که راه را بر شکل گیری خودکامگی هموار ساخته و با حاکمیت اراده و حقوق مسلم مردم مغایرت دارد، پذیرش حاکمیت قانون در همة امور، ارکان و مناصب را تنها راه برون رفت از وضعیت کنونی واحقاق حقوق شهروندی تلقی می کنیم. ایمان داریم که میزان، رأی ملت است.
واکنش مرجعیت به قلب محتوای حکومت
در میان موضع گیری ها در قبال رفتار لجام گسیخته اقتدار جویان صاحب زر و زور در لوای دینداری عوام فریب نسبت به مردم و سران جنبش سبز، موضع آیت الله موسوی اردبیلی شدیدترین و اکنش مرجعیت به قلب محتوای انقلاب اسلامی و جایگزینی استبداد و تنگ نظر و تمامیت خواه به جای آرمان های بلند انسانی و الهی این انقلاب به شمار می رود.
کتاب به جای خشونت، و یادی از شهید همت
بارها و بارها به یاد نخستین کسی می افتم که میان آن همه محرومیت و خشونت و نفرین و نفرت به مراسمِ «شکستنِ پسته و خوردن کتاب» دعوتم کرد… آرزو می کنم که ای کاش «آن روزها» بزرگتر بودم. کاش می توانستم همه ی فامیل را جمع کنم و به میهمانی آن «پاسدار وطن» ببرم و از آنها بخواهم در کنار هم کتاب خواندنم را نگاه کنند .
بیانیه فرزندان رهنورد و میرحسین خطاب به ملت
به یاد می آوریم شب ۲۲ خرداد پس از آن حمله هایی که مدام تکرار می شد، دل نگران از پدر پرسیدیم که فردا چه خواهد شد؟ او با همان آرامش و شرافت و صلابت دوست داشتنی پاسخمان داد که آنچه بیش از نتیجه مهم است سربلندی نزد خدا و مردم و تاریخ است. فردا آمد، روزهای سخت و سخت تر هم از پس آمدند. باران رنج و تهمت و افترا بر جانشان نشست. اما آن دو، هم چون شما یارانشان، ایستادند تا سربلند نزد خدا، مردم و تاریخ خود باشند. واین
نامه فرزندان میرحسین موسوی و مهدی کروبی به مراجع معظم تقلید
تنها جُرم آقایان موسوی و کروبی آن است که بنا بر تجویز امیر مؤمنان علی (ع ) بدون لکنت زبان به نصیحت دست اندرکاران امور پرداخته اند. سزاوار است که حضرات آیات عظام، به برخی سردمداران حکومت گوشزد کنند که خداوند کسانی را از افتادن در ورطه خطا باز می دارد که دچار غرور نشوند و قدرت های پوشالی دنیایی آنان را غره نسازد.