سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

شب از روشنی دعوی روز کرد!

چکیده :از رفتارهای شگفت انگیز پیامبر بامردم زمان خویش که از قضا در قرآن در آیه 53 سوره احزاب به آن اشاره شده این بود که آنها بدون کسب اجازه به خانه پیامبر وارد می شدند و گاه به مناسبتی برای خوردن غذا به خانه رسول خدا دعوت می شدند در آنجا می نشستند و خارج نمی شدند وپیامبر که مظهر حیای الهی بود از اینکه به آنان بگوید برخیزند وبروند شرم می کرد....


غلامعلی رجایی

امشب ، شب مبعث رسول خداست.شبی که زمین وزمینیان ازغارحرا برکت و نور یافتند.

شبی شگفت که رسول وحی، به محمدی که روزها وشبها از مردم مکه فاصله گرفته ودر حراساکن شده بود،محمدی که خواندن نمی دانست می گوید بخوان! و او با صداقتی تمام به فرشته وحی می گوید: ما انا بقاری ،من خواندن نمی دانم! واو که خواندن نمی دانست معلم کتاب آفرینش شد!

شبی که در آن محمد به چنان علو مقامی رسید که تا خدا خدایی می کند ودرهرجا نام خدا برده می شود بلافاصله نام او هم برده می شود!

بزرگی که خدایش رحمت کند دراین باره می فرمود: معنای ورفعنا لک ذکرک این است که درهمه جا نام محمد با نام خدا برده می شود!

شبی که از آسمان به زمین تور می بارد و کاش چشم دل من وما این همه غبار گناه وخود بینی نگرفته بود تا آبشارهای نوری را که در این شب عزیز از آسمان به زمین جاری هستند، مشاهده کند!

وقتی نظامی گنجوی دربیتی که البته به شب معراج رسول خدا برمی گردد درتعبیر ی زیبا گفته است:

شبی کآسمان مجلس افروز کرد شب از روشنی دعوی روز کرد!

معلوم است در شب مبعث که در آن تجلی اعظم واقع شده است در زمین وآسمانها چه خبر است!

و ما به مدح خورشید نشسته ایم!

گاه که در مرورایام کوتاه عمر – که ما بلندش می پنداریم! – به روزهایی همانند مبعث می اندیشم از شرم آب می شوم ومدام با خودم این شعرجناب مولوی را تکرار می کنم که فرمود:

شیر را بچه همی ماند به او تو به پیغمبر چه می مانی بگو؟

این که می گویم ما، مراد ومنظورم همه ما ونه بخشی ازما، اعم از طبقه حاکم ومحکوم! هستیم.

اخیرا که تحقیق ارزشمند و البته بسیارحجیم و قابل تامل دوست محققم جناب آقای امیر ترکاشوند به نام حجاب شرعی در عصر پیامبرکه برای آن حدود 4 سال عمرگذاشته ومنتظراجازه نشر است را می خواندم به نکات تکان دهنده ای از اخلاق پیامبر اکرم در رفتار با مردم زمانش برخوردم که به سه مورد آن اشاره می کنم.

وقتی انسان چنین مواردی را درتاریخ می بیند در می یابد که در روزگاری که به نام اسلام بر ملتها حکومت می شود چقدر با این سیره فاصله وجود دارد.

این سه مورد رفتار پیامبر را درتعامل با مردم زمان خویش در اوج سادگی و بدون تشریفات و در کمال حلم و بردباری نشان می دهد.

مورد اول

عیینه بن حصن در حالی که پیامبر درحجره همسرش عایشه و در کنار او بود سرزده وارد حجره شد.رسول خدا به او فرمود: ای عیینه کسب اجازه ات کو؟عیینه گفت: یا رسول الله من تابه حال هنگام وارد شدن در خانه ای هرگز ازمردی اجازه نگرفته ام! سپس از پیامبرپرسید:من هذه الجمیله؟ این زن زیبای در پهلوی تو نشسته که بود؟ پیامبرفرمود:این عایشه دختر ابوبکراست!عیینه گفت :آیا نمی خواهی زیباترین خلق رابرایت بفرستم؟(مقصود عیینه اشاره به یکی از آداب و رسوم جاهلیت بود که به موجب آن مردان زنانشان را با یکدیگر مبادله می کردند)حضرت فرمود:این رسم در اسلام حرام شده است! هنگامی که اوبرخاست ورفت عایشه ازپیمبرپرسید:این مرد که بود؟پیامبر فرمود:مرداحمق ونادانی است که ازاوپیروی می کنند وبا این حماقتش که دیدی رییس طایفه اش نیز هست!

( ترکاشوند،امیر،حجاب شرعی در عصر پیامبر ص465 به نقل از تفسیر جوامع الجامع طبرسی /ج5/ص 145)

با توجه به ساختار حجره های پیامبر که همه در کنارهم وچسبیده به هم وبدون دربا هم ارتباط داشتند معلوم می شود عایشه سخنان بی پروای عیینه را در محضر رسول خدا شنیده است.

نکنه مهم دراین روایت تاریخی، صبر وحلم غیرقابل توصیف رسولخدا دربرابر رفتار رییس یکی از قبایل اسلام آورده مدینه است.

مورد دوم

راوی از انس بن مالک که همواره با رسول خدا بود وخدمتکار او نقل می کند:

حدثنی انس‏بن‏مالک… قال بینما نحن فی المسجد مع رسول الله(ص) إذ جاء اعرابي فقام یبول فی المسجد فقال أصحاب رسول الله(ص) مه مه قال،(انس) قال رسول‏الله(ص) لاتزرموه دعوه فترکوه حتی بال !ثم إن رسول‏الله(ص) دعاه فقال له ان هذه المساجد لاتصلح لشئ من هذا البول و لا القذر إنما هي لذکرالله عزوجل و الصلاة و قراءةالقرآن أو کما قال رسول الله(ص) قال فامر رجلا من القوم فجاء بدلو من ماء فشنه علیه

مردی بادیه نشین که به مسجد آمده بود – تا نمار بگزارد- برخاست و در حضور رسول خدا واصحاب او در مسجد ادرار نمود.اصحاب به او گفتند : این کار رانکن! انس می گوید تا رسول خدا این رفتار را از اصحاب دید به آنها فرمود:لا تزرموه دعوه ! مانع ادامه بول اونشوید و به اوکاری نداشته باشید. رهایش کنید! اصحاب آن مرد بیابانی را در آن حالت به حال خود رها کردند و او به ادرارخود ادامه داد. پس از اینکه کاراو تمام شد رسولخدا او را به سوی خود خواند و به اوفرمود: این مساجد برای بول ومدفوع کردن شایسته نیستند، آنها برای ذکر خدای عز وجل وقرائت قرآن ساخته شده اند.

انس می گوید سپس پیامبر به مردی از اصحاب دستور داد واو با دلوی که از چاه آب کشید برمحل آن بول ریخت و زمین مسجد را طاهر وپاکیزه کرد. (حجاب شرعی در عصر پیامبر صص 845-844 / به نقل از صحیح مسلم ج 1 ص 163)

مورد سوم

از رفتارهای شگفت انگیز پیامبر بامردم زمان خویش که از قضا در قرآن در آیه 53 سوره احزاب به آن اشاره شده این بود که آنها بدون کسب اجازه به خانه پیامبر وارد می شدند و گاه به مناسبتی برای خوردن غذا به خانه رسول خدا دعوت می شدند در آنجا می نشستند و خارج نمی شدند وپیامبر که مظهر حیای الهی بود از اینکه به آنان بگوید برخیزند وبروند شرم می کرد.

این حیا چنان بود که قرآن به کمک او آمد و به مردم زمان پیامبر فرمان داد بدون اجازه به خانه او وارد نشوند و هنگامی که غذا خوردنشان تمام شد برخیزند و بروند.

درتفسیرروض الجنان مرحوم شیخ ابوالفتوح رازی آمده که این آیه درباره ولیمه وشام عروسی پیامبر با یکی از زنان خویش به نام زینب دختر جحش و در شب زفافش اتفاق افتاده است که صحابه رسول خداهمچنان نشسته بودند و خانه رسولخدا را ترک نمی کردند:

یا ایهاالذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النبیّ، گفت: ای مؤمنان و گرویدگان در سرای رسول مروی (مروید) مگر به دستوری، که شما را اذن دهند به طعامی. مفسّران گفتند: آیت در شأن ولیمه‏ی زینب آمد. انس مالک گفت: آیت حجاب کس از من بهتر نداند، و أبیّ‏بن‏کعب از من پرسید چون رسول-علیه‏السلام- زینب بنت جحش را به خانه برد، ولیمه¬یی ساخت و گوسپندی بکشت و خرما بسیار و پست. و امّ‏سُلَیم رسول را حِیسی فرستاد در کاسه¬ای سنگین. رسول مرا گفت: برو و صحابه را بخوان تا این طعام بخورند. من برفتم و ایشان را بخواندم. ایشان می‏آمدند گروه گروه و طعام می‏خوردند و می‏رفتند. چون جمله‏ی قوم طعام بخوردند و برفتند، من گفتم: یا رسول‏الله! کس نماند که او را بخواندم، و از این طعام نخورد. گفت: طعام برداری. (بردارید) برداشتند، سه کس آن‏جا بماندند بنشستند و حدیث می‏کردند، و رسول –علیه‏السلام- شرم می‏داشت ایشان را گفتن که بروی.(بروند) برخاست و به حجره‏ی عایشه آمد و [از] آن‏جا به حجره‏های زنان برگردید و باز آمد و ایشان هنوز نشسته بودند. رسول را –علیه‏السلام- از آن کراهت آمد و خدای تعالی این آیت فرستاد.

مقاتل گفت: آیت در خانه‏ی أمّ‏سلمه آمد که جماعتی آن‏جا پیش رسول بودند طعام بخوردند و مُقام کردند دیرگاه، و رسول را از حضور ایشان رنج بود جز که شرم داشت ایشان را گفتن که بَرَوی.(بروید) خدای تعالی این آیت فرستاد و گفت: ای مؤمنان در سرای رسول مَرَوی (مروید) جز به دستوری، و چون طعام حاضر نباشد عاجلاً، منشینی (منشینید) به انتظار آن تا برسد… و اذا سألتموهنّ متاعاً فاسئلوهنّ من وراء حجاب؛ چون از زنان چیزی خواهی (خواهید) از پس پرده خواهی.(خواهید)

( حجاب شرعی در عصر پیامبر ص455 به نقل ازتفسیر روض‏الجنان ابوالفتوح رازی ج 16 ص 12)

امشب که به شباهتهای رفتار پیغمبر با مردم زمان خودش و کسانی که به حق یا بناحق با شایستگی یا بدون شایستگی با اسم اسلام یا غیر اسلام بر مردم مسلمان حاکمیت د ارند فکر می کردم فاصله ای از زمین تا آسمان یافتم و از جگر آه کشیدم.

کسی از ما توقع همانندی به رفتاری رسولخدا را ندارد اما سخن در این است که چرا برخلاف سیره رسول عمل می کنیم ونام خود را مسلم می گذاریم؟

علی که محمد شناس واقعی است ودر این معرفت، یگانه، می گوید:رسول خدا همانند بندگان وبردگان می نشست وهمانند بردگان غذا می خورد و براستی خودرا بنده می دانست.

کاش ذره ای از بندگی رسول خدا را در بین ما تقسیم می کردند که با تکبربا مردم روبرو نشویم و خود را آزادتر و محق تر از آنها ندانیم!

کاش ذره ای از رحمت رسول خدا را دربین ما تقسیم می کردند که این همه در رفتار وگفتار ما عتاب وعقاب موج نزند!

کاش حرمت اولاد پیامبر پاس داشته می شد!

کاش پیامبر تاریخ نمی شد!

کاش درروزگاری که فریاد عدالتخواهی بعضی گوش فلک را آزرده می کند و در عین حال دیده خود را بر ثروت محصول! ومحصول ثروت فرو می بندند ، کسی هم پیدا می شد واز ابوذر پیامبرهم چیزی می گفت ومی نوشت!

کاش کسی پیدا می شد و دوباره کتاب عذر تقصیری دوباره به پیشگاه محمد می نوشت!

کاش کسی پیدامی شد و دوباره کتاب محمد پیامبری که باید از نو می شناخت رامی نوشت!

ما را به محمد چه کار؟ محمدی که سهم او از صدا وسیمای ما به اندازه بعضی ناطقان کم مایه مثلا ولایی نیست!

یا ایها العزیز …..

منبع: وبلاگ نویسنده


2 پاسخ به “شب از روشنی دعوی روز کرد!”

  1. يكي از سبزها گفت:

    صاحب كتاب ” كنز العمال” جلد 3 / صفحۀ 808 داستان تاريخي جالبي را از شخصي بنام ثور كندي نقل كرده است كه براي همگان جالب خواهد بود.
    ثور كندي ميگويد: خليفۀ دوم ( عمر) بهنگام زمامداري خود، در يكي از شبها براي آگاهي از اوضاع شهر مدينه شب گردي ميكرد . از خانه اي صداي آواز خواي و تغني شنيد. پس بدون اطلاع صاحب خانه از ديوار آن بالا رفته و خطاب به صاحب خانه گفت :اي دشمن خدا ، آيا گناه ميكني و گمان داري كه خدا گناه ترا از ديگران پنهان ميدارد ؟ صاحب خانه گفت : يا امير المومنين ! بر من شتاب مكن ، اگر من يك گناه انجام داده ام ، تو 3 گناه انجام داده اي. 1 – خدا فرموده است : “لا تجسسوا ” ( در امور مردم تجسس نكنيد ) و تو تجسس كردي ! 2 _ خداوند فرموده است ” و اتوالبيوت من ابوابها ” ( از در خانه ها وارد شويد ) و تو از ديوار بالا آمدي .
    3 _ خداوند فرموده است : ” لا تدخلو بيوتا غير بيتكم حتي تستا نسوا ، و تسلمو علي اهلها “( بجز خانۀ خودتان وارد هيچ خانه اي نشويد ، مگر بعد از آنكه با صاحب آن خانه انس پيدا كنيد و به هنگام ورود بر اهل آن خانه سلام كنيد ) تو بدون اجازه و انس و موانست و سلام كردن بر خانه آمدي !
    خليفه چون جوابي قانع كننده نداشت ، گفت : اگر مكن ترا ببخشم ، خوب ميشوي و توبه ميكني ؟ صاحب خانه گفت : بلي ! عمر او را ناديده گرفت و از خانه اش بيرون شد و رفت .
    آقاي رييس نيروي انتظامي ( كه مردم بايد از تو نظم و قانون را ياد بگيرند ) طبق كدام آيۀ قرآن وارد منازل مردم به بهانۀ ماهواره داشتن وارد ميشويد ؟
    طبق كدام رفتار خلفاي راشدين با لگد درب منازل را ميشكنيد و وارد خانه ها ميشويد ؟
    شما چگونه افتخار ميكنيد كه نيروهاي شما ورزيده هستند و با هليكپتر عميات راپل را انجام ميدهيد و از آسمان وارد خانه ها ميشويد؟ در صورتي كه هزاران اتفاق در اين شهر تهران مي افتد كه نيروهاي شما بي عرضه ترين نيروهاي دنيا محسوب ميشود ( ماجراي ميدان كاج را فراموش نكرده ايم ) فقط زورتان به مردم بيگناه و دست خالي ميرسد ؟
    از كي تا حالا نيروي انتظامي محرم زنان ما شده است كه هر وقت به هر بهانه وارد منازل شوند ؟
    عملكرد شما همانند عملكرد خليفۀ دوم ( عمر ) است ، جرا خود را منسوب به رفتار علي(ع) ميكنيد ؟
    آيا رهبر شما از عمر تبيعيت ميكند و از اخلاق و رفتار عمر الگو برداري ميكند يا علي (ع) ؟
    حال اگر كسي با هر عنوان جعلي و غير جعلي بدون حكم دادگاه وارد منزل من شد و بنده در حكم دفاع از حرمت خانه ام برخاستم و كسي از نيروي شما كشته شد تكليف چيست ؟ و اگر بعدا اتفاقي افتاد و شما فرموديد او مامور نما بوده تكليف چيست ؟
    اصولا شما چه خصومتي با آگاهي مردم داريد و از آن ميترسيد ؟
    مگر قرآن و پيامبر براي آگاهي بيشتر دستور نداده است ؟
    در خاتمه صدا و سيماي ضرغامي كدام خبر را راست ميگويد كه مردم دلباختۀ اين رسانه هم بشوند ؟ دروغ را تعطيل كنيد و سانسور را برداري تا مردم به ماهواره روي نياورند . گذشته از اينها آيا معقول است بخاطر پخش فيلم هاي مستهجن بعضي كانالها كل ماهواره را تحريم كرد ؟
    آيا معقول است كه چاقو را ، چون عده اي براي كشتن افراد استفاده ميكنند ، تحريم كنند ؟
    خودتان را اصلاح كنيد مردم ما بهترين مردم دنيا هستند فقط مسئولين ما بدترين مسئولين دنيا هستند . فقط همين

  2. امیدامیدوار گفت:

    کاش درروزگاری که فریاد عدالتخواهی بعضی گوش فلک را آزرده می کند و در عین حال دیده خود را بر ثروت محصول! ومحصول ثروت فرو می بندند ، کسی هم پیدا می شد واز ابوذر پیامبرهم چیزی می گفت ومی نوشت!

    محصولی . تامین کننده هزینه های انتخاباتی احمدی نژاد
    سابقه پاسداربا حقوقی چندهزارتومانی
    بعدا همکا ر حاج محمود!دراردبیل در دوره استانداری
    بعدابرخوردار از رانتهای ساخت انبوه مسکن
    بعدا اقراردرکمیسیون مجلس که 400 فقط میلیارد سرمایه دارد نه بیشتر
    بعدا وزیر
    بعدابرکنار
    بعدا…!!

    چه عدالتی دارد این پدیده هزاره سوم!