حکومت داری را از علی(ع) بیاموزیم
چکیده :بپرهیز از خونها و خونریزیهای به ناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردمپردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریختهاند.پسمباد که حکومتخود را با ریختن خون حرام تقویت کنی...
کلمه-گروه معارف: گویی روش حکومت داری علی (ع) میراثی است که از 1400 سال پیش به ما رسیده است. میراثی ارزشمند که می تواند چراغ راه باشد و ترازویی که میزان عمل به آن را در جامعه امروز با آن سنجید.
بخش کوچکی از این روش حکومت داری را می توان در نهج البلاغه یافت به طوریکه باید امروز نهجالبلاغه را از کتابخانهها به صحنه عمل آوریم.
این موضوع آنقدر ارزشمند است که نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر به عنوان تنها مرجع عدالت گستر در سازمان ملل ثبت شده است…
بخش های از نهج البلاغه که نحوه حکومت داری امام علی را نشان می دهد در پی این متن می آید:
هرگز به خشمی، که از آنت امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیرساختهاند و باید فرمان من اطاعتشود. زیرا، چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست. هرگاه، از سلطه و قدرتی که در آن هستی در تو نخوتی یا غروری پدید آمد به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را بر آنها توانایی نیست. این نگریستن سرکشی تو را تسکین میدهد و تندی و سرافرازی را فرو میکاهد و خردی را که از تو گریختهاست به تو باز میگرداند….
هر که بر بندگان خدا ستم کند، افزون بر بندگان، خدا نیز خصم او بود.
هیچ چیز چون ستمکاری، نعمتخدا را دگرگون نکند و خشم خدا را برنینگیزد، زیرا خدا دعای ستمدیدگان را میشنود و در کمین ستمکاران است.
برای دیدار با ایشان به مجلس عام بنشین، مجلسی که همگان در آن حاضرتوانند شد و، برای خدایی که آفریدگار توست، در برابرشان فروتنی نمایی و بفرمایتا سپاهیان و یاران و نگهبانان و پاسپانان به یک سو شوند، تا سخنگویشان بیهراسو بیلکنت زبان سخن خویش بگوید.که من از رسول الله(صلی الله علیه و آله) بارها شنیدم که میگفت:پاک و آراسته نیست امتی که در آن امت، زیردست نتواند بدونلکنت زبان حق خود را از قوی دستبستاند.پس تحمل نمای، درشتگویی یا عجزآنها را در سخن گفتن.و تنگ حوصلگی و خودپسندی را از خود دور ساز تا خداونددرهای رحمتش را به روی تو بگشاید و ثواب طاعتش را به تو به هر حال، روی پوشیدنت از مردم به دراز نکشد، زیرا روی پوشیدن والیان ازرعیتخود، گونهای نامهربانی استبه آنها و سبب میشود که از امور ملک آگاهیاندکی داشته باشند.اگر والی از مردم رخ بپوشد، چگونه تواند از شوربختیها ورنجهای آنان آگاه شود.آن وقت، بسا بزرگا، که در نظر مردم خرد آید و بسا خردا، کهبزرگ جلوه کند و زیبا، زشت و زشت، زیبا نماید و حق و باطل به هم بیامیزند.
زیرا والی انسان است و نمیتواند به کارهای مردم که از نظر او پنهان مانده، آگاه گردد. و حق را هم نشانههایی نیست که به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود.و تویکی از این دو تن هستی:یا مردی هستی در اجرای حق گشادهدست و سخاوتمند، پس چرا باید روی پنهان داری و از ادای حق واجبی که بر عهده توست دریغ فرماییو در کار نیکی، که باید به انجام رسانی، درنگ روا داری.یا مردی هستی کههیچ خواهشی را و نیازی را برنمیآوری، در این حال، مردم، دیگر از تو چیزینخواهند و از یاری تو نومید شوند، با اینکه نیازمندیهای مردم برای تو رنجیپدید نیاورد، زیرا آنچه از تو میخواهند یا شکایت از ستمی است یا درخواست عدالت در معاملتی.
و بدان، که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتریجوییو گردنکشی است و در معاملتبا مردم رعایت انصاف نکنند.ریشه ایشان را با قطعموجبات آن صفات قطع کن.به هیچیک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را بهاقطاع مده، مبادا به سبب نزدیکی به تو، پیمانی بندند که صاحبان زمینهایمجاورشان را در سهمی که از آب دارند یا کاری که باید به اشتراک انجام دهند، زیانبرسانند و بخواهند بار زحمتخود بر دوش آنان نهند.پس لذت و گوارایی، نصیبایشان شود و ننگ آن در دنیا و آخرت بهره تو گردد.اجرای حق را درباره هر که باشد، چه خویشاوند و چه بیگانه، لازم بدار و در این کار شکیبایی به خرج ده که خداوندپاداش شکیبایی تو را خواهد داد.هر چند، در اجرای عدالت، خویشاوندان و نزدیکانتو را زیان رسد. پس چشم به عاقبت دار، هر چند، تحمل آن بر تو سنگین آید کهعاقبتی نیک و پسندیده است.
اگر رعیتبر تو به ستمگری گمان برد، عذر خود را به آشکارا با آنان در میانه نه وبا این کار از بدگمانیشان بکاه، که چون چنین کنی، خود را به عدالت پرودهای و بارعیت مدارا نمودهای. عذری که میآوری سبب میشود که تو به مقصود خود رسیو آنان نیز به حق راه یابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روی برمتاب که خشنودی خدای در آننهفته است.صلح سبب بر آسودن سپاهیانتشود و تو را از غم و رنجبرهاند وکشورت را امنیتبخشد.ولی، پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیکبرحذر باش.زیرا دشمن، چه بسا نزدیکی کند تا تو را به غفلت فرو گیرد.پسدوراندیشی را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه و اگر میان خود و دشمنتپیمان دوستی بستی و امانش دادی به عهد خویش وفا کن و امانی را که دادهای، نیک، رعایت نمای.
در برابر پیمانی که بستهای و امانی که دادهای خود را سپر ساز، زیرا هیچ یک ازواجبات خداوندی که مردم با وجود اختلاف در آرا و عقاید، در آن همداستان وهم رای هستند، بزرگتر از وفای به عهد و پیمان نیست.حتی مشرکان هم وفای بهعهد را در میان خود لازم میشمردند، زیرا عواقب ناگوار غدر و پیمان شکنی رادریافته بودند.پس در آنچه بر عهده گرفتهای، خیانت مکن و پیمانت را مشکن وخصمت را به پیمان مفریب.زیرا تنها نادانان شقی در برابر خدای تعالی، دلیری کنند.
خداوند پیمان و زینهار خود را به سبب رحمت و محبتی، که بر بندگان خود دارد، امان قرار داده و آن را چون حریمی ساخته که در سایهسار استوار آن زندگی کنند و بهجوار آن پناه آورند.پس نه خیانت را جایی برای خودنمایی است و نه فریب را و نهحیلهگری را.پیمانی مبند که در آن تاویل را راه تواند بود و پس از بستن و استوارکردن پیمان برای بر هم زدنش به عبارتهای دو پهلو که در آنها ایهامی باشد، تکیهمنمای.و مبادا که سختی اجرای پیمانی که بر گردن گرفتهای و باید عهد خدا را در آنرعایت کنی، تو را به شکستن و فسخ آن وادارد، بیآنکه در آن حقی داشته باشی.
زیرا پایداری تو در برابر کار دشواری که امید به گشایش آن بستهای و عاقبتخوششرا چشم میداری، از غدری که از سرانجامش بیمناک هستی بسی بهتر است.و نیز بهاز آن است که خداوندت بازخواست کند و راه طلب بخشایش در دنیا و آخرت بر توبسته شود.
بپرهیز از خونها و خونریزیهای به ناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردمپردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریختهاند.پسمباد که حکومتخود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونینه تنها حکومت را ناتوان و سستسازد، بلکه آن را از میان برمیدارد یا به دیگرانمیسپارد.اگر مرتکب قتل عمدی شوی، نه در برابر خدا معذوری، نه در برابر من، زیراقتل عمد موجب قصاص میشود.اگر به خطایی دچار گشتی و کسی را کشتی یاتازیانهات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حد درگذرانید یا به مشت زدن و یابالاتر از آن، به ناخواسته، مرتکب قتلی شدی، نباید گردنکشی و غرور قدرت تومانع آید که خونبهای مقتول را به خانوادهاش بپردازی.
از خودپسندی و از اعتماد به آنچه موجب اعجابتشده و نیز از دلبستگی بهستایش و چربزبانیهای دیگران، پرهیز کن، زیرا یکی از بهترین فرصتهای شیطاناستبرای تاختن تا کردارهای نیکوی نیکوکاران را نابود سازد.زنهار از اینکه بهاحسان خود بر رعیت منت گذاری یا آنچه برای آنها کردهای، بزرگش شماری یا وعدهدهی و خلاف آن کنی.زیرا منت نهادن احسان را باطل کند و بزرگ شمردن کار، نورحق را خاموش گرداند و خلف وعده، سبب برانگیختن خشم خدا و مردم شود.
خدای تعالی می فرماید:خداوند سختبه خشم میآید که چیزی بگویید و به جاینیاورید.
از شتاب کردن در کارها پیش از رسیدن زمان آنها بپرهیز و نیز، از سستی در انجامدادن کاری که زمان آن فرا رسیده است و از لجاج و اصرار در کاری که سررشتهاش ناپیدا بود و از سستی کردن در کارها، هنگامی که راه رسیدن به هدف باز و روشناست، حذر نمای.پس هر چیز را به جای خود بنه و هر کار را به هنگامش به انجامرسان.
و بپرهیز از اینکه به خود اختصاص دهی، چیزی را که همگان را در آن حقی استیا خود را به نادانی زنی در آنچه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاهاند.زیرابزودی آن را از تو میستانند و به دیگری میدهند.زودا که حجاب از برابر دیدگانتبرداشته خواهد شد و بینی که داد مظلومان را از تو میستانند.به هنگام خشمخویشتندار باش و از شدت تندی و تیزی خود بکاه و دستبه روی کس بر مدار وسخن زشتبر زبان میاور و از اینهمه، خود را در امان دار باز ایستادن ازدشنامگویی و به تاخیرافکندن قهر خصم، تا خشمت فرو نشیند و زمام اختیارت بهدستت آید، و تو بر خود مسلط نشوی مگر آنگاه که بیشتر همتیاد بازگشتبهسوی پروردگارت شود.
بر تو واجب آمد که همواره به یاد داشته باشی، آنچه که بر والیان پیش از تو رفتهاست، از حکومت عادلانهای که داشتهاند یا سنت نیکویی که نهادهاند یا چیزی ازپیامبر، (صلی الله علیه و آله)که آوردهاند یا فریضهای که در کتاب خداست و آن رابرپای داشتهاند.پس اقتدا کنی به آنچه ما بدان عمل میکردهایم و بکوشی تا از هر چهدر این عهدنامه بر عهده تو نهادهام و حجتخود در آن بر تو استوار کردهام، پیرویکنی، تا هنگامی که نفستبه هوا و هوس شتاب آرد، بهانهای نداشته باشی.و جزخدای کس نیست که از بدی نگهدارد و به نیکی توفیق دهد.
از وصایا و عهود رسول الله(صلی الله علیه و آله)با من ترغیب به نماز بود ودادن زکات و مهربانی با غلامانتان.و من این عهدنامه را که برای تو نوشتهام بهوصیت او پایان میدهم و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
از خدای میطلبم که به رحمت واسعه خود و قدرت عظیمش در برآوردن هرمطلوبی مرا و تو را توفیق دهد به چیزی که خشنودیش در آن است، از داشتن عذریآشکار در برابر او و آفریدگانش و آوازه نیک در میان بندگانش و نشانههای نیک دربلادش و کمال نعمت او و فراوانی کرمش.و اینکه کار من و تو را به سعادت وشهادت به پایان رساند، به آنچه در نزد اوست مشتاقیم. و السلام علی رسول اللهصلی الله علیه و آله الطیبین الطاهرین














بپرهیز از خونها و خونریزیهای به ناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد .يا امير المومنين ادركني!
خیلی ممنون و متشکر . ولی زیباترین و عدالت محورترین جمله نقل شده از حضرت علی (ع) هم اگر رفرنس نداشته باشد چگونه می توان به آن اعتماد کرد .