سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

زینب، زینب، زینب

چکیده :ای اهل کوفه ! ای اهل خدعه و خیانت و خفّت ! گریه می کنید؟! اشکهایتان نخشکد و ناله هایتان پایان نپذیرد. مَثَل شما مَثَل آن زنی است که پیوسته رشته های خود را به هم می بست و سپس از هم می گسست ! پیمانها و سوگندهایتان را ظرف خدعه ها و خیانتهایتان کرده اید...


کاروان زنان و کودکان ، آرام آرام وارد کوفه میشود. کوفه ای که زمانی علی ، غریبانه در مسجدش به رستگاری جاودانه خویش را شهادت داد.

این همه آذین و زیور و هلهله برای چیست ؟

چرا همه چشمها خیره به این کاروان غریب است ؟

به دختران و زنان بی سرپناه !

فریاد میزنی : « ای اهل کوفه ! از خدا و رسولش شرم نمی کنید که چشم به حرم پیامبر دوخته اید؟»

از خیل جمعیتی که به نظاره ایستاده اند ، زنی پا پیش می گذارد و می پرسد : « شما اسیران از کدام فرقه اید؟»

عجب ! این مردم نمی دانند که در فتح کدام جبهه ، در پیروزی کدام جنگ و برای اسارت کدام دشمن پایکوبی می کنند!

نگاهی به اوضاع دگرگون شهر می کنی و پاسخ میدهی :« ما اسیران ، از خاندان محمد مصطفائیم ! »

همین معرفی کوتاه ، پچ پچ و ولوله در میان خلق می اندازد و اندک اندک به بغض تبدیل میشود .

بغض ، مویه و ضجه می گردد آنچنان که سجاد به حیرت می پرسد : « برای ما گریه و شیون می کنید ؟ پس چه کسی ما را کشته است ؟»

زينب جان بهت و حیرت تو نیز کم از سجاد نیست .

رو میکنی به مردان وزنان گریان و فریاد میزنی :« خاموش ! ای هل کوفه ! مردانتان ما را میکشند و زنانتان بر ما گریه می کنند ؟ خدا میان ما و شما قضاوت کند .»

این کلام تو آتش پدید آمده را نه خاموش که شعله ور می کند و گریه شدت می گیرد و تو آغاز میکنی :

“بسم الله الرحمن الرحیم

ای اهل کوفه !

ای اهل خدعه و خیانت و خفّت !

گریه می کنید؟!

اشکهایتان نخشکد و ناله هایتان پایان نپذیرد. مَثَل شما مَثَل آن زنی است که پیوسته رشته های خود را به هم می بست و سپس از هم می گسست !

پیمانها و سوگندهایتان را ظرف خدعه ها و خیانتهایتان کرده اید.

چه دارید جز لاف زدن، جز فخر فروختن، جز کینه ورزیدن، جز دروغ گفتن، جز چاپلوسی کنیزکان و جز سخن چینی دشمنان ؟!

به سبزه ای می مانید که بر مزبله و سرگینگاه روئیده است و نقره ای که مقبره های عفن را آذین کرده است.

وای بر شماکه برای قیامت خود ، چه بد توشه ای پیش فرستاده اید و چه بد تدارکی دیده اید.خشم و غضب خداوند را برانگیخته اید و عذاب جاودانه اش را به جان خریده اید.

گریه می کنید؟!

به خدا که شایسته گریستنید.

گریه هاتان افزون باد و خنده هاتان اندک .

دامان جانتان را به ننگ و عاری آلوده کردید که هرگز به هیچ آبی شسته نمی شود. و چگونه پاک شود ننگ و عار کشتن فرزند آخرین پیامبر و معدن رسالت؟

کشتن سید جوانان اهل بهشت . کی که تکیه گاه جنگتان ، پنناهگاه جمعتان، روشنی بخش راهتان ، مرهم زخمهایتان ، درمان دردهایتان ، آرامش دلهایتان و مرجع اختلافهایتان بود.

چه بد توشه ای راهی قیامتتان کردید و بار چه گناه بزرگی را بر دوش گرفتید.

مرگتان باد .

و ننگ و نفرین و نفرت بر شما.

در این معامله ، سرمایه هستی خود را به تاراج دادید.

بریده باد دستهایتان که خشم و غضب خدا را به جان خریدید و مهر خفت و خواری و لعنت و درماندگی را بر پیشانی خود ، نقش زدید.

می دانید چه جگری از محمد مصطفی شکافتید؟

چه پیمانی از او شکستید ؟

چه پرده ای از او دریدید ؟

چه هتک حیثیتی از او کردید ؟

و چه خونی از او ریختید ؟

کاری بس هولناک کردید ، آنچنان که نزدیک بود آسمان بشکافد ، زمین متلاشی شود و کوهها از هم بپاشد.

مصیبتی غریب به بار آوردید .

مصیبتی سخت ، زشت ، بغرنج ، شوم و انحراف برانگیز. مصیبتی به عظمت زمین و آسمان.

شگفت نیست اگر که آسمان در این مصیبت ، خون گریه کند.

و بدانید که عذاب آخرت ، خوار کننده تر است و هیچ کس به یاری برنمی خیزد.

پس این مهلت خدا شما را خیره و غره نکند . چرا که خدای عزوجل از شتاب در عقاب ، منزه است و از تأخیر در انتقام نمی هراسد.

انَّ ربّک لبالمرصاد.

به یقین خدا در کمینگاه شما ست…”


12 پاسخ به “زینب، زینب، زینب”

  1. hoda گفت:

    دوستان لطفا ماخذ و نام مترجم را ذکر کنید، قسمتی از این ترجمه شباهتهایی به ترجمه سید جعفر شهیدی دارد اما نه همه آن
    با تشکر

  2. باران 76 گفت:

    خيلي دردناك و هولناك بود جمله ها و حرف به حرف اين جملات عبرت دردناكي رو براي پيمان شكنان تداعي ميكرد. سلام بر خون خدا و فرياد اسرافيلي او كه در طلب ياور و ناصري براي ياري صلح و حقيقت، هميشه ي تاريخ رو بيدار و زنده گرداند .

  3. علي گفت:

    ايا كسي هم به مادران وخواهران كساني كه براي0 ازادي وحريت در اين مملك بلا زده كشته شده اند ناله وزاري ميكند ايا اينها هم بنده خدا نيستند مگر چه فرقي بين انها وساير انسناهااست مگر امام حسين يك بنده خدا نبود مگر او هم در مقابل ظلم نايستاد

  4. حسن گفت:

    خدایا
    چنان کن که کوفی نباشم !

  5. دوست گفت:

    امان از دل زينب !واي بركوفيان !چه خفت بار است اين ننگي كه بر پيشانيشان خورده است .خدايا ما رااز كوفيان زمانه قرار مده.آمين

  6. سبز گفت:

    “پس این مهلت خدا شما را خیره و غره نکند . چرا که خدای عزوجل از شتاب در عقاب ، منزه است و از تأخیر در انتقام نمی هراسد”

    این جمله قابل توجه افرادی که فعلا با تکیه بر قدرت میزنند میکشند دروغ میگویند وتهمت میزنند و از هیچ کس هراسی ندارن . صبر خدا زیاده و انتقامش سخت .مواظب خودتون باشید

  7. ناشناس گفت:

    agha manbae in neveshte chiye , lotfan manba va makhaze in sokhanane hazrate zynab ro bedin , ma baraye be eshterak gozari matlab niyaz be manba darim . lotfan manba ro sahih va daghigh zekr konid

  8. سبز سبز گفت:

    چه بد توشه اي راهي قيامتتان كرديد!!!!!!!! به يقين خدا در كمين گاه شماست

  9. بسیجی گفت:

    مـــن بسیجــی ام . وخــدا مـیدانــد کـه هنـــوز حنجـــره ام را نفــروختـــه ام……

    ای جـانثاران حسیــن یارتان
    بـاشد خـداوند نگــــه دارتان

    نمـیدانم چگـونه مـیتوانم کمکـتان کنــم. در حـد تـوانم اطــلاع رســانی میکنم. امــا آیـا همیــن کـافی است ؟؟!
    آیـا آدرس وب سـایتهـا محفـوظ میماند ؟؟
    کلمه: متشکر دوست عزیز. بله

  10. جیگردارنژاد گفت:

    ما اهل کوفه نیستیم محمود تنها بماند!

  11. ناشناس گفت:

    عرض سلام به همه ی دوستان .عزاداري ها قبول ؛سند خطبه حضرت زينب :بحار الانوار جلد 43