سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مراجع عالیقدر! شما را به مقدسات قسم، حکم خدا را بگویید...

مراجع عالیقدر! شما را به مقدسات قسم، حکم خدا را بگویید

چکیده :شما را به مقدسات سوگند می دهم حکم خدا را اعلام فرمائید در خصوص زوج های جوانی که با اتهامات و دلایل بی اساس و واهی، ماه های طولانی است همسران خود را ندیده اند و این در حالی است که زندانیان سیاسی، تنها به جرم اندیشۀ حق خواهی حتی از تماس تلفنی، مرخصی، ملاقات حضوری و دیگر حقوق اولیۀ هر زندانی نیز محرومند.شما را به خدا مشخص فرمائید آیا شریعت مقدس اسلام می پسندد که احکام و مجازات هائی سنگین بر اساس اعترافاتی تحت فشار و انفرادی و ... برای انسان هایی تعیین نمایند که بی گناهی آنها بر همگان آشکار...


مریم شربتدار قدس، همسر فیض الله عرب سرخی، عضو  دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در نامه ی دوم خود خطاب به علما و مراجع ضمن خوشحالی از واکنش های اخیر ایشان که نشان از بی تفاوت نبودنشان نسبت به همه  ظلم هایی که این روزها بر اسیران جنبش سبز و خانواده هایشان می رود اظهار داشته است: خدا شاهد است حقیر که خود نیز در حال پرداخت تاوان سنگین حمایت سی و اندی ساله از این نظام هستم، از غصۀ جوان هایی که بیش از یک سال و نیم است از همسرانشان دور بوده و مادرانی که در سجاده های خود، یادگارهائی از اسیرانشان داشته و نیز کودکانی که هر شب با عکس پدر یا مادر زندانی خود بر دیدگان گریانشان به خواب می روند، به قدری پریشان و غمگینم که حاضرم به تنهائی به جای همۀ زندانیان سیاسی، سالیان سال هجران و دوری از همسر در بندم را که از خانوادۀ شهدای جنگ تحمیلی است، تحمل کنم و در مقابل، تمامی این عزیزان را در کنار خانواده هایشان ببینم و در شگفتم که عاملین و بانیان اصلی این مظالم چگونه می توانند در کنار خانواده و دلبندانشان آرام گرفته و شب را بی دغدغه صبح کرده و نام مسلمان بر خود نهند؟

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته است بدین شرح است:

محضر مبارک آیات عظام، مراجع عالی قدر، علمای اعلام و فقهای گرانقدر اسلام

سلام علیکم

دومین نامه را به پیشگاه شما علمای بزرگوار به عنوان تنها مرجع تظلم و حق خواهی که برایمان در این کشور مانده است، در حالی می نگارم که نه تنها ایران عزیزمان بلکه بسیاری از کشورهای منطقه، دستخوش حوادث و جریاناتی سرنوشت ساز بوده و موجی اجتناب ناپذیر از نقاط مختلف دنیا برخاسته و طوفان هایی را رقم زده است.

در شرایط دشوار کنونی، علی رغم تأکید آیات شریفۀ قرآن و توصیه های مکرر دینی مبنی بر عبرت آموزی از تاریخ و سرنوشت پیشینیان و بر حذر داشتن انسان ها از تکرار آزموده های نامیمون و ناموفق گذشته، مع الاسف شاهد اتفاقات ناگواری هستیم که خدای ناکرده اگر استمرار یابد، نه تنها سکون و آرامش، رؤیای طولانی این مرز و بوم خواهد شد که بیم آن می رود کلام و دین خدا نیز قربانی منافع و مطامع شخصی افرادی شود که ضرباتشان را با نام دین بر پیکر اسلام وارد می آورند.

گرامیان !

پس از نامه ها و دیدارهایی که خانواده های زندانیان سیاسی با شما پدران مهربان داشته اند، خوشبختانه تفقدات و اعلام مواضع روشنگرانه تان مطلع امیدی شد تا بدانیم هنوز هستند دلسوزانی که درک می کنند رنج مادران و کودکان و همسران بی گناهی را که گویا قرار است برای دومین سال متوالی، ایام نوروز را دور از عزیزانشان بوده و هنگام تحویل سال ، کنار سفره ای که با “سین” ستم ، خالی از سبزه و سنبل است ، با چشمانی خونبار دعای “یا مقلب القلوب” بخوانند و پیام های تبریک افرادی را گوش کنند که خود در کنار عزیزانشان هستند.

آقایان !

شما خود قضاوت کنید کودکان معصومی که سهمشان از شادی میلاد پیامبر مکرم اسلام (ص) و دیگر معصومین علیهم السلام، تنها تعطیلی و محرومیت از ملاقات های کابینی بسیار کوتاه هفته ای یک بار آنهم از پشت شیشه ها است، چه احساسی باید نسبت به پیامبر آشتی و رحمت داشته باشند که خدا در موردش فرموده :

“فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظأ غلیظ القلب لانفضوا من حولک …

مراجع عالیقدر !

شما را به مقدسات سوگند می دهم حکم خدا را اعلام فرمائید در خصوص زوج های جوانی که با اتهامات و دلایل بی اساس و واهی، ماه های طولانی است همسران خود را ندیده اند و این در حالی است که زندانیان سیاسی، تنها به جرم اندیشۀ حق خواهی حتی از تماس تلفنی، مرخصی، ملاقات حضوری و دیگر حقوق اولیۀ هر زندانی نیز محرومند.

شما را به خدا مشخص فرمائید آیا شریعت مقدس اسلام می پسندد که احکام و مجازات هائی سنگین بر اساس اعترافاتی تحت فشار و انفرادی و … برای انسان هایی تعیین نمایند که بی گناهی آنها بر همگان آشکار است؟

لطفأ مشخص فرمائید آیا کمک به خانواده های بی پناه زندانیان سیاسی نیز مانند هر امداد و کمک رسانی به هم نوع، امری نه تنها پسندیده که فریضه است یا گناه و جرمی نابخشودنی

بزرگواران !

زندانیان بی گناهی در زندان ها و بازداشتگاه های رسمی و غیر رسمی ، اعم از اوین و رجائی شهر و… هستند که با محرومیت از ابتدائی ترین حقوق مسلم یک زندانی، روزها و شب ها را می شمارند تا احکامی که ناجوانمردانه برایشان صادر شده به پایان رسد و این تنها بخشی از ماجراست که روی دیگر سکه نیز حکایت رنج ها و مشقات خانواده های آنهاست که با انواع فشارهای اجتماعی، اقتصادی، شغلی و حتی روانی روبرو هستند.

خدا شاهد است حقیر که خود نیز در حال پرداخت تاوان سنگین حمایت سی و اندی ساله از این نظام هستم، از غصۀ جوان هایی که بیش از یک سال و نیم است از همسرانشان دور بوده و مادرانی که در سجاده های خود، یادگارهائی از اسیرانشان داشته و نیز کودکانی که هر شب با عکس پدر یا مادر زندانی خود بر دیدگان گریانشان به خواب می روند، به قدری پریشان و غمگینم که حاضرم به تنهائی به جای همۀ زندانیان سیاسی، سالیان سال هجران و دوری از همسر در بندم را که از خانوادۀ شهدای جنگ تحمیلی است، تحمل کنم و در مقابل، تمامی این عزیزان را در کنار خانواده هایشان ببینم و در شگفتم که عاملین و بانیان اصلی این مظالم چگونه می توانند در کنار خانواده و دلبندانشان آرام گرفته و شب را بی دغدغه صبح کرده و نام مسلمان بر خود نهند؟

بزرگان !

حتمأ شما مردان خدا نیز شعارهای سخیف مرگ طلبی برای افراد خدوم و صدیق ملت را از تریبون های رسمی و علنی شنیده و با اطلاع از حصر خانگی و حبس غیر قانونی خدمتگزاران این مملکت، فشار این حرکات ضد اسلامی و غیر انسانی را بر قلب های خود حس کرده اید، پس آیا نباید نگران بود که دایرۀ محدودیت ها و رفتارهای ناشایست، گسترش یافته و هر روز گریبان تعداد بیشتری را بگیرد؟

آیا بیم آن نمی رود که در آینده ای نه چندان دور، شما بزرگان و عالمان دین را نیز در این دایره قرار داده و از اسلام و مسلمانی هیچ باقی نگذارند؟

پس سکوت را بشکنید و نگذارید زنگار بی خبری بیش از این دل هائی را مکدر سازد که هنوز نور خدا در آنها به خاموشی نگرائیده و رهنمودهای شما عزیزان را شنیده و می پذیرند.

شما را به خدا به داد زندانیان و خانواده های مظلومشان برسید پیش از آنکه ارادۀ صاحب اصلی اسلام بر عذابی الیم تعلق گیرد که او هر چه امر کند همان شود “إنما أمره إذا أراد شیئأ أن یقول له کن فیکون”

بار دیگر در خاتمه از جسارتی که به محضر شریفتان داشته ام پوزش طلبیده و سربلندی و عزت اسلام و مسلمین را از درگاه خدای تبارک و تعالی خواهانم.

ألاسلام یعلو ولا یعلی علیه

بندۀ کوچک خدا

مریم شربت دار قدس


16 پاسخ به “مراجع عالیقدر! شما را به مقدسات قسم، حکم خدا را بگویید”

  1. ناشناس گفت:

    kar az in harfa gozashte

  2. ناشناس گفت:

    enghlab moshkel ra haj ne mi konad

  3. سید روح الله گفت:

    قسم به عصمت زهرا
    قسم به خون حسین
    اگر این حکومت جایر توطئه ای شیطانی برای سروران مظلوم ما در ذهن داشته باشد
    ملت شهید پرور با آنها همان معامله ای را می کند که مختار با ابن زیاد

  4. فرهاد گفت:

    اندکی صبر سحر نزدیک است

  5. مهیار گفت:

    از آنان که می ترسند درخواست یاری ره به جایی نمی برد. منتظری که رفت آخرین مرجع شجاع نیز رفت

  6. یا علی گفت:

    زنده باد مخالف من

  7. ایرانی از استکهلم گفت:

    شما با ایمان و بنده ی بزرگ خدا هستی.

  8. داوود گفت:

    کاش مراجع کاری کنند این همه سکوت روا نیست

  9. رضا گفت:

    .ارزوی ما ازادی عزیزان دربند است….بی شک امسال به جای کار مضاعف …ظلم مضاعف بود…خواهرم ..اللهم فک کل اسیر ….این نجوای ما با خداست

  10. مهرداد نصرتی مهرشاعر گفت:

    سلام علیکم
    اصنافا مرجع عالیقدر شیعه درک روشنی از قضایا دارند .درکی که به اعتبار آن ، مردم به ایشان مراجعه کرده و مسائل خود را از آنان استعلام می کنند و بواسطه اطمیانانی که به آنان دارند نام آنان و یاد آنان را بزرگ می شمارند و آنها را محل اعتماد برای وصول و تحویل وجوهات نیز می دانند . لذا به وضوح می دانیم که بزودی زود و شاید همین امروز تکلیف الهی خود را ادا کرده و با حقگویی ، شجاعت را که یکی از وجوهات و ممیزات مرجعیت نسبت به غیر آن است به عرصه ظهور می آورند تا بدینسان بر صحت اعتماد مردم به ایشان مهر تاییدی دوباره بزنند . /انشالله / و غیر از این مباد که خدای ناکرده یقین از ایشان رفع و موجب موضع تهی کردن خویش می گردند . والله بصیر بما یعملون

  11. مرد سبز گفت:

    چندیست عوامل تندرو حکومت آقای خامنه ای را همان سید خراسانی می دانند و با اتکا به این استدلال پوچ تلاش دارند مخالفان حکومت را دشمن امام زمان و خدا دانسته و قتل العام آنها را واجب بداند. …

  12. نواب گفت:

    من نمی خواهم توجیه کنم قاتل این جوان شیرازی هرکسی است خدا ازش نگذره و انشاء در دام عدالت گرفتار شود ولی حرف من این است که اگر در یک دهی یک دعوای خانودگی رخ دهد ممکن است عوارضی حتی در حد یک قتل به دنبال داشته باشد وقتی یک تجمعاتی غیرقانونی شکل می دهید باید بدانید ممکن است آدم هایی از آب گل الود ماهی بگیر وارد میدان شوند و به کسی صدمه بزنند، ممکن است در گیر و دار درگیری تصادفی رخ دهد و به کسی آسیب برسد، ممکن است کسی زیر دست و پاسی جمعیت آسیب ببیند و…منظورم این است که مسئول این خون ها کسانی اند که فراخوان تجمع می دهند واگر معتقدند این تجمعات حق است پس باید پای تاوان هم بایستند.

  13. احسان گفت:

    اقايان مراجع غير حكومتي كه تا كنون سكوت نموده اند
    پاسخ فرمايند.
    انهمه سخنان درباره مبارزه كردن با ظلم و فساد فقط وظيفه مردم است؟

  14. مهرداد نصرتی مهرشاعر گفت:

    سلام / پیش از این مقاله ای را در سایتهای سبز منتشر کردم با عنوان “اهمیت ورود مراجع ” که به فراخور شرایط حال با اجازه ادمین های محترم کلمه ، متن آن را در اینجا می آورم / امید است مراجع بزرگوار تقلید هر چه سریعتر به فریاد دل مردمشان برسند که در واقع پاسخ به ندای هل من ناصر ینصرنی اسلام است / والسلام علی من اتبع الهدی / مهرداد نصرتی مهرشاعر
    ——————————————————————————————————————————————————————————-
    تاریخ تولد اعتقاد به دین در جوامع مختلف انسانی و بخصوص در جوامع شرقی عملا روزی است که آدم ( ع) بواسطه تبعیت از هوای نفس و وسوسه شیطان به جاودانگی ، از بهشت برین بر زمین هبوط نمود.
    در طول قرون و اعصاری که از روز تولد او می گذرد تا کنون ، اگرچه اعتقاد دینی بارها و بارها ظاهر خود را تغییر داده است اما در باطن همیشه همان بوده که اکنون هست و همواره در کنار این اعتقادات، مردمانی بوده اند که کسی را بعنوان راهنما در اموری پذیرفته اند که خود قدرت استنباط احکام هدایتی آن را در خود احساس ننموده اند.
    ژرفای این اعتقاد در تاریخ می تواند در کنار فطرت “نیاز به راهنما و هدایتگر” از عوامل اصلی فرمانپذیری انسان نسبت به احکامی گردد که به این نام از سوی ایشان بر او حکم می گردد.
    و البته کم هم نبوده اند کسانی که از این خصوصیات فطری و اکتسابی کمال سوء استفاده را نموده و ژرفناک این اعتقادات را مستمسک حل مشکلات شخصی و نفسانی خویش نموده اند .
    لیکن باید پذیرفت آنجا که راهنمای دینی وظیفه خود را بخوبی شناخته و کوچکترین گامی در انحراف بسوی مطامع نفسانی را بر خود حرام کرده است ، تعهد ناگزیر سایرین به تبعیت ، عامل حرکت های اجتماعی بزرگی شده که رازهای آن انقلابات در دل تاریخ محفوظ و در کنار آن بخشی نیز برای عبرت در اختیار دانش بشری هر عصر و زمان قرار گرفته است.
    باید دانست که همین تذکرات مکرر انقلابات اصلاحی و تاریخچه آنان و شرح احوال انقلابیون در قران ، نهایتا باعث شد تا عده ای این کتاب را مجموعه ای از قصص بدانند لیکن همچنین باید پذیرفت که ضرورت تکرار و تذکر همین موفقیت ها و شکست ها برای انسان حاضر و تاثیر نافع آن بر گامهای بعدی بوده است که موجب این همه تائید و تاکید بر بررسی سرگذشت و سرنوشت اقوام پیشین در کتاب خدا شده است.
    حال که چند جمله ای در این باب ، تمام آن شرح حال ها را در دل و جان ما تازه کرده است می خواهیم به عصر حاضر و شرایط فعلی خود برگشته و به بعد تاثیر گذاری راهنمایان دینی بر جنبش های اجتماعی و اصلاح طلبانه با توجه به آن پشتوانه عظیم تاریخی و فطری بپردازیم . اگرچه این بحث ، هرگز مانعی بر پذیرش تاثیر گذارانی که فارغ از سایه لوای دین به وظیفه اصلاح امر یک امت و ملت پرداخته اند نخواهد بود و جایگاه ایشان نزد تاریخ محفوظ است.
    انقلاب اسلامی ایران که از جمله ” انقلابات در سایه لوای دین” بود در سال پنجاه و هفت به ثمر نشست و رهبری دینی بار دیگر قدرت برانگیزاننده خود را به رخ تاریخ بشریت کشاند در حالیکه همزمان و در کنار آن ، شعارهای حقوق بشری و دمکراسی خواهانه انقلاب، عامل کمکی بود تا همدلی حداکثریی را در انقلابیون ایجاد نموده و خودبخود عمق تاثیرگذاری را افزایش دهد.
    از آنجا که لازمه عبور زمان تغییر است علیرغم همه تلاشی که از روز بیست و دوم بهمن آن سال به این سو توسط دلسوزان واقعی این انقلاب ژرف انجام گرفت مرور زمان ، عام الشمول بودن خود را به رقیب واگذار نکرد و متاسفانه تغییرات بسوی آنتروپی گریز ناپذیر جوامع انسانی کار خود را کرد.
    تاریخ تولد عصیان برعلیه این آنتروپی هرگز خرداد 1388 نبود بلکه تاریخ تولد زمانی بود که جامعه به این باور رسید که سکوت و رضا به داده دادن متضمن تحریف ابدی جریان آن انقلاب خواهد بود و این واقعه بسیار پیشتر رخ داده بود.
    این گردن ننهادن بر روال فروریزی نظم و این طغیان برعلیه غول هزار سر انحراف از شعارهای اولیه ، آنک خود انقلاب جدیدی بود بر علیه آنچه می رفت تا خویش را بعنوان شرایط حاکم و ناگزیر معرفی کند و توقعات فرمانپذیری را یکی پس از دیگری به عرصه انجام رساند.
    آگاهی جمعی در هرکجا به این باور رسد که زمان ، زمان تحول است سیل خروشان جمعیت را در پی خواهد داشت و اینبار در واقع این حرکت اصلاح طلبانه به سمت بازگشت به سوی اصول و مطالبه ” اصولگرایی حقه ” به جریان افتاد لیکن متاسفانه اینبار و تا اینجا این حرکت چنان که باید و شاید پشتوانه تاریخی و لازمه خود را از سوی مراجع و راهنمایان دینی پیدا نکرده است و شاید بتوان گفت که علت اصلی رفتار کج دار و مریز این جنبش و خروش نیز همین بوده است.
    در برهه ای از زمان حضور مرجعی که از ابتدای عمر مبارک خویش به ” آمر بالمعروف ” و ” ناهی عن المنکر” مشهور بود می رفت تا استواری و هدایتگری جنبش اصلاحی اصولگرایانه را بردوش گیرد که متاسفانه اجل امان نداد و از دست رفتن این ستون بزرگ برای این خیمه نو بنیاد ،ضایعه ای عظیم را برای این حرکت به وجود آورد که صد البته در باب ضایعه مذکور و قصه آن باید گفت : الله اعلم!
    اما آنچه واقعیتی انکارناپذیر می ماند نیاز این حرکت به آن پشتوانه های همیشگی است که اکثریت جنبش های شرقی را همواره هدایت گر بوده است.
    نیاز به دخول مراجع دینی به امر مذکور زمانی بیشتر محسوس می گردد که رفته رفته شاهد عدول انقلاب از مبانی ارزشی می شویم که اساسا پایه گذار آن بوده است .
    پیش از این مقاله ای را در باب سکوت علمای عظام در مقابل تحریف قران کریم در داخل مملکت اسلامی عرضه نمودم لیکن با شیوع جریانی لایتغّیر در برابر تعرضات وارده به ارزش های دینی فی الواقع برای اینجانب سکوت علمای دین مورد تعجب وافر قرار گرفته است.
    گویی نیاز به جنبش اصلاح طلبانه شرقی به رهبر دینی و هم مسیری جریان جنبش با آن رهبران و وظیفه تعریف شده ایشان در معاونت معاون دین و عداوت با عدوی آن راه را بر هرگونه توجیه بسته می بندد و اینجاست که هر آن گمان می رود تا این پرچمداران تاریخی جنبش های مردمی اصلاحی و این پیشگامان عرصه هدایت اجتماعی از حجره سکوت و انتظار خارج شده و میان بند میانداری را بر کمر محکم کنند و آنگاه است که فی الواقع امید تحولات سریع و متواتر ، جایگاه عقلایی می یابد.
    اگرچه هنوز عواملی مانند تفاوت غیر قابل انکار در خواسته های جنبش اصلاح طلبی و معترضین به انحراف ، مانع اصلی ورود جامع علماء به قضیه است اما این مهم را چگونه می توان از نظر دور داشت که رسالت تاریخی آن جمع فرهیخته در حفظ پایه های دین از خطر سستی ، اینک درای حرکت را هر آن بصدا درآورده است و این طائفه همیشه آماده برای هجرت در مسیر رضای حق گزیر و گریزی از شنیدن پژواک آسمان فرجام آن ندارند؟
    مهرداد نصرتی مهرشاعر

  15. رام گفت:

    كدام مراجع كمك ميخواهي از مصباح يا مكارم شيرازي يا نوري همداني كه بحرين را ميبيند اما ايران رانميبيند 300 سال است كه ملت ايران با طناب مراجع داخل چاه شدند اما قدرت و ترس وپول مانع از بوجود امدن شجاعاني چون امام ومدرس ايت الله نوري ميشود بگذاريد اين طناب 300 ساله را دفن كنيم عزيزم اول از خدا بعد از ملت كمك بخواهيد

  16. ناشناس گفت:

    اگر علما و روحانیون طراز اول مملکت و امت اسلامی و تشیع در این برهه از زمان نخواهند اعلان نظر کنند پس کی می خواهند اعلاننظرکنند.از نشانه های فقها نترس بودناست والافقیهی که برای ابراز نظر خود ترس داشتهباشد که فقیه نیست
    آیا آنچه در مملکت می گذرد اسلام است؟
    آیا برخورد با افرادی مثل مهندس موسوی،ایت الله کروبی و امثالهم نشانه حکومتی است که با نام اسلام حکم می راند؟
    آیا قتل و شکنجه هایی کهنمونه آن در صداو سیمانیز اعلام شد براساس احکام اسلام است؟
    آقایانفقها به عنوان یک فرد مسلمان که در گیر پاسخاینسوالات هستیممارا روشن بفرمایید
    نگذارید امید ما از شما منقطع شود.