» کلمه
بحرانهای موجود و امکان وقوع جنبشهای جدید
میرحسین موسوی در آخرین بیانیه ی خود، به مهمترین بحران های موجود در ارزش های حاکم اشاره کرده است، و در آن از بحران هایی سخن رفته است که که اگر دیده نشوند و حاکمیت از بصیرت کافی برای حل آنها برخوردار نباشد، هرکدام به تنهایی می توانند خاستگاه جنبش های عظیمی چون جنبش سبز باشند و یا چه بسا زادگاه جنبشی متفاوت و دگرگون ساز باشند که همه را غافلگیر کنند.
ویژه نامه پیام میرحسین به مناسبت آذر، ماه دانشجو
منتشر کنید / ویژه نامه پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو
تنها نبردی را میبازیم که رهایش میکنیم
مورد برمه درسهای بسیاری هم برای مردم و هم برای حاکمان دارد. جنبشهای مردمی در سراسر دنیا ثابت کردهاند سرکوب و حبس و زندان و شکنجه گامهای بس شکنندهای در راه حکمرانی هستند. تنها آنکه مقاومت را وا مینهد از پا میافتد. پیروزی نهایی از آنِ مردمی است که هیچ ندارند جز ایستادگی و پایداری بر خواستههایشان.مورد برمه نویدی است به تمامی جنبشهای آزادیخواهانهای که با تکیه بر قدرت مردم به پیش میروند و هشداری است برای همه حاکمانی که مردم را نادیده گرفته و به هیچ میانگارند.
یک بار بخوانید، عاشق میشوید
اگر به فرض که هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین (ع) نباشد، بعد آدم یک بار دعای عرفه بخواند، میشود به “حسین” ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ دیوانهاش نشود؟ آیا چنین چیزی امکان دارد؟ یک بار بخوانید، عاشق میشوید…
شکافنده علوم
امام محمد باقر(ع) در کلامی مدعیان محبت اهل بیت(ع) را که نام شیعه بر خود نهادهاند، مورد خطاب قرار داده و میفرمایند: به خدا قسم که شیعهی ما نیست، مگر کسی که خدا را اطاعت نماید و تقوی و پرهیزکاری داشته باشد. پس هر آنکه همچون اعمال امیرالمومنین علی(ع) عمل ننماید و از سنت رسول خدا(ص) پیروی ننماید، محبت او به هیچ کاری نمی آید. به خدا قسم نمیتوان به خداوند نزدیک شد، مگر با طاعت الهی.
دروغ بزرگ دولت
بر صاحبان اندیشه پوشیده نیست که یکی شدن دولت و ملت، مغالطه ی مشهوری است که بنیاد نظام های توتالیتر بر آن استوار است و نظام های توتالیتر بر اساس آن، تلاش می کنند باورها، خواسته ها، تاریخ و حافظه ی ملت را بر سیاست های دولت تطبیق دهند تا با شکل گیری «مردمِ دولتی»، ملت و دولت یکی شود . نیچه ، فیلسوف آلمانی این مغالطه ی مشهور را دروغ بزرگِ دولت نامیده است.
وقتی مجری قانون ناتوان است
آنچه در این ماجرا محل سوال و مذمت است، رفتار نیروی انتظامی و مسئولان نیروی انتظامی است. مسئولیتی که فرماندهان نیروی انتظامی در مصاحبه های خود به آن نپرداخته اند، که عین وظیفه ی نیروی انتظامی در تامین امنیت شهروندان است. بی مسئولیتی ظاهری مردم در چنین صحنه هایی هم، اگرچه در یک قضاوت اخلاقی قابل دفاع نیست اما ناشی از این استدلال است که «در وضعیتی که پلیس در محل حضور دارد و دیگران هم واکنشی ندارند و اصل ماجرا هم معلوم نیست ، من نیز نباید واکنشی نشان دهم.»
آنگاه فتنـــــــــــــهگر شدم
همانها که سی سال پیش شکست این الگو را در زمان شاه دیده و فرجام آن را در انقلاب 57 زیسته بودند، این بار خود دست به کار تکرار همان تجربه شدند. تجربهای که عبارت بود از وارونهنمایی اعتراضات میلیونی مردم به حرکتی از پیش برنامهریزیشده جهت براندازی و انقلاب مخملی با بهرهگیری از القاب و واژگان ایدئولوژیک در سطح زبان. چیزی که برجستهترین وجه آن تبدیل جنبش سبز به «فتنه سال 88» در گفتار رسمی بود. در واقع این گفتار تلاش میکرد با فتنه خواندن آنچه پس از انتخابات در قالب تظاهرات خودجوش، مردمی، میلیونی و مسالمتآمیز 25 خرداد تجلی یافت مرهمی بر زخمهای دهانبازکرده خویش نهد و بار دیگر چینی شکسته مشروعیت خود را بندی تازه زند. پادزهر و دوای این زخم در قالب واژگانی همچون «امتحان»، «خواص»، «بصیرت» و از همه مهمتر «فتنه» ارائه شد و میشود. (از گسترش این واژه به حوزههای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی میگذریم.) این خود نوعی تکرار طنزگونه تاریخ بود برای کسانی که تجربه انقلاب سال 57 را پشتسر گذاشته بودند. چگونه؟
به بهانه ی فیلتر شدن سایت خاتمی
اگر ایجاد محدودیت های ارتباطی و رسانه ای برای میر حسین موسوی، پیش از هر چیز ناشی از اصولگرا بودن او و بیش از همه نشان دهنده ی پایمردی او بر اصولی است که به آن پای بند است و شاخص انحراف سیاست های نظام از خط امام و مشی نخست وزیر مورد تائید امام است؛ این محدودیت – و محدودیت های پیشین !– برای شاخصِ میانه روی و قانون مداری در کشور، فراتر از یک شاخصِ آگاهی بخش، یک هشدار جدی است تا میانه روها از هر دسته و گروه و جناحی دریابند کسانی که گفتمان میانه رو و قانون مدار و قانون گرای خاتمی را هم، حتی در یک سایت شخصی تحمل نمی کنند و به تمام ابزار قانونی وفراقانونی برای حذف او متوسل می شوند، حتماً از هر فرصتی برای مواجهه با میانه روی و قانون مداری بهره خواهند برد و به هر بهانه ای تیشه ای به ریشه ی میانه روی و قانونمداری خواهند زد
ديدار زهرا رهنورد با خانواده شهيد محرم چگيني+ گزارش تصویری
زهرا رهنورد در این دیدار گفت: «تحمل این شرایط بسيار دشوار است . همه این شهدا بی گناه بوده و به ناحق به شهادت رسیده اند و خداوند حق این جوانان را خواهد گرفت . اين جوانان پاک تنها برای احقاق حقوق خود آن هم به صورت مسالمت آمیز و به دور از خشونت اعتراض کردند و مسلما خون بیگناه آنان هیچگاه پایمال نمی شود.»
فتنه اقتصادی
وقتی سرداران خسته از جنگ نرم، شکست انتخاباتی و سیاسی خود را به فتنه سیاسی تعبیر کردند و در پوشش جنگی موهوم، کرده ها و نکرده های خود را به پای این فتنه نوشتند؛ معلوم است که باید از اصطلاحی چون فتنه ی اقتصادی نگران شد که به حکم تجربه، کاربرد این واژه در نزد آقایان، نوعی اعتراف پیشاپیش به شکست است و این بار لابد در برنامه های اقتصادی دولت. نگران باید بود که فتنه ی اقتصادی، پیش از هر چیز نشان از وجود حفره ها و رخنه هایی است که در این برنامه وجود دارد و اصل فتنه ی اقتصادی همین بی برنامگی هاست.
فتنـــه نامی هزار فتنه از او
تعابیر مولوی در خصوصِ «فتنهی قدرت»، شنیدنیتر و امروزیترند که در حقیقت، مولوی از فتنهای میگوید که ناشی از قدرت یافتنِ جاهلان و بیاقتداریِ حاکمان و بیسیاستی والیان است. او میگوید: در این فتنه؛ مقام و منصب، جاهلان را به فضاحت میکشاند و مال و ثروت ناکسان را به رسوایی میکشاند. ناکسی که صاحب ثروت میشود با صاحبانِ اصلی، بخل میورزد و آن را به غریبهها میبخشد. گمراهی که صاحب ِحکم میشود، جاه و شوکتِ حکومت و قضاوت را به چاه نابودی میکشاند و جانِ زشتش، جهانسوزی میکند. در این شطرنجِ احمقانه، معلوم است که شاه هم در خانهی بیدق قرار میگیرد و احمقان سرور میشوند و عاقلان هم سر در گلیم.
روزِ مــــردم
برای آنکه گامی برای رهایی از استبداد برداریم ، کافی است « از خود آغاز کنیم » . آن گاه که جا تنگ و وقت درنگ و زمانِ رفتن است ، به جای آن که دیگران را در برداشتن ِ گام هایشان ناامید کنیم و به گام برداشتن آن ها خرده بگیریم و گام هایشان را بشماریم و راه و چاه را به دیگران نشان دهیم ؛ بهتر است ، لازم است ، باید ! از ابوسعید ابوالخیر بیاموزیم و از منبر پایین بیاییم و موعظه را بگذاریم و با مردم همراه شویم .« اگر همه به برداشتن همین یک گام پای بند شویم » و « کنشگری های بی خشونت » را از 25 خرداد و « گامی به پیش » را از ابوسعید ابوالخیر بیاموزیم ، آن گاه کسی نمی تواند 25خرداد را ندیده بگیرد و هیچ کس را یارای آن نخواهد بود – ولو به غلط – از مرگِ جنبش سبز سخن بگوید .
چرا گلستان همیشه سبز است؟
سعدی وعده داده است که « گلستان » همیشه « سبز » خواهد ماند و «گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل» نخواهد کرد و الحق قرن هاست که مردانه بر این عهد ایستاده است … باب اول گلستان « در سیرت پادشاهان » است و سعدی در این فصل بابی بر سیاست عملی گشوده و نکته های ظریفی را در خصوص «سیاست ورزی اخلاقی» آورده است . نکته هایی که هنوز هم تازه می نمایند و هنوز هم می توان با ادبیات سیاسی امروزی از آنها دفاع کرد و آنها را بکار گرفت…
کدام عزت و کدام حکمت؟
کدامین عزت و کدام حکمت در سیاست خارجی ایران حاکم است؟ سیاست خارجی ایران به شدت آلوده به ذلت و بی تدبیری است و به روشنی و بی پرده پوشی منافع عالی کشور و سرنوشت مردم ایران وجه المصالحه بلند پروازی های کودکانه دولت مستقر قرار گرفته است.
زیباییشناسی جنبش سبز
جنبش سبز مردمی در سویه هنری خود مبارزه ای است درباره نشانه سازی از سبزینگی زندگی در مقابل خون رنگی حزب پادگانی. گذار از «خون» به «زندگی» وگذار از «سرخ» به «سبز» در جنبه زیبایی شناختی خود، استخراج زیبایی اسرار آمیز از ارزش زندگی و ارج نهادن به فرصتهایی است که زمانه برای پیشرفت فردی و جمعی و ملی و برای غلبه بر عقبماندگی تاریخی جهل و جمود و استبداد در اختیار نسل حاضر نهاده است.
سیاستهای ویرانگر کنونی را به رفراندوم بگذارید
فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم شما بدون توجه به ما میثاق بین خود و مردم را که رعایت حقوق مردم و حفظ آزادی ها واجرای بدون تنازل قانون اساسی و حق حاکمیت مردم بر سر نوشت خودشان است، رعایت کنید. شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید. چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید. خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟
اندیشیدن به نیندیشیدنی
اما این رویکرد نظری باید با روشهایی متناسب با خود قرین شود تا فهم و مطالعهی دگرگونی سیاسی بر ترازِ دیگری را ممکن سازد. این بخش متکفل ارائهی پیرنگی از یک رویکرد روششناختی است که میتواند آن مبنای نظری را در مقام پژوهش و مطالعهی سیاسی و اجتماعی توانمند سازد.
درباره انحلال دو حزب قانونگرا
انحصارطلبان حاکم درحالی براي انحلال احزاب و تک حزبی کردن نظام سیاسی تلاش می کنند كه به برکت جنبش سبز شرایطی فراهم آمده است که طرف های درگیر منازعه های دهه نخست انقلاب ميتوانند حوادث آن دوره را با رویکرد انتقادی مورد بررسی قرار دهند.
تجربه اقتصاد جنگی در ایران
در شرايط جنگي براي يك دولت بيشترين توجيهها براي دستكاري آمار و پنهانكاري در فرايندهاي تصميمگيري و تخصيص منابع وجود دارد، اما نظام جمهوري اسلامي در آن دوران بر صداقت و شفافيت پاي فشرد و نتايجش را هم دید.
رهنورد:ظلم و ستم به مردم بی پاسخ نمی ماند
زهرا رهنورد پس از شنیدن سخنان مادر امیدیاوری ،از زندانیان حوادث عاشورای تهران ، روزهای آینده را روزهایی پر از روشنایی برای جنبش سبز می بیند و می گوید : سرانجام این روزهای سخت و طاقت فرسا، تمام می شود و جنبش سبز و آرمانهای آن به ثمر می نشیند .همچنین ظلم و ستمی که در این یک سال اخیر بر مردم و جوانان این سرزمین روا گشته بی پاسخ نخواهد ماند .
ايران؛ ائتلافهاي شكننده، ائتلافهاي پايدار
ائتلاف نوعي بازسازي است؛ راهبردي كه همواره ميتواند در بازآرايي صحنه سياسي و اوج و فرود جايگاه، نقش و توان بازيگران موثر باشد. در اين ميان، آنچه كه تجربه سياسي ايران را – شايد – منحصر به فرد ميكند، عمر كوتاه ائتلافهاست. اگرچه مي توان شكنندگي ائتلاف در ايران را، چه پيش از انقلاب و چه پس از انقلاب، به مواردي كلي چون زمينه خاص فرهنگي يا كمبود تجربه رقابت مسالمتآميز برگرداند.
آقای بان کی مون به اندازه سه شهروند امریکایی پیگیر وضعیت زندانیان ایرانی باشید
ما همسران و خانواده های زندانیان سیاسی و روزنامه نگاران زندانی از شما تقاضا داریم نسبت به نقض حقوق بشر در ایران فعالانه تر برخورد کنید و در دیدار با آقای احمدی نژاد همان حساسیتی را که نسبت به زندانی شدن سه شهروند آمریکایی در ایران نشان می دهید، نسبت به وضعیت عزیزان ما که بدون ارتکاب گناه یا نقض قانون در پشت میله های زندان گرفتار هستند، مبذول فرمایید.
فهمِ «ديگري»؛ يك «بايد» براي جنبش سبز
بگذاريد صريح باشيم؛ اگر نبود فهم بديل رهبران فكري جنبش از مقوله مشاركت سياسي و همچنين ايستادگي بر حق، شايد جنبش سبز اكنون تنها بخشي كوتاه و ناقص از تاريخ معاصر ما را شكل ميداد. تاكيد بر اينكه «پيروزي ما شكست هيچكس نيست» نكتهاي است كه از رهبري جنبش به بدنه انتقال مييابد و اين بدان معنا نيست كه اين امر ضرورتا در فرهنگ سياسي آن، قوام يافته باشد.
وداعی سبز با رمضان
بار الها! بر محمد و خاندانش درود فرست و غم رفتن ماه رمضان را برایمان جبران کن و عید فطر را برایمان مبارک گردان و بهترین روزی قرار ده که بر ما گذشته است.
بار الها! پدران و مادران و هم کیشان و رفتگانِ ما را و تمامی کسانی را که تا قیامت متولد می شوند ، همگی را ببخش و بیامرز!
جنبش سبز و امکان زايش سياستی رهايیبخش بر ترازِ «ديگری»
سياست آميخته با امر روزمره است. امر سياسی مانند فرشی است گسترده بر همهی زوايای جامعه که تار و پود آن از تکتک اتاقهای زندگی شخصی و خصوصی ما میگذرد و مناسبات خرد انسانی ما است که بافت اين فرش را گره بر گره رقممیزند و رنگ و نقش آن در سطح کلان برآيندی است از رنگ و نقشی که هر يک از گرههای خرد و پرشمار آن در گير-و-دار زندگیهای روزمرهی تکتک ما بهخودمیگيرد. امر سياسی موضوع تجربهی انحصاری نخبهگان سياسی نيست تا آن را چونآن که میپسندند طراحیکنند و بپردازند. اين نحوهی زيست روزمرهی ما است که حدود امکان و نحوهی تحقق سياست را تعيينمیکند.
جای اعتمادسازي عمومی در دعوت به وحدت كجاست؟
باور كردن اين موضوع كه كاركرد فصلالخطابي در آرايش خاصي از سياست و سياستمداري معني مييابد، باور كردن اينكه عزت و اقتدار نظام تفكيك از عزت و اقتدار مردم در كشور نميباشد و جدا كردن اين دو به منزله فاتحهخواني براي مرگ نظام جمهوري اسلامي است و باور كردن اينكه يك رهبر سياسي در اپوزيسيون، به نسبت عوامل امنيتي بهتر ميتواند براي نظام مشروعيتبخش باشد، و مردم را به سمت نظام سوق دهد، اينها عنصر اصلي گفتمانی است كه اگر در بالاي حاكميت، تبديل به مشي و سياست گردد، براي نظام و مردم سودمند خواهد بود.
علی جان! کلام تو هم مظلوم است
دریغ و صد دریغ که جای پای اندیشه تو در کنج کتابخانه ها خاک می خورد و اندک کسی است که به آن بها داده و آن را سرمشق راه و روش زندگی خود قرار دهد و به واسطه نزدیک شدن به مرام تو خدا را سپاس گوید.
«حکمرانی خوب» در اندیشه و عمل علی(ع)
اندک مطالعهای در اندیشه و سیرهی عملی علی(ع) نشانگر این است که آن بزرگوار هم در مقام نظر، معتقد بهحکمرانی خوب بود و هم در مقام عمل میکوشید که آن را در جامعه حاکم کند. بر این اساس، علی(ع) هرگز حاضر نبود حکومت را بههر شکل ممکن بهدست آورد و بههر طریق ممکن آن را حفظ کند؛ زیرا معتقد بود حکومتی میتواند مصداق حکمرانی خوب باشد که هم در مقام تأسیس و هم در مقام اداره امور جامعه، مبتنی بر رعایت ضوابط عقلی و شرعی و منتخب و مورد رضایت مردم باشد. **
عقلانیت و مدارا در سیره نبوی و علوی
مفاد عهدنامه پیامبر روشنگر این واقعیت است که با ورود به مدینه و تأسیس واحد سیاسی مسلمانان، رفتار سیاسی آنان به شیوه های عقلایی منتقل شده است. این در حالی است که قطعا مسلمانان و شخص پیامبر اسلام (ص) به حقانیت دین خود باور دارند. اما درک صحیح حوزة سیاست، چنین انتقال در شیوه ها را کاملا ممکن ساخته است.