بحرانهای موجود و امکان وقوع جنبشهای جدید
چکیده :میرحسین موسوی در آخرین بیانیه ی خود، به مهمترین بحران های موجود در ارزش های حاکم اشاره کرده است، و در آن از بحران هایی سخن رفته است که که اگر دیده نشوند و حاکمیت از بصیرت کافی برای حل آنها برخوردار نباشد، هرکدام به تنهایی می توانند خاستگاه جنبش های عظیمی چون جنبش سبز باشند و یا چه بسا زادگاه جنبشی متفاوت و دگرگون ساز باشند که همه را غافلگیر...
کلمه – مهستی شیرازی:
1 – جنبش های اجتماعی از نوعی حیات طبیعی برخوردارند. زمانی که ارزش های یک جامعه با بحران مواجهه می شوند و توان همزیستی میان آن ها دشوار می شود و یا هنجارهای جامعه، کارکرد مؤثر خود را از دست می دهند و نهادهای موجود توان تامین خواسته های جامعه را ندارند ، جنبش های اجتماعی به سان طفلی ناخواسته به دنیا می آیند.
معمولاً ظهور جنبش ها بر یک منازعه استوار است، منازعه ای که جلوه گاه اجتماعی و عمومی ِ بحران موجود در ارزش ها و ناتوانی حاصل از هنجارهاست. به عبارتی دیگر، منازعه زمانی آغاز می شود که افکار عمومی، به وضوح، آثار ناشی از ناتوانی نهادها و یا ارزش های حاکم را مشاهده می کند. در آن حال، انکار موضوع منازعه، به معنای عدم توجه به بحرانی است که در جامعه وجود دارد و مادامی که موضوع منازعه وجود دارد، برخورد انکارآمیز با آن، تنها میدان منازعه را تغییر خواهد داد.
2 – «ناتوانی در کارکرد ارزش های حاکم»، به شیوه های مختلفی ممکن است خود را نشان دهد. این ناتوانی، اغلب در گلوگاه های سیاسی- اجتماعی در عرصه ی عمومی ظاهر می شود، یعنی جایی که قدرت سیاسی توسط خواسته های اجتماعی، آزموده می شود و هنجارهای حاکم در مقابل ارزش های جاری به هم می رسند. در جوامعی که اظهار نظر کارشناسان شنیده می شود و راهکارهای صاحبان تجربه دیده می شود، این «ناتوانی» قبل از آنکه در عرصه ی عمومی ظاهر شود و منجر به جنبش های اجتماعی شود، شناسایی و مهار می شود.
3 – برای مشاهده ی ناتوانی و بحران موجود در ارزش های حاکم، باید به «علائم حیاتی جامعه» توجه کرد؛ علائمی که الزاماً پدیده هایی سیاسی- اجتماعی نیستند. مثلاً جشن های خیابانی که پس از پیروزی تیم فوتبال ایران در مقابل استرالیا در سراسر کشور رخ داد، نمونه ی مشهوری از این علائم حیاتی در جامعه است که با هیچ توهمی هم به جریانات سیاسی و دشمنان تاریخی وصله نمی شود.
4 – میرحسین موسوی در آخرین بیانیه ی خود، به مهمترین بحران های موجود در ارزش های حاکم اشاره کرده است؛ بیانیه ای که اگرچه خطاب به دانشجویان منتشر شده است، اما معلوم است که مخاطب آن تنها دانشجویان نیستند، و در آن از بحران هایی سخن رفته است که که اگر دیده نشوند و حاکمیت از بصیرت کافی برای حل آنها برخوردار نباشد، هرکدام به تنهایی می توانند خاستگاه جنبش های عظیمی چون جنبش سبز باشند. بحران هایِ مهمی چون: «عدم تمکین در مقابل رای مردم»، «قانون گریزی های گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی»، «خریدن فرصت های زودگذر از طریق ایجاد بحران های پیاپی»، «جراحی دردناکی که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاستهای من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است»، «راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت ها تا مرز نابودی نظام»، «استراتژی پیروزی از طریق ترساندن»، «خودی و غیرخودی کردن ملت»، «تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن، تا آستانه واداشتن آنها به کرنش» و سرانجام «رنگ قدسی بخشیدن به قدرت».
5 – اگر «عدم تکمین در مقابل رای مردم» در انتخابات 22 خرداد، خاستگاه جنبش اصلاح طلبی چون جنبش سبز شد که به یمن برخورداری از راهبران و فعالان آگاه و متعهد به منافع عمومی، تاکنون از تندروی ها به دور مانده و به دام خشونت نیافتاده است، هرکدام از بحران های دیگری که میرحسین به آنها اشاره کرده است، چون «جلوه گاه عمومی» بیابد، چه بسا زادگاه جنبشی متفاوت و دگرگون ساز باشد که همه را غافلگیر کند.














خود موسوی از همه دروغگوتر ، قانون گریز تر و نا توان تر است چطور دم از قانون میزند مثلاً ایشان ولایت فقیه را آنطور که در قانون اسا سی نوشته و به آن اختیار داده قبول دارد؟ بعد از انتخابات در مقابل رای مردم تمکین کرد؟ شورای نگهبان که در قانون حدود و اختیارات قانونی در مورد انتخابات دارد را قبول دارد مطمئناً نه!
نمیدانم چه کسانی طرفداران او را گوساله و بزغاله نامیده اند که آنقدر روی آن تاکید دارد.
ایشان فقط میخواهد از آب گل آلود ماهی بگیرد همین، درست در زمانی که بحث اجرای هدفمندی یارانه ها اجرایی شد چون فکر میکند با گرانی نارضایتی در مردم ایجاد میشود میخواهد موج سواری کند.
basijii mohtaram shoma mesle inke to iran nistid agharna midonestid ke ghav va ghosfand ra emam jomeye mashhad ghofte. sohbat dar bareye tamkin dar brabar shoraye nghahbane hamiye kodeta ham yawehi bish nist
شما اول ثابت كنيد راي مردم به نفع شما بود بعد دنبال تمكين در برابر قانون باشيد
اگر راي مردم به نفع شما بوده است پس چرا يك نفر از مخالفان و معترضان را نتوانسته ايد قانع كنيد
اگر كسي اعتراض مي كند خفقان حاكم بر جامعه مانع آن مي شود
شما مطمئن بدانيد مردم در اولين فرصت اعتراض ميليوني خود را نشان خواهند داد
به نام خدا
سلام
دوست عزیز. خود این سخن شما _ با کمال احترام _ بی منطق است. در منطق حکم بر برائت است یعنی حق با آقای احمدی نژاد و دار و دسته اش است ولی اینکه ما میگوئیم تقلب به صورت گسترده شده است چند دلیل دارد : 1- اعلام رهبری به ادامه کار دولت برای 5 سال آینده قبل از انتخابات 2- حرف و حدیثهای مشاه که از ادامه کار دولت سخن میراند و یا آنرا تایید میکرد همانند مسئولین شورای نگهبان و … 3- تبریک آقای لاریجانی به آقای موسوی 4- شمارش فوق سریع آرا 5- پائین رفتن آمار شمارش آرا 6- عدم اجازه مسئولین انتخابات برای نظارت بر شمارش آرا 7- عدم تمکین شورای نگهبان به ارائه شماره های کارتهای ملی که رای داده اند 8- تبریک سریع رهبری به رئیس دولت 9- برخورد خشونت بار با مردم در روز 25 خرداد که بعدها اعلام شد مجوز آن صادر شده است. 10- اعلام آرا در بعضی از نقاط در حد 160% نسبت به بیشترین تعداد افرادی که میتوانسته اند شرکت کنند در حالیکه در مسیرهای اصلی تردد نبوده اند. 11- برادر آقای رضایی اعلام کرد که تعدادی از رای ها به صورت دسته ای و تا نخورده از صندوق بیرون میامده است 12- اعلام افراد شرکت کننده به افرادی خوش سابقه صالح ( در نماز جمعه و یک سخنرانی قبل از انتخابات) توسط رهبری و سپس اعلام آنها به عنوان گردانندگان فتنه ( صرفا به دلیل مخالفت با ایشان خون افراد همراه را بر گردن آن دو صالح انداختند و کشتن افراد را بر عهده ء …. !!!) در پایان فرض را بر این بگذاریم که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است برای چه اینقدر اصول نظام در خطر است و … را علم کردند و بستند، تجاوز کردند ، سوختند، کشتند و همه چیز را بر گردن دیگران انداختند.
شما اول ثابت كنيد راي مردم به نفع شما بود بعد دنبال تمكين در برابر قانون باشيد
اگر راي مردم به نفع شما بوده است پس چرا يك نفر از مخالفان و معترضان را نتوانسته ايد قانع كنيد
اگر كسي اعتراض مي كند خفقان حاكم بر جامعه مانع آن مي شود
شما مطمئن بدانيد مردم در اولين فرصت اعتراض ميليوني خود را نشان خواهند داد
در ضمن مي توانيد سخنان آقاي علم الهدي مشهدي را دنبال كنيد تا نقش بزغاله را در ادبيات او تشخيص دهيد
درود بر بسيجي واقعي (موسوي)
همین که در سایت کلمه اومدی و کامنت گذاشتی نشان دهنده ضعف دلایل واعتقاداتی که از طرف حکومت به مخت فرو کردن!!!!!آره برادر خودت هم شک کردی که در طرف حق هستی یا نه!!
ارمغان طرح هدفمندکردن یارانه ها , تورم مضاعف و بحران مضاعف خواهدبود. و بعد از آن اعتصاب مضاعف فراگیر خواهدشد.
“«عدم تکمین در مقابل رای مردم» در انتخابات ۲۲ خرداد، خاستگاه جنبش اصلاح طلبی چون جنبش سبز شد ” مهندس موسوي هميشه ميگه جنبش تكثر گراست اصلاحات بايد با جنبش سبز تمكين كنه نه جنبش سبز بره زير سايه اصلاحات. جنبش از اون نماز جمعه …داراي اهداف به مراتب بالاتري از اصلاحاته . ديگه جايي واسه اصلاحات نمونده جنبش سبز بايد ساختارشكن بمونه.
طبق معول تحلیل خیلی خوب و منطقی بود.
سایت کلمه شما از تمام دیدگاه و تحلیل ها استقبال میکنید؟
اگر استقبال میکنید ما هم می توانیم تحلیل خودمون رو ارایه دهیم؟!
چون خانوم مهستی شیرازی که بنده خیلی از صحبت های ایشون لذت میبرم، چندین بار تحلیل هاشون رو در سایت مشاهده کردم گفتم شاید از طرف خوده سایت این تحلیل ها صورت میگیره…
jonbesh mohem nist balkeh estefadeh dorost mohem ast.man fekr mikonam MOSAVI orzeh estefadeh BEHINEH nadarad .
RAHNAVARD &KAROOBI khili BEHTAR hastand
من ازاقای موسوی یک دلخوری دارم وان اینکه ایشان چرا پس از واقعه عاشوراو ان حادثه کذاایی به یک کرتبه سکوت کردند . ودیگر هیچگونه پیامی در این مدت ندادند و عکس العملی هم نداشتند براستی چرا…. مصلحت بود یا…………..
چه فرقی می کند کدام عنوان را داشته باشی، حجت الاسلام و آیت الله یا مهندس و دکتر؟ معمم باشی یا مکلا؟ در حلقه «الف» باشی یا دسته «ب» و گروه «ج»؟ مجمعی باشی یا مجلسی و دولتی و قضایی؟ پنجاه هزار رأی آورده باشی یا 10 میلیون و 20 میلیون؟ اصلا رأی آورده باشی یا مردم به تو رأی نداده باشند؟ احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی و لاریجانی و قالیباف و رضایی باشی یا خاتمی و کروبی و موسوی و بنی صدر و عمرو و زید؟ مگر نام و عنوان و جایگاه و سابقه و شهرت، فرد را بیمه و واکسینه می کند از اینکه با انواع هیجان های بیرونی و درونی آزموده نشود؟ خداوند فرمود «آیا مردم پنداشته اند که رها شده اند تا بگویند ایمان آوردیم و آزمایش نشوند، حال آن که پیشینیان آنها را آزمودیم تا پروردگار کسانی را که راست می گویند و آنها را که دروغ می گویند معلوم کند». آیا در این آیه و آیات پس از آن یا در تفسیر این قانون الهی توسط معصومین (علیهم السلام) از اسامی مذکور یا هر عمرو و زید دیگری به عنوان استثنای «آزمون ایمان» یاد شده است؟ آیا باید در اوراق تاریخ حتماً به اسامی سیدکاظم شریعتمداری و حسینعلی منتظری و بنی صدر، نام های دیگری به عنوان آینه عبرت افزوده شود؟
آنچه بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد مراقبت از تبدیل شدن به «تکیه گاه» اهرم فشار دشمن است، چه آنها که در دولت و مجلس و دستگاه قضایی و مجمع تشخیص مصلحت حضور دارند و چه دیگرانی که منتقدان هر کدام از این مجموعه ها به شمار می آیند. نقدها باید اضلاع جبهه انقلاب- آنها را که به اصول آن یعنی اسلام، ولایت و رهبری، قانون اساسی و مرزبندی با دشمنان وفادارند- به هم نزدیکتر کند و به الفت و وحدت ذیل رهنمودهای رهبری رهنمون سازد.
گشایش و پیروزی ارزانی ماست اگر ایمان و تقوا پیشه کنیم. «ولو انّ اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض…». و وعده نصرت الهی حق است اگر خود را به دشمنان خدا شبیه نکنیم و چون قوم موسی نشویم که پس از گذشتن از دریا و نجات از پنجه فرعون گفتند یا موسی برای ما نیز مانند این قوم بت پرست، بتی بتراش! و چه باریک است مرز هر یک از ما با آن تیپ و شخصیتی که خداوند به مذمت فرمود «آیا دیدی کسی را که هوای خود را اله و معبود خویش قرار داد و خداوند با آگاهی او را گمراه ساخت و بر گوش و قلب وی مهر زد و بر چشم او پرده افکند؟ پس کیست که بتواند او را پس از خدا هدایت کند؟ آیا متذکر نمی شوید؟»(آیه32 سوره جاثیه). اینجا اگر کسی شبیخون خورد و از دست رفت، باید گفت که قاتل همان مقتول است!
… چرا در این مملکت فقط انسانهای خوب سر به نیست میشوند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند * روبه صفتان زشت خو را نکشند
دوست عزیز اگر معنی این شعر را نمیدانید اعلام کنید تا بعدا برایتان توضیح دهم چون نکته ظریفی در پس ظاهر ساده اش دارد
دوست عزیز
به شما توصییه برای بهتر شناختن مخاطب بالا به این لنک یک نګاهی کننید .
https://www.kaleme.com/1389/08/25/klm-38362#comment-161648
بعضی آدمها فقط با خودشون حرف میزنند.
به قول انګلیسی ها give up
برادران سایبری حقوق مضاعف میگیرند ظاهرا… حسابی زیاد شدن! 400 میلیون دلاری که معلوم نبود چی شده کم کم داره خرج میشه!
خداوند رحم کند به کسانی که از این پول های حرام بابت کارهای حرام ارتزاق میکنند… تنها همین پول های حرام و این اعمال میتوانند فطرت انسان رو از بین ببرند تا دست به هر کاری بزند… خداوند ما رو از شر نسل های آینده اینها که گوشت و پوستشون با نان حرام ساخته شده حفظ کند..
ما لشکر حسینیم ، حامی میرحسینیم
تا خون در رگ ماست موسوی رهبر ماست
دیگر کسی حوصله ی این حرف ها را ندارد.تاریخ مصرف بیانه دادن دیگر تمام شده جناب موسوی.من در جایگاه خودم یک سبز واقعی بوده و هستم ولی شما با سهل انگاری هایتان از آن جنبش با شکوه فقط یک خاطره ی تلخ به جا گذاشتید.اگر این وضعیت ادامه پیدا کنه و به کلی فراموش بشه که چه فجایعی در سال گذشته رخ داد مسئول تمام اشک ها و خون های ریخته شده شما هستید.
برادر سبزینه که من فکر میکنم زردینه بودن بشما بیشتر برازنده است! من یک کلمه، یک واژه سیاسی به شما یاد میدهم که در فرهنگ لغت سرویس های امنیتی شاید یافت نشود این کلمه« پرو واکاسیون» است و فاعل آنرا پروواکاتور مینامند. این کار یعنی با لباس مبدل به مبدل به میدان آمدن به قصد تخریب و یا تحریک. قبل از شما بسیار دیگر کوشیدند تا در لباس و پوشش سبز و سرخ آبی و سبز پر رنگ و … و از موضع ماورای انقلابی سران جنبش سبز را تخریب کنند ولی از آنجا که زبان و ادبیتشان امنیتی و حکومتی بود جز اعتبار دادن به فرهیختگان جنبش سبز نصیبی نبردند و علت هم آن بود که ادمهائی مثل من که پیاده نظام این جنبش بزرگ هستیم از روی عکس العمل های هیستیریک و عصبی این « پروواکاتور» ها، میفهمیم که راه سبز و روش پیکار صبورانه ی آن چقدر کار ساز است که جیغ هیستریک طرف را درآورد است. ضمناً واژه هیستریک برگرفته از نوعی فشار مضاعف کفری شدن استیصال آمیز میآید که نوعی بیماری روانی است. وقتی بیمار مبتلا به هیستری به انچه فکر کرده و یا خواسته نمیرسد از کوره مثل فشفشه میچهد و عکس العمل این چنینی نشان میدهد. در پایان من یک راه برای خراب کردن موسو ی و کروبی بشما نشان میدهم . آن هم اینست که : آقای موسوی شما چرا اینقدر ساده بودید که طی 30 سال ندانستید در کنار چه کسانی ایستاده بوده ائید؟ رو این سرمایه گذاری کنید! موفق باشید!
به نام خدا
سلام
آقای عزیز. من پروواکاتور نیستم. در ضمن ادعای حمایت از آقای موسوی را از یک سو ندارم و از سوی دیگر با همه کارهای ایشان موافق نیستم. نمادش هم همین سانسور شدن پیامهایم در همین سایت کلمه است. با این حال روش انتخابی وی را می پسندم. اومدیم و انقلاب کردیم بر فرض من محمد امی هم شدم از رهبران این انقلاب جدید 30 سال دیگه همین آش و کاسه را دارید با خود من !!!! یعنی یا طرف حق هستم و در فضای امنیتی نفس میکشم و یا بر تخت قدرت و امروز میگویم استغفرالله در آن روز انا …. اعلی سر میدهم. شمایی هم که میگویی نقطه ضعف آقای موسوی این است که 30 سال در کنار آقایان بوده است به عقیده شخص بنده شاید دلیل کناره گیری آقای موسوی _استعفای ایشان_ همان دستور اعدامهای سال 67 بوده باشد. یکی مثل مرحوم مغفور آقای منتظری به صراحت از آن سخن گفت و طرد شد و دیگری در کمال احترام و با علم به اینکه بیان این موضع به زودی برایش دردسرهای فراوان دارد از قدرت کناره گرفت. ( ببینید من تواب سازی آقای موسوی نمیکنم. نوشتم شاید یکی از دلایل این بوده باشد و دلیلی برای این موضوع ندارم جز اینکه هم دوره بودن آن مباحث تامل برانگیز است.)
شما اگر خیلی عرضه داری میتونی فردا با توپ و تانک تشریف ببرید تو خیابون و با دوستانتون انقلاب کنید. البته معلومه که تو سبز واقعی نیستی فقط یک آدم هیجان زده هستی که جوگیر شدی و فکر کردی میشه هول هولکی کار کرد. شکوه یک جنبش به ریختن تو خیابون و سروصدا و بزن بزن نیست. مثلا انتظار داری موسوی چیکار کنه؟؟ اگه پیشنهادی داری ارائه بده وگرنه اینقدر آیه یأس نخون بذار ما به کارمون برسیم. هیچ کس فجایع یک سال گذشته رو فراموش نمیکنه آدم حسابی. باید حالیت بشه که اگه دوباره بریزیم تو خیابونا میزنن و میکشن و بازم فاجعه به بار میاد. فکر نمیکنم این دیگه احتیاج به توضیح زیادی داشته باشه که اول باید همه مردم رو آگاه کرد بعد اقدام کرد. از این به بعد هم از پیش خودت حرف بزن “دیگر کسی حوصله ی این حرف ها را ندارد” اتفاقا همین بیانیه هاست که یک سبز واقعی رو سرزنده نگه میداره. قابل توجهت که موسوی هیچ وقت خودش رو رهبر جنبش ندونسته که حالا تو از خدا خواسته میخوای همه تقصیرها رو گردن اون بندازی. امثال تو فقط منتظرن یه نفر رو گیر بیارن که همش سرش نق بزنن و هیچ کاریم نکنن و آخرشم همه تقصیرها رو بندازن گردن اون یه نفر. به جای این کارا به همون اطلاع رسانیت ادامه بده. البته اگر واقعا میخوای به جنبش کمک کنی.
خود را به جای سبز ها جا نزنید. سبزها استقامت دارند و خم نمی شوند. پایداری و ایستادگی رمز موفقیت ماست.
بنام خدای خمینی(س)
برادر گرامی: قانون اساسی برای «ولایت فقیه» از حیص قانونی چه مبنایی را ملاک قرار داده است؟از همان حیص وظایف خبرگان رهبری چیست؟آیا اگر بپذیریم قانون «قانون اساسی» در باره رهبری را، آیا رهبری در برابر قانونی دیگر از قوانین «قانون اساسی» چه وظایفی دارد و آیا اصلا تمکین کرده است؟از همان منظر وظایف قانونی خبرگان رهبری چیست؟آیا فقط خلاصه شده است در تعیین رهبری ولا غیر!؟بنظر بنده شما شدیدا نیاز به این دارید که اطلاعات خود را از رکن های قانونی کشور از جمله ولایت فقیه(بخصوص ولایت فقیه مدنظر حضرت امام(س)) و همچنین وضعیت سیاسی کشور بعد از انتخابات تقویت کنید! شما هنوز بعد از گذشت یکسال نمیدانید که چه کسی جمله«یه مشت گوساله….» را بزبان آورده است چه برسد به اینکه بدانید شورای نگهبان(حدود 8 نفر از جمله آقای الهام!) با پا گذاشتن بر روی قانون اساسی بطور واضح از آقای احمدی نژاد حمایت کردند و جالب است خود اینان میشوند «دادستان»!برادر عزیز تحقیق کن چون بعد از مرگ هر آنچه بر زبان راندی، راندی و باید پاسخگو باشی!!
رزمنده عزیز دفاع مقدس، خدا خدای همه است. لطفا از ادبیات این به اصطلاح بسیجی ها استفاده نکنید. ای کاش این حرف ها را در زمان حیات امام می زدید… به نظر من این افراد تقدیس قدرت را از شما آموخته اند. امیدوارم از این کلام من رنجور نشده باشید.
دوست عزیز این سرور ما منظور دیگری دارند و آن این است که در شروع کلام اول خط فکری خود را هویدا میکنند تا امر بر دیگران مشتبه نشود که مبادا خوانندگان ایشان را یک مخالف انقلاب و اسلام یا یک رزمنده پشیمان یا چیزی شبیه اینها فرض کنند.کما اینک مخالفین ما , مارا به اسم منافق و وطن فروش و معلوم الحال و …. یاد میکنند
…
با سلام مجدد!
پس از پاسخ به سبزینه بقیه کامنت ها را هم خواندم. دیدم آن دیگر ها را هم گوئی همین برادر امنیتی و یا سایر برادران!نوشته اند. چون سیاث یکیست و قابل شناسائی. تعجب کردم که یک نوشتار کوتاه این چنین ولوله در لانه مورچگان افکنده است! توصیه من به این برادران اینست که بجای این روشهای «پروواکاتیو» و بی حاصل قدری فکر کنند و بدانند که آقای احمدی نژاد مملکت را بسوی حریقی میکشاند که در آن خشک تر حکومتی با هم خواهند سوخت. با سفسطه نمیتوان بحران مترکم شونده ائی را که مملکت را بسوی انفجار میبرد متوقف کرد.
موسوی و کروبی و جنبش سبز تنها قایقهای نجاتی هستند که هم میتوانند مملکت را نجات دهند و هم «حتی» خود حکومتیان را.
اگر رژیم شاه ده سال پیش از سقوط خود به شاهپور بختیار یا کسی مثل او میدان میداد و از صحنه کنار میرفت هم مملکت را از تحمل یک هزینه بزرگ می رهاند و هم تخت و تاج خود را نجات میداد. ولی بدبختی اینست که قدرت مطلقه چشم و عقل قدرتگرا را با هم کور میکند.
mosavi bayad tamkin konad az rahbar hatta agar 70000000 monafegh sahyonizm tarafdarash bashand .
ما لشکر حسینیم ، حامی میرحسینیم
تا خون در رگ ماست موسوی رهبر ماست
اول تبریک به کلمه که کم کم کامنت ها را از تک صدایی بیرون می کشد و همین امیدوار کننده است.
دوم اینکه بگویم من هنوز هم موسوی را دوست دارم اما نتوانستم بفهمم چرا بر طبل تقلبی زد که سند نداشت و مردم را به جان هم انداخت؟
به نظرم من که سالهاست در فرانسه سکونت داریم موسوی دروغگوست.والسلام.
…تو هم جز همون برادران ارتش سایبری هستی که خودتو دوستدار موسوی معرفی میکنی درست مثل اون ” سبزینه” که کامنت گذاشته. ظاهرا این شگرد جدیدتونه. دوستدار موسوی اینقدری شعور داره که بفهمه ادعای تقلب سند داشت و موسوی هم به همه نشونش داد ولی نابیناهایی مثل تو نخواستن ببیننش.
یکی از مسایلی که باعث اعتراضات شد بی اعتمادی مخالفین به حکومت بود. در واقع هیچ کس نمی دونه (شاید غیر از دولت )که میزان دقیق رای ها چه قدر بوده. شاید انتخابات به دور دوم می رفته فقط اما شواهد و قراین بسیاری وجود داره که تقلب صورت گرفته. شاید اگر نظام یه انتخابات شفاف داشت ، اگر نظام اجازه نظارت نماینده های مردم رو بر انتخابات می داد ایناین اتفاق هیچ وقت نمی افتاد. یکی از مراکزی که مخالفین بهش بی اعتماد بودند شورای نگهبان بود و شکایت مخالفین به شورای نگهبان هم بود. پس چطور نظام توقع داشت با اعلام نظر شورای نگهبان مردم درستی انتخابات رو قبول کنند. این اعتراضات بی اعتمادی گسترده مردم رو به مسیولین نشون داد.
جدا از این مطالب من به نظرم ما به عنوان جنبش سبز کم کم داریم مثل جناح حاکم می شیم. ما هم به تخریب رو آوردیم. درست که قدرت نداریم ولی زبانی و قلمی این کار رو می کنیم. ما باید به اعتراضات ادامه دهیم ولی چرا جلوی توافقی که احمدی نژاد تابستون با آمریکا می کرد وایستادیم. ما می تونستیم به اینکه احمدی نژاد همیشه اصلاحطلبان رو به کرنش متهم کرده انتقاد کنیم و البته از این حرکت دفاع کنیم، هشدار بدیم که نباید منافع ملت رو به باد بده ولی از این حرکت رو به صلح دفاع می کردیم. مردم ما دنبال صلح هستند و دفاع از کار درست همراه با بیان انتقادات و هشدارها. با وقتی مثل حکومت فقط تخریب کنیم در مردم امیدی ایجاد نمی شود. برای چی اعتراض کنند در حالی که منشی که براش اعتراض می کنند عین روش حکومت هستش. تخریب و افزایش تنش. مردم ما خسته از تنش، دشمنی هستند. به قول آقای موسوی می خوان زندگی کنند.
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی آید
تبارک الله از این فتنه ها که در سر ماست
آقای موسوی عزیز این جنبش تا سرنگونی استبداد ادامه پیدا خواهد کرد به امید آزادی
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی آید
تبارک الله از این “فتنه” ها که در سر ماست
سلام و درود بر بندگان راه حق سلام بر رهبر جنبش همیشه سبز جناب اقای میر حسین موسوی
سلام بر تمام رهروان راه حق
سلام بر تمام کشته شدگان انتخابات 88
درود و خسته نباشید بر تمام زندانیان 88به بعد
و نفرین بر هر کسی که بخواهد به زور افکار و عقاید خویش را بر دیگران تحمیل کند
ما رهروان جنبش همیشه سبز هستیم می مانیم و پیروزیم
به یاد تمام کشته شدگان
به یاد تمام زخم های بر روح وبدن اسیب دیدگان
به یاد سختی های زندانیان و خانواده هایشان
ما سبز هستیم ماسبز هستیم ما سبز هستیم
با تمام وجود ما سبز هستیم