واکنش سخنگوی شورای تهران به ابهام ها در صیانت از باغات
علی اعطاسخنگوی شورای اسلامی شهر تهران با انتشار مطلبی در صفحه توییتر خود نسبت به برخی ابهام آفرینی ها درباره پیگیری های شورای شهر در موضوع صیانت از باغات تهران پاسخ گفت
صفحه اصلی
واکنش سخنگوی شورای تهران به ابهام ها در صیانت از باغات
علی اعطاسخنگوی شورای اسلامی شهر تهران با انتشار مطلبی در صفحه توییتر خود نسبت به برخی ابهام آفرینی ها درباره پیگیری های شورای شهر در موضوع صیانت از باغات تهران پاسخ گفت
ده سال است بر روی زانوهایمان برنده ایم
این زن ماییم، خلاصه مادر زمین/پدر آسمانِ همه اساطیرِ بشر در این پهنه سیاه و سرخ. ما مادر زمین هستیم…چسبیده به این خاک، بی هیچ دفاعی جز دستهایمان و جز غرورمان و جز تصمیممان. در این تصویر اما خوب که نگاه می کنی جز زن کسی نیست، باقی نیست و خلا است. زن ماییم و ما زنیم و ده سال است بر روی زانوهایمان برنده ایم…
جنبش سبز؛جنبشى فراگیر، رو به جلو و ساختارشکن
جنبش سبز اکنون چنان روى پاى خود ایستاده و در دل جامعه نفوذ کرده و ریشه گسترانده که هر روز جوانه اى از آن در گوشه اى از سرزمین ایران رخ مى نمایاند و هراس بیشترى در دل حاکمیت تمامیت خواه مى پروراند. جوانه هاى ستم گریزانه اى که حتى سانسور و خودسانسورى سازمان یافته، تبلیغات دروغین خردسوزاننده، سرکوب و بگیر و ببندهاى ستمگرانه هم چندان خللى در حقانیت اهداف و امیدوارى رهروانش به رسیدن به آمال خود ایجاد نمى کند
چرا از جنبش سبز سخن می گوییم؟ ده ویژگی جنبش سبز
به نظر می رسد هرچند جنبش سبز به آن شکل نخستین خویش در سال ۱۳۸۸، دیگر موضوعیت نخستین خویش را از دست داده است، اما ویژگی های فوق الذکر، همچنان ویژگی هایی بی بدیل هستند. بی بدیل بودن این ویژگی ها، شاید ما را به این جمعبندی برساند که آن جنبش همچنان در رگ های جامعه جریان دارد. اما این که آن مطالبات دو باره به چه شکلی و به چه بهانه ای فرصت ابراز وجود پیدا کند و چگونه از خاکستر خویش سر برآورد را حوادث آینده رقم خواهد زد. البته نقش رهبران محصور جنبش سبز نیز در این راستا، نقشی کارساز است، اینکه آیا آنان رسالت خویش را خاتمه یافته تلقی می کنند یا در شرایط مستعد نقش تاریخی خویش را ایفا خواهند کرد، نیز در همین راستا، درخور بررسی و واکاوی است
جنبش سبز در چه صورتی میتواند همچون یک نقطه عطف تاریخی در نظر آید؟
تجربه تاریخی نشان میدهد که شاید “جنبش انتخاباتی سبز” نیز یک نقطه عطف تاریخی باشد. احتمال دارد که آن حرکت اعتراضی تمرین حرکت بزرگتری بوده است که بعداً رخ خواهد داد. اگر این احتمال صادق باشد، ما اینک از زمان دقیق و سیرت و صورت آن حرکت بزرگتر چیزی نمیدانیم. اما اگر رویداد بزرگی رخ دهد، بعدها تحلیل گران در تبیین هایشان از پیوندهای آن با جنبش سبز سخن خواهند گفت. شاید بنویسند که “جنبش انتخاباتی سبز” نطفه عطف تاریخی ای بود که این حرکت بزرگ جدید را رقم زد
عباس عبدی:فشار بیتابعیتی سنگینتر از فقر است
مهاجرت به ایران و ازدواج با زنان ایرانی و به وجود آوردن کودکان، یکی از راههای افزایش جمعیت است و اصلا ایرادی ندارد. چرا فکر کنیم که چیز بدی است. مهاجرت میتواند اتفاق خوبی باشد. ایرانیها به خارج میروند، افرادی هم به ایران میآیند. نگاه منفی که در ایران نسبت به مهاجرت و مهاجران وجود دارد درست نیست. این قانون هم فکر نمیکنم تاثیر تعیینکنندهای در میزان مهاجرت داشته باشد چون مگر همه خارجیهایی که در ایران هستند با زنان ایرانی ازدواج کردهاند که حالا به این خاطر به ایران بیایند؟ رویکردهای این چنینی به هیچ عنوان درست نیست
محمود صادقی: رسانه ملی به منزله ارگان رسانهای یک حزب سیاسی عمل کرده
صدا و سیما در طول مدت اخیر به منزله ارگان رسانهای یک حزب سیاسی عمل کرده و به قول عامه مردم، به یک رسانه میلی بدل شده است. این رسانه، معمولا در جزئیترین مسائل هم، کانالیزه و فیلتر شده عمل میکند، حالا از عرصه خبر گرفته تا مستندها و بازتاب رویدادهای مجلس و سایر حوزهها.
رئیسی روشن کند آیا قوه قضائیه سالم ،حافظ بی چون و چرای حاکمیت است؟
واقعیت این است که در کشور ما وقتی پای رسیدگی به اختلاف بین افراد جامعه در میان باشد، همگی بر لزوم بیطرفی دستگاه قضایی تأکید میکنند، اما هنگامی که اختلاف بین یک فرد با حکومت پیش میآید، طیف موسوم به “اصولگرا” هر گونه بیطرفی در این مورد را “ضد ارزش” دانسته و رد میکند. از قضا حساسیتبرانگیزترین بخش عملکرد قوۀ قضائیه نیز به همین موضوع یا به عبارتی رسیدگی به پروندههای سیاسی و امنیتی برمیگردد
به قول میر سبز ما «هنوز دیر نیست». بلکه تا نفسی میآید که بگوید دیر شد هنوز دیر نشده است، اگر قصدی راستین برای بازگشت وجود داشته باشد.
ایران در آستانه تغییرات؛ جنبش سبز و امروز
عناصری که متمایز کننده جنبش سبز از حرکات قبل از انقلاب، سالهای پس از انقلاب و جریان دوم خرداد است، امروز مورد توجه بخش بزرگی از نیروهای خواهان تغییر در ایران است. تاکید بر تحولات با تکیه بر رای مردم، جامعه مدنی و اشکال مختلف مبارزه مسالمت آمیز کماکان وزن نیرومندی در مبارزات کنونی در کشور دارد. ایران در آستانه تحولات بزرگی است. تاکید بر خواسته ها و اشکال مبارزاتی جبنش سبز نه یک یادآوری تاریخی بلکه یک امر سیاسی روز است
بازخوانی یادداشت علی شکوری راد: راهپیمائی اعتراضی؛ فرشی از بشریت، دریایی از شعور
مردم بدون آنکه برایشان تسهیلاتی نظیر اتوبوس و مینی بوس تدارک شده باشد و بدون آنکه در طول مسیر ایستگاههای صلواتی حتی برای آب خوردن برپا شده باشد آمده بودند و طول مسیر را با آرامش و سکوت می پیمودند. آنها نشانه های سبز، عکس هایی از میر حسین ودست نوشته هایی از خواست ها وشعارهایشان را حمل می کردند ودستانشان را به علامت پیروزی بالا گرفته بودند و آرام و با متانت در چارچوب تعریف شده برای مطالبۀ برحقشان حرکت می کردند. اگر در بین راه کسی شعار می داد و یا عامل محرکی برای دادن شعار پدیدار می شد، همگی یکپارچه یکدیگر را به سکوت فرامی خواندند
افشای علی مطهری از اتفاقی عجیب در مجلس شورای اسلامی: ابلاغ سه تبصره بدون رای گیری
علی مطهری در کانال تلگرامی خود متنی را منتشر کرد و گفته است که این متن توسط روزنامه جام جم متعلق به صداوسیما سانسور شده است
”سیاست او، عین مردانگیاش بود…”
او در بند و بسط چیزی فراتر بود: “اگر خوب باشیم خدا با ماست”. او کسی نبود جز شهید هدی صابر. هم او که جاناش را در راه همین جوانمردی و لوطیگری از دست داد. لوطیگری که بینش داشت. هویت داشت. لوطیگری در حق وطن. در حق میهن. او بدین مرام، در حیات سیاسی جامعه ایران ردی یگانه از خود بجا گذاشت. ردی نادر. دردِ سیاستی که غم نانِ مردم در دل و رودهاش و در روحِ کالبدش سیلان داشته باشد
در وضعیتی به سر میبریم که یکسوی آن، نیروهای نظامی ایران هستند و سوی دیگرش ناوگانهای آمریکایی. وضعیتی که یکسوی آن نهادهای امنیتیاند و سوی دیگرش اقشار حاشیه و فرودست، وضعیت خطرناکی است. چرا که هیچ کس در چنین میدانی، نمیاندیشد، هیچ کس ارزیابی نمیکند، همه سر در امکان اقدام و عملی تازه دارند. هیچ عامل توازن بخشی وجود ندارد. میدانی برای گفتگو گشوده نیست
اقتصاد مقاومتی و “جوانان مقاومت”
در «شرایط حساس کنونی» و تحریم، اقتصاد مقاومتی یعنی «جوانان مقاومت» را از ۶۰کشور جهان دعوت کنیم؛ از همان بودجه ۸۰۰میلیاردیمان، هم هزینه سفر و عشق و حالشان را بدهیم هم هزینههای حساسیت منطقهای و بینالمللی نسبت به چنین همایشی را پرداخت کنیم. آن اقتصاد مقاومتی «با یک وعده غذا، آنهم اشکنه» مال مردم خودمان بود، «جوانان مقاومت» گناه دارند.
وجدان ملی -مدنی در ادامه جنبش سبز
عزم ملی برای نجات و توسعه ایران، کانون و نهاد امید و بی طرفی می خواهد که بگوید ما برای خود پست و مقام و جاه نمی خواهیم؛ مسئله ما ایران است منتها ایرانی توسعه یافته و مدنی. بایسته است که رهبران جنبش سبز این پرچم را بلند کنند و کمیته وجدان ملی را برای حفظ ایران پایه گذاری کنند و صدای رساتر این کمیته یا جمع وجدان ملی شوند
مادر سهراب اعرابی در دهمین سالگرد فرزندش: همیشه پیگیر معرفی آمران و عاملان این جنایت خواهم بود
کلمه- گروه خبر: پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی از شهدای جنبش سبز که ۱۰ سال پیش در چنین روزی مفقود و پس از آن خبر کشته شدن او به خانواده اش اعلام شد، با انتشار یادداشتی بر تداوم حق خواهی پروندهی فرزندش تاکید کرد. سهراب اعرابی در راهپیمایی دوشنبه ۲۵ خرداد ۸۸ از مادرش جدا […]
به مناسبت دهمین سالگرد ۲۲ خرداد: ارزیابی و داوری
در فاصله ۲۲ خرداد ۸۸ تا ۲۵ بهم ۸۹ بدنه و نیروی محرکه اصلی جنبش سبز شهروندانی بودند که در انتخابات شرکت کرده بودند اما معترض بودند که آرای ایشان شمرده نشده است. شعار اصلی جنبش سبز «رای من کو» بود. اما علاوه بر این بدنه اصلی، شماری از هواداران گروه های برانداز و تحریم کننده انتخابات از همان روز اول در راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت داشتند. اما آنها از اوایل پائیز ۸۸ از شعارهای رای دهندگان عبور کردند، سرنگونی کلیت نظام را پیش کشیدند و در مواردی، علیرغم تاکید اکید آقایان موسوی و کروبی، دست به خشونت زدند. این کارها دست نیروهای سرکوبگر در حکومت را بازتر کرد که خشونت را تشدید کنند و تظاهرات مسالمت آمیز مردم را مورد حمله قرار دهند
درس های جنبش سبز و راه تحول مثبت
هرچند امروز جنبش سبز به معنای خیزش اعتراضیِ مردم که در سالهای ۸۸ و ۸۹ شاهد بودیم حضور ندارد اما طبیعتِ هر جنبش اجتماعی تا زمانی که به نتیجه قطعی نرسد،همین فراز و فرودهاست.آن واقعه،برچسبِ قطعیِ خصلتِ جنبشی بودن را بر جامعه ایران زدهاست و میبینیم همه مانورهای به ظاهر رفرمیستی که میخواهند بهگونهای خود را آلترناتیو جنبش مطرح کنند ناکاممیمانند.بدین معناست که میگوییم آن جنبشِ اعتراضی همچنان زنده است و این که امروز یا فردا به چه عنوانی یا با چه رنگی خود را معرفی کند،تفاوتی در واقعیت ماجرا نخواهد داشت
#۳۰اقتراح #دهسالگیجنبشسبز #نوشتهدهم کلمه:چرا سالیان گذار از جنبشی سرکوب شده و رهبرانی همچنان محصور، در سرنوشت و روزگار ما موثر است و چرا باید به آن اندیشید و از اندیشیدن بدان چه مقصودی در پی است؟ این پرسش ها، مسائل اساسی نسل امروز در قبال پدیده ای تاریخی یا راهی پیموده شده یا رخدادی جاری […]
رهبر و راهبرد؛ دو نیاز فوری جنبش سبز
سکوت طولانی مهندس موسوی و خودداری او از ارسال هرگونه پیامی به جامعه برای بسیاری از کنشگران، پرسشبرانگیز و شگفتآور است؛ آیا او دیگر علاقهای به ایفای نقش رهبری جنبش سبز ندارد؟ آیا فرصتطلبیهای کسانی که از نردبان جنبش سبز برلی زسیدن به قدرت بالا رفتند و خلاف وعدههای خود عمل کردند او را سرخورده و خسته کرده است؟ چه منطقی پشت سکوت ممتد میرحسین موسوی نهفته است؟ جنبش سبز به ویژه در دو سال اخیر از ضعف و فقدان رهبری زیان دیده و در خلائی که به خاطر این نقیصه ایجاد شده طرفداران دوگانه و دوقطبیِ «حفظ حاکمیت به هر قیمت» و «براندازی حاکمیت به هر وسیله» بهرهبرداری کردهاند
دامنه وسیع سرکوب های حکومتی، دستگیری چهره های کلیدی این جنبش و دیگر جنبش های اجتماعی ، حصر رهبران نمادین حنبش سبز، مهاجرت گسترده جوانان منتسب به جنبش سبز، مهاجرت چهره های کلیدی این جنبش و دیگر جنبش های اجتماعی به ویژه جنبش زنان،… ازجمله عوامل فروکش کردن این جنبش در شکل فیزیکی و مرئی آن در آن دوران بود. هرچند با برآمدن « بهارعربی» هموندی و هم ذاتی فراملیتی درمیان جنبش های اجتماعی منطقه میتوانست همچون ابزاری در ایجاد پیونده های فراملی عمل کند اما این تاکتیک، همچون نکته ای مغفول از نگاه کنشگران جنبش سبزخواه در داخل کشور و خواه در دیازپورا دور ماند. پیوستن تدریجی چهره های کلیدی جنبش سبز و جنبش های اجتماعی دیگر به دیازپورای نسل پیشین نیز نه تنها موحب هم افزایی نیرو در جهت پیشبرد اهداف جنبش سبز نشد بلکه گاه با اختلاف نظرها و تفاوت در روش و بینش ، مانعی برای رویارویی و حل مسائل کلان جنبش و اهداف اصلی آن شد. از سوی دیگر جرم انگاری های امنیتی به ویژه درموضوع ارتباط مستقیم میان منتقدان حکومتی داخل و خارج از کشور مانعی بر سر ارتباطات و گفتمان سازی های منطبق بر شرایط کشور و منطقه شد. موانعی از این دست ظرفیت های جنبش سبز در ایجاد ائتلاف ، تکثرگرایی، جامعه محوری و پیوندهای فراملیتی را بی استفاده ساخت
جنبش سبز، در حوزه سیاست هویت خود را در نقطه اوج آزادیخواهی و دموکراسی تعریف کرد. در حوزه اقتصاد، همچنان پروژه برابریخواهی را پیش گرفت و در سیاست خارجی از بهنگام شدن مناسبات ایران و جهان سخن گفت. اما، وجه تمایز جنبش سبز و دو جریان پیشین را باید در خصلت تودهای آن جست. چنانکه میدانیم پروژه مشروطهخواهی اصلاحات تا حد زیادی نخبهگرایانه محسوب میشد اما جنبش سبز در چرخشی عمیق، به سمت جامعه و مردم گروید و «فشار از پایین» را بهعنوان بال بسته پروژه اصلاحات گشود اما، همچون اصلاحات، به دلیل خصائص ساخت قدرت، قادر به «چانهزنی» نشد. از این منظر، لازم به بتاکید است که جنبش سبز را باید نسخه جهشیافته اصلاحطلبی و برآمده از همبستگی حامیان ایده اصلاحات دانست. هر چند برخی این همبستگی و پیوستگی را نقطه پایانی بر اصلاحات میخوانند و با الصاق صفات الهیاتی و رهاییبخشی از «خلق از عدم» سخن میگویند!
جنبش سبز: ایران، نهاد نمایندگى و سرمایه اجتماعى
#۳۰اقتراح #دهسالگیجنبشسبز #نوشتهچهارم کلمه: چرا سالیان گذار از جنبشی سرکوب شده و رهبرانی همچنان محصور، در سرنوشت و روزگار ما موثر است و چرا باید به آن اندیشید و از اندیشیدن بدان چه مقصودی در پی است؟ این پرسش ها، مسائل اساسی نسل امروز در قبال پدیده ای تاریخی یا راهی پیموده شده یا رخدادی […]
محرمانههای انتخابات ۸۸؛ حکایت یک دهه بحران حکومتی
وقتی وزارت کشور در ۲ تیر ۱۳۸۸ جداول تفصیلی نتایج انتخابات را منتشر کرد و مشخص شد که درصد مشارکت انتخاباتی در بخش وسیعی از مناطق کشور نزدیک یا حتی بیشتر از ۱۰۰ درصد است -و در همه این مناطق هم محمود احمدی نژاد بیشترین رای را آورده- این پدیده به دردسری جدید برای دست اندرکاران انتخابات تبدیل شد. دردسری که پس از مدتی کوتاه، به حذف جداول عددی منتشر شده از وبسایت وزارت کشور و خبرگزاریها انجامید.
باش تا نفرین ِ دوزخ از تو چه سازد،
#علیرضا_شیرمحمدعلی یک زندانی سیاسی و عقیدتی بیگناه بود، انسانی که بخاطر عقاید و نظراتش زندانی شده بود و برای دفاع از آزادی و ایران در زندان روزهای بیبازگشت زندگی خود را سپری میکرد و بخاطر نادیده گرفتن حقوقش مبنی بر تفکیک زندانیان در زندان بزرگ تهران جان خود را از دست داد. زندانی که اساسا نباید در آن حضور میداشت.
فقط فراز نه، نشیب هم بوده است،هدی
بحث بر ضرورت دفاع و مقاومنت نیست از آزادی نیست بحث بر سر این است که جامعه ای انقلاب کرد و قانون بر پا کرد دوباره اگر برای بدست آوردن همان قانون به مبارزه قهر آمیر روی آورد نشان می دهد که ساختار برای تحقق دموکراسی معیوب بوده است که بوده است. بحث بر سر روش های مقاومت هم است که بسیار مهم اسشت. به عبارتی مشی مقاومت را هم باید دقت کرد
محسن امین زاده: مهمترین مذاکرات سیاسی تاریخ، مربوط به دشمنترین کشورها بودهاست
فقط دولت پنهان و جریان امنیتی در ایران نیست که با تمام توان برای جلوگیری از حل بحرانهای بینالمللی ایران تلاش میکند. سالهاست در یک هماهنگی مثالزدنی تندروها در تهران، واشنگتن و تلآویو به یکدیگر کمک میکنند و هرگاه در ایران یا آمریکا زمینهای برای بهبود شرایط بینالمللی برای ایران فراهم شود، تندروهای دیگر به یاری برخاسته و شرایط را برای جلوگیری از حل بحران روابط خارجی ایران بحرانی میکنند. اقدام تحریم پتروشیمی در قیاس با اقدامات دیگر آمریکا علیه ایران اقدام چندان مهمی نیست اما انتظار میرود اگر زمینه بهبودی فراهم شود، تندروها در واشنگتن و تلآویو و تهران از هیچ تلاشی برای جلوگیری از تحقق آن فروگذار نکنند. درباره مناسبات میان دولت پنهان در ایران و تندروهایی مثل بولتون در واشنگتن و نتانیاهو در تلآویو چیزی نمیدانم، اما عملکرد آنان کاملاً هماهنگ است و نتایج مشترک عملکرد آنان بحرانیتر نگه داشتن وضعیت ایران در مناسبات بینالمللی است
فرشاد مومنی: برخورد سهل انگارانه با عدالت اجتماعی باعث خو گرفتن به مناسبات رانتی شده است
البته این نابرابریهای ناموجه که برخورد سهل انگارانه با آن میشود یکی از مهمترین نیروهای محرکه تعمیق وابستگی ذلت آور به دنیای خارج است. اینکه در نظام تصمیم گیری هنوز بخشهای قابل اعتنایی از ذخایر استراتژیک ارزی کشور را صرف واردات کالاهای غیرضروری، لوکس و تجملی میکنند اصلا تصادفی نیست و پایههای نظری بسیار مستحکمی دارد که نشان میدهد در اقتصادهای توسعه نیافته رانتی قاعده کلی این است که آنهایی که مایل به خرید کالاهای داخلی هستند قادر به آن نیستند و آنهایی که قادر به خرید کالاهای داخلی هستند مایل به آن نیستند
گناه معترضان این بود که ساکت نماندند و به تعبیر میرحسین موسوى “تسلیم این صحنه آرایى خطرناک” نشدند و خواستند نظام را به هویت نخستیناش در انقلاب ۵۷ برگردانند؛ هویتی که با هدف رهایى از استبداد شکل گرفت و خواست تا از طریق عدالت، آزادى، جمهوریت و اسلامیت، ملتى را خوشبخت و کشورى را سربلند کند؛ اما همهى آن شخصیت و هویت و آن آرمانهاى نخستین در حال زوال بود