سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » وجدان ملی -مدنی در ادامه جنبش سبز...

وجدان ملی -مدنی در ادامه جنبش سبز

چکیده :عزم ملی برای نجات و توسعه ایران، کانون و نهاد امید و بی طرفی می خواهد که بگوید ما برای خود پست و مقام و جاه نمی خواهیم؛ مسئله ما ایران است منتها ایرانی توسعه یافته و مدنی. بایسته است که رهبران جنبش سبز این پرچم را بلند کنند و کمیته وجدان ملی را برای حفظ ایران پایه گذاری کنند و صدای رساتر این کمیته یا جمع وجدان ملی...


#۳۰اقتراح

#ده‌سالگی‌جنبش‌سبز

#نوشته‌یازدهم

کلمه:چرا سالیان گذار از جنبشی سرکوب شده و رهبرانی همچنان محصور، در سرنوشت و روزگار ما موثر است و چرا باید به آن اندیشید و از اندیشیدن بدان چه مقصودی در پی است؟ این پرسش ها، مسائل اساسی نسل امروز در قبال پدیده ای تاریخی یا راهی پیموده شده یا رخدادی جاری و زنده همچون جنبش سبز است که بنا به هرکدام از معانی اش در انتظار پاسخ هایی است: در برابر این پرسش که چرا همچنان در ایران امروز با تمام تغییر و تحولات رخداده و سرنوشت هولناک و سخت ملت، از جنبش سبز سخن می‌گویید و برای آن اهمیت قائلید، چه پاسخی داریم؟

کلمه مسئله فوق را در قالب یک اقتراح با مخاطبان خود در میان گذارده و پاسخ نویسندگان و فعالان و صاحبنظران را در روزهای آتی که جملگی ایام موسوم به شکل گیری و ریشه دوانی جنبش سبز ملت ایران است، منتشر می کند. همچنین این باب گشوده است تا تمامی نویسندگانی که خود را مخاطب این پرسش ها می یابند و برای آن دغدغه یا مسئله ای دارند پاسخ خود را برای ما ارسال کنند تا رنگین کمان ملت که در خرداد ۸۸ برآمد و آن جنبش بیافرید، سهم خود و حق خود را در نقش آفرینی در تولید متون و ادبیات دهمین سالگرد جنبش سبز ادا کند.

متونی که در ایام آتی ذیل مسئله فوق در کلمه منتشر می شوند حاوی نکاتی سرنوشت ساز و تذکراتی بنیادین اند؛ برخی از نویسندگان بر شکل گیری مجمعی ملی برای نجات ایران از قید و بند استبداد سیاه حاکم بر آن تاکید کرده اند. دسته ای خواهان مشارکت زنده و موثر رهبران جنبش، بویژه مهندس میرحسین موسوی در قبال مسائل و رخدادهای حیاتی پیشاروی کشور و ملت شده اند و جمعی از اصلاح بنیادین قانون اساسی سخن رانده اند. در تمامی متون فوق آنچه به چشم می خورد دغدغه منافع کشور و حقوق ملت و رهایی ایران در کنار انتقادات اساسی به جنبش و نحوه پیش برد و سرکوب آن نهفته است و کلمه بی کم و کاست و ذره ای قضاوت یا دخالت به انتشار آنهمه دست می یازد. این مرام مهندس موسوی و مشی حیاتی و زندگی بخش حاکم بر جنبش سبز است که مبتنی بر فراهم آوردن امکان مشارکتی معنادار و واقعی می کوشد بخشی از تمامی آنچه نویسندگان وطن دوست ایرانی در ذهن می پرورند و بر قلم جاری می سازند را در صفحات خود منتشر کند و محملی باشد برای یافتن راه رهایی کشور و آزادای ملت و سعادت ایرانیان.

بدان امید

تقی رحمانی

عزم ملی برای نجات و توسعه ایران، کانون و نهاد امید و بی طرفی می خواهد که بگوید ما برای خود پست و مقام و جاه نمی خواهیم؛ مسئله ما ایران است منتها ایرانی توسعه یافته و مدنی. بایسته است که رهبران جنبش سبز این پرچم را بلند کنند و کمیته وجدان ملی را برای حفظ ایران پایه گذاری کنند و صدای رساتر این کمیته یا جمع وجدان ملی شوند.

۱۰ سال از عمر حرکتی می گذرد که می توان آن را مدنی ترین حرکت سیاسی ایران نامید. جنبشی که از رای من کو به حقوق من کو رسید. با مطالبه محوری شروع کرد اما به حقوق مدنی و شهروندی توجه کرد. جنبشی که در میان مخاطبان خود اعتلا خلق کرد و آنان را به جلو کشید. در روز عاشورای ۱۳۸۸ مادران، کسانی را نجات دادند که به مردم حمله می کردند. این رفتار مدنی و انسانی بود و جلوه دیگری از رفتار عاشورائی را نشان می داد. جنبشی که هم ندا اقاسلطان و هاله سحابی دارد و هم مادری به نام پروین فهیمی و دیگر مادرانی غیور و صبور.

اما جنبش مزبور جنس جمهوری خواهی داشت و جمهوری خواهی در ایران جریان تعیین کننده نیست. در این جنبش، جریان تعیین کننده ای که ثروت و سازمان دارد حضور نیافت یعنی نه سازمان روحانیت در این جنبش نقش اصلی داشت نه نیروی خارجی و نه غیره. در نتیجه این جنبش تاثیر گذار شد اما تعیین کننده نبود.

با تمام نقدی که به رهبران جنبش در مورد کاستی در رهبری جنبش وارد است اما آنان می دانستند که نیروی اعتراضی و تاثیر گذار هستند نه تعیین کننده. این جنبش یا باید انتحار می کرد یا باید کنترل می شد و در خیابان جمع می شد. از طرفی نیروی انتحاری وجود نداشت و اقشار حامی جنبش مردمی مدنی بودند که می خواستند زندگی هم بکنند.

زمانی که جنبش در خیابان جمع شد و حصر آغاز گشت دوره جدیدی برای جامعه ما شروع شد که تجربه آن در گذشته تاریخی ما وجود نداشت.

در گذشته پس از سرکوب جنبش، روندی آغاز می گشت که دوره قبلی را پایان یافته می دانست؛ بعد ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ مبارزه در ایران دگر گشت. اما جنبش روحی داشت که اقشار جامعه را با خود می کشید. در سال ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ این روح خود را در شکست انتخاباتی جناح راست حکومت نشان داد. جنبش سبز فقط انتخاباتی نبود. بر جامعه مدنی ایران هم اثر گذار شده بود و این تاثیر همانا خود را در اعتراضات مدنی نشان می دهد. اعترضات مدنی ادامه دارد اگر چه متشکل نیست. صدای جامعه مدنی بلند است اگر چه تحت فشار است. اعتراضات مدنی ادامه دارد اگر چه تعیین کننده نیست.

اما سبزی جنبش نمی توانست تا ابد ادامه یابد پس جنبش به سوی زردی رفت و زردی گاه به پلاسیدن می رود؛ عده ای در جنبش با داخلی و خارجی معامله گر شدند و نام جنبش را برای خود خرج کردند که با انها کاری نیست اگر چه زمانی که موج طلائی بعد از زردی راه بیفتد ان وقت باز فرصت طلبان می آیند اما مسئله ما ایران و مردم و توسعه است.

امروز در شرایط سختی که جامعه ما به وجود آورنده اش نبوده قرار گرفته ایم. ما تلاش کردیم که سیاست های حکومت را رد کنیم. ما در انتخاب ترامپ نقش داشتیم تا پازل بحران در ایران و منطقه را کامل کند.اما با آسیب هر دو جریان داخلی و خارجی مواجه هستیم.

جنبش می تواند ادامه یابد منتها این بار با رنگ سبزی طلائی که با توجه به توان خود صدای مدنی وجدان ملی باشد و اعلام کند ایران باید بماند. این ایران باید با بردباری برای همه اقوام ایرانی بماند. این ایران باید توسعه یافته شود، این ایران باید ادامه یابد.

حال سوال این است که این جنبش کنترل شده چگونه می تواند در ادامه خود به ایران یاری برساند. رهبران جنبش و احزاب و روشنفکران و نهادهای مدنی صنفی را عزمی لازم است که این صدا را بلند کنند.

راه حل اول آن است که رهبران جنبش سبز با اعلام مواضع سیاسی مبنی بر اصلاح ساختاری چراغی برای آینده ایران روشن کنند.

نقد من بر عدم این اعلام به خصوص بر میرحسین موسوی است که در عین مقاومت سکوت کرده است. او و کروبی همراه با رهنورد می توانند ایده اصلاح ساختاری برای مرز گذاشتن با جریان های فرصت طلب را اعلام کنند و نیز با صراحت بگویند که چه می خواهند.

اما من ایده ی دیگری هم دارم که به نظرم جامعه ما به آن نیاز مبرم تر دارد. این ایده خلق کانون عزم ملی برای نجات ایران است .

عزم ملی برای نجات و توسعه ایران، کانون و نهاد امید و بی طرفی می خواهد که بگوید ما برای خود پست و مقام و جاه نمی خواهیم؛ مسئله ما ایران است منتها ایرانی توسعه یافته و مدنی. بایسته است که رهبران جنبش سبز این پرچم را بلند کنند و کمیته وجدان ملی را برای حفظ ایران پایه گذاری کنند و صدای رساتر این کمیته یا جمع وجدان ملی شوند.

اگر این ایده مقبول افتد ابزار خود را خواهد یافت. کمیته ای در جامعه مدنی ایران که تاثیر گذار بر جامعه و حکومت خواهد شد و راه گشایش فضای باز را عملی خواهد کرد.

نهادی که به جنگ و تحریم ، انحصارقدرت و ثروت و مقام نه بگوید.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.