همه چیز از این جا آغاز شد!
چکیده :گناه معترضان این بود که ساکت نماندند و به تعبیر میرحسین موسوى “تسلیم این صحنه آرایى خطرناک” نشدند و خواستند نظام را به هویت نخستیناش در انقلاب ۵۷ برگردانند؛ هویتی که با هدف رهایى از استبداد شکل گرفت و خواست تا از طریق عدالت، آزادى، جمهوریت و اسلامیت، ملتى را خوشبخت و کشورى را سربلند کند؛ اما همهى آن شخصیت و هویت و آن آرمانهاى نخستین در حال زوال...
محمدجواد اکبرین
ده سال از انتخابات ۸۸ گذشت. رهبران جنبش سبز در آن واقعه، نگران “شخصیت نظام” بودند اما رهبر جمهوری اسلامی نگران “آبروى نظام” بود و همه چیز از همین جا آغاز شد!
وقتى شما نگران شخصیت کسى باشید، یعنى در او نوعى تغییر یا انحراف یا آلودگى مىبینید که او را از هویت و تعریف اصلىاش دور مىکند، تلاش مىکنید آن شخصیتى را که در معرض زوال و نابودى است، نجات دهید. اما وقتى فقط نگران آبروى کسى باشید، به این فکر نمىکنید که شخصیت و هویت او در حال نابودى است بلکه مهم این است که کسى این نابودى و زوال را نفهمد و آبروى او نرود، در نتیجه همواره باید صورتى آبرومند، آرایششده و دروغین از او نمایش دهید تا ظاهرش حفظ شود.
گناه معترضان این بود که ساکت نماندند و به تعبیر میرحسین موسوى “تسلیم این صحنه آرایى خطرناک” نشدند و خواستند نظام را به هویت نخستیناش در انقلاب ۵۷ برگردانند؛ هویتی که با هدف رهایى از استبداد شکل گرفت و خواست تا از طریق عدالت، آزادى، جمهوریت و اسلامیت، ملتى را خوشبخت و کشورى را سربلند کند؛ اما همهى آن شخصیت و هویت و آن آرمانهاى نخستین در حال زوال بود.
بازتولید استبداد، آزادی را قربانی کرد و نظارت استصوابی به تدریج از جمهوریت چیزی باقی نگذاشت. اسلامیتی که برخی از رهبران روشنضمیر دهه ۵۰ پرچمدارش بودند به بنیادگرایی دینی و داعشِ شیعی گرایید و فساد فراگیر اقتصادى هم عدالت را به قربانگاه فساد سیستماتیک برد.
حالا ده سال پس از انتخابات ۸۸، نظام نه شخصیت دارد نه آبرو.













