سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بازخوانی یادداشت علی شکوری راد: راهپیمائی اعتراضی؛ فرشی از بشریت، دریایی از شعور...

بازخوانی یادداشت علی شکوری راد: راهپیمائی اعتراضی؛ فرشی از بشریت، دریایی از شعور

چکیده :مردم بدون آنکه برایشان تسهیلاتی نظیر اتوبوس و مینی بوس تدارک شده باشد و بدون آنکه در طول مسیر ایستگاههای صلواتی حتی برای آب خوردن برپا شده باشد آمده بودند و طول مسیر را با آرامش و سکوت می پیمودند. آنها نشانه های سبز، عکس هایی از میر حسین ودست نوشته هایی از خواست ها وشعارهایشان را حمل می کردند ودستانشان را به علامت پیروزی بالا گرفته بودند و آرام و با متانت در چارچوب تعریف شده برای مطالبۀ برحقشان حرکت می کردند. اگر در بین راه کسی شعار می داد و یا عامل محرکی برای دادن شعار پدیدار می شد، همگی یکپارچه یکدیگر را به سکوت فرامی...


#یادآوری

علی شکوری راد

راهپیمائی آرام حامیان و هواداران مهندس موسوی در روز دوشنبه یک پدیده بی نظیر و شگرف در تاریخ سیاسی ایران بود. در شرایطی که تمامی سایت ها ی حامی بسته و یا فیلتر شده و روزنامه های حامی نیز بسته و یا محدود شده بودند و بحث برگزاری یا عدم برگزاری راهپیمایی به علت عدم صدور مجوز تا آخرین لحظه وجود داشت و مانع دعوت قطعی مردم به حضور گردید و بسیاری نیز به همین دلیل از راهپیمایی باز ماندند، خیل عظیم راهپیمایان که بصورت فشرده در طول مسیر خیابان های انقلاب و آزادی ومسیر های منتهی به آنها شکل گرفت همه را به شگفتی واداشت. فرشی از بشریت در این خیابانها دیده می شد که نظیر آن را جز در مراسم استقبال از امام و نیز تشییع جنازۀ ایشان دیده نشده بود.

مردم بدون آنکه برایشان تسهیلاتی نظیر اتوبوس و مینی بوس تدارک شده باشد و بدون آنکه در طول مسیر ایستگاههای صلواتی حتی برای آب خوردن برپا شده باشد آمده بودند و طول مسیر را با آرامش و سکوت می پیمودند. آنها نشانه های سبز، عکس هایی از میر حسین ودست نوشته هایی از خواست ها وشعارهایشان را حمل می کردند ودستانشان را به علامت پیروزی بالا گرفته بودند و آرام و با متانت در چارچوب تعریف شده برای مطالبۀ برحقشان حرکت می کردند. اگر در بین راه کسی شعار می داد و یا عامل محرکی برای دادن شعار پدیدار می شد، همگی یکپارچه یکدیگر را به سکوت فرامی خواندند. نیروهای انتظامی با سپر و باطوم، بخصوص در خیابان و میدان انقلاب، بوفور دیده می شدند و علی رغم آنکه شایع شده بود به علت عدم صدور مجوز، دستور تیر داده شده است از جانب مردم حساسیتی نسبت به حضور آن همه نیروی ضد اغتشاش بروز داده نمی شد و بعضاً حتی کلمات مهربانانه بین آنها رد و بدل می شد. در آن فرش از بشریت دریایی از شعور و آگاهی، از هر لحاظ، موج می زد و انسان را به وجد می آورد. همه از اینکه جزئی از این جمعیت بزرگ وباشعور هستند خرسند بودند و به آن می بالیدند.

در طول مسیر چند مرکز پلیس و بسیج وجود داشت که نیروهای بسیاری با آرایش ضد شورش در آنها مستقر بودند امااز هیچ طرف حساسیتی به یکدیگر بروز داده نمی شد.

در حوالی خیابان جمال زاده بودیم که مهندس موسوی سوار بر یک اتومبیل شاسی بلند آمد و از داخل دالانی که برای عبور او گشوده شد عبور کرد و جمعیت برای او ابراز احساسات کردند. در مقابل مسجد دانشگاه صنعتی شریف نیز آقای کروبی بر یک بلندی ایستاده بود و مردم برای او و موسوی شعار حمایت می دادند.

نزدیک میدان آزادی جمعیتی که نزدیک چهار ساعت پیاده روی کرده بودند تا به آنجا برسند کم کم شروع به دادن شعار کردند. این شعار ها همگی ناظر بر حمایت از مهندس موسوی، اعتراض به نتایج انتخابات و گفته های اهانت آمیز روز گذشتۀ احمدی نژاد در میدان ولی عصر تهران بود. من کلیه شعارهایی را که شنیدم یادداشت کردم که در زیر می آورم.

گفته بودیم اگر تقلب بشه – ایران قیامت می شه

تا احمدی نژاده – هر روز همین بساطه

می جنگم – می میرم – رأیمو پس می گیرم

دولت کودتا – استعفا – استعفا

رأی ما رو دزدیدن – دارن باهاش پز می دن

دروغ گو – دروغ گو – پرچم ایران منو پس بده

احمدی دروغ گو – ۶۳درصدت کو

احمدی بگوش باش – ما مردمیم نه اوباش

خس و خاشاک توئی – دشمن این خاک توئی

دروغ گو – دروغ گو – من به تو رأی ندادم

نصر من الله و فتح قریب – مرگ (وای) بر این دولت مردم فریب

بازم تقلب شده – احمدی سید شده

مرگ بر دیکتاتور- چه شاه باشه چه دکتر

آخر هفته – احمدی رفته

هالۀ نورو دیده – رأی ما رو ندیده

مدعی عدالت – خجالت – خجالت

برادر شهیدم – پرچم ایرانمو پس می گیرم

ایرانی می میرد – ذلت نمی پذیرد

ایرانی می میرد – ذلت نمی پذیرد

سکوت هر مسلمان – خیانت است به قرآن

کروبی زنده باد – موسوی پاینده باد

خمینی کجایی – موسوی تنها شده

راهپیمائی اعتراضی(۲): فاجعۀ کشتار مردم

نزدیک ساعت ۸ وقتی به میدان آزادی رسیدیم مملو از جمعیت بود. برخی از جمعیت از باند جنوبی خیابان آزادی در حال بازگشت بودند. ما برای بازگشت به خیابان محمد علی جناح رفتیم. کمی بالا تر از میدان و کمی داخل یک کوچه ساختمان بسیج متعلق به گردان ۱۷۷ عاشورا دیده می شد که در اطراف آن حالت غیر عادی وجود داشت ومردم متوقف شده بودند. گه گداری صدای تیر اندازی از آن به گوش می رسید. جلوتر که آمدیم یک جوان را دیدم که به قسمت رانش تیر خورده بود و خون از آن جاری بود و فریاد می کشید. او را با سرعت منتقل کردند و بعد عده ای از جمعیت شروع به پرتاب سنگ به نفری که در بالای پشت بام آن ساختمان ایستاده بود و سر اسلحۀ خود را پائین آورده بود کردند. پس از عبور ما از این قسمت صدای تیر اندازی گه گداری به گوش می رسید و ما شاهد انتقال یک مجروح دیگر که تیر به دستش خورده بود و نیز عبور آژیر کشان یک آمبولانس بودیم.

ساعتی بعد از وقتی که به منزل رسیدم وحوالی ساعت۱۱ خبر شدم که تیر اندازی شدید شده و تعدادی کشته و مجروح به بیمارستان حضرت رسول(ص) منتقل شده اند. به آنجا رفتم. مردم در مقابل درب اورژانس اجتماع کرده بودند. مأموران اجازۀ ورود نمی دادند. گفته می شد ۸ تا ۱۰ جنازه به آنجا منتقل شده و اسامی سی نفر مجروح که تیر خورده بودند نیز به شیشه چسبانده شده بود. با افسر آگاهی مستقر در اورژانس صحبت کردم. هر چند از دادن اطلاعات خودداری می کرد اما خود بسیار متأثر و ازشدت تیراندازی صورت گرفته شگفت زده بود. به بیمارستان دکتر شریعتی هم سر زدم. یک جنازۀ تیر خورده نیز به آنجا منتقل شده بود. بعداً از بیمارستان سینا هم خبر شدم. آنها هم تعدادی مجروح تیرخورده داشته اند.

راهپیمائی بسیار آرام مردم بی خود و بی جهت به خون کشیده شد. صبح فردا رادیو اعلام کرد در پایان راهپیمائی بدون مجوز روز گذشته عده ای که بعضاً مسلح بوده اند قصد تصرف یک مرکز نظامی را داشته اند که موجب تیراندازی متقابل شده و هفت نفر از مردم کشته شده اند.

تردیدی نیست که حملۀ مردم به آن ساختمان که عکس ها و فیلم آن موجود است پس از آن صورت گرفته که از پشت بام آن ساختمان به طرف مردم تیر اندازی شده است. در این هم تردید نیست که بنای نیروی انتظامی و بسیج بر تیر اندازی به سوی مردم نبوده است و فاجعۀ شکل گرفته خارج از کنترل فرماندهان بوده است اما در این هم تردید نیست که نباید همۀ مسئولیت را متوجه نفر یا نفرات تیر اندازی کننده به سوی مردم کرد و مسئولیت مقامات نظامی مافوق را تا ردۀ آخر نادیده گرفت. نیروی پلیس در هر کشوری آموزش های بسیاری می بیند تا بتواند نظم و آرامش را به بهترین وجه و با کمترین خسارت و هزینه برای مردم و حاکمیت برقرار و حفظ نماید. آنها برای مقابله با حرکت های اعتراضی و اغتشاش آموزش های ویژه می بینند تا خود موجب شعله ور تر شدن خشم معترضین نباشند. بسیج چنین آموزش هایی را به نیروهای خود نمی دهد و آنها به سرعت مردم مقابل خود را به صورت دشمن می بینند. بخصوص در این انتخابات که از سازمان ونیروهای بسیج بصورت گسترده در رقابت های انتخاباتی سود جسته شده و آنها خود را یک طرف ماجرا دیده اند. بنابراین گماردن نیروی آموزش ندیدۀ مسلح در مقابل مردم کار خرد ورزانه ای نبوده و نیست. چه بسا نفر یا نفرات مذکور شبهای قبل در قالب نیروهای مردمی موتور سوار و لباس شخصی در تقابل با معترضین در کوچه ها و خیابانها بوده و مملو از خشم نسبت به طرف مقابل بوده اند. وقتی انبوه راهپیمایان به مدت چهار ساعت از برابر چشم کسی که آنها را دشمن یا عامل آن می بیندعبور می کنند او را عصبی و مستعد واکنش فاجعه آمیز مانند روز گذشته می کند. همۀ کسانی که در شکل گیری این تقابل فکری و فیزیکی نقش داشته اند در قبال فاجعه و کشتار دیروز مسئول هستند.

 

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.