سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ده سال است بر روی زانوهایمان برنده ایم...

ده سال است بر روی زانوهایمان برنده ایم

چکیده :این زن ماییم، خلاصه مادر زمین/پدر آسمانِ همه اساطیرِ بشر در این پهنه سیاه و سرخ. ما مادر زمین هستیم...چسبیده به این خاک، بی هیچ دفاعی جز دستهایمان و جز غرورمان و جز تصمیممان. در این تصویر اما خوب که نگاه می کنی جز زن کسی نیست، باقی نیست و خلا است. زن ماییم و ما زنیم و ده سال است بر روی زانوهایمان برنده...


لیلا پاپلی

من این زن را می شناسم و نمی شناسم. حلقه اش نشان می‌دهد که ازدواج کرده شاید اوایل دهه سی زندگی اش باشد با لباسهای آدمهای طبقه متوسط آن سالها. با یک کیف خیلی معمولی. این عکس بیست و چهارم یا پنجم خرداد آن سال گرفته شده است.

زن چهره ندارد، مرد افسر هم. رویارو نیستند. از مرد پاهاش را می بینم و از زن، تنی خموده، خرد، ملتمس و دستهاش که انگار چیزی را می خواهد. دستهای نرم و سپید در مواجهه با چکمه های خشن و سیاه. پاهای مرد به عقب رانده شده. عضلاتش منقبض است. دارد تلاش می کند خم نشود. دارد تلاش می کند تسلیم زن نشود. زن هیچ در دست ندارد. خودش است و تنش. مرد احتمالا مسلح است.
حتما هست.

در کنار زن، زن دیگری است با شال سبز و در کنار مرد نظامی های دیگر. زن می گوید ما را نکش…و مرد می کشد. این تصویر، خلاصه همه آن چیزی است که ده سال است بر ما گذشته. ما این زیر، زیر ضربات ایستادیم، روی زانوهامان زیستیم. ما در مصاف با سختی چکمه ها با زیری آسفالت خیابان تنها دستهامان را داشتیم و آخرین سنگرمان را غرورمان را. خوب که نگاه کنی این زن ماییم. ماییم که پریشان به آن بالا نگاه می کنیم و می خواهیم نه ما را که خودش را نجات دهد.

این زن ماییم، خلاصه مادر زمین/پدر آسمانِ همه اساطیرِ بشر در این پهنه سیاه و سرخ. ما مادر زمین هستیم…چسبیده به این خاک، بی هیچ دفاعی جز دستهایمان و جز غرورمان و جز تصمیممان. در این تصویر اما خوب که نگاه می کنی جز زن کسی نیست، باقی نیست و خلا است. زن ماییم و ما زنیم و ده سال است بر روی زانوهایمان برنده ایم…

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.