• صفحه اصلی
  • » هر سرزمینی که از ما دریغ کنند، بیت المقدس است...

» گفتار

هر سرزمینی که از ما دریغ کنند، بیت المقدس است

فلسطین کشوری است بی‌سرزمین. قلمرویی است بی‌قلمرو. می‌تواند هرجا باشد همچون آواره‌هایش. اهمیت فلسطین همین جاست. فلسطین یک دال است که تمامی قربانیان را نمایندگی می‌کند. دالی است برای هر مدلول رنجی. پشت هر طغیانی یک فلسطینیّت خوابیده است. دفاع از فلسطین مبارزه با هرنوع سلطه‌ای است که خود را در قامت هر نوع هویت، دولت و دینی عرضه می‌کند. ایستادن بر روی مرزهایی است که برای استیلا ترسیم شده است.

نامی که از فهرست روزنامه نگاران حذف شد

از این جهت هرکدام از بچه‌ها که درآن مقطع به تحریریه جمهوری اسلامی پاگذاشتند، داستان مستقلی از پیوستن خود به جمع تحریریه جمهوری دارند. غلامحسین را چند ماه بعد از اینکه روزنامه کارش را شروع کرده بود، عبدالحسین طالعی آورد و به سردبیر معرفی کرد. رسم روزنامه هنگام بستن قرارداد این بود که موارد؛ تعیین میزان حقوق و قسمت مربوطه برای همکاری را خود داوطلب نظر می‌داد. این رسم به درخواست مهندس میرحسین موسوی برقرار و آقای آقا‌زاده به‌عنوان مسئول کارگزینی به آن وفادار بود.

“ضد تبلیغ” و خدمت ناخواسته به آیت‌الله منتظری

یا اینکه در همان” مستندقائم مقام” نامه ای از آیت الله منتظری به آیت‌الله خمینی را برجسته می‌کنند که نوشته است”اطلاعات شما روی ساواک شاه را سفید کرده است”. وقتی امروز این عبارت را به عنوان حربه ای علیه آیت‌الله منتظری به کار می‌برند نمی‌دانند که تبلیغ برای این عالم وارسته است و مردم با خود می اندیشند در سال ۱۳۶۴ ومدت‌ها پیش از ماجرای مهدی هاشمی و در میانه دهه ۶۰ و در اوج اقتدار و در شرایط جنگی، کسی در جایگاه قائم مقام رهبری این سخن را گفته است که احدی شهامت گفتنش را نداشته است و امروز مردم وقتی این نقل قول ها را می شنوند پیشتازی او را می ستایند.

درباره دموکراسی

دموکراسی در معنای عام آن، یعنی:« فرصت های برابر برای همه»، مشارکت بی قید و شرط انسان ها در تعیین سرنوشت خود و بالاتر از همه رهایی انسان از قید و بندهایی که فشارهای ناشی از آن موجب «ناانسانی شدن» انسان ها می گردد. دموکراسی شرایطی را فراهم می کند که در آن قابلیت های فرد فرد انسان ها می تواند شکوفاشود. یعنی همان شکل آرمانی جامعه ای آزاد که در آن برابری فرصت ها برای همه فراهم است.

راه طی‌نشده مهندس بازرگان؛ نگاهی به زندگی سیاسی و همکاری اولین نخست‌وزیر انقلاب با روحانیت

شاید امروز کسی تردید نداشته باشد که هیچ جنبش آزادی خواهی و عدالت خواهی پیروز نمی شود مگر آنکه مردم را با خود همراه کند. همه نخبگان و پیشروان مبارزه با استبداد، هدف شان جلب حمایت مردم و منزوی کردن مستبد حاکم است. حال در جامعه ای که اکثریت آن خاموش و بی تفاوتند از یک حزب یا جریان نخبه چه کاری برمی آید؟ همه آرمان های بلند و هدف های عالی اگر در باورها و آگاهی مردم رسوخ نکند در محافل محدود روشنفکری مدفون خواهد شد.

دروغ و رسوایی ملی این بار در حوزه ورزش

واکنش حاکمیت ، دولت و جامعه ورزشی ایران به این موضوع اما بسیار تند و نسنجیده بود. آنها طبق معمول دست های پشت پرده آمریکا، اسرائیل و آل سعود را مسبب اصلی دانسته و دخالت سیاست در ورزش را به شدت محکوم کردند. این در حالیست که زمان زیادی از ساقط شدن هواپیمای مسافربری اوکراین در آسمان نگذشته بود و اربابان مکر و تزویر حکومت، انتظار داشتند که کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز چون مردم بیگناه ایران، ناامنی به این بزرگی را در حد خطای کوچک انسانی خلاصه شده ببیند.

بازماندگان امید؛ در ستایش زندگی

در نظر دورفمان دو واکنش اهمیت پیدا می‌کند؛ امیدواری شورمندانه به آینده و یادآوری مداوم گذشته‌. ما در کثافتی از وضع موجود زندگی می‌کنیم که شایسته ما نیست و هرطور شده باید از آن به آینده‌ای امیدوارانه‌تر عبور کنیم. هم‌زمان، تکرار خاطره‌ ناپدیدشدگان، شناخت رنج خانواده‌ها و دوستان‌شان، و درک مصائبی که همه به آن محکومیم نیز ضروری‌ست.

شاید عشق جهنمی/ این یک ناداستان است. تخیلی نیست. باورکردنی هم نیست اما واقعیت دارد

این مسائل نشان می‌دهد که ممکن است افرادی در این سن و سال باشند حتی ازدواج کرده باشند اما از لحاظ عقلی هنوز رشید و بالغ نشده باشند و این همان مسئله ما در همایش بود که باید در‌باره‌اش صحبت می‌کردم. این حادثه نشان داد چقدر چیزهایی که ما غیر‌منطقی و باورنکردنی می‌دانیم اما وجود و واقعیت دارند. به قرینه پرونده‌ها و داستان‌های واقعی زیادی که با آنها سروکار داریم باید باور کنیم این اتفاقات نادر و استثنایی نیستند و پرشمارند.

خشمِ به‌حق دانشجو

یکی از جریانات داخل حکومت، خشونت‌جویانی هستند که گمان می‌کنند قادرند با ایجاد درگیری داخلی، سکوت قبرستانی در دانشگاه‌ها برقرار کنند. آنان از غلبه‌ی محتوم دانشجویان آزادیخواه بر دانشجویان امنیتی بی‌خبرند.

دوچرخه، سندرم باکستر، ترافیک و طرح‌های انتقال آب!

هم اکنون اعلام شده که تعداد خودروهای موجود در سطح معابر عمومی تهران، شش برابر ظرفیت خیابانهای پایتخت است. نتیجه اینکه بیش از ۲۰ میلیون ساعت از عمر تهرانیها روزانه در ترافیک تلف میشود معادل ۱۰ هزارمیلیارد تومان در سال. از سوی دیگر، ترافیک به تشدید آلودگی هوا، آلودگی صوتی، کم تحرکی و کم_تحملی شهروندان منجر شده که خود هزاران میلیارد تومان دیگر خسارت به بارآورده، بر شمار پرونده های قضایی افزوده و از کارایی فردی به شدت میکاهد، رخدادی که قربانی نخستش، اُفت رشد اقتصادی است.

از برگ ریزان پاییز تا سیلی سرد زمستان

آتش زیر خاکستر هر آن، بنیان لرزان حکومت را نشانه می رفت اما غائله آبان به ظاهر خوابیده و گارد امنیتی توانسته بود جلوی خشم مردم در مراسم چهلم کشته شدگان را بگیرد تا اینکه به یک باره و در اتفاقی غیرمنتظره ورق به نفع حاکمیت برگشت.سردار نامی سپاه توسط آمریکا ترور شده بود.حاکمیت هم از خدا خواسته، با سوارشدن بر موج احساسات مردم، کار را بجایی رساند که کشته و مجروح شدن چند صد نفر در مراسم تشییع آن اصلا به چشم نیاید.

بیراهه اصلاح‌طلبی

آشنائی با تحقیقات تئوریک به ما کمک میکند تا چهارچوبهای فکری مشخصی برای فکر کردن بسازیم. این چهلرچوبها بما مدد میدهند تا در ذهن خود سئوال ایجاد کنیم. با ایجاد سئوال بدنبال پاسخ نزدیک به سئوال و حل مشکلات میرویم. اینبار و در اینصورت پاسخ ما به سئولات ابتدا با اشنائی به طرح نوع سئوالاتی روبروست که آنها از سر تحقیق و اندیشیدن طرح شده اند.

مشکل در نداشتن وجدان است

پس عجیب نیست که مسئول رسمی اعلام آمار قربانیان تشییع در کرمان می‌گوید «حدود ۶۰ نفر بودند؛ ۶۲-۶۳ نفر بودند». اگر جان آدم ارزش داشت مسئول رسمی، عدد دقیق می‌داد و قربانیان را فلّه‌ای حساب نمی‌کرد. اگر جان آدم ارزش داشت در طول دو ماه بعد از فاجعه آبان، حداقل یک نفر، مسئولانه درباره تعداد قربانیان آمار می‌داد.

انتخابات، اصلاحات و مخالفانش

در آستانه انتخابات یازدهمین مجلس شورای اسلامی که پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان بطور قابل توجهی کاهش پیدا کرده است و پیش بینی می شود مردم در این انتخابات به ویژه در کلانشهرها حضور کمتری داشته باشند، ضرورت دارد به علل پدید آمدن شرایط کنونی که جو نا امیدی در فضای سیاسی جامعه غلبه پیدا کرده است، بطور مشخص به معرفی مخالفان راهبرد اصلاحات اشاره و به پرسش‌های مطرح در این خصوص پاسخ داده شود.

نشر اصادیق

روزنامه «صبح‌ امروز» در طول دوره انتشار خود با انبوهی از شکایت‌ها و طیفی متنوع از شکات مواجه بود؛ از جمله مواردی اتهامی پرتکرار به اینجانب «نشر اکاذیب» بود. قاضی مرتضوی در یکی از جلسات دادگاه‌ مطابق روال اتهام مزبور را به من تفهیم کرد. در پاسخ به وی گفتم، «اگر فعل من مصداق «نشر اصادیق» باشد، تکلیف چیست؟» با تعجب پرسید، «اصادیق» دیگر چیست؟

انتقال هسته مقاومت به درون

برخلاف تصور و انتظار، رهبر سخنانش را با تاکید بر مصرف داخلی تنظیم کرده بود و زیاد از دشمن صحبت نکرد. او شهادت سردار سپاه قدس را برکتی دانست که از دید ایشان پیروزی بزرگی بود و حالا نوبت کوباندن گرز بر سر رقبای ضعیف داخلی است. آن چنان هم به آمریکا و اسرائیل حمله نکرد یا حداقل حرف جدیدی برایشان نداشت .تنها به تروریست بودن و(همان هیچ غلطی نمیتوانند بکنند موروثی) بسنده کرد.

طنز انتخابات و حزب و حزب بازی

در زمان طاغوت یک مثلث سه ضلعی داشتیم، خدا – شاه –میهن. خوب ، دوضلع خدا و میهن را که همه معتقد بوده و دوست داشته و دارند. اما تا بوده مشکل همین ضلع سوم همیشه متغیر بوده که در زمان صفوی شاه قائد اعظم هم بوده و در زمان طاغوت هم شاهنشاه آریامهر بود یعنی فقط القاب متغیر و متفاوت است. این قصه سر دراز دارد بهتر است بگذریم.

سردار سلیمانی، نه فرشته و نه شیطان! به مثابه یک انسان

با پایان جنگ، سپاه دچار نوعی بحران هویتی می شود. یک نیروی عظیم که هشت سال حضورش ضروری بوده، در ایام صلح چه خواهد کرد؟ ابتدا برای ادامه حیاتش مبنای ارزشی یا قانونی ایجاد کردند. در اصل ۱۵۰ قانون اساسی آمده است: “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پا بر جا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسئولیت سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسئولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آن‌ها به وسیله قانون تعیین می‌شود” .

پیام تسلیت و همدردی نرگس محمدی با داغدیدگان سانحه سقوط هواپیما با موشک سپاه: هیچ ستمگری تا ابد بر صندلی قدرت نخواهد نشست/ سیلاب مطالبات مردمی در راه است

اما این داغها و این ستمها نمی‌تواند ادامه داشته باشد. هیچ ظلمی در جهان پایدار نمانده است. و هیچ ستمگری تا ابد بر صندلی قدرت نخواهد نشست. خبرهای اعتراض مردم حتی در زندان هم به گوش می‌رسد. سیلاب مطالبات مردمی در راه است و یکی از مهمترین خواسته‌های ما اینک این است که همه عاملان و مدیران این فاجعه انسانی باید به خاطر اولویت ندادن به جان مردم برکنار شوند.

تاب‌آوری جریان اصلاح‌طلبی تا کجاست؟

آنها در یک بازی نابرابر قدرت، فقط قادر به حفظ قالب خالی از محتوای این بخش از قدرت سیاسی هستند و این منجر به وضعیتی می شود که از سویی به دلیل استمرار حضور، تحت هر شرایط و به هر میزانی، ممکن است، افکار عمومی و برخی از نخبگان سیاسی با عنوان استمرارطلب از آنها یاد کنند و از سوی دیگر، در دست داشتن نهادهای انتخابی بی اصالت، ناتوان و ناکارآمد در کنار سیاه نمایی های رقبا، مردم را از مشی اصلاح طلبانه و اصلاح طلبان ناامید می کند.

نقدی بر موضع‌گیری اصلاح‌‌طلبان در وقایع اخیر

اگرچه تعیین این اصول با توجه به گستردگی طیف اصلاح‌طلبان که مطالبات آنان از بازگشت به مرزهای قانون اساسی – که کف مطالبات اصلاح‌طلبی است- تا تغییرات بنیادین در قانون اساسی را در بر می‌گیرد، دشوار به نظر می رسد، اما مهم این است که در این جهت جد و جهد چشم‌گیری نیز از سوی اصلاح‌طلبان دیده نشده است.

نمایش بازی نکنید

این مردم که امروز در خیابان اینهمه خشمگین ظاهر می‌شوند، کمرشان از تحقیر شدن، نادیده گرفته شدن، کودک انگاشته شدن خمیده است. بگذارید هر چه می‌خواهند فریاد بکشند. خسته‌اند از وضعیتی که کسانی خود را نورچشمی‌های خداوند بپندارند، از موضع حق تصمیم بگیرند، اجرا ‌کنند و مردم را موظف بدانند شکر گذار باشند و عواقب تلخ آن را به جان بخرند.

امپراطوری دروغ

حالا که صحبت از دروغ است، بی انصافی است اگر به گزارشات یک طرفه صدا و سیما اشاره نشود. گزارشاتی که از فرط دروغ، بیشتر جنبه طنز گرفته اند. مثلا در جریان اعتراضات، مردم برای لقمه ای نان معترض بودند و با خشونت سرکوب می شدند، شب اما پای تلویزیون حکایت دیگری از زبان خودشان می شنیدند. آنها مصاحبه های دروغین از صدا و سیما می دیدند طوری که انگار این تلویزیون متعلق به کشور دیگری است.

«هیس! مبادا به گوش دشمن برسد!»

اعتماد و سرمایه‌ی اجتماعی، مقولاتی زمانمند و بطئی‌اند. یک‌شبه فراهم نمی‌شوند، یک‌شبه هم به باد نمی‌روند. الان مهم‌تر از آن‌که اصل واقعه چه بوده، این است که انگ «دروغ‌گویی» چرا اینقدر سریع بر پیشانی نظام چسبید و چنانکه از صدای خیابان برمی‌آید توسط شمار زیادی از مردم هم پذیرفته شد. چه شد که به فاصله‌ی یکی دو روز، جهت فوران خشم توده‌ای جامعه از دشمن خارجی به سمت حاکمیت داخلی برگشت؟

آیا امکان جلوگیری از خسارات گسترده سیل وجود نداشت؟

بارندگی های شدید چند روز اخیر سیستان و بلوچستان که در بیست سال گذشته بی سابقه بوده تاکنون حداقل دو نفر تلفات انسانی و تخریب وسیع زیر ساخت های آب و برق، مخابرات و جاده های مواصلاتی در جنوب استان را بهمراه داشته است. میلیارد ها تومان نیز خسارت به باغات و مزارع و‌ دام های روستاییان وارد شده است.

مغالطه‌ی دروغ در سخنان حاجی‌زاده درباره‌ی سقوط هواپیما

سخنان امیرعلی حاجی‌زاده درباره‌ی نحوه‌ی سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین مثال خوبی است. اصل کلام او مبتنی بر یک اعتراف بود که حرف درستی است، یعنی نظام حاکم دست از پنهان‌کاری سه‌روزه برداشت و اعتراف به خطا کرد ولی لابه‌لای آن حرف‌هایی زد که با بررسی آن آشکار می‌شود بهره‌ای از واقعیّت ندارد.

حکومت‌داری بیاموزیم

ما اگر نخورده‌ایم نان گندم، دیده‌ایم دست مردم. دیده‌ایم که تلویزیون‌های دنیا برای یک‌دهم رخداد سقوط هواپیما برنامه‌های عادی‌شان را قطع می‌کنند، با خانواده قربانیان تماس می‌گیرند و می‌کوشند مرجع جامعه شوند.

نامه سرگشاده به رهبری؛ انتقام سخت با تغییر در وضع موجود امکان پذیر خواهد شد

به تایید اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان سیاسی و جامعه شناسان حکومت ایران به بحران مشروعیت گرفتار آمده است و اعتراضات گسترده دو ماه اخیر و کاهش فاصله اعتراضات در ده سال اخیر و فضای ذهنی و روانی جامعه کاملا موید این مسئله است.شاید بنظر برسد ابراز احساسات مردم در واقعه ترور سردار سلیمانی خلاف این مسئله را نشان میدهد و یا تا حدودی توانسته باشد این مشکل را برطرف سازد

جعبه سیاه سقوط

بعد از ظهر جمعه بود که آقای ربیعی زنگ زد. پس از یک احوال‌پرسی کوتاه گفت نظرت چیه؟ چه کار کنم؟ گفتم در باره چی؟ گفت کل ماجرا دروغ است. و آبروی من رفته است. جالب است که ربیعی هم در ابتدا فکر آبروی خودش بود! البته حق داشت، زیرا ساختاری که تا این حد حتی به خودش بی‌رحم است دلیلی ندارد که افراد به فکر آبروی آن باشند.

حدیثی با حاکمان

اینک نوبت حاکمان است که غرّه این اتفاق غرورآفرین نشوند بل این حرکت بزرگوارانه مردم را پندگیرانه ارج نهند و هوشمندانه مدارا و مروت پیشه کنند و دست از خواجگی و سروری و ستمگری بردارند و با این خلق وفادار و نجیب از در آشتی درآیند. صلای صلح دهند و نرمش قهرمانانه و خضوع مهربانانه کنند، حاجات‌شان را برآورند، محصوران و زندانیان سیاسی را رها کنند، و از جفاهای رفته برآنان پوزش بطلبند و درصدد جبران زیانشان برآیند، زندان‌ها را از شکنجه‌گران پاک کنند و اعتراف‌گیری‌های دروغین و ننگین را براندازند، آزادی را که حق مسلم ملت است، به آنان بازگردانند