تابآوری جریان اصلاحطلبی تا کجاست؟
چکیده :آنها در یک بازی نابرابر قدرت، فقط قادر به حفظ قالب خالی از محتوای این بخش از قدرت سیاسی هستند و این منجر به وضعیتی می شود که از سویی به دلیل استمرار حضور، تحت هر شرایط و به هر میزانی، ممکن است، افکار عمومی و برخی از نخبگان سیاسی با عنوان استمرارطلب از آنها یاد کنند و از سوی دیگر، در دست داشتن نهادهای انتخابی بی اصالت، ناتوان و ناکارآمد در کنار سیاه نمایی های رقبا، مردم را از مشی اصلاح طلبانه و اصلاح طلبان ناامید می کند. ...
مرضیه حاجی هاشمی
اصلاح طلبان گرچه یک طیف متنوعی به لحاظ فکری و کنشگری سیاسی هستند؛ ولی ماهیتا ذات اصلاحات با سازشکاری برای به دست گرفتن سهمی از قدرت، ناسازگار است، با این وجود، نکته اصلی این است که سالهاست اصلاح طلبان با هر میزان سهمی که برای آنها از نامزدهای انتخاباتی گرفته تا قدرت سیاسی، لحاظ شده است، کنار آمده اند و در رقابت های نابرابر انتخاباتی، واگذاری های صوری ارکان حکومتی و تصمیم گیری های پایین دستی، غیر اساسی و مربوط به امور جزئی، مشارکت دارند و هر چه که مردم سنگرهای بیشتری را فتح می کنند و به دست آنها می دهند یا به عبارتی دیگر نهادهای انتخابی را مقتدرانه به آنها واگذار می کنند؛ اما آنها در یک بازی نابرابر قدرت، فقط قادر به حفظ قالب خالی از محتوای این بخش از قدرت سیاسی هستند و این منجر به وضعیتی می شود که از سویی به دلیل استمرار حضور، تحت هر شرایط و به هر میزانی، ممکن است، افکار عمومی و برخی از نخبگان سیاسی با عنوان استمرارطلب از آنها یاد کنند و از سوی دیگر، در دست داشتن نهادهای انتخابی بی اصالت، ناتوان و ناکارآمد در کنار سیاه نمایی های رقبا، مردم را از مشی اصلاح طلبانه و اصلاح طلبان ناامید می کند.
هر چند اصلاح طلبان، به جهت وفاداری به مشی اطلاح طلبانه و اصلاح درون ساختاری، سعی دارند تا حد امکان با بداخلاقی های سیاسی و تنگ شدن دایره اختیارات و کنشگری های مؤثرشان، کنار آیند و مفسده های عارض شده بر ساختار و کنشگران سیاسی درون جامعه سیاسی را اصلاح کنند؛ ولی سوال اساسی این است که تاب آوری این جریان و حتی جامعه مخاطب این جریان فکری – سیاسی تا کجاست؟













