» گفتار
پسلرزههای آلوده شدن به سرکوب
کاری به حرف جعفری و نقش سلیمانی ندارم. اما اگر آن کار چنان شرمآور است که نسبتش به کسی او را بدنام و کارنامهاش را ننگین میکند چرا اعتراف نمیکنند که غلط کردیم؟ چرا «این توییت بستری برای عملیات روانی علیه سپاه است»؟ آیا جز این است که این دست و پا زدنها فقط برای نجات یک چهره از آلودگی به سرکوبها و تبرئهی او از یک جنایت است؟
اروپاییها در آرزوی کولبری!
حجتالاسلام عباسی، رییس جامعهالمصطفی میگوید: “بنده در گذشته و در حال حاضر مسوول بخش اروپای جامعهالمصطفی بوده و هستم و حاضرم سوگند بخورم که ۷۰ تا ۸۰ درصد مردم اروپا سطح زندگی پایینتری از مردم ایران دارند. رسانه، دنیا را به نحو دیگری ترسیم کرده است و نمیدانیم در کشورها چه خبر است.”
ارزیابی پیامدهای انقلاب
در مورد «آزادی»، که همواره مطالبه اصلی مردم بودهاست و در شعارهای مردم در راهپیمایی های سال ۵۷ برجسته بود و پس از حذف نماد استبداد سلطنتی در ۲۶ دیماه ۵۷ انتظار میرفت فرهنگ استبدادی و آثار آن از جامعه ما رخت بربندد و اجرای اصول فصلهای سوم و پنجم قانون اساسی که آزادیها و حقوق اساسی ملت را تضمین میکند به تدریج مورد عمل قرار گیرد. اما تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد که با فراز و نشیب به صور مختلف اجرای این اصول شفاف قانون اساسی نادیده انگاشته شده و پیامدهای آن در عرصه عمومی برای عموم مردم روشن است.
انتخابات؛ نه استراتژی نه تاکتیک
شهروندان اکنون به دو گروه درجه یک و درجه دوم تقسیم شدهاند و هر یک نخبگان خاص خود را دارند. از ما بهتران، طبعاً سعی میکنند در انتخابات نمایشی از شور و شعف را از خود بروز دهند اما گمانم دسته دوم بیتفاوت از کنار انتخابات عبور خواهند کرد. البته انتخابات آتی معیار خوبی خواهد بود برای تصفیه نیروهای اصلاحطلب. یعنی شورای نگهبان زحمت ما را کم میکند و خودش، اصلاحطلبان رقیق را از مابقی جدا خواهد کرد.
روایت فتح یا روایت فاتحان؟
با گذر زمان و مشاهده محصولات انقلاب، اندک اندک روایت اخیر در میان نیروهای فکری و کنشگران سیاسی، مدنی و فرهنگی گسترش یافت. هم چنین در نتیجه سرخوردگی عمومی، ناکارآمدی حکومت و تکرار شعارهای پوچی که دستاوردی برای مردم نداشت، روایت حکومت سرنگونشده پیشین در میان اقشاری از جامعه جا باز کرده است.
جوکر، زنگها برای که به صدا در میایند؟
شخصیت شرور جوکر ملهم از شخصیت “جوئین پلین” در رمان ویکتور هوگو(مردی که میخندد) است. رمانهای ویکتور هوگو عموما مضمونی اجتماعی دارند و بر دردهای جامعهای پرتنش و مشحون از نابرابری، انگشت میگذارند اما جوکرهایی که تاکنون در فیلمها دیدهایم، بیشتر، افرادی نابهنجار و بی هدف با رفتاری توام با شرارت و آشوبگری بودهاند که گویی، صنعت سینما با ساخت آن، تنها به دنبال پرکردن اوقات فراغت و افزودن به کیسه سود خود بوده است. پیداست که توجه به این جوکر صرفا از سرکنجکاوی است و قهرمانی که او را ناکام میگذارد اسطوره ای جذاب چون: بتمن.
چطور شدیم “جمهوری اسلامی” ؟
وقتی نهضت فراگیر شد، سخن از اسقاط سلطنت و ایجاد حکومت مردمی رفت. بین مردم، حرفی از ولایت مطلقه فقیه و مشروعیت متکی به آسمان نبود. حتی بعدها، وقتی مردم به توصیه امام، جمهوری اسلامی را فریاد زدند، روحشان هم احتمال نمی داد کار به ولایت مطلقه و نظارت استصوابی و عصر جنتی بکشد.
علاقه به ایران با کدام شاخص؟
نظارت استصوابی قلع و قمع منتقدین ملی و مستقل جمهوری اسلامی بوده. در این چارچوب محدود، بسیاری مجبور به انتخاب گزینه ای بوده اند که از سبک و سیاق راست همیشه دور بوده. انتخاب آقای خامنه ای در سال هفتاد و شش ناطق بود مردم به خاتمی رای دادند. انتخاب خاتمی سال هشتاد را آقای خامنه ای تحمل کرد. سال هشتاد و چهار اصلاح طلبان به تفرقه درونی و به روایت کروبی دخالت سازمان یافته نظامیان و بیت رهبری و چشم پوشی دولت و البته رویگردانی بخشی از مردم به صندوق رای باختند. سال هشتاد و هشت هیچگاه نظام اجازه باز شدن جعبه سیاه تقلب هشتاد و هشت را نداد. از برگزاری دادگاه علنی رهبران جنبش سبز خودداری میکنند تا مبادا اسرار آن کودتای انتخاباتی بیشتر فاش شود.
تحریم انتخابات و بلوغ جنبش اصلاحطلبی
در شرایطی که دایره انتخاب ملت هر روز تنگتر و تنگتر شده و عملاً مکانیزم انتخابات و جمهوریت نظام از معنا تهی شده است، گزینهای مدنیتر، مؤثرتر و کمهزینهتر از تحریم انتخابات برای اصلاحطلبان واقعی باقی نمیماند. به عبارت دیگر تحریم انتخابات از یک سو به معنای ناامیدی از روشهای اصلاحطلبانه گذشته از جمله «انتخاب بین بد و بدتر» خواهد بود و از سوی دیگر همچنان این امید را زنده نگه خواهد داشت که بدون تحمیل هزینههای جبرانناپذیر، شاهد شنیده شدن صدای معترضان و به رسمیت شناخته شدن حقوق اساسی ملت از سوی نهادهای حاکمیتی باشیم.
آبروی نظام و چوپان دروغگو
اگر امنیت مهم بود فردا که انتخابات تمام شد همین «ملتِ انتخابات» را «اشرار اعتراضات» نمیخواند و صدها معترض آبان۹۸ را در ۴۸ساعت قربانی نمیکرد. «اگر کسی که از او خوشش نمیآید» محترم بود ۸ نفر از کسانی که نامه مخالفت با او نوشتند (محمد نوریزاد و همراهانش) امروز در زندان نبودند و به ۷۲ سال حبس و سالها تبعید محکوم نمیشدند.
صلاحیتسنجی مستمر
«تیغ استصواب» بهقدری برّنده شد که امکان هرگونه «سیاستورزی انتخاباتی» از اصلاحطلبان و اساساً هر نیروی تغییرطلبی سلب شد و بحث شرکت در انتخابات از دستور کار بسیاری از افراد خارج گردید.
مطالبه آیتالله خامنهای از کسانی که از رهبر ‘خوششان نمیآید’
آیتالله خامنه ای در ۱۹ دی ۹۴ و در آستانه انتخابات قبلی مجلس نیز همین جمله را، با اندکی تفاوت، بر زبان رانده بود: “حتّی آن کسانی که نظام را قبول ندارند، برای حفظ کشور، برای اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند. ممکن است کسی بنده را قبول نداشته باشد، عیبی ندارد.”
‘جعل بالرّعب’؛ پرونده باز هواپیمای اوکراینی
در این فضا نهاد قدرت، هزینه مخالفت با یک روایت جعلی را به میزانی بالا می برد که بخش مهمی از فعالان عرصه عمومی، جرات ناهمسویی با این روایت را از دست می دهند. رویه ای که می توان با وام گرفتن عبارت آشنای “نصر بالرعب” -به عنوان روشی برای پیروزی بر دشمنان حکومت با ترساندن آنها- آن را “جعل بالرعب” نامید.
روایتی از تهیه و تنظیم پیش نویس قانون اساسی
اگر متن آن قانون را مطالعه کنید خواهید دید چقدر مترقی، مدرن و حافظ نظم و عدالت و دموکراسی است. در جلسه ای که به همراه آقایان: پیمان،شیرازی، یزدی، نرگس محمدی، تقی رحمانی و آقای سلطانی؛ ۱۰ روز قبل از درگذشت آیت الله منتظری خدمتشان بودیم ایشان دو بار تأکید کردند: آن پیش نویس هیچ ایراد فقهی نداشت ضمن اینکه حقوق و آزادی افراد خیلی بیشتر از این قانون فعلی تضمین و رعایت می شد.
ما شاهد سقوط حقیقت
چهاردهم بهمنماه ۹۸، خبرگزاری اطلاعات و اخبار مستقل اوکراین، مکالمات برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران با خلبان یک پرواز خط هوایی آسمان را منتشر کرد که بر اساس آن برج مراقبت از طریق خلبان این پرواز، در جریان شلیک موشک و ساقط شدن هواپیمای اوکراینی قرار میگیرد. پس از انتشار این فایل حسن رضاییفر، مدیرکل سوانح سازمان هواپیمایی کشوری به خبرگزاری مهر گفت «این فایل از مجموعه اسنادی بوده که در تیم مشترک بررسی سانحه هوایی در اختیار گروه کارشناسان اوکراینی قرار گرفته است». آقای رضاییفر همچنین تهدید کرد که «این اقدام اوکراینیها سبب شد دیگر هیچ سندی به آنها ارائه ندهیم».
شرکت کنیم؟ – شرکت نکنیم؟
چرا میدانیم درصد محبوبیت ترامپ یک درصد جابهجا شده، اما دهها درصد را در کشور خودمان نمیتوانیم اندازه بگیریم. چرا رابطه دین و دمکراسی یک بار برای همیشه تعریف نمیشود. وقتی اکثر مردم نظارتهای بی حد و حصر، و دخالت در انتخابهایشان را نمیخواهند، چرا نباید بتوانند به خواستهشان برسند؟
امام خمینی و تقویت جمهوریت
در موضوع حضور هم وزن جناح های سیاسی در عرصه سیاست ورزی و خصوصا “انتخابات”، مهم اینجاست که؛ امام کاملا متوجه “وجه ی جمهوریت” نظام بود. یعنی وقتی میدید یک جناح فکری میتواند؛ دموکراسی و جمهوریت نظام را تقویت کند، در “نگاه سیاسی اش”، آن جناح پر اهمیت میشد و بدون تعارف به تقویت او همت میگمارد.
تراژدی عشق
از زندگی مشترک این زوج جوان دو بهار بیشتر نگذشته بود که حسین لشکری، در مأموریتی مرزی، چند روز قبل از آغاز حمله سراسری عراق به کشورمان، هواپیمایش مورد اصابت قرارگرفته و سقوط میکند، در نتیجه آن وی به اسارت دشمن درمی آید و رژیم بعثی عراق هیچ ردی از او و هواپیمایش نشان نمیدهد تا گمانهها بیشترحول و حوش شهادت وی شکل گیرد.
انقلاب ۵۷ از مسیر خود منحرف نشد
فاصله گرفتن انقلابیون از حکومت مستقر کمتر از یکسال بعد از پیروزی انقلاب با استعفای مهندس بازرگان و همراهان ایشان شروع شد و تا سی سال بعد یعنی پس از وقایع انتخابات ۸۸ تقریبا بجز تعدادی اندک تمامی انقلابیون از قطار انقلاب پیاده شدند.نکته قابل توجه نقد مشترک همه این افراد و جریانات یعنی”فاصله گرفتن حکومت از آرمان های انقلاب” بود.به عبارت دیگر هیچ یک از این افراد و گروه ها خود را ضد انقلاب نمی دانستند بلکه بر عکس همه آنها حاکمیت را به فاصله گرفتن از انقلاب و آرمان های آن محکوم میکردند.
سربلندی یک حکومت به بلندی بخت انسان هایش است نه بلندای پرچم هایش
صداوسیما اعلام کرد «مایکل دئاندرا، مشهور به آیتالله مایک، از مسئولان سازمان سیا که نقشی کلیدی در قتل سلیمانی و همراهانش داشته در سانحه سقوط هواپیما در افغانستان کشته شده است». اما به سرعت معلوم شد تصویری که مثلا قرار بود «مایکل» باشد، یک بازیگر آمریکایی است به نام «فردریک لِین» در فیلم «۳۰دقیقه بعد از نیمه شب»! نمونهای از اعتبار بزرگترین و پرخرجترین بنگاه خبری جمهوری اسلامی
اصلاحطلبان لیست بدهند
«لیست» فقط فهرست تعدادی کاندیدا نیست. لیستهای دیگر هم هست که اصلاحطلبان میتوانند برای تقویت نهاد انتخابات و پرثمر شدن آن ارائه کنند. به یاد داشته باشید که یک جناح، سلیقه یا بخشی از قدرت مدعی است که همه بدبختیهای کشور ناشی از حضور اصلاحطلبان و اعتدالیها در مجلس و دولت است و آنها قادرند با کنش جهادی و انقلابی، مشکلات را حل کنند.
انتخابات در جمهوری اسلامی مرد
نظارت استصوابی و مهندسی انتخابات توسط نهادهای حکومتی و نظامی، انتخابات را به یک مراسم تشریفاتی انتصاباتی تبدیل کرده است، به گونه ای که نتیجه ی آن نمی تواند مقبول و مشروع باشد. دعوت از مردم برای آمدن به پای صندوق هایی که در آنها چیزی برای مردم نیست، یک فریب کاری بزرگ و سوء استفاده ی ابزاری و تبلیغاتی از مردم است.
“موشک نقطهزن”؛ حتی به مردمسالاری دینی!
کاندیداهای اصلاحطلب تاییدشده در کل کشور (غیر از تهران) فقط ۱۷نفر هست و کاندیداهای میانهروها هم ۱۲نفر هستند؛ ولی این افراد در شهرهایی تایید شدهاند که اساسا امکان رقابت ندارند و در شهرهایی که امکان پیروزی داشتند، حذف شدهاند. در تهران هم ۱۴نفر تایید شدهاند که بعضی از آنها مورد تایید اصلاحطلبان نیستند. از آنجا که برای پیروزی این عده حتی در تهران حداقل به مشارکت ۴۰درصد تهرانیها نیاز است، که امکان تحقق آن کم است؛ لذا باخت این کاندیداها نیز به طور جدی محتمل است.
نظام نیاز به جراحی دارد!
: به رفتار و روش شورای نگهبان که نگاه میکنیم عکس آن است و هیچ دورهای به اندازه این دوره تنگ نظرانه عمل نشده است. بسیاری از احزاب برای اولین بار در چهل سال گذشته اطلاعیه دادند که تقریباً تمام کاندیداهایمان در سراسر ایران رد صلاحیت شدند و برای اولین بار در چهل سال گذشته، بسیاری از شوراهای استانی اصلاحطلبان اعلام کردند که ما حتی یک نامزد نداریم که بخواهیم فهرست دهیم؛ بنابراین اگر این باشد ما نمیتوانیم در انتخابات مشارکت فعال کنیم.
اصرار نکنید
کسی که از بیرون به میدان سیاست در ایران نگاه میکند، احساس میکند که یک عدمعقلانیت محض در آن رایج است. کشوری که تحت شدیدترین تحریمها و قطع درآمدهای خود است و طی مدت کوتاهی نیز با حوادث بزرگی چون اعتراضات پس از افزایش قیمت بنزین، ترور مهمترین فرمانده نظامی، درگیری با آمریکا و نیز سقوط هواپیما و اعتراضات پس از آن مواجه است و در عین حال در داخل این میدان، وحدت سیاسی به یک خیال و آرزوی دستنیافتنی تبدیل شده و در سطوح بالای سیاست با تندترین کلمات یکدیگر را مینوازند و با ابزار کردن قانون در پی حذف دیگران هستند.
دشمن ملت
استالین از راه اقناع یا توضیحات و همکاری صبورانه با مردم عمل نمیکرد، بلکه افکار خود را بر دیگران تحمیل میکرد و اطاعت دیگران را از عقاید خود بدون چون و چرا خواستار میشد. هرکس با فکرش یا نظرش مخالف بود و یا سعی می کرد نظر و عقیده خود را ابراز کند، محکوم به برکناری و زوال جسمی و روحی می گردید.
تروریستهای کلامی
فرقی نمیکند چه اندیشهای داریم، از کدام ایده سیاسی حمایت میکنیم، به کدام طبقه تعلق داریم، مذهبی هستیم یا نیستیم، داخل یا خارج ایران زندگی میکنیم، هزینه دادهایم یا ندادهایم، و از وضع موجود راضی یا ناراضی هستیم؛ اگر این گونه در فضای مجازی مینویسیم؛ «تروریست کلامی» هستیم.
رهبری گفتند به جمعبندی نرسیدهام
آیت الله خامنه ای در دو ماه و نیم اخیر، در اظهاراتی جداگانه در مورد دو پرونده بسیار حساس حکومتی، خود را فاقد جمع بندی مشخص دانسته است. سه شنبه ۸ بهمن، از صادق لاریجانی رئیس مجمع تشخیص نقل شد که وی در دیدار با آقای خامنه ای نظر او را درباره لوایح مربوط به پیوستن ایران به کنوانسیونهای بینالمللی مبارزه با جرایم سازمان یافته بینالمللی (پالرمو) و مبارزه با تامین مالی تروریسم (سیافتی) جویا شده و پاسخ شنیده “در رابطه با این لوایح من به جمعبندی نرسیدهام و هر تصمیمی که اعضای مجمع اتخاذ کردند همان را لحاظ کنید”.
نگهبان آبروی اسلام چه نهادی است؟
طی سالهای اخیر با مسایلی مواجهیم که به نوعی مساله حفاظت از آبروی اسلام را برای اسلام دوستان در کانون توجه قرار داده است. یکی از برجسته ترین موارد آن خشونت ورزی است که به نام دین و اسلام اعمال می شود و البته بخش مهمی از آن خارج از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است و طبعا مورد بحث فعلی ما نیست.
«معامله قرن»؛ طرحی که قبلا در آمریکا پیاده شده است!
برخی ممکن است ریشه ها و شیوه اجرای این طرح را در شخصیت و روانشناسی ترامپ جستجو کنند. اما راستش را بخواهید «معامله قرن» بیش از آنکه برآمده از شخصیت سیاسی ترامپ باشد، ریشه در ساختار استعماری خود آمریکا دارد. «معامله قرن» نه یک طرح ابتکاری، و نه یک ایده جدید است، بلکه تمامی عناصر و سیاست های این طرح استخراج شده از نحوه مدیریت سرخ پوستان در آمریکا است. سیاست هایی که حاصل قرن ها تجربه استعماری است و آمریکایی هایی چون ترامپ به خوبی با آن آشنا هستند.