سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نگهبان آبروی اسلام چه نهادی است؟...

نگهبان آبروی اسلام چه نهادی است؟

چکیده :طی سالهای اخیر با مسایلی مواجهیم که به نوعی مساله حفاظت از آبروی اسلام را برای اسلام دوستان در کانون توجه قرار داده است. یکی از برجسته ترین موارد آن خشونت ورزی است که به نام دین و اسلام اعمال می شود و البته بخش مهمی از آن خارج از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است و طبعا مورد بحث فعلی ما...


علی‌محمد حاضری

بدون شک پاسداری از اسلام و ارزشهای دینی یکی از کلیدی ترین دغدغه های بسیاری از مردم در فرایند ساختاربندی جامعه ایران پس از انقلاب اسلامی بود و همین امر در تدوین قانون اساسی تا بدانجا مورد اهتمام قرار گرفت که در اصول متعدد به آن تصریح شد و حتی نهادی پرقدرت به نام شورای نگهبان پیش بینی شد که به نحو نهادی عدم مغایرت قوانین و مصوبات وضع شده در نظام جمهوری اسلامی را با احکام وارزشهای دینی تضمین کند.

با این حال طی سالهای اخیر با مسایلی مواجهیم که به نوعی مساله حفاظت از آبروی اسلام را برای اسلام دوستان در کانون توجه قرار داده است. یکی از برجسته ترین موارد آن خشونت ورزی است که به نام دین و اسلام اعمال می شود و البته بخش مهمی از آن خارج از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است و طبعا مورد بحث فعلی ما نیست.

در نگاه تیز بین امام بعد از تشکیل حکومت دینی، نگرانی از اقداماتی که ممکن است موجب “وهن اسلام” باشد اهمیتی ویژه یافت که نمونه بارز آن تنبه و انذارهایی بود که امام طی نامه ای به فقهای شورای نگهبان نگاشت و آنان را از مواضعی که ممکنست خدشه به حیثیت واعتبار آن نهاد وارد کند برحذر می داشت؛ اما به ویژه طی هفته های اخیر رخدادهایی بوجود آمده که لزوم حفظ آبروی اسلام را برای اسلام دوستان با شدت بیشتری مطرح کرده است. تعجب این جاست که نگرانی از ضربه به آبروی اسلام از جانب اقداماتی مطرح است که عاملان آن قاعدتا خود را پاسدار و نگهبان اسلام می دانند. از میان این رخداد ها به دو مورد اشاره می شود.

یکی ماجرای کتاب سوزی از سوی شخصیتی روحانی است که به نام دفاع از طب اسلامی برجسته ترین کتاب مرجع علم پزشکی روز را طی مراسمی بقول خودشان سمبلیک به آتش کشید.

اقدام دیگر مباحثی است که حول وحوش اقدامات شورای نگهبان در رد صلاحیت گسترده داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی مطرح شده و به نوعی تسویه حساب جناحی و سیاسی تعبیر شده است.

از آنجا که در نفی و تقبیح اقدام به کتاب سوزی اخیر تا حدودی سخن به میان آمده است، صاحب این قلم، نفی کتاب سوزی آشکار این روحانی را به فال نیک می نگرد اما انذار می دهد که وقاحت این کتاب سوزی آشکار که بنام دفاع از طب اسلامی انجام گرفت باعث نشود کتاب سوزی های پنهانی که بعضا با با نگرش افراطی طی سالهای اخیر بنام اسلامی سازی علوم در جریان است نادیده انگاشته شود هر چند این قلم، حساب کلیت موضوع قابل دفاع بومی گرایی و لزوم توجه به بنیان های معرفتی و ارزشهای دینی وفرهنگی را باحساب افراط گرایی هایی که در این زمینه صورت می گیرد یکی نمی داند.

اما در اینجا برآن هستیم تا از میان جنجال هایی که در باب رد صلاحیت های گسترده مطرح شده است به واکاوی موردی بپردازیم که انصافا نمونه ای برجسته از نگرانی نسبت به خدشه به آبروی شورای نگهبان و اسلام تبدیل شده است. می دانیم که در قانون اساسی در راس ساختار سیاسی کشور مرجعی تحت عنوان مجلس خبرگان پیش بینی شده است که وظیفه آن تشخیص وانتخاب فرد واجد شرایط برای تصدی مسولیت خطیر رهبری کشور است که اختیارات ومسولیت های کاملا برجسته و ممتازی دارد و همین مجلس مسولیت نظارت بر عملکرد رهبری و نهادهای تحت امر را دارد تا مطمئن شود صفات و ویژگی هایی که برای رهبر تعریف شده است، عملا رعایت و محقق شده و در حال استمرار است و اگر خلاف آن تشخیص داده شود براساس ساز و کار های معین، این مجلس می تواند به عزل رهبری رای دهد. بدیهی است سلامت کارکرد این نهاد می تواند عالی ترین سطح تلفیق وجوه جمهوریت و اسلامیت نظام را به نحوی در هم تنیده تامین کند و نفی کننده خدشه هایی باشد که بعضا در باب غیر پاسخگو بودن یا غیر انتخابی بودن رهبری مطرح می شود.

حال در خصوص این مجلس با همه حساسیت و اهمیت راهبردی آن با شرایطی مواجه هستیم که قرار است انتخابات میان دوره ای مجلس خبرگان در چند حوزه انتخابیه از جمله استان قم همزمان با انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شود واز میان خیل داوطلبان نمایندگی در این مجلس از استان قم، صرفا دو نفر واجد صلاحیت تشخیص داده شده اند که یکی از آنها جناب آیت الله یزدی فقیه برجسته و شناخته شده ای هستند که اتفاقا خودشان عضو فقهای شورای نگهبانی هستند که مسول تشخیص صلاحیت رقبای ایشان در این انتخابات هم بوده اند ونتیجه اعمال نظارت این شورا به گونه ای رقم خورده است که در این انتخابات تنها طلبه جوان و ناشناخته ای که گویا از شاگردان ایشان است با آیت الله یزدی رقابت خواهد کرد و قاعدتا نتیجه این رقابت از قبل معلوم است مگر آنکه رای دهندگان در موضعی لجبازانه، بخواهند و بتوانند آن طلبه ناشناخته را بر آیت الله یزدی که همزمان بر عالی ترین نهاد فقهی کشور تکیه زده و منتخب رهبری است، ترجیح دهند.

به نظر حقیر هر دو فرض، خدشه به آبروی شورای نگهبان و این نهاد پاسدار اسلام وقانون اساسی است؛ چراکه اگر از این صندوق رای، آیت الله یزدی سر برآورند، همه شواهد موید آنست که چنان تدبیر شده است که این نتیجه رقم بخورد و آیت الله یزدی پیروز عرصه بی رقیبی شده اند که رقابت انتخاباتی را از قبل بی معنا کرده است و اگر هم با لجبازی مردم فرض دوم اتفاق افتد، معلوم است که چه تفسیر فضاحت باری از جایگاه یکی از برجسته ترین اعضای شورای نگهبان در شهر پایگاه فقاهت و مرجعیت یعنی قم رقم خواهد خورد؛ چرا چنین شده است؟

لابد خیل عظیمی از فقها و مجتهدین بزرگی که قاعدتا باید برای حضور در عالی ترین رکن تصمیم گیری برای جمهوری اسلامی داوطلب شوند رغبت یا تمایلی به این امر نشان نداده اند که این امر با مسولیت شناسی روحانیت معظم تطابق ندارد. فرض دیگر آنست که سازوکار ها و رویه های اعمال نظارت و تشخیص صلاحیت ها بگونه ای به کار رفته است که از افراد واجد صلاحیت کسی رغبت یا امکان حضور در این رقابت را نیافته است. فرض سوم هم البته این است که در میان روحانیت معظم آنچنان ورع وتقوایی حکم فرماست که با وجود وحضور حضرت آیت الله یزدی، دیگران تکلیف را از خود ساقط یافته اند و لزومی به اعلام داوطلبی احساس نکرده اند. البته این خوشبینانه ترین فرض است؛ اما محتوای مکاتبات و نامه نگاری های چند ماه پیش بین آیت الله یزدی و آیت الله لاریجانی که هردو هم در حال حاضر عضو فقهای شورای نگهبان هستند و هر دو چندین سال بر عالی ترین مسند قوه قضاییه نیز تکیه زده بودند و اتهام های رنگارنگی که این دو بزرگوار در باره یکدیگر مطرح کردند جایی برای این فرض خوشبینانه باقی نمی گذارد.

لاجرم چاره ای نداریم فروض دیگر را متصور و محتمل بدانیم که هردو فرض، خدشه های جدی به رقابتی بودن این انتخابات در این حوزه وارد می کند. و این امر لا محاله خدشه جدی به آبروی نهاد نگهبان اسلام است. اینجاست که می توان پرسید در جمهوری اسلامی و مرکزیت حوزه علمیه پرسابقه و پر افتخار و تاریخی قم، چه نهادی نگهبان آبروی اسلام و روحانیت شیعه است؟

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.