سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از برگ ریزان پاییز تا سیلی سرد زمستان...

از برگ ریزان پاییز تا سیلی سرد زمستان

چکیده :آتش زیر خاکستر هر آن، بنیان لرزان حکومت را نشانه می رفت اما غائله آبان به ظاهر خوابیده و گارد امنیتی توانسته بود جلوی خشم مردم در مراسم چهلم کشته شدگان را بگیرد تا اینکه به یک باره و در اتفاقی غیرمنتظره ورق به نفع حاکمیت برگشت.سردار نامی سپاه توسط آمریکا ترور شده بود.حاکمیت هم از خدا خواسته، با سوارشدن بر موج احساسات مردم، کار را بجایی رساند که کشته و مجروح شدن چند صد نفر در مراسم تشییع آن اصلا به چشم...


کلمه – فرهاد محبی

نارضایتی از حکومت توتالیتر و استبدادی ایران، چیز تازه ای نبوده ‌و نیست. حاکمان این حکومت نامشروع ، هرجا لازم ببینند ، درد و اندوه های محصور در سینه مخالفان را با صدای هولناک گلوله پاسخ می‌دهند.

این خشونت و سرکوب از طرف حاکمیت، قدمتی به بلندای تاریخ کوتاه دو سه دهه اخیر انقلاب دارد.

با این تفسیر اما برگریزان پاییز امسال حکایتی متفاوت بود. محرک اصلی این خیزش عظیم مردمی، فقر مطلق و گسترش بی رویه نابرابری و بی عدالتی بود. گرانی بی حساب و کتاب بنزین، جرقه ای شد تا آتشفشان خفته توده های مظلوم، فعال شود. دیری نپایید که گدازه های آتشفشان قهر ملتی دربند، به خیابان ها ریخت. سیل گدازه های مذاب این آتش فشار مردمی می رفت تا بساط امپراطوری بزرگ مکر و تزویر و دروغ را در خود ببلعد.

دمای این سیل گدازه های مردمی آنقدر بالا بود تا عمال حکومت، بالاترین سطح خشونت را برای کنترل و مهار آن در دستور کار قرار دهند.

تدبیر آنها در نبردی نابرابر، کارگر افتاد و سیل گدازه ها با کشتاری وسیع و کم سابقه، تبدیل به سیل خون شد.

این بار اما سیل خون به ناحق ریخته مردمان بی گناه می رفت تا بساط امپراطوری نامشروع به ظاهر دینی را بردارد و مشروعیت نداشته نظام تا سرحد ممکن تنزل کرده بود.

آتش زیر خاکستر هر آن، بنیان لرزان حکومت را نشانه می رفت اما غائله آبان به ظاهر خوابیده و گارد امنیتی توانسته بود جلوی خشم مردم در مراسم چهلم کشته شدگان را بگیرد تا اینکه به یک باره و در اتفاقی غیرمنتظره ورق به نفع حاکمیت برگشت.سردار نامی سپاه توسط آمریکا ترور شده بود.حاکمیت هم از خدا خواسته، با سوارشدن بر موج احساسات مردم، کار را بجایی رساند که کشته و مجروح شدن چند صد نفر در مراسم تشییع آن اصلا به چشم نیاید.

کسانی که همیشه از طرف حکومت در راستای واخواهی حقوق حقه خود متهم به فریب خوردن از دشمن می شدند این بار به راحتی فریب خود حکومت را خوردند تا جاییکه فضای ملتهب کشور، یکباره تبدیل به همدلی و دوستی ساختگی شد. باطوم زن و باطوم خور دست در دست هم و به نشان اتحاد ملی در کنار یکدیگر ایستادند. انگار نه انگار که تا دیروز حساب چیز دیگری بود و حالا همه چیز را درست شده می دیدند.

فضای غبارآلود آبان و برگ ریزان پاییز، آنقدر تلطیف شده بود که حتی خطای بزرگ کشتن نخبگان در آن خطای قابل بخشش انسانی قلمداد شد. اندک اعتراض دانشگاهیان و عاقلان هم راه به جایی نبرد و تنها در روشن کردن شمع ها خلاصه شد.
در این رهگذر ، رهبر و هم قطارانش که بازی باخته با سوء استفاده از ترور سردار، برای آنها با برد عوض شده بود، فرصت را برای زدن سیلی محکم به مخالفان و مردم بینوا مغتنم شمردند.

عمال نظام حاکمیتی در سایه تبلیغات انحصاری شبانه روزی ، بزعم واهی خویش از طرفی با انتقام سخت به آمریکا سیلی محکم زده بودند و از طرف دیگر حضور میلیونی مردم در مراسم را به نفع خود مصادره و زمینه را برای رستاخیز هواداران و احیاناً فریب خوردگان مناسب دیدند.

بساط تعزیه از طریق تریبون نماز جمعه گسترده شد. رهبر برای خواندن خطبه بعد از سالها اعلام آمادگی کرد. بعد از زدن سیلی خیالی به آمریکا فرصت برای زدن سیلی واقعی به مخالفان داخلی و بینوایان فراهم بود.

با تبلیغات وسیع مقدمات لشکرکشی به بهانه نماز عبادی سیاسی جمعه تدارک دیده شد. جمعه موعود فرا رسید و به تعبیر خودشان اندک اندک جمع مستان در مصلی جمع شدند، مستان ولایی که خود را قیم و نماینده کل جمعیت ۸۵ میلیونی میدانند.

سرانجام ولی امر آمد و با خواندن خطبه ها، سیلی سرد را با قدرت هرچه تمام تر بر گوش سرماخورده ملت مظلوم نواخت.
اگرچه گوش این مردمان به نواختن سیلی سرد زمستان عادت دارد اما این بار شدت نوازش به حدی بود که پرده گوش ها پاره شد. اکنون ما ماندیم و جمود جامعه ای که گوش مردمانش با این پار گی پرده شاید برای همیشه کر شده باشد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.