سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

درباره دموکراسی

چکیده :دموکراسی در معنای عام آن، یعنی:« فرصت های برابر برای همه»، مشارکت بی قید و شرط انسان ها در تعیین سرنوشت خود و بالاتر از همه رهایی انسان از قید و بندهایی که فشارهای ناشی از آن موجب «ناانسانی شدن» انسان ها می گردد. دموکراسی شرایطی را فراهم می کند که در آن قابلیت های فرد فرد انسان ها می تواند شکوفاشود. یعنی همان شکل آرمانی جامعه ای آزاد که در آن برابری فرصت ها برای همه فراهم است....


کلمه – حسن ماکیانی

دموکراسی در معنای عام آن، یعنی:« فرصت های برابر برای همه»، مشارکت بی قید و شرط انسان ها در تعیین سرنوشت خود و بالاتر از همه رهایی انسان از قید و بندهایی که فشارهای ناشی از آن موجب «ناانسانی شدن» انسان ها می گردد. دموکراسی شرایطی را فراهم می کند که در آن قابلیت های فرد فرد انسان ها می تواند شکوفاشود. یعنی همان شکل آرمانی جامعه ای آزاد که در آن برابری فرصت ها برای همه فراهم است.

کارل پوپر معتقد است: «دموکراسی صرفا نظام کنترل ونظارت نهادی برصاحب منصبان و مسئولان امور است که اجازه می دهد آن ها بدون استفاده از خشونت جابه جاشده، یا از اریکه ی قدرت به زیرکشیده شوند».

دموکراسی شرایطی را فراهم می کند که در آن اعمال و رفتار اعضای حکومت زیر نظارت و کنترل مستقیم اکثریت مردم باشد، یعنی نظارت همه جانبه بر تصمیمات سیاسی،اجتماعی،اقتصادی

حاکمان توسط مردم، و نیز فراهم کردن شرایط برای رشد،تکامل،شکوفایی آزاد و تمام و کمال قابلیت ها و استعدادهای ذاتی تک تک اعضای جامعه.

برخلاف حکومت ایدئولوژیک مقدس، که در آن حاکم و منتصبان حاکم، به هیچ کس پاسخگو نیستند، در حکومت های دموکراتیک تمام کارگزاران حاکمیت در برابر مردم پاسخگو و مسئول هستند.

همه ی نظریه پردازان دموکراسی این ایده را رد می کنند که یک نفر دارای حق موجهی برای فرمانروایی بر دیگران باشد. دلیل نظریه پردازان دموکرات این است که همه افراد، برابر هستند و از این حیث دارای حق مشابهی در فرمانروایی بر خویش می باشند و چون در این حوزه کثرت باوری دینی،عقل از منزلت خاص خود برخوداراست و همه اعضاء جامعه دارای قوای عقلانی هستند، بنابراین حق قضاوت در باره ی حکومت را دارند. چون دارای استعداد عقلانی هستند، پس به طور منطقی می توان نتیجه گرفت که جامعه باید آزادانه برای ابراز بیان،عقیده، گردهمایی و اعتراضات آزاد باشد. دموکراسی در درون خود سه عنصر عمده برابری،عقلانیت و آزادی را جای می دهد و نتیجه این سه عنصر این است که اداره ی کشور نباید در تملک عده ای خاص باشد و متعلق به همه جامعه (شهروندان) است.
قدرت عمومی باید از تأیید و تصویب حقوق عمومی نشأت بگیرد.

سیمون مارتین لیپست یکی از مشهورترین جامعه شناسان سیاسی می گوید:«دریک جامعه پیچیده،دموکراسی را می توان به مثابه نظام سیاسی تعریف کرد که فرصت های قانونی منظمی، برای تغییردادن حکومت گران فراهم می آورد،و سازوکاری اجتماعی، که به گسترده ترین بخش های ممکن جمعیت اجازه می دهد تا با انتخاب مدعیان عرصه سیاست، برتصمیم گیری های عمده تأثیر بگذارند».
در حکومت های دموکراتیک همواره این امکان وجود دارد،که حکومت گران امروز، فردا در حرم قدرت نباشند و عده ای دیگر با نظرات بهتر، جایگزین آن ها شود.

آنتونی گیدنز می گوید دموکراسی باید به سمت و سوی«سیاست رهایی بخش» حرکت کند که متضمن دو عنصر عمده است:«تلاش برای گسیختن غل و زنجیرهای برجای مانده از گذشته به قصد تغییر و تبدیل رفتارها و کردارها در جهت آینده و تلاش برای درهم شکستن سلطه نامشروع افراد یا گروه ها بر مردم».

در دموکراسی، باورهای چندین وچند ساله را که به عنوان تابو درآمده اند به چالش کشیده شده و مورد بحث و نقد قرار می گیرند و همچنین افراد و گروه های وابسته به ایدئولوژی نمی توانند به نام شرع، سلطه و سلطنت خود را بر دیگران تعمیم دهند.

بنابراین دموکراسی یعنی بودن همه چیز و همه کس در قالب مردم. یعنی انتخاب توسط مردم،انجام هر عمل توسط مردم، بیان هر سخن از سوی مردم، دخالت در تمام امور توسط مردم، تعیین سرنوشت حکومت توسط مردم و… و بزرگ ترین مزیت آن امکان اعمال کنترل و نظارت، از طریق نهادهای دموکراتیک بر عملکردهای حاکمان و صاحب منصبان قدرت است، حال هرکس یا هر گروهی که باشد؛ و نیز تغییر و تعویض آن ها درصورت لزوم، بی آن که نیازی به استفاده از خشونت باشد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.