» گفتار

قرآن و ادب انتقام

در این فضای خشم و کینه‌توزی، آیه نازل شد تا جلوی افراط‌گری را بگیرد و مسلمانان را به اخلاق برگرداند. خداوند فرمود: انتقام باید در حد همان جنایت و به‌همان اندازه باشد و حق ندارید از آن تجاوز کنید و البته صبر و خویشتن‌داری بهتر است.

مدیران اشتباه!

طبعاً یک مدیر “غیرِاشتباه” مسائلی از این قبیل را به بدون اعمال زور و ایجاد هزینه‌های چند‌جانبه به راحتی حل می‌کند، همانطور که همشهری کرمانی من مرحوم رضا دوست‌محمدی در دوران ریاست خود بر زندان اوین حل می‌کرد. اما یک مدیر “اشتباه” فقط قوۀ قهر و زور و قلدری را می‌شناسد و به بحران دامن می‌زند.

خسته از بیداد واژه‌ها در عصر جمهوری اسلامی

در دایره المعارف واژه های انقلاب و حاکمیت ،واژه «فتنه» و به طور خاص «فتنه ۸۸» بیش از سایرین به چشم می آید. تا آنجا که خط قرمز نظام حکومتی شد و به عنوان مهم‌ترین ابزار برای سرکوب به کار برده شد. واژه «بصیرت» نیز نماد مخالفت با فتنه گر شد. تا آنجا که هر ساله در نهم دیماه، بصیران اعلام بصیرت میکنند و بقیه هم مفتون و یا فتنه گر هستند.

ترور سلیمانی اشتباهی خطرناک

ترور سردار قاسم سلیمانی توسط دولت ترامپ خلاف موازین حقوق بشر و حقوق بین الملل، نقض حاکمیت دولت عراق، باعث تشنج بیشتر در خاورمیانه، به ضرر جنبش تحول خواهی در ایران، و حتی بر خلاف منافع ملی آمریکاست. با خشونت و ترور هرگز صلح و امنیت به دست نمی آید.

تحریم ـ ترور بازی افراط گرایان واشنگتن در زمین راست ایران

ترامپ از برجام خارج شد. خیلی خواستش را شوخی گرفتند. تحریم های شدیدی علیه ایران اتخاذ کرد. شرطهای مذاکره را اعلام کرد. این در حالی بود آن دوازده شرط یعنی فروپاشی ایدئولوژیک سیاست خارجی جمهوری اسلامی. این شرطها همه برای عدم مذاکره بودند تا مذاکره. از آنسو جمهوری اسلامی هم فقط مذاکره مقطعی را می پسندید نه فراگیر را. بین دو طرف گسست گفتمانی رخ داده بود.

ایران و منطقه؛ پس از سلیمانی

اکنون با حذف سلیمانی شاید بتوان گفت که پیش‌تر، این تلقی از نقش او رنگ باخته و چنین فرضی از معادلات حذف شده بود. گویی روند حرکت جمهوری اسلامی، جایی برای چنین فرضیه‌هایی باقی نگذاشته و عبور از خط قرمز حذف سلیمانی را در دستور کار آمریکا قرار داده است.

انتخابات محور یا مفر

برخی مخالفین اکنونی انتخابات، اگر در انتخابات‌های پیشین شرکت کرده‌اند، حالا ابراز پشیمانی می‌کنند و خود را فریفته‌ی وعده‌های دروغین و روشی نادرست می‌دانند و آه و افسوس سر می‌دهند که چرا در انتخابات پیشین شرکت کرده‌ایم و ای کاش نمی‌کردیم و … آنان نیز که در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده‌اند، فریاد پیروزی سر می‌دهند که دیدید ما می‌گفتیم و شما باور نمی‌کردید، دیدید که حق با ما بود و انتخابات در نظام جمهوری اسلامی راه به جایی نمی‌برد و …

هفت هفته پس از کشتار آبان

از زندانها اخبار تلخی به گوش می رسد. نرگس محمدی از حمله فیزیکی رئیس زندان اوین در زمان انتقال به زندان زنجان بعد از اعتصاب غذا به اعتراض به کشتار اخیر شکایت می کند و زندانبان قلدر هم از دیوار حاشا بالا می رود. قاضی القضات هم که خطبه های غرایی در اجرای عدالت قضائی ایراد می کند ثقل سامعه دارد و در مقابل این اخبار خم به ابرو نمی آورد.

“حصر” پررنگ، “حصر” کمرنگ

کمترین انتظار از کسی که سال‌ها در عرصه سیاسی نقش داشته این است که از یک اقدام “غیرقانونی” حمایت نکند نه اینکه با شدت یا ضعف بخشیدن به آن بر سر محصوران “منت” بگذارد چرا که این سه‌تن نه‌تنها مستحق منت نیستند بلکه این آنان هستند که بر سر بسیاری، “منت” دارند.

دراویش را به حال خود رها کنید

این گونه برخوردها در حالی صورت می گیرد که دراویش گنابادی معمولاً سیاسی نیستند و معتقدند سیاستمداران مغلوب قدرتند و دراویش مغلوب عشق و سیاسیون قصدشان رام کردن خلق اند برای خود و دراویش قصدشان رام کردن قدرتند برای خلق و در راستای وصول به این هدف تنها به ورد و دکر و تذکیه متوسل می شوند. این شیوه مربوط به قدمای دراویش بود تا ردای رهبری و قطبی دراویش گنابادی به نور علی تابنده ملقب به مجذوب علیشاه زیبنده آمد.

تغییر ۸ معاون معماری و شهرسازی در مناطق به دلیل تخلف/معاونان جابجا شده به روش‌های ناصواب شهره بودند/ بیشتر وزارتخانه‌ها عوارض سالانه را پرداخت نکرده‌اند

در دوره‌های گذشته مدیریت شهری برخی مدیران به استناد بخشنامه‌هایی که خلاف ضوابط بوده رفتار کرده‌اند و در مدت حضورش در شهرداری ۸ معاون معماری و شهرسازی در مناطق با هماهنگی شهرداران منطقه تغییر کرده‌اند و آنها افرادی بودند که در برابر جریان فساد و رانت‌خواری ایستادگی نکردند.

بی پناهی کولبران در خاموشی و فراموشی وجدان جمعی

دیگر این مردم نجیب، چگونه باید اعتراض کنند که اغتشاش‌گر نامیده نشوند؟ در سرزمینی به وسعت ایران و منابع عظیم نفت و گاز، بسیار نهادهایی هستند با بودجه‌های سرسام آور نجومی که هرگز هم شفاف پاسخ نگفته‌اند که با این حجم از بودجه‌های افسانه‌ای کدام گره را گشوده‌اند؟ آن وقت باید کودکی چهارده ساله برای تنها آرزویش که خرید لباس ورزشی است، با کولبری در سرمای زمستان جان نازنین‌اش را از دست بدهد.

ناملایمات زمانه و رسالت شعر و ادبیات

شعر و ادب تنها غمگین نمی کند و زانوی غم در بغل نمی گیرد بل نیرو می بخشد و رهنما می گردد و راه می نمایاند . گاه یک بیت شعر و یا یک طنز کوتاه یک دنیا سخن و استدلال در بردارد و به زیبایی و شیوایی تمام درد جامعه را منعکس می سازد و این هنری و یا رسالتی است که از عهده دیگران برنمی آید.

محصورین و راهپیمایی حکومتی ۹ دی

بهتر بود حکومت آنقدرها که صرف گرامیداشتِ چنین روزهای سوخته و ساخته ای میکند عاملان فتنه را ازطریقِ “قوه قضائیه مستقلش” محاکمه میکرد چنان که راست از ناراست و نارَس هویدا میشد تا اکنون پس از یک دهه محصورین محبوب نمیشدند و به هر بهانه ای مردم از آنان یادی نمیکردند یا انتخاباتی جهت سنجش محبوبیت حکومت و سنجش عیّار آن میان مردم بپا میکرد..!

به یاد آن‌که «تابنده» بود

حضور چنین مبارز آزادیخواهی در راس جمعیتی از دراویش که معمولا دور از سیاست هستند، برای نظام ولایت مطلقه فقیه بسی گران آمد و از این روی فشار برآنان با تخریب حسینیه‌ها و دستگیری یاران و سرکوب معترضانشان شتاب و شدت مضاعف گرفت، با این‌حال مرحوم تابنده هرگز از شیوه مسالمت‌آمیز قانونی خارج نشد و توانست در حساس‌ترین لحظات کشتی طوفان‌زده آن طریقه را به ساحل سلامت هدایت کند.

۹دی نماد اقتدار دیکتاتوری مطلق؛ آینده اصلاح یا انقلاب

رژیم پهلوی از زمانی که روی کارآمد، به بهانه های گوناگون و با پشتیبانی دولت های خارجی، مردم را از مشارکت و تصمیم گیری در امور اداره کشور محروم کرد و رفته رفته آنها را به حاشیه زندگی مساوی با عدم دخالت در سیاست کشاند، و حرکت های مسالمت آمیز مردم را جهت کسب حقوق از دست رفته شان، با خشونت پاسخ می داد. و در عرصه «سیاست گذاری های اقتصادی عملا وابستگی و فاصله طبقاتی به وجود آورد»

حکومتِ فقیهان و مستضعفان

روزی در تاریخ این سرزمین خواهند نوشت حکومتی بنام خداوند و دیانت، جَهل گسترد، فقر پراکند، بخطا بجای دین زایی دین زُدایی کرد، قُلدران را به جای قلندران نشاند، به درویشان وفا نکرد، ضعیف کشی کرد، در زبان و ادبیات مردم دست تحریف برد و مفهوم مستضعف را که اظهر من شمس بود از آنان ستاند.

عاشورای مستضعفین

یادتان هست در روزهای جنگ سوریه که سرمایه‌های همین مستضعفین خرج بقای بشار اسد می‌شد آقای خامنه‌ای گفته بود: «اگر در سوریه نجنگیم، باید در تهران و فارس و اصفهان بجنگیم»؟ آخرش، هم در سوریه جنگیدند هم در تهران و فارس و اصفهان و ۲۵ استان دیگر، تا به قول خودشان «۴۸ساعته» صدها جان را «جمع کنند» و «عمق استراتژیک»شان بشود عمق خالیِ جیب و جانِ همین مستضعفین.

اقشار فرودست؛ انقلابی یا برانداز؟

انقلابیون دیروز براندازان امروز هستند چون همچنان ناراضی اند . آنقدر ناراضی که مجبور و محکوم به سرکشی و طغیان هستند. حالا به مصلحت سیاسیون ،روزگاری سلحشور و انقلابی اند و روزگاری دیگر هم آشوب گر و برانداز هستند. کوتاه سخن اینکه اصل موضوع یکی است اما واژه ها به اقتضای زمان تغییر می‌کنند.

نقدی بر سخنان آقای بادامچیان دبیرکل حزب مؤتلفه و یادآوری موضع‌گیری گذاشته این حزب و جناح همفکرشان در زمان امام و دولت میرحسین موسوی

آقای بادامچیان شما و جناح همفکرتان که از یک کاندیدای خاص حمایت می کردید در همان زمان، درمخالفت باولایت فقیه و دخالت دولت درامور نوشتید: «اصولاً موضوع احتکار در جامعه ما منتفی است.»! این در حالی بود که مردم ما همه روزه شاهده کشف انبارهای کالای احتکار شده ای بود که توسط سرمایه‌داران صورت می‌گرفت.

شکست آرزوها و طلیعه امید

در تنهایی خویش تعصب و غرض را به کناری نهید و وجدان خویشتن خویش را به قضاوت طلبید. چرا چنان تنگنایی و مهلکه ای را ایجاد کردید. که فرزندان سرزمین اجدادی مان ناخواسته از این مهلکه به دیار غربت پناه آوردند. چنان تباهی کرده اید که روز و روزگار این چنین اجازه ای نمی دهد که شعر زیبای آلکسا شانتیج ، شاعر صرب برایشان زمزمه کنیم.

ضرورت پیوند بیرنگان و سبزها

در همه دوره‌ها، دوستان صادق آزادی، انگشت‌شمار بوده‌اند و موفقیت‌هایشان، متناسب با تعداد اندک آنها بوده است. برای فائق آمدن بر این مشکلات، با کسانی که هدف‌هایی متفاوت داشتند، ائتلاف کرده‌اند. این اتحاد البته گاهی هم خطرناک و فاجعه‌بار بوده است، آن‌جا که اینان تسلیم رقبایی شد‌ه‌اند که با اصل آزادی، مشکل داشته‌اند.

چطور از «یه روز خوب میاد» به «دستاشو مشت کرده» رسیدیم؟

جنبش سبز اما، آخرین بزنگاهی بود که بخش قابل توجهی از نخبگان سیاسی و البته اجتماعی و هنری، با صدای مردم همراهی کردند. کمترین دستاورد این همراهی برای شهروندان آن است که احساس کنند صدای‌شان شنیده می‌شود و تنها نیستند. همین شنیده شدن بخش قابل‌توجهی از خشم را کاهش می‌دهد و طبیعتا بستری فراهم می‌سازد که اعتراضات از مسیرهای آرام‌تری پی‌گیری شوند.

صدای تیشه فرهاد

حال دیگر رابطه سیاسی میان ارواح و باورهای مردم منعقد نمی‌شود، تن‌های مردم است که بنیاد حیات سیاسی را استوار می‌کند. ارواح گویی به عرصه خصوصی رفته‌اند و تن‌ها در عرصه عمومی باقی مانده‌اند. آب، نان، آرامش اعصاب، سلامتی، لذت، به جای عبودیت، اخلاق، میراث، و معنویت و تاریخ نشسته است. این‌ها همه مطرودان کلام انقلابی بودند. مطرودان کلام اصلاح طلبان و مطرودان کلام براندازان نیز.

آیا فقیهان امروز کشیشان دیروزند؟!

این کج‌اندیشی‌ها، وارونگی‌ها، پریشان‌گویی‌ها و مُهمل بافی مشتی واعظ متوهم نه برای حرمت و احترام پیران و نان و نوای جوانان از سویی و از دگَر سوی زراندوزی، زورگویی و بیدادگری عمله‌ی استبداد دینی مردمان را از جان سیر و از دیانت بری کرده است.

مطالبه تغییر حکومت و نگرانی همزمان از آن در بین مردم

به یقین میتوان گفت که تداوم حکومت کنونی دستاوردی بجز فلاکت بیشتر برای مردم و عقب ماندگی و توسعه نیافتگی بیشتر برای ایران به همراه نخواهد داشت. اما آیا با همین یقین و قاطعیت میتوان گفت که سرنگونی حکومت کنونی کشور و مردم را در وضعیت بهتر قرار خواهد داد و با وضعیتی به مراتب بدتر و بحرانی تر مواجه نخواهد ساخت؟

تحول‌خواهی و تغییر موقعیت روشنفکری

موافقین انقلاب و اصلاح، بنابراین باور فلسفی که جامعه واقعیتی انسان‌گونه است، خود را مغز این پیکر می‌پندارند و در تلاش‌اند که برای آن بیندیشند و با دستورات خویش این پیکر را به عمل وادارند. این نگاه انسان‌انگارانه ازجمله خطاهای بزرگی است که از دیرباز و متاثر از فلاسفه‌ی قدیم یونان و حتی ادیان پیش از آنان، ازجمله ادیان هندو، تا امروز آمده و همچنان ادامه دارد.

همه می‌خواهند دردشان را فریاد بزنند، بغض‌شان را بترکانند و بگویند ما برده نیستیم!

لبخند به لب داشتم و دارم، امید در دل داشتم و‌ دارم، اما افسرده شده‌ بودم و همین بود، این همه مرگ، این همه جنازه‌ و خون بر روی زمین، این همه کودک بی‌جان، این همه دروغ، این همه بی‌اعتمادی، این همه خشونت و زندان و بازداشت کارش را کرده بود، هر گلوله‌ای شلیک شده، انگار به مغز من اثابت کرده بود، هر باتوم و مشت و لگد انگار به صورت و تن من زخم زده بود، و صدای مادرم که می‌گفت: «من می‌دانم مادرهایشان چه می‌کشند

جای خالی منتظری

منتظری فقیه بود، بیش از جمود بر ظواهر الفاظ، به موازین کتاب و سنت التفات کامل داشت، شجاع بود و تعلقی به عنوان مرجعیت و رهبری آینده نداشت، به معنای واقعی کلمه آزاده بود، چه قبل از انقلاب که رنج زندان و شکنجه و تبعید های مکرر را به جان خرید، چه بعد از انقلاب در زمان رهبری استادش بنیانگذار جمهوری اسلامی در مرداد ۱۳۶۷ به اعدام چند هزار زندانی شدیدا اعتراض کرد و جاه و مقام دنیوی را به بلندای دفاع از خون مظلوم پاکبازانه بخشید

ضرورت پرهیز از تقلیل سطح مطالبات به فقر یا هر مطالبه تک بعدی

تلقین این رویکرد از سوی حاکمیت کاملا قابل فهم است. زیرا وقتی موجودیت و بقای خود را در خطر ببیند میتواند با عقب نشینی تاکتیکی از برخی مواضع خود در سیاست خارجی اندکی گشایش در وضعیت اقتصادی ایجاد کند و از این طریق بخش قابل توجهی از جمعیت معترض را از بدنه جنبش اعتراضی جدا کند و با مانورهای رسانه ای شرایط اقتصادی را رو به بهبود نشان دهد.