سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نقدی بر سخنان آقای بادامچیان دبیرکل حزب مؤتلفه و یادآوری موضع‌گیری گذاشته این حزب...

نقدی بر سخنان آقای بادامچیان دبیرکل حزب مؤتلفه و یادآوری موضع‌گیری گذاشته این حزب و جناح همفکرشان در زمان امام و دولت میرحسین موسوی

چکیده :آقای بادامچیان شما و جناح همفکرتان که از یک کاندیدای خاص حمایت می کردید در همان زمان، درمخالفت باولایت فقیه و دخالت دولت درامور نوشتید: «اصولاً موضوع احتکار در جامعه ما منتفی است.»! این در حالی بود که مردم ما همه روزه شاهده کشف انبارهای کالای احتکار شده ای بود که توسط سرمایه‌داران صورت می‌گرفت....


حسن ماکیانی

نقدی بر سخنان آقای بادامچیان دبیرکل حزب مؤتلفه دربرنامه تلویزیونی «سرچشمه» مورخ (۲/۱۰/۹۸) و یادآوری موضع‌گیری گذاشته این حزب و جناح همفکرشان در زمان امام و دولت میرحسین موسوی

آقای بادامچیان شما و همفکرانتان درسال ۶۶ به شدت درمقابل مسئله ولایت فقیه موضعگیری کرده و درتحلیلی که از اوضاع کشور در مورخ (۱۳/۳/۶۶) روزنامه رسالت به عمل آورید چنین نوشتید: «نه روحانیت، روحانیت زمان مشروطه است ونه مردم، مردم آن دوره» وبعد از چندین دهه، حال همصدا با دیگر یارانتان فریاد برآورده‌اید که مشروطه درحال تکرارشدن است!! چرا در روزنامه رسالت شماره ۱۲۹ با وارد کردن اتهام به دولت مورد تأیید امام و مردم که به فکر حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه بود درجهت حمایت از سرمایه داران موضعگیری کردید و مبارزه دولت مهندس موسوی را با احتکار و گرانفروشی محکوم کردید؟ شما و جناح همفکرتان در همان شماره (۱۲۹) در این مورد چنین نوشتید: «مسئله بازارسیاه دقیقاً نتیجه سلب آزادی ازسرمایه‌داران در امور اقتصادی است.» حال چه شده که به فکرثروت‌های بادآورده افتاده‌اید؟! البته این را به فال نیک می‌گیرم چنانچه حرکتی در راستای منافع مردم صورت بگیرد! در مخالفت با ولایت فقیه که از لوازمات آن دخالت دولت درامور اقتصادی می‌باشد چنین نوشتید: «نیازی به دخالت دولت در نرخگزاری نیست واین مربوط به خداست.»!

آقای بادامچیان شما و جناح همفکرتان که از یک کاندیدای خاص حمایت می کردید در همان زمان، درمخالفت باولایت فقیه و دخالت دولت درامور نوشتید: «اصولاً موضوع احتکار در جامعه ما منتفی است.»! این در حالی بود که مردم ما همه روزه شاهده کشف انبارهای کالای احتکار شده ای بود که توسط سرمایه‌داران صورت می‌گرفت. چرا در مخالفت با لایحه مالیات که مورد توجه امام بود با مقدس‌نمایی و پنهان شدن پشت سرحوزه علمیه، در تاریخ ۱۹/۱۰/۶۳ نوشتید: «ما غیر از خمس و زکات چیزی به نام مالیات نداریم» و فراموش نفرموده‌اید که امام در پاسخ به این گونه افکار کودکانه فرمودند: «ملت بایدچشمش را باز کند و این دولت ومجلس راحفظ کند. آقا می نویسد مالیات نداریم و مالیات نباید داد! آخر شما ببینید بی اطلاعی تاچقدر!» چرا شما در مخالفت با امر مالیات تا آنجا پیش رفتید که خود را تنها مرجع فهم مسائل اسلامی فرض کردید و در تاریخ (۲۸/۳/۶۵) روزنامه رسالت چنین آوردید: «مگر اسلام می‌تواند مأموربگذاردومالیات بگیرد!» آقای دبیرکل حزب مؤتلفه! شما و همفکرانتان با ولایت فقیه و اعمال ولایت و نسبت به دخالت دولت در امور به آنجا کشیده شدید که درتاریخ (۲۸/۳/۶۵) دوباره چنین نوشتید: «به عقیده ما لایحه مربوط به مالیات نه به صلاح دولت ونه اسلام و نه انقلاب است و خطر مالیات گرفتن برای انقلاب از خطر آمریکا و شوروی بیشتر است.»

آقای بادامچیان! با این گونه موضعگیری‌های شما و همفکرانتان چگونه می‌توان باور کرد که شمابه فکر اجرای عدالت و ذوب درولایت هستید؟! چرا شما و جناح همفکرتان درروزنامه رسالت به تاریخ (۱۶/۳/۶۶) در حمایت از اسلام سرمایه‌داری، در مقابل امام که شعارمبارزه با فقر را مطرح نموده و جنگ فقر و غنی را یک نبرد مقدس تلقی نموده بودند چنین نوشتید: «مبارزه فقر و غنی یک شعار کمونیستی است که آرام‌آرام به انکار نبوت و خروج از اسلام می‌انجامد.» حالاچطورشده است که شما و همفکرانتان مرتب دم ازاطاعت بدون چون وچرا از ولایت مطلقه فقیه می‌زنید؟! مگر شما و همفکرانتان نبودید که از قول یکی از به اصطلاح مغزهای متفکرتان، (احمدتوکلی)، در دفاع ازنظام سرمایه‌داری چنین نوشتید: «بین کارگر و سرمایه‌دار در نظام سرمایه‌داری استثماری وجود ندارد»؟ (۶/۱۱/۶۱) جناب دبیرکل حزب مؤتلفه، جناب آقای بادامچیان! شما و همفکرانتان در مخالفت صریح با قانون اساسی و ولایت فقیه و مواد مربوط به تعاونی‌ها، زشت‌ترین اتهامات را به مقدسات مردم وارد کرده و در تاریخ (۲۰/۱/۶۵) چنین آوردید: «یکی ازظریف‌ترین ترفندهای نوین اردوگاه استکبارمرکزجهانی درمبارزه با حق و به سلطه کشیدن ملل محروم و مستضعفین، به ویژه مسلمانان، استفاده ازحربه عوام‌فریبانه تعاونی بوده است.» و در تاریخ (۲۵/۱/۶۵) نوشتید: «تردیدی وجود ندارد که تعاونی مربوط به استعماراست»! چرا شما و جناح همفکرتان به تاریخ (۱۷/۱۰/۶۵) در روزنامه رسالت، در بحبوحه استکباری کاهش قیمت نفت در مقابل جمهوری اسلامی، که در خدمت محرومین بود، موضع‌گیری خصمانه کردید؟

اگر شما و جناح همفکر و همسویتان فراموش کرده‌اید، باید به خاطر شما بیاورم که در آن روزهای آتش و خون شعارهایی را مطرح کردید که روزنامه‌های گاردین و وال استریت ژورنال و واشنگتن‌پست مطرح کرده بودند که در آن روز شما علیه دولت جمهوری اسلامی این شعارها را فریاد زدید: «اختاپوسی به نام دولت-نوید مرگ دولت سالاری- تحرک انگلی دولت-حمایت مسخره دولت از محرومین، کلاه دولت پس معرکه ماند … مردم! با دریادلی ریشه نظام پوسیده دولت‌سالاری را براندازید!» و امروز هم به طریقی دیگر؟

آقای بادامچیان! یادتان می آید که امام در پاسخ به این موضعگیری جناح شما فرمودند: «شما که نمی توانید یک شهررا اداره کنید، اگر یک نانوائی را به شما هم بدهند نمی توانید اداره اش بکنید، چه طور به دولت حمله می کنید؟ شما چه می فهمید کاردولت چه است و تاحال چه کرده است؟ شماچه می گویید به جان این دولت؟ دست بردارید! از خدا بترسید! شما خیال می‌کنید اگر دولت ساقط شود شما روی کارمی آیید؟ شما هیچ وقت نمی آیید روی کار.» آقای بادامچیان! یک طرفه به قاضی رفتن حاکم است و این هم هنر نمی‌باشد. تاریخ‌بافی به دور از مردانگی است. به دور از اخلاق اسلامی و مردانگی است اتهام وارد کردن به شخصی که حضور ندارد تا ازخود دفاع نماید. کار جنابعالی دراین برنامه تلویزیونی کاملاً غیراخلاقی بود و مردم سره را از ناسره تشخیص می‌دهند.

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.