حکومتِ فقیهان و مستضعفان
چکیده :روزی در تاریخ این سرزمین خواهند نوشت حکومتی بنام خداوند و دیانت، جَهل گسترد، فقر پراکند، بخطا بجای دین زایی دین زُدایی کرد، قُلدران را به جای قلندران نشاند، به درویشان وفا نکرد، ضعیف کشی کرد، در زبان و ادبیات مردم دست تحریف برد و مفهوم مستضعف را که اظهر من شمس بود از آنان...
کلمه – بهرام گورکانی
“مردم به دلیل جفایی که از نمایندگانِ خدا بر روی زمین دیدهاند خدا را جزو بیگانگان میشمارند، این خطای خطر خیز و آزادی ستانی است”
شگفتا که به خدا میتوان نامه نوشت اما به شما روحانیون نمیتوان!!
این چه منطق و اخلاقی است که برای دوامِ حکومتِ تان مردمان در فقر، دریوزگی و فلاکت بسر میبرند، یاران و همراهانتان در تنعم و وفور باشند و صدایِ معترضین به چنین وضعیتی همراهی و هم رأیی با دشمن است؟!!!
مگر پهلوی و قجر به رنگ و لونِ دیگری چنین نکردند که امروز بدل به بخشی از تاریخ این سرزمین شدند..!!!
روزی در تاریخ این سرزمین خواهند نوشت حکومتی بنام خداوند و دیانت، جَهل گسترد، فقر پراکند، بخطا بجای دین زایی دین زُدایی کرد، قُلدران را به جای قلندران نشاند، به درویشان وفا نکرد، ضعیف کشی کرد، در زبان و ادبیات مردم دست تحریف برد و مفهوم مستضعف را که اظهر من شمس بود از آنان ستاند.
آیا میخواهید در تاریخ چنین بنویسند که نتیجه حکومت روحانیون ضعیف کشی، تضعیف اخلاق، کرامت انسانی و تهی شدن جامعه از سرمایه انسانی بود؟؟!!
خیر شما و مردم دست شستن و کنار نهادنِ قدرت است، زیرا که هیج جای عالم کشیش، خاخام و یا فقیهی بر سریر قدرت نیست، بهتر و پسندیده تر است که در این دیار فقیهان نیز چنین باشند و مردم را به زحمت و خشونت نیندازید، زیرا که اصلاح یا انقلاب راهی است که حاکمان پیش پای مردم میگذارند وگرنه مردم تنها زندگی میخواهند و بس..!!













