• صفحه اصلی
  • » توسعه گرا کیست؟/ از نگاه سعید مدنی...

» گفتار

توسعه گرا کیست؟/ از نگاه سعید مدنی

مشی سیاسی، متاثر از تحلیل شرایط است و به طور منطقی، ارتباطی با توسعه‌گرایی یا ضدتوسعه‌گرایی ندارد. مشی، از جنس عمل سیاسی است و بر پایه‌ی قدرت عینی نیروها انتخاب می‌شود در حالی که توسعه‌گرایی اندیشه و تفکر از جنس ذهن و نظر است. اگر نظام مستقر توسعه‌گرا نبود یا الگوی توسعه نادرست و نامناسبی داشت که به فقر و نابرابری و فساد منجر شد، نیروهای توسعه‌گرا ناچارند در برابر ان موضع رادیکل اتخاذ کنند.

زندان رجایی شهر!؛ به مناسبت سالگرد شهادت محمد علی رجایی

ما که عین خیالمان نیست اما اگر خودش ساعتی به قید ضمانت برگشتن به دیار باقی زنده شود و سردر زندان رجایی شهر را نشانش دهند خدایی چه احساسی پیدا می کند؟ آیا نام دیگری نبود که بر سر در زندان رجایی شهر قرار بگیرد که این محل تنبه و اصلاح و عبرت با نام رجایی همراه نشود؟

بدترین زخم دوران؛ شیئی کردن آرمانی اصیل

اگر مخاطب این نامه مثلا عضوی، نهادی از جامعه مدنی یا فردی قربانی نظام قضایی آمریکا بود قضیه فرق می‌کرد اما نوشتن نامه به رییس جمهوری که خود نمادی از نژاد پرستی و دو دسته کردن مردم است و تنها چیزی که برایش مهم نیست حقوق بشر است، تراژیک‌تر از قتل ستار بهشتی است.

معلمان جدید تاریخ!

در قدم بعد، خاطره‌نویس رهبری در نامه‌ای سرگشاده از فرزندان هاشمی خواسته که خاطرات پدر را اصلاح کنند! او تا آنجا پیش رفته که می‌گوید: «سکوت اعضای خبرگان در قبال روایت مرحوم هاشمی هم دلیلی بر صحت خاطرات ایشان نیست»! معنای روشن این درخواست آن است که همه تاریخ‌نویسی‌ها باید با روایت یک نفر هماهنگ باشد.

در دفاع از مشارکت مشروط انتخاباتی

اگر اصلاح‌طلبان و سایر بهبودجویان بتوانند نامزدها و برنامه‌های خود را برای حل مشکلات کشور و برون‌رفت از بحران اخیر، دمکراتیک برگزینند و اسامی انها را قبل از اعلام‌نظر شورای نگهبان درباره صلاحیت داوطلبان به مردم اعلام کنند، گام بزرگی در جهت شفاف‌سازی و برنامه‌محوری عرصه سیاست کشور برخواهند داشت.

جسارت مدافعان سابق صادق لاریجانی در انتقاد از فساد قضایی

بخش بسیار بزرگی از افکار عمومی، البته حامی هیچ یک از طرف های درگیر دعواهای حکومتی نیست. به نظر می‌رسد که طیفی فزاینده از شهروندان، کلیت جریان های حکومتی را عامل سوء استفاده در قدرت، و کمابیش به یک اندازه در مشکلات کشور مقصر می دانند. درنتیجه، اساسا هم اهمیتی نمی‌دهند که چنین جریان‌هایی با همدیگر چگونه رفتار می‌کنند یا حتی تفاوت میان آنها چیست.

نقدی بر روایت دفترِ رهبری از رهبری

دفتر نشر آثار رهبری در کتاب تازه‌منتشرشده‌ی «روایت رهبری» برای اولین‌بار سخنانی از آیت‌الله خامنه‌ای منتشر کرده که اشاره به نظر امام برای رهبری ایشان دارد؛ روایتی از یک جلسه‌‌ی سران قوا که در آن امام تنها بر رهبری آقای خامنه‌ای تاکید کرده و حتی وقتی احمدآقا نام آقای موسوی اردبیلی را نیز آورده امام با اشاره به آقای خامنه‌ای گفته: «نخیر ایشان رهبر بشوند.»

غدیر و یادکردی از دو شاگرد مکتب انسان‌ساز غدیر

غدیریان، درطول تاریخ۱۴۰۰ساله غدیر، برای زنده نگه داشتن آرمان های بلند انسانی غدیر، از بذل جان و مال دریغ نکرده و با تلاش هایی بسیار در ترویج این آئین آسمانی گام هایی بلند را برداشته اند، اگرچه با هزاران افسوس آموزه های انسانی این مکتب فقط در برهه هایی کوتاه از این تاریخ بلند به آزمون گذاشته شده، اما همین دوره های کوتاه چون خورشیدی درخشان درآسمان تاریک و ظلمانی تاریخ بشریت نورافشانی می کند.

حکایت تمجید رهبر از ‘صلابت’ صادق لاریجانی مقابل ‘دشمن تهمت‌زن’

بخشی از گلایه‌مندان نوظهور آقای لاریجانی، به ویژه از آن رو خبرساز شده‌اند که خود در گذشته، در معرض اتهامات اقتصادی مشابه قرار داشته‌اند. مثلا، محمد یزدی که تا این لحظه جنجالی‌ترین انتقادات را انجام داده، همچون صادق لاریجانی، در زمان ریاست برقوه قضاییه “افشاگری” در مورد فعالیت‌های اقتصادی خود را با تعقیب قضایی پاسخ داده. چنین رویه ای نیز جلوی انتصاب هیچ یک از آن دو از سوی رهبر را به عضویت در شورای نگهبان نگرفته است.

چرا فقط مصدق

به نظر می‌آید که اگر پرسش از این سو مطرح شود که چرا در میان ۸۷ دوره نخست وزیری از ابتدای قاجار تا فروپاشی پهلوی سه نخست وزیر بودند که راه و روش دیگری داشتند و با آنها اینگونه برخورد شد، آنگاه و به احتمال زیاد پاسخ بسیاری از مسائل را که امروز بر سر راه “ملت” شدن ایرانی‌ها وجود دارد را در می‌یابیم.

دعوایی فراتر از قاعده اشغل الظالمین بالظالمین

دعوای صادق لاریجانی و محمد یزدی خیلی فراتر از قاعده” اشغل الظالمین بالظالمین “است. جنگ قدرتی است که چشم انداز بلند مدتش جانشینی رهبری است و هدفهای در دسترسش، یکدست کردن قدرت در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری پیش روست.

آن عصای لرزان، محکم‌تر از این ایمان!

چرا آن پسر نوجوان که اینطور دردمند می‌نویسد، «ناامید از شماست» و برای منِ کمترین نامه می‌نویسد؟ والله اگر «عصایش که نجیبانه می‌لرزید» دل شما نلرزانده، به ایمانتان و به عمری که با این عمامه تلف کرده‌اید، «شک کنید»! این ایمان را دور بریزید که خداوند متعال «عالِمان دربار فرعون» را بیشتر از «خود فرعون» لعنت کرده است! به حضرت، سلام برسانید و بگویید از «سکوت عالِمان» به کجا شکایت کنیم؟

فرهنگ‌سازی یا فرهنگ‌سوزی؟

روزی که رسانه‌های جمهوری اسلامی، داستان جعلی شرم‌آوری را علیه مسیح علی‌نژاد ساز کردند، دل‌های بسیاری به حال او و حال سیاست در ایران لرزید. حال مسیح که خود این تجربۀ تلخ و وحشت‌آور را از سرگذرانده است، با کدام منطق انسانی و اخلاقی به خود اجازه می‌دهد که با استفاده از تریبونی مفت و مجانی و رها از هرگونه مسئولیت و پاسخگویی، با آبروی دیگران و فرهنگ این سرزمین به این راحتی بازی کند؟

در نیک و بد «بیانیه‌‌های ۱۴ نفره»

به رغم این همه «اما» و «اگر»، این بیانیه‌ها و طرح مطالبات شجاعانه و شفاف و آن هم در داخل کشور و در زیر تیغ سرکوب و سانسور یک فایده اساسی دارد و آن، این است که تابوها و تقدس های موهوم را می‌شکند و ترس‌ها را می‌زداید و این رویداد می‌تواند در روندی طبیعی و معقول، زمینه های ایجاد خلق یک آلترناتیو ملی و درون‌زا را فراهم کند. قدم مهمی که، به گمانم، باید اصلاح طلبان جدی و واقعی و با تدبیر در داخل کشور در تداوم جنبش سبز بردارند. اقدامی که شیخ شجاع و محصور جناب کروبی اخیرا آغاز کرده است.

بهمن بحران‌ها سرازیر می‌شوند

اقتدار واستقلال قوه قضاییه.! هر معترض دلسوز وهر معترض معمولی تهدید امنیت ملی قلمداد ‌می‌شود وفقط دو شعبه دادگاه بدوی ودو شعبه ی تجدید نظر احکام را تایید میکنند وخود رامسوول نمیدانند.موج مبارزه با فساد اگر جنبه ی اموزشی وعبرت آموزی نداشته باشد،بی تاثیر خواهد بود وباز از جای دیگری سر در خواهد اورد. درمحاکم قضایی عجله جایز نیست. شتاب محاکم در اول انقلاب لطمات زیادی زده است که هنوز هزینه پرداخت می‌کنیم. محاکمات هرچه علنی‌تر، عمومی‌تر وجزیی‌تر باشد، آموزنده‌تر و عبرت آموزتر خواهد بود.

نه این و نه آن

مردم از صحنه عمل برای فهم و حل مسائل خودشان بیرون نهاده شده‌اند. بنابراین راهی ندارند که سر بچرخانند گاهی به این سو و گاهی به آن سو. هر کدام بیشتر تخیلاتشان را تحریک کرد، به او رو می‌کنند. اما خیال می‌کنم گردنشان خسته شده است. گوش‌هاشان کم شنوا. چشم‌هاشان خواب آلود. شاید در انتظار طنین صدایی هستند که از صداقت و انصاف بیشتر بهره داشته باشد.

ابراهیم و بتخانه!

می‌گویند در دوره صادق لاریجانی با فساد مماشات شده، الان ابراهیم رئیسی آمده تا نجات دهد. همین حرف را درباره هاشمی شاهرودی می‌زدند و قرار بود لاریجانی بیاید نجات دهد. جالب این است که در آن ۲دوره، معاون اول قوه قضائیه طی ۱۰سال همین رئیسی بوده که الان قرار است نجات‌بخش باشد.

کشف «عدم رضایت امام زمان» از کجا؟

این عالم بزرگوار حوزوی از آنجاکه خود مجتهد است، می‌تواند برای مقلدین خویش نظر فقهی خود را در مورد دوچرخه سواری بانوان ارائه بفرماید و هیچ نقدی بر اظهار فتوا نیست. اما ادعای “عدم رضایت امام زمان” از کجا و بر اساس چه پایه فقهی و یا اصل دینی است؟

انتخابات و راهبرد سیاسی

جمع‌بندی تجربه مجموعه تلاش‌های جمعی در ایران بعد از جنگ، نشان می‌دهد که تقویت سازوکارهای مردم‌سالارانه تنها از طریق حضور یک جنبش اجتماعی قدرتمند در کنار بهبودخواهی حکومتی میسر شده است. هر گاه این‌دو از یکدیگر جدا شده‌اند و تنها یکی از آن‌ها در صحنه سیاسی حضور داشته است فرجام کار استمرار و حتی تقویت سازوکارهای اندک‌سالارانه و آمرانه بوده است.

مبارزه با فساد خط مقدم آزادی است

عده‌ای غرق در امکانات و حقوق‌های نجومی فراموش کرده‌اند آرمانهای‌شان را . پس وقتی به توجیه کارهای آنها افتادید از مهدی حاجتی محبوس یاد کنید که امروز جایگزینش‌ را در شورای شهر شیراز معرفی کرده‌اند. مبارزه با فساد خط مقدم آزادی است. شراکت در فساد و توجیه آن خط مقدم بندگی برای استبداد است.

رأی دادن یا رأی ندادن: مسئله این است؟ (یادداشت اول)

نگاهی به تاریخ نظام‌های مردم‌سالار یا مدعی مردم‌سالاری نشان می‌دهد که در اغلب موارد، شرکت در انتخابات به برقراری ترافیک موزون و روان این خیابان دوطرفه کمک کرده است، اما گاهی نیز عدم شرکت در انتخابات به نشانه اعتراض نسبت به ناعادلانه بودن روند انتخابات، به دو طرفه شدن این خیابان انجامیده است. حفظ کرامت انسانی شهروندان (که بر پاسداشت آن در مقدمه قانون اساسی ما هم تأکید شده است) در رابطه با انتخابات ایجاب می‌کند که برگزاری انتخابات به‌خاطر جنبه نمایشی آن و برای نشان دادن پشتوانه مردمی نظام مورد سوء استفاده قرار نگیرد.

تعبیر رویای رسولانه ابراهیم

ذبح اسماعیل آغازی بود بر مبارزه با فتنه‌ای که امام حسین از آن یاد می‌کند و در این راه و برای رسیدن به خدای تعالی باید از سر و جان و مال و خانمان گذشت.

فراز و فرود جنبش اصلاحات از نگاه علیرضا علوی‌تبار

امروز شاید گفتمان مسلطی وجود نداشته باشد، اما پرسش‌های مسلطی وجود دارد. جستجو برای پایه‌های موجه و قابل دفاعی برای میهن دوستی، جستجو برای الگویی که ضمن تبیین نابرابری‌های موجود در جامعه بتواند مبنایی برای استخراج خط مشی های مناسب برابری طلبانه باشد و پیوند دادن حقانیت حکومت با جمهوریت سه پرسش اساسی مطرح هستند. بنابراین نمیتوان از پاسخ مسط سخن گفت اما می‌توان از پرسش‌های مسلط بحث کرد

فراز و فرود جنبش اصلاحات از نگاه سعید مدنی

به نظر می‌رسد هژمونی آینده از مختصاتی مثل ضدخشونت بودن، عدالت طلبانه بودن و متکی به جامعه مدنی بودن و سکولار بودن برخوردار خواهد بود.

فرزندان سیاستِ قجری!

او که «در جریان امور بود» آیا می‌دانست که با «خلاف واقع» خواندنِ واقعیت‌ها از حیات خلوت چه کسانی پشتیبانی می‌کند؟ اگر تمام‌قد پشت «سیاست قجری» نمی‌ایستاد و نمی‌گفت «کش ندهید» آیا امثال حسن رعیت‌ها و بابک زنجانی‌ها مثل قارچ می‌روییدند؟ پاسخ این پرسش البته چندان پیچیده نیست: آنکس که تقلب را بصیرت و تحریم را نعمت می‌داند احمق نیست، تاجر است!

فراز و فرود جنبش اصلاحات از نگاه جواد کاشی

جمهوری اسلامی ظرفیت خیلی قدرتمندی دارد که نام‌ها را بی‌معنا کند و نام و آرمان و مفاهیم را به تمسخر می‌گیرد. من احساس می‌کنم با جنبش اصلاحات این کار را کرد و در مورد جنبش سبز بخش‌هایی از جنبش با گشایش نسبی در انتخابات ۹۲ و ۹۶ پتانسیلش را تخلیه کرد و خواست رای من کو؟ در ۹۲ پاسخ گرفت که بیا این هم رای تو و بعد هم مردم با علائم سبز در خیابان آمدند که ما رایمان را به دست آوردیم. وقتی مصدق در سال ۳۲ سقوط می‌کند، استقلال طلبی و مسئله نفت تا آخر گریبان محمدرضاشاه را گرفته. تردید دارم چنین وضعیتی برای میرحسین و جنبش سبز وجود داشته باشد

تنِ زن در دعوا سر مدرنیته

در واقع آنچه باعث می‌شود تن زن و قانون نمادین آن، یعنی حجاب، چنین سرسختانه پیگیری شود، فقط اجرای یک قانون اسلامی نیست. بلکه حجاب و محدودسازی اندام زن، بخشی از مقاومت در برابر مدرنیته است؛ مدرنیته‌ای که اندام زن را به مسئله‌ای غیردینی، غیرمعنوی، غیرعرفانی و در یک کلام سکولار تبدیل می‌کند

چرا حجاب مساله شده است؟

تن انسان موجودی نیست که از او قربانی ساخت و آن را کشت. نکته بعدی آگامبن این است که می‌گفت اگر به سمت اخلاق مبتنی بر مکاشفه نرویم و صرفا اخلاق مبتنی بر قانون را دنبال کنیم، به قانون یک ویژگی خاص می‌بخشیم: قانون سرکوب می‌کند، کنترل می‌کند، اما حمایت نمی‌کند. اگر جامعه را تبدیل به اردوگاه کنیم، قانون ساز و کارش این خواهد شد که فقط کنترل و سرکوب می‌کند، ولی هیچگاه حمایت نخواهد کرد

ما مسلمانان در بحران هستیم

به هر حال ما مسلمان ها احتیاج داریم به چنین نهضتی، به چنین حرکتی. باید به فکر نجات اسلام از افکار عقب مانده، از بیان‌های غیرقابل دفاع، از خرافه‌ها، از فتواهای ضدِانسانی و ضدِحقوق بشری باشیم، به وجود آوردن یک تفکر روشن دینی و صاف کردن را تفکر صحیح سیاسیِ عقلانی (نه قاطی پاتی کردن اینها با یکدیگر) وظیفه بزرگ ماست تا نسل آیندۀ ما بتواند در دین صحیح فکر کند و در سیاست صحیح عمل نماییم.

سنگ بنای اصلاحات، اصلاح در اصلاحات است

سنگ‌بنای اصلاحات پذیرش اصلاح در اصلاحات و اصلاحات دائمی است؛ تن ندادن به اصلاح در درون جبهه اصلاحات به‌مراتب از اصلاح‌ناپذیری ساختار و موانع بیرونی؛ در رویگردانی و ناامیدی از اصلاح اثرگذارتر بوده است.