توسعه گرا کیست؟/ از نگاه سعید مدنی
چکیده : مشی سیاسی، متاثر از تحلیل شرایط است و به طور منطقی، ارتباطی با توسعهگرایی یا ضدتوسعهگرایی ندارد. مشی، از جنس عمل سیاسی است و بر پایهی قدرت عینی نیروها انتخاب میشود در حالی که توسعهگرایی اندیشه و تفکر از جنس ذهن و نظر است. اگر نظام مستقر توسعهگرا نبود یا الگوی توسعه نادرست و نامناسبی داشت که به فقر و نابرابری و فساد منجر شد، نیروهای توسعهگرا ناچارند در برابر ان موضع رادیکل اتخاذ کنند....
گفتگو با سعید مدنی
ملاکها و معیارهای توسعهگرایی افراد چیست؟
تبیین توسعهگرایی آرا و نظریات، پرداختن به نقش عوامل فرهنگی در توسعه است. فرهنگها میتوانند مولفههایی برای پیشرفت و توسعه داشته باشند یا متضمن عقبماندگی باشند. آرا و نظرات اندیشمندان در نسبت با توسعه میتواند مسکوت و بیتفاوت، ضدتوسعه و موافق توسعه باشند. بنابراین عامترین ملاک شناسایی توسعهگرایی، اندیشه و تفکر جدید و مدرن است. بر این اساس، معیارهای توسعهگرایی عبارتند از بهرسمیت شناختن علم و تخصص برای حل مسائل زندگی، پذیرش وجود قوانین و قواعد منظم در دنیای پیرامون، تصدیق کلیتی مستقل به نام جامعه، تاکید بر نقش انسان و اراده انسان در سرنوشت انسان، سخنگفتن از چیستی حکومت و نقش دولت در برنامهریزی و بهبود زندگی شهروندان.
آیا مشی سیاسی، بدون توجه به شرایط زمانی، ملاک توسعهگرایی است؟
مشی سیاسی، متاثر از تحلیل شرایط است و به طور منطقی، ارتباطی با توسعهگرایی یا ضدتوسعهگرایی ندارد. مشی، از جنس عمل سیاسی است و بر پایهی قدرت عینی نیروها انتخاب میشود در حالی که توسعهگرایی اندیشه و تفکر از جنس ذهن و نظر است. اگر نظام مستقر توسعهگرا نبود یا الگوی توسعه نادرست و نامناسبی داشت که به فقر و نابرابری و فساد منجر شد، نیروهای توسعهگرا ناچارند در برابر ان موضع رادیکل اتخاذ کنند.
کدامیک از شخصیتهایی مانند امیرکبیر، محمد مصدق، رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، میرحسین موسوی، اکبر هاشمی رفسنجیانی یا محمد خاتمی، در زمان صدارت، توسعهگرا بودهاند؟
همه این افراد در مدتی کوتاه یا طولانی بر مسند قدرت تکیه داشتند و باید ارزیابی را به دوران حکومت آنها منحصر کرد. همه شخصیتهای نامبرده کمابیش توسعهگرا بودند اما به طور مشخص امیرکبیر، محمد مصدق و رضاپهلوی توسعهگرا بودند. اصلاحات امیرکبیر در مسیر توسعه بود اما نظام قاجار توسعهگرا نبود و ظرفیت و توان تحقق اهداف توسعهگرایانه را نداشت. برخی اقدامات رضا پهلوی مانند نوسازی نظام اداری، نوسازی راههای ارتباطی و سرمایهگذاری صنعتی توسعهگرا بود اما برخی دیگر از اقداماتش مانند تشکیل مجلس فرمایشی یا تعطیلی روزنامهها توسعهگرایانه نبود. دولتهای پس از انقلاب کمابیش از ویژگیهای دولت توسعهگرا برخوردارند بودند اما الگوهای توسعه متفاوتی داشتند. بنابراین امروزه نمیتوان فقط توسعه را ملاک مرزبندی گذاشت و باید الگوی توسعه هم مدنظر باشد.
کدام یک از شخصیتهای علی شریعتی، محمود طالقانی، مهدی بازرگان، عبدالکریم سروش، عزتاله سحابی را توسعهگرا میدانید؟
با توج به همهی تفاوتهایی که بین آرا و نظرات این نواندیشنان دینی میشناسیم و با وجود حساسیتهای اقتصادی-اجتماعی بسیار متفاوت، همه آنها را توسعهگرا میدانم. عزتاله سحابی معتقد به انباشت نظر و تجربه و بیشتر متاثر از محمود طالقانی بود و خود را سوسیال دمکرات نامید و بر دمکراسی، عدالت و محیط زیست تاکید داشت. علی شریعتی هم روی ضرورت توسعه جوامع مسلمان تاکید میکرد. او معتقد بود که علم و عقل در اسلام، ملاک یافتن حقیقت و ضابطه رستگاری است و یادگیری علم برای همه واجب. چارچوب شریعتی برای الگوی پیشرفت مادی و معنوی، بر پایهی تفکیک و تمایز میان ترقی و تکامل است. ترقی به قدرت و امکانات انسان میپردازد اما تکامل روی حقیقت و صفات وجودی متمرکز است. شریعتی در کنار توسعهگرایی، الگوی توسعهی خود را نیز بیان کرده است که مبتنی بر پیشرفت مادی در کنار معنای زندگی یا کمال است.
منبع: ایران فردا













