بهمن بحرانها سرازیر میشوند
چکیده : اقتدار واستقلال قوه قضاییه.! هر معترض دلسوز وهر معترض معمولی تهدید امنیت ملی قلمداد میشود وفقط دو شعبه دادگاه بدوی ودو شعبه ی تجدید نظر احکام را تایید میکنند وخود رامسوول نمیدانند.موج مبارزه با فساد اگر جنبه ی اموزشی وعبرت آموزی نداشته باشد،بی تاثیر خواهد بود وباز از جای دیگری سر در خواهد اورد. درمحاکم قضایی عجله جایز نیست. شتاب محاکم در اول انقلاب لطمات زیادی زده است که هنوز هزینه پرداخت میکنیم. محاکمات هرچه علنیتر، عمومیتر وجزییتر باشد، آموزندهتر و عبرت آموزتر خواهد بود....
محمدحسین رفیعی
امریکا دکتر ظریف را هم تحریم کرد. به این بهانه که آواز سیاستهای آقای خامنهای پیروی میکند و نقش مستقلی درسیاستهای ایران ندارد.
تیم بی، فضای سیاسی داخلی وخارجی ایران را امنیتی- نظامی میخواهد و در این راستا عمل میکند. این فضا آنها را به هدف نهایی شان نزدیکتر میکند.
تحریم رهبری و ظریف عمق هدف تیم بی را نشان میدهد که بازیگران جلوی صحنهی جنگ طلبان نئوکان حزب جمهوریخواه امریکاست.
از داخل ایران “پاس گل” به ترامپ میدهند. ” گاندو” نمونهای از آن است. طرفداران جنگ در داخل، مدتهاست که ظریف را تحریم کردهاند.
دکتر ظریف سالها با تاخیر، سعی کرد که از افکار عمومی مردم جهان برعلیه ترامپ و دارودستهاش، بهره گیرد و در چند ماه اخیر نسبتا موفق بود. هر چند دفاع اواز احکام غیر قانونی بر علیه افراد سیاسی- رسانهای- مدنی- صنفی به شان او خیلی لطمه زد ولی در این اواخر سعی میکرد، کمتر وارد آن مقوله شود.
به قول چامسکی، بزرگترین امپراطور جهان، افکارعمومی مردم جهان است. ترامپ هم این را میداند و برای اهداف خود با ایران درصدد جلب این امپراطوری است. چیزی که حاکمیت غالب ایران نه تنها به آن اعتقاد ندارد بلکه همیشه بر علیه آن اقدام کرده است.
اینکه دکتر ظریف با تاخیر این کار را شروع کرد امری مثبت بود ولی دامنهی این کار میتواند بسیار گسترده باشد. متاسفانه انچه انجام میشود عکس آن است که به کار ظریف هم بسیار لطمه میزد.
امروز صحنه درگیری ایران با ترامپ و دار و دسته چنین است:
رهبری وظریف تحریم شده اند،یعنی کاخ سفید این دو را به عنوان نمایندگان مشروع مردم ایران به رسمیت نمیشناسد. سپاه تروریست اعلام شده است. این اقدام شروع فرایندی است که تیم بی آرزوی آنرا دارند.
برای امنیت کشتی رانی درتنگه ی هرمز بیش ازپیش خلیج فارس را نظامی کرده است. به بهانه آنچه درچند هفته گذشته اتفاق افتاده است.
راه مقابله ی موثر با ترامپ وگروه بی استفاده از افکار عمومی مردم جهان است.رضایت وحمایت افکار عمومی جهان از حاکمیت در زمینه های زیر تحصیل میشود:
۱- ایجاد وحدت ملی؛ آزادی تمام محصوران ومحبوسان سیاسی، فرهنگی، رسانهای، صنفی. موقعی که تقریبا هر روز هزاران نفر از معلم و کارگر اعتراض دارند و به حق اعتراض آنها به عنوان مطالبهی منطقی آنها به رسمیت شناخته شده، بازداشت چندین نفر از نمایندگان آنها بیمعنی است.
فقط هزینه پرداختن و تایید حرف ترامپ است که مرتبا میگوید که حکومت جمهوری اسلامی مردمش را به اسارت گرفته.
حصر بزرگواران جنبش سبز دراین سن و سال و بیماری، چه منطق امنیتی دارد در حالی که امنیت ملی از خارج تهدید میشود؟
۲- اقتدار واستقلال قوه قضاییه.! هر معترض دلسوز وهر معترض معمولی تهدید امنیت ملی قلمداد میشود و فقط دو شعبه دادگاه بدوی ودو شعبه تجدید نظر احکام را تایید میکنند و خود را مسوول نمیدانند.موج مبارزه با فساد اگر جنبه اموزشی وعبرت آموزی نداشته باشد، بی تاثیر خواهد بود و باز از جای دیگری سر در خواهد آورد. درمحاکم قضایی عجله جایز نیست. شتاب محاکم در اول انقلاب لطمات زیادی زده است که هنوز هزینه پرداخت میکنیم. محاکمات هرچه علنیتر، عمومیتر وجزییتر باشد، آموزندهتر و عبرت آموزتر خواهد بود.
۳- آزادی تمام زندانیان خارجی که اتهام امنیتی دارند. پس از سالها زندان و بازجویی، بالفرض که اتهام آنها درست بوده باشد، دیگر خنثی شده و خطری ندارند ولی تاثیر آزادی آنها بر افکار عمومی مردم جهان به ضرر ترامپ و به نفع جمهوری اسلامی است.
۴- تبدیل فضای امنیتی- نظامی به فضای سیاسی- فرهنگی، آزادی رسانههای ملی، دانشگاهی، احزاب مستقل و درونزا، آزادی گفتگو های بنیادی در مورد مهمترین مسایل مبتلا به، و…
آیا دراین شرایط که نیاز جدی به جلب افکار عمومی مردم جهان است و میتوان در مقابل توطئههای داخلی و خارجی از آن بهره برد، تصمیمسازان جمهوری سلامی، تغییر روش خواهند داد؟
امیدواریم.













