سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

تعبیر رویای رسولانه ابراهیم

چکیده : ذبح اسماعیل آغازی بود بر مبارزه با فتنه‌ای که امام حسین از آن یاد می‌کند و در این راه و برای رسیدن به خدای تعالی باید از سر و جان و مال و خانمان گذشت....


علیرضا کفایی:

داستان حضرت ابراهیم و ذبح اسماعیل داستانی چند وجهی و هدایتی است مستمر و دائمی و در عین حال رخ دادنی و اشاره به آینده دارد، حضرت ابراهیم در دینداری خود و برای ایمان آوردن و به یقین رسیدن، امتحان و مراحل سختی را طی نمود و پس از آن، مبارزه‌ای دشوار و خطرناک را علیه باورهای غلط و سنت‌های رایج آغاز کرد و بت بزرگ را تبرکوب و در هم شکست.

راه دشوار آزادی‌خواهی ابراهیم عقلانی ولی برآمده از بطن ایمان و توحید بود، راهی که سختی دارد اما شکست نه، که اگر تنهاترین تنهایان هم شود خداوند او را یاری خواهد داد و آتش را برایش گلستان می کند.

رویای رسولانه ابراهیم ادامه همان راهی بود که با اعتقاد و ایقان کامل یافته بود و در این رویای بزرگ که در خواب از سوی خدواند به ذبح عظیم دستور یافت؛ به امتحانی امر شد که آخرین و مشکل ترین شکل غلبه بر نفس بود و بر کسی که پاره وجود او و از پس دعاهای جانسوز و ابرام بر درخواستهای مکرر برای فرزندی چون اسماعیل بود و خداوند در خواب او را به ذبح اسماعیل، همان که ابراهیم بر آن ابرام و اصرار بسیار داشت فرمان می دهد.

ابراهیم در این امتحان موفق می شود و امر الله را به اجرا می گذارد، او کلمه توحید را تفسیر عملی کرد و راه دینداری را آموخت نه فقط برای نسل آن روزگار؛ که تا کربلا و تا همیشه تاریخ و تا قیام قیامت نشان داد که باید از هر آنچه رنگ تعلق پذیرد آزاد بود و تعبیر ذبح اسماعیل به صحرای کربلا و سر بریده امام حسین مثال و یا تشبیه نیست، راه آزادگی و دینداری و ابراهیمی بودن و حسینی زیستن و سر در ره جانان نهادن است.

رویای ابراهیم برای قربانی کردن فرزند به ذبح دیگری تعبیر شد و گوسفندی را خداوند به قربانگاه در عوض قربانی کردن فرزند فرستاد، امام حسین علیه السلام در حج مناسک را رها کرد و از قربانی کردن گوسفند گذشت تا به صحرای محشر کربلا برود و سر فرزند قربانی کند و دستان یاور قطع کند و در راه دین و ایمان و اخلاص و یقین و توحید و در راه خدا سر خود را هدیه نماید، ذبح عظیم در رویای رسولانه ابراهیم همانا امام حسین است که سر هدیه می دهد.

وجه دیگر رویای ابراهیمی صبر اسماعیلی است که اسماعیل گفت «هرچه دستور داری اجرا کن، به خواست خداوند مرا از صابران خواهی یافت». در داستان ابراهیم نمی توان از این دقیقه عظیم غافل شد که اسماعیل توکل بر خدای تعالی می کند و درخواست صبوری دارد، از امر حق سر نمی پیچاند و حتی به ابراهیم می گوید که او را به بندی و ریسمانی ببندد تا موقع ذبح دست و پا هم نزند که در کار ابراهیم خللی وارد شود، اسماعیل با این پذیرش فرمان الهی و صبر بر آزمایشی که به آن فراخوانده شد سمبل سازی نمی کند، آینده و آیندگان را به تصویری از عبودیت دعوت می کند.

وجه دیگر آن هاجر است، یک زن یک مادر؛ که وقتی از امر الهی خبر یافت حتی کوششی نکرد تا مانع از ذبح اسماعیل به دست پدر شود و او هم بر امر حق تسلیم شد تا نقش یک زن را در پدید آوردن تمدن بشری و مدینه فاضله بر اساس آزادگی و ازخودگذشتگی ترسیم کند که یکی از معانی هاجر همانا مدنیت است.

و قرآن کریم از این امتحان چنین تعبیر می کند: « إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبینُ؛ این مسلماً امتحان مهم و آشکاری است.» امتحانی که بطور مستمر و دائمی در حال رخ دادن است و تا کربلا ادامه یافت و آن صحنه های خونین قطع دست و بریدن سرها و آتش و خون را در عرصه دینداری و آزادیخواهی و مبارزه با ظلم و ستم و قیام علیه فتنه به نمایش گذاشت که در پاسخ معاویه گفت: « وَ قُلْتَ فیما قُلْتَ: لا تَرِدُ هذِهِ الْاُمَّهَ فی فِتْنَهٍ وَ اِنّی لا اَعْلَمُ لَها فِتْنَهً اَعْظَمُ مِن اِمارَتِکَ عَلَیْها؛ در نامه ات گفته ای که این امّت را در فتنه نینداز، به راستی فتنه ای بالاتر از این نمی بینم که تو امیر بر این مردم هستی»

ذبح اسماعیل آغازی بود بر مبارزه با فتنه‌ای که امام حسین از آن یاد می‌کند و در این راه و برای رسیدن به خدای تعالی باید از سر و جان و مال و خانمان گذشت.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.