دعوایی فراتر از قاعده اشغل الظالمین بالظالمین
چکیده : دعوای صادق لاریجانی و محمد یزدی خیلی فراتر از قاعده" اشغل الظالمین بالظالمین "است. جنگ قدرتی است که چشم انداز بلند مدتش جانشینی رهبری است و هدفهای در دسترسش، یکدست کردن قدرت در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری پیش روست....
مجتبی نجفی
دعوای صادق لاریجانی و محمد یزدی خیلی فراتر از قاعده” اشغل الظالمین بالظالمین “است. جنگ قدرتی است که چشم انداز بلند مدتش جانشینی رهبری است و هدفهای در دسترسش، یکدست کردن قدرت در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری پیش روست.
پیش فرض این خیز و جهش این است که علمکرد فراکسیون امید و دولت روحانی به غایت ناامید کننده بوده و انتخابات های آتی اگر اتفاق غیرعادی رخ ندهد، به صحنه نبرد میان جناحهای اصولگرا تبدیل خواهد شد. دخالت گسترده نظامیان در وجوه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مبنای مهمی برای تحلیل افشاگری ها درباره فساد روزافزون است. ساده ترین ترین تفسیر از “بگیر ببندهای اخیر”مبارزه با فساد است. اما طرفین دعوا می دانند فساد نه با “بگیر و ببند “حل میشود و نه با دستور العمل و بخشنامه.
کاهش فساد، نیازمند میدان دادن به جامعه مدنی، به عنوان یکی از رکن های مهم دموکراسی رادیکال است که با ظهور و بروز جمعیت ها و هستههای مردمی فعال نه صرفا احزاب و نهادهای نمایندگی، در عرصه عمومی تعیین و تبیین می شود و البته با اصل مهم بازگشت نظامیان به پادگان.
تمایل جریان نئو محافظه کار ایران که شاخصه اصلی اش با دخالت روزافزون نظامیان و قدرت یابیشان تعریف میشود بر حفظ تمام و کمال قدرت و ثروت است. این خط از اواخر دوران اصلاحات و به صورت ویژه از انتخابات های هشتاد و چهار و هشتاد و هشت پیگیری شده و تداوم دارد و در این مسیر رای مردم و نه به این جریان در قالب جنبش سبز و در شکل سلبی اش، در جریان انتخابات های نود دو و نود و چهار و نود و شش تنها موانعی مقطعی بودهاند.
بحران ناکارآمدی در فراکسیون امید و دولت روحانی و کمای مغزی برجام بار دیگر طرفداران ایده یکدست سازی را امیدوار به تکمیل طرح خود کرده. در پیش فرض ناکامی میانهروها در انتخابات های آینده ، در جنگ بلوک تاثیر گذار قدرت، خاندان لاریجانی و نه صرفا صادق لاریجانی، وصله ناجور یکدست سازی مطلق قدرت و سپردن عنان کار به رییس جمهوری با صبغه نظامی و متناسب با خصوصیاتی است که رییس دولت انقلابی را شکل میدهند.
این طرح در راستای راهبردی است که مدتهاست سیاست داخلی و خارجی با هژمونی نظامیها، اقتصاد نظامی، فرهنگ نظامی، اجتماع نظامی را دنبال میکند و عنصر نظامیگری را شاخصه اصلی دولت انقلابی و جوان به معنای پرکار تعریف میکند، حتی اگر مجریان این راهبرد کت و شلوار و عبا بپوشند. در نتیجه تداوم حصر و محدود کردن رهبران جنبش سبز با پیری و بیماری، صدور احکام سنگین برای فعالان مدنی ،دعوا بین نهادهای اطلاعاتی، نشان دادن قاطعیت در آنچه که مبارزه با فساد نامیدهاند همه در راستای برنامه میان مدت پارلمان و پاستور و بلند مدت جانشینی رهبری است.
دعوای بین لاریجانی و یزدی، بازداشتهای گسترده مرتبط با مساله فساد، تداوم تقابل بین نهادهای اطلاعاتی همه در راستای این طرح قابلیت تفسیر دارند.
اینجا جامعه مدنی، تنها بارقه امید برای توقف این طرح است که برای کنترل آن برنامه هایی تدارک دیده شده، میشود و خواهد شد. بسیاری از شرایط لازم اجرای این طرح نیز فراهم شده: عملکرد ناامید کننده فراکسیون امید و دولت روحانی، عدم اقبال احتمالی مردم به صندوقهای رای که واکنش طبیعی به مولفه اولی خواهد بود، شرایط منطقه و جهان و ظهور ترامپ و حلقه نو محافظه کار اطرافش که معادله را به نفع جریان های نظامی امنیتی در ایران و منطقه رقم زده. این شرایط وضعیتی حساستر از وضعیتهای حساس گذشته را دامن زده است.













