آیا هر حکومتی را به صرف ادعای خودش می توان مطلوب دین دانست؛ بنی امیه و بنی العباس ادعای جانشینی پیامبر را داشتند. می توان آن حکومتها را مورد تأیید پیامبر دانست؟! یا با تغییر افراد ظالم بدون این که محتوا عوض شود می توان حکومتی را تأیید کرد؟!
» گفتار
هنوز از نیمه جان سعید حجاریان، و همان مصطفی تاج زاده که حکومت از ترس به انفرادیش برگرداند چرا که گاه گاه چند کلمه ای وی در فیس بوک نقل می شد، و همان مرد ساکت و مودب این صحنه یعنی علیرضا رجائی، از همین علیرضا علوی تبار، سعید لیلاز، زیباکلام، هرمیداس باوند و حاتم قادری با همه ملاحظات که بر آنان تحمیل می شود و همه فشارها که هست، سخنی که در این لحظات باید شنید بیشتر به گوش می رسد تا کل سینه چاکان و مدافعان حکومت.
من آمده ام تا سحر ساحران را خنثی کنم…
موسوی چه می گفت که حصر تنها راهکار حاکمیت برای خاموشی اش شد؟ مگر بازگویی شعارها و آرمانهای انقلاب اسلامی “جرم” بود که سزایش دیوار بود و حبس.؟ چه شد که کلام نخست وزیر بحرانی ترین روزهای این مرز و بوم آنچنان بر “نظام!” گران آمد که چاره ندید جز نرساندن این پیام؟ عصاره این پیامها و بیانیه ها چه بود که حاکمیت را به تنگ آورده بود؟
آرامش ملتها نباید با بیخردی دولتها برهم بخورد و جان میلیونها انسان بیگناه با مخاطره مواجه شود. این بیخردی در هر دو سو دیده میشود؛ هم طرف ایرانی که خیال میکند با تکیه بر آنچه دارد میتواند «حماسهآفرینی» کند، هم طرف آمریکایی-اسراییلی که گمان میکند میتواند کار را بهشکل قابل پیشبینی و سادهای جمع کند و غافل از آن است که ایران با همهجای دنیا فرق دارد.
مصطفاهای این ملت خواب از دیکتاتور ربوده اند. آرامشش را گرفته اند. در سیاهی شب می ربایند. به حبسشان می برند. محرومشان می کنند. اما افاقه نمی کند. گویی نمی دانند که این حبسها و حصرها ملت را بیدارتر می کند. گویی نمی دانند که این نشانه عجز “نظام” است که “گفت و گو” نمی کند.
حکومت مردمسالار راهکار مبارزه با فساد
مقامات اذعان دارند که اگر در گذشته به مبارزه با مفاسد اقتصادی بها داده می شد شاهد اینگونه اختلاس نجومی نمی شدیم گویا فراموش کرده اند که احمدی نژاد در زمان تبلیغات انتخابات رياست جمهوري نهم و دهم مبارزه با مفاسد اقتصادی را به عنوان اصلي ترين شعار خود برگزيده بود و تقریبا همه دولتها و دولتمردان قبلی را به فساد و ناکارآمدی متهم کرد هرچند هيچگاه در برابر انتقادات و ابهاماتي كه پيرامون عملكرد مالي دولت و اطرافيانش مطرح شده، تاکنون پاسخگو نبوده است.
ارزیابی دیپلماسی هستهای رهبری پس از یک دهه
اکنون مقام رهبری خود بیش از هر فرد دیگری به ناکامی و نتایج زیانبار این راهبرد واقف هستند. ایشان بهتر از هرکس دیگر میدانند که کشور برای ادامه این راهبرد چه هزینههای سنگینی پرداخته است. سخنان ایشان در دیدار با اعضای خبرگان رهبری در واقع توجیه آشکار راهبردهایی از این دست و ناکامیها و خسارتهای غیرقابل جبران ناشی از آن است.
نظام ِ «نه ریاستی نه پارلمانی»
در نظامهائی که بنیان اداره کشور و تشکیل نهادها و انتخاب مسؤلان بر آراء مردم استوار است یکی از شرائط لازم برای قوام و ماندگاری چنین نظامهائی وجود احزاب آزاد و مستقل و نیرومند است و این نیز به سامان نمیرسد مگر باوجود رسانه های مستقل از قدرت حاکم. با فقدان چنین رسانه ها و چنین احزابی و… نظام اجرائی نه ریاستی خواهد شد ونه پارلمانی. / اگر نظام ریاستیِ ساختهی دست شورای بازنگری (که من هم عضو آن بودم) دو دهه بیشتر دوام نیاورده است و کارآمدی آن مورد تردید است ، باید گفت کوتاهی عمر نظام پارلمانی از هم اکنون قابل پیش بینی است.
برخي با نگراني پرسيدهاند آيا پاكبازان دنياي سياست ميتوانند بر دستهاي آلوده غلبه كنند و با حفظ اخلاق، وارد حوزه سياست شوند يا نتيجه محتوم پايبندي به زيست اخلاقي، بريدن از سياست و خانهنشيني است؟ پاسخ آن است كه تا مرادمان از اخلاق، كدام اخلاق باشد؟ اخلاق نتيجهگرا حتما ميتواند وارد سياست شود. البته در دولت دموكراتيكي كه دموكراسي اجازه نميدهد دولت، حقوقبشر را زير پا بگذارد و حتي ممكن است حقوقبشر در متن قانون گنجانده و عينا رعايت شود.
هر بار که تعطیلی با روزهای ملاقات تلاقی می یابد، خانواده های بسیاری را اندوهگین می سازد که یک هفتۀ تمام بدون هیچ تماس و خبری از عزیز در بندشان انتظار کشیده اند و اینک با یک مناسبت که دیگر برایشان فرقی ندارد جشن است یا عزا، باید هفته ای دیگر را نیز بر این بی خبری مطلق بیفزایند.
ای حج گذارده، بدان كه ابراهيم چون مطيع فقط امر خدا بود حتي زن و فرزندش را در بياباني خشك و بي آب و علف تنها گذارد. و به ياد بياور كه هاجر در بين دو كوه سراسيمه ميدود در حالي كه دعا ميكند وخدا را ميخواند و فقط از او طلب كمك مينمايد. و بياموز كه هاجر بر کنجی ننشست و به دعا اكتفا نكرد و براي رسيدن به هدف همراه دعا، تلاش نمود. و این گونه شد که صفا و مروه از نشانه و علامتهايي است كه انسان را به ياد خدا مياندازد”.
راه اختلاس و رانتخواری بسته نشود، اعتماد سی ساله از دست میرود
اگر برای برطرف کردن راههای اختلاس و رانتخواریهای بیحساب چارهای اندیشیده نشود، نه تنها منابع و ثروت ملی کشور توسط یک گروه معدود و محدود به تاراج میرود، بلکه سرمایه اجتماعی پدیدار شده در این سه دهه که اعتماد عمومی در کانون آن قرار دارد آسیب جدی دیده و راه ترمیم و بازسازی آن را میبندد.
ناگفتههای کروبی از بازنگری در قانون اساسی و انتخاب دومین رهبر جمهوری اسلامی
مهدی کروبی در گفت و گویی که برای اولین بار از تلویزیون رسا پخش شد، به جزئیات جدید و کمتر گفته شدهای از رخدادهای سیاسی خرداد 68، بازنگری در قانون اساسی و نحوه انتخاب آیتالله خامنهای به رهبری اشاره کرده است. او از تصویب دورهی ده ساله برای مسئولیت رهبری، افزوده شدن کلمهی مطلقه به ولایت و موارد دیگر گفته است.
این خونها برای چه به زمین ریخته شد؟ برای اینکه انتقاد از حاکم و حاکمیت سزای زندان داشته باشد؟ بعضی که بر اسب سرکش قدرت سوارند خود را بدون عیب و نقص بدانند؟ منتقدین خود را فتنه گر و وابسته و برانداز بخوانند و به زندان بیندازند؟ دادخواهی بیگناهان را نشنوند؟ یاران امام و انقلاب را به حاشیه برانند و خانه نشین کنند؟ به تاخت و تاز و ریشخند کسانی که در قضیه کهریزک در مجرمیتشان تردیدی باقی نمانده است رضا بدهند؟ راه و رسم و سیره امام را که بر سر سفره او نشسته اند نادیده بگیرند؟
تفرعن، نفاق و ناکارآمدی کشور را دچار بحران خطرناکی کرده است
مگر اصلاح قانون اساسی نباید به رفراندم و رای مردم گذاشته شود؟ این چه جور اصلاح قانون اساسی است که باید در شرایطی صورت گیرد که کشور در شرایط امنیتی کامل است، فعالین سیاسی در زندان هستند، احزاب بسته شده اند، مطبوعات تعطیل شده است و کسی جرات مخالفت ندارد مگر به قیمت زندان و شکنجه؟ آیا شرایط انتخابات آزاد فراهم است؟ مطالبه و خواست اولیه مردم تحقق انتخابات آزاد است.
روابط با روسيه، وابسته به مناسبات با غرب است
در همه اين سالها در هيچ جا شاهد اين نيستيم كه يك مقام روسي سخن از رابطه استراتژيك با ايران به ميان بياورد. در حاليكه مقامات ايران بطور مداوم از مناسبات استراتژيك ايران و روسيه سخن ميگويند. آنها نگاه تاكتيكي به ايران دارند. سفر پوتين به ايران هم با همين نگاه تاكتيكي صورت گرفت.
هدفگيري آشكار و رسمي جمهوريت نظام
رهبری در صحبتهاي خود براي استحكام بخشيدن به اين تز جديد خود به دستور تغيير قانون اساسي توسط امام خميني در جهت حذف سمت نخست وزیری استناد كرد. اما بين آن تغيير قانون و اين تغيير قانون موردنظر او تفاوت از زمين تا آسمان است. با توجه به ساختار ضعيف سياسي كشور كه ذكر آن رفت، آن تغيير قانون اساسي انصافا در جهت تقويت جمهوريت نظام عمل كرد اما اين تغيير به منظور نابود كردن ركن جمهوريت است.
برخورد تعاليبخش و چشم خيربين داشته باشيم
آخوند كاشي در مسجد صدر اصفهان از وضوي يك ايلياتي ايراد ميگيرد، او ميگويد من تنها ميخواهم دو ركعت نماز بخوانم و به خدا بگويم ياغي نشدهام. پس اگر اين احساس مسئوليت را داشته باشيم خداوند هم به عهدش تداوم ميبخشد و خلقت و هدايتش را بيشتر ميكند.
نهمین نامهی محمد نوریزاد به رهبری
ما در این سالهای پس از انقلاب، بی گناهان بسیاری را برای باقی ماندن خودمان در مصدر و مسندِ قدرت کشته ایم. و بسیاری را بی دلیل به زندان و دخمه های تنگ نظری خویش در انداخته ایم. آیا صدای مرا می شنوید؟ ما بی گناهان را کشته ایم. آری بی گناهان را کشته ایم. و بی گناهان بسیاری را آواره و زندانی و غارت کرده ایم. و شوربختانه تر، به هیچ یک از آن درخشندگی ها که دست نیافته ایم، در غرقابی از تعفنِ دروغ و دزدی و بداخلاقی گرفتار آمده ایم. این همان چیزی است که آینه ی بی ریایِ من در این باریکه راهِ کهنسالی، نشان شما می دهد.
لازمه گرفتن ابتکار عمل در دست و تغییر جریان بازی به نفع مللی که به اندازه کافی چوب استعمار و استثمار را خورده اند ، وجود اختیار و قدرت در دست کسانی است که از این توانایی های ذهنی برخوردارند و تا بازی به دست لی لی پوتی های کوتوله ای است که بازی برده ما را مثل ماجرای تعبیر دوم داستان گالیور به باخت تبدیل می کنند این مهم برآورده شدنی نیست.
امپراتوری دروغ تا کی میتواند خود و ملت را گول بزند
امروز کیست که نداند مهندس موسوی مهمترین ذخیره حیثیتی برای ایران و نظام جمهوری اسلامی است؟ سیاستمداری که در دوران زمامداری خود با مردم صادقانه رفتار کرد، هرگز به آنها دروغ نگفت. سیاستمداری که 20 سال از سیاست دور نگه داشته شد اما حتی یک روز مردم خود را فراموش نکرد و با برنامهریزی و مطالعه خستگیناپذیر و ایجاد مراکز فکری و مطالعاتی، نرمافزارهای حفظ تمامیت ارضی ایران و بقای نظام جمهوری اسلامی را فراهم ساخت. سیاستمداری که با مشاهده عده ای دروغگو و فاسد که مقدرات کشور را در چنگ خود اسیر ساخته بودند احساس خطر کرد در یک فاصله کوتاه اعتماد همگانی را متوجه خود ساخت و هر روز که میگذرد جلوههای جدیدی از حقانیت آنچه که او درباره اش احساس خطر کرده بود آشکار میشود.
همه این تحولات در اولین سال اجرای برنامه پنجم توسعه بوده وچند ماهی هم بیشتر به پایان سال نمانده است. به راستی چه باید کرد؟ صاحب این قلم به سختی کار اذعان دارد، ولی معتقد است حداقل وظیفه دولت و مجلس در چنین شرایطی قبل از هر چیز اعتمادزایی در جامعه است.
برادر حسین! گریه بس کنید، این قبر خالی است
حسین شریعتمداری اگر اندکی از مروت و صداقت بهره برده بود، پس از مصاحبهٔ هیلاری کلینتون با بیبی سی با شادکامی در کیهان تیتر میزد: «حتی مخالفان ما هم علاقهای به ارتباط با آمریکا ندارند». اما برادر حسین، نه تنها از این زاویه به موضوع نگاه نکرد، بلکه ترجیح داد تا با تحریف سخنان کلینتون و تغییر آنها، ذهن متوهم و خاطرِ دشمن ساز خود را تسلی دهد؛ مبادا رویاهایش ترک بردارند و خوابهایش آشفته شوند.
رئیسجمهور بیبهره از رای مردم، میشود نیروی دستهچندم
رييس جمهوري كه با راي نمايندگان مجلس انتخاب ميشود به يك نيروي درجه چندم تبديل ميشود كه نميتواند از آن اقتدار برخوردار باشد. رابعا، عدم انتخاب رييس جمهور با آراي مستقيم مردم در فضاي سياسي كنوني حاكم در دنيا كه جنبش دموكراسيخواهي شتاب گرفته است و حتي در كشورهاي منطقه ديكتاتورهايشان كه عنوان رييس جمهور را هم يدك ميكشند به وسيله مردم از عرصه سياسي كشور حذف ميشوند و براي كشور ما كه طلايهدار مبارزه با استبداد بوده و با مردميترين جنبش، نظام 2500 ساله شاهنشاهي را دگرگون و جمهوري اسلامي را مستقر كرده پيام خوبي به همراه ندارد.
ارادهٔ حاکمان علیه ارادهٔ جمهور: هماهنگی قوا یا یکدست شدن قدرت؟
«بازبینی و اصلاح پیاپی و مدام در قانونهای نوشتهٔ بشری» و «تغییر دموکراتیک حاکمان و مجریان و ناظران بر اساس قانون» امروزه از مقدمات دانشِ سیاسی و آئین مملکت داریاند، اما ابتداییتر از آن «ضرورت اجرای قانون» است. در جایی که قانون فصل الخطاب نیست، در وضعیتی که ارادهٔ فردی و اقلیتی محدود، بر ارادهٔ جمهور غالب است، چه جای بازبینی و تغییر در قانون است؟ آنهم در وضعیتی که قلدری علیه قانون از جانب عالی رتبه ترین مقامات نظام بیداد میکند و منادیان «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» در بند اند!
جوجههای بهار عربی را آخر پاییز بشماریم
رفتار خاص ساختار دیکتاتوری، مخالفان را می کشاند به عرصه ای که با اعمالی چون انتقام گیری، میل به تحقیر متقابل و خشونت به اعلی درجه ی آن، در راستای مشابه شدن به همان ساختار قبلی حرکت کنند؛ اگرچه این رفتارها، تا حدّی “عکس العمل”ی به رفتار ساختار دیکتاتوری است، امّا در عین حال، بخشی از این تشابه رفتاری-عملکردی هم به این دلیل است که بستر اجتماعی-فرهنگی مشترکی در حال تولید این نوع رفتارهاست.
مشروح دفاعیات مدیرمسئول روزنامه اعتماد ملی در دادگاه مطبوعات
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به شکایات از روزنامه اعتماد ملی به مدیر مسئولی دکتر محمد جواد حق شناس در صبح روز یکشنبه بیست و چهارم مهرماه برگزار شد و پس از قرائت کیفرخواست نماینده مرتضوی دادستان سابق و طرح شکایات 4 شاکی دولتی، مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی بخشی از دفاعیات خود را ارائه کرد. آنچه در ادامه میخوانید، متن دفاعیه قرائت شده در دادگاه توسط مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی است.
قهرمان ملی؛ قهرمان توسعهی فقر
هنگامی که محمود احمدی نژاد دولت را تحویل گرفته در سال۸۴ خط فقر زیر ۲۳۴ هزار تومان بوده است. حداقل دستمزد ۱۸۰ هزار تومان تعیین شده بود و در سال ۱۳۹۰ درحالی که حداقل دستمزد ۴۰۰هزارتومان می باشد، براساس متوسط در آمد و مصرف خانوارهای ایرانی خط فقر ۹۸۰هزار تومان تعیین می گردد، همانگونه که ملاحظه می شود طی شش سال گذشته حداقل دستمزد به دوبرابر افزایش پیدا کرده است درحالی که خط فقر ۵ برابر رشد داشته است.
پیامبر(ص) به انتقاد و اعتراض مردم پاسخگو بود
واکنش پیامبر(ص) در مقابل اعتراضها و انتقادها، ولو آنکه ناشی از درک پایین مردم و عدم رشد اخلاقی آنان بوده باشد، چگونه بوده است؟ آیا پیامبر مردم معترض و منتقد و اعتراض و انتقادشان را به رسمیت نمیشناخته است و برای آنان چنین حقی قائل نبوده است؟ از بررسی سیرهی پیامبر دریابیم که ایشان خود را موظف به پاسخگویی به مردم میدانسته است و در جلب رضایت آنان جد بلیغ میکرده است.
تخت پروکروستس و حذف ریاست جمهوری
قامت اصلاحات سیاسی از تخت بزرگتر بود لذا دست و پایش قطع شد تا مبارزه با فقر و فساد و تبعیض به عنوان اصلاحات واقعی جایگزین آن شود. اما چند سالی نگذشت که این تخت که گمان میرفت برای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض مناسب است، کوتاهتر از آن چه که به نظر می رسید از آب در آمد. در نتیجه در ماجرای اختلاس سه هزار میلیارد تومانی به همگان هشدار داده شد که تخت را «کش ندهند» و به جای آن فقر و فساد و تبعیض را کوتاه کنند. چنین شد که خاوری به خارج رفت و رسیدگی به این پرونده به پشت درهای بسته ادامه یافت و دیواری کوتاهتر از وزیر اقتصاد پیدا نشد تا با استیضاح وی – البته اگر چنین اجازهای به مجلس داده شود- ماجرا ختم به خیر شود. دولت اصلاحات نیز قامتی بزرگتر از این تخت داشت در نتیجه دست و پایش قطع و به حیاتش پایان داده شد. گمان میرفت دولت اصول گرای برکشیده شده که از مشروطه به این سو نظیری نداشت قامتی متناسب با این تخت دارد اما باز چندی نگذشت که تخت برای این دولت نیز کوتاه شد.









