سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» یادداشتی از مریم شربتدار قدس، همسر فیض‌الله عرب‌سرخی زندانی سیاسی

عید در فراق

چکیده :هر بار که تعطیلی با روزهای ملاقات تلاقی می یابد، خانواده های بسیاری را اندوهگین می سازد که یک هفتۀ تمام بدون هیچ تماس و خبری از عزیز در بندشان انتظار کشیده اند و اینک با یک مناسبت که دیگر برایشان فرقی ندارد جشن است یا عزا، باید هفته ای دیگر را نیز بر این بی خبری مطلق بیفزایند....


کلمه – مریم شربتدار قدس:

نمی دانم باز هم عیدش بنامم یا نه؟ عید قربان را می گویم و هر عید و مناسبتی دیگر که در صفحۀ تقویم با رنگ قرمز خود، تعطیلی را یادآور شده و به جای شادی و جشن، غم محرومیت از دیدار عزیزانمان را به ارمغان می آورد.

هر بار که تعطیلی با روزهای ملاقات تلاقی می یابد، خانواده های بسیاری را اندوهگین می سازد که یک هفتۀ تمام بدون هیچ تماس و خبری از عزیز در بندشان انتظار کشیده اند و اینک با یک مناسبت که دیگر برایشان فرقی ندارد جشن است یا عزا، باید هفته ای دیگر را نیز بر این بی خبری مطلق بیفزایند.

ناخودآگاه با هر پیامک تبریک عید، پاسخی را که پیش از انقلاب در این خصوص می دادیم به یاد می آورم:

“عید ما روزی بُوَد کز ظلم آثاری نباشد / در کمند رنج و بند غم، گرفتاری نباشد” و چه تلخ است این یادآوری!

شما ای برادران بازجو و مسئولین محترم قضائی! آیا هیچ گاه تلخی این حس دوگانه را چشیده اید که بالاخره جشن و شادی است یا غم و هجران؟

شما ای مسئولان و مأموران سازمان زندان ها! خوش باشید که روزی تعطیل است و در کنار خانواده به سر می برید؛ شاید هرگز به ذهنتان هم خطور نکرده که روزگار، همواره بر یک چرخ نگشته و روزی ممکن است تقدیر، سرنوشتی بس ناخوشایند و دردناک را رقم بزند.

ما نیز گمان نمی بردیم آن روزهای یکرنگی و یکپارچگی که همه با هم فریاد مرگ بر شاه و دژخیمان سفاک را سر می دادیم، ایامی اینچنین تلخ را نیز تجربه کنیم. ما ایمان داشتیم که اگر بنا بر آموزه های دینی خود، ظلم را برنتابیم و بر ستمکاران بیاشوبیم، مدینه ای خواهیم ساخت فاضله، و امتی خواهیم داشت فائزه؛ لیک اینچنین شد که می بینیم و آنچنان شد که نمی خواستیم.

اینک اما در این ماه عزیز که با مقدس ترین پیوندها آغاز شد، شاهد فراق زوج هایی هستیم که حق گفتند و بی هیچ جرم و گناهی تاوان سنگین صداقت را می پردازند.

آسمانی ترین پیوندها را گرامی داشتیم در حالی که بهاره و امین، مهدیه و وحید، عاطفه و حسن، مریم و عماد، ژیلا و بهمن، سمیرا و علی، آزاده و آرش، مهسا و مسعود، سعیده و سعید، مهدیه و احمد، رؤیا و عیسی، فرزانه و سیامک، نسرین و رضا، زهرا و ابوالفضل، فاطمه و عبدالله و بسیاری از زوج های عاشق دیگر که ذهن را یارای یادآوری همۀ اسامی نیکشان نیست، قلب هایشان را بر فراز دیوارها و میله های بلند زندان به پرواز درآورده و با گرامیداشت سالروزهای ازدواجشان، دور از هم و در غربت مظلومانه و کدورت ستم، به یکدیگر افتخار می کنند.

چه عزیز است این ایام که ابراهیم با جگرگوشه اش به قربانگاه می رود تا ابراهیم های زمان و ابراهیمیان تاریخ را استقامت و پایمردی بیاموزد.

چه زیباست این روزها که پیامبر گرامی اسلام با مظهر عدالت به غدیر می روند تا حجت را بر همگان تمام کرده و راه فرصت طلبان را مسدود نمایند.

و چه امیدوارانه است روز مباهله که در این ماه با شکوه واقع شده و در امتداد قربان و غدیر، راه نفرین را گشوده است؛ اما آسوده باشید آقایان! که ما اهل نفرین نیستیم و یقین دارم در صورت تداوم ستم، بدون نیاز به نفرین، مشیت الهی تقدیری بس دگرگون را رقم خواهد زد.

امید دارم روزی فرا رسد که با شادی و سربلندی، همۀ اعیاد را به هم تبریک گفته و به جای کینه و نفرت، بذر محبت و ایثار پراکنده و ابراهیمیان بازگشته از قربانگاه را که آتش برایشان گلستان شد، در کنار عزیزانشان بینیم.


4 پاسخ به “عید در فراق”

  1. ناشناس گفت:

    خواهرم . چرا ؟ ما اهل نفرین هم هستیم. اگر نفرین در خواست دوری از رحمت الهی است ، اگر نفرین درخواست کیفر مجرمین است، اگر نفرین اعلام برائت و جدایی خط صالحین از فجار می باشد ، ما اهل نفرینیم.نفرین بر آن که ندا را سهراب را موسوی را ترانه را به شهادت رسانید. نفرین بر کسی که بنای ظلم را به آیین و رسم و سیره معصومین و مردم مظلوم این سرزمین روا داشت و دارد. نفرین بر آنانی که از این ستم پیشه بیدادگر پیروی می کنند . نفرین بر چکمه پوشان دیو کسوت ، متجاوزان قدر شوکت ، درندگان حیوان صولت . نفرین بر غارتگران و دزدان ثروت و عفت و هیبت ارزشمندترین نژاد و نجیب ترین فرزندان تاریخ در ایران زمین.
    خواهرم تو شربت داری در عزا و سرور . شاید نتوانی لب به شکوه و لعن بگشایی. اما زنان و فرزندان و پدران و برادران منتظر نمی توانند خواب را درچشم بیاورندو اندوه را از دل بزدایند.
    تو می دانی و البته می دانی که ده ها برابر از آنچه اعلام گردیده درختان سبز این سرزمین در خون غلطیده اند. و این مکاران تاریخ که از تمامی دژخیمان گرگ وند درس شرارت و قساوت و دروغ و بیشرمی گرفته اند .فهمیده اند فردای روزی که اقدام به آزادی زندانیان بی گناه کنند، تازه انبوه پرشمارشهیدان و مفقودان جنبش حق طلب سبز ، برای جهانیان معلوم خواهد گردید.
    اینان جنایات و کشتار خود را امروز در زیر چتر ودرون پوشش زندانی بودن اندکی از بسیاری از شهیدان پنهان کرده اند. و چه بسیارند خانواده هایی که از بیم قربانی شدن وزندان و تهدید به تجاوز دم بر نمی آورندو خود پوششی بر جنایات این دیوان دین نما ی ملعون گردیده اند.
    خداوندا حاکمان و جنود سیاه دل و جنایتکار و خائن و کذاب این سرزمین را برای همیشه از رحمت خود محروم فرما. به آنان گرمی آتش و سوزندگی تیغ و رسوایی دو جهانی را بچشان . و برای همیشه این سرزمین را پایگاه توحیدو حق پرستی و دادگری قرار ده .

  2. ناشناس گفت:

    مريم عزيز خدا به شما و همه خانواده هاي زندانيان سياسي صبر بده . زينب

  3. معلم گفت:

    خواهر عزیز باتمام وجودم درک می کنم که چه می گویید فقط فقط وفقط خداصبرتان وصبرمان دهداو ان بالا واین پایین ودران سلولهای تنگ با تمامی بزرگی شان ارام بخش وامیدافرین هسنتد وتوکل تان وتوکل مان رااز حضرتش دور نکنیم

  4. A گفت:

    چقدر تلخ و عذاب آور هست زمانی که اخبار اینچنینی رو میشنویم و کاری از دستمون بر نمیاد.. جز آرزوی پایداری و آزادی..